ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

اینجا را میدان میگفتند. آنچه را که ازاین محل از کودکی خودم بیاددارم اینجا را میدان میگفتند .این محل وسیع سنگفرش داشت یابعبارتی کف این محل را با سنگ های تقریبآدرشت دقیق و منظم فرش کرده بودند و محل فروش تره بار وسبزی و صیفی بود و ر ستاییان در چندردیف کنار هم بساط داشتند. سمت راست یکسری مغازه های کوچک که متعلق به قبرایی ها گلشاهی ها محجوبی ها فلاح خیر هاو حتی عموی من سید نعمت الله مغازه های متعددی داشت که در اجاره بود وهنوز هم چند تایی از آنها باقی مانده که در اختیار ورثه ها است . ومن خوب یادم هست خانه بزرگی پشت مغازه های سمت راست بود که متعلق به پزشکی رشتی بنام" دکتر رفیع "که خدمات زیادی به لاهیجانی هاکرد وروانش شاد که بعد از انقلاب توسط شهردار برهانی اشغال شد و تبدیل به بازار روز شد. روبروی این مغازه ها مسجد چهار پادشاهان بودو در سمت غرب این میدان مسجد جامع وحمام بزرگ و به سبک حمام ترکی قرار داشت وبین حمام و مسجد جامع کوچه باریک ودراز ی بود که در دو طر آن مغازه های کوچک و وباکف بلند بطوری که مشتری داخل دکان نمیتوانست برود وبیرون دکان میایستاد و خرید میکرد در حالی که فروشند داخل دکان باکف بلند می نشست و مشغول فروش میشد واین مغازه تا محله پرد سر ادامه داشت و آنموقع به بازار لاهیجان معروف بود . این بازار تا زمان شهردار مسیح وجود داشت تا اینکه در مسیر آن خیابانی ایجاد شد که به آن تازه بازار میگفتند

اینجا را میدان میگفتند

آنچه را که ازاین محل از کودکی خودم بیاددارم اینجا را میدان میگفتند .این محل وسیع سنگفرش داشت یابعبارتی کف این محل را با سنگ های تقریبآدرشت دقیق و منظم فرش کرده بودند و محل فروش تره بار وسبزی و صیفی بود و روستاییان در چندردیف کنار هم بساط داشتند. سمت راست عکس یا شمال میدان یکسری مغازه های کوچک وجود داشت  که متعلق به قبرایی ها گلشاهی ها محجوبی ها فلاح خیر ها و حتی عموی من سید نعمت الله مغازه های متعددی داشت که در اجاره بود وهنوز هم چند تایی از آنها باقی مانده که در اختیار ورثه ها است .  من خوب بیاددارم خانه بزرگی پشت مغازه های سمت راست بود که متعلق به یک پزشک رشتی بود بنام" دکتر رفیع "که خدمات زیادی به لاهیجانی ها کرد وروانش شادباشد این خانه ی بزرگ بعد از انقلاب توسط شهردار برهانی اشغال شد و تبدیل به بازار روز شد. روبروی این مغازه ها مسجد چهار پادشاهان بودو در سمت غرب این میدان مسجد جامع وحمام بزرگ گلشن و به سبک حمام ترکی قرار داشت وبین حمام و مسجد جامع که مناره اش دراین عکس مشخص است کوچه باریک ودراز با کف سنگ فرش بود که در دو طرف آن مغازه های کوچک و وباکف بلند بطوری که مشتری داخل دکان نمیتوانست برود وبیرون دکان می ایستاد و خرید میکرد در حالی که فروشند داخل دکان باکف کرسی بلند می نشست و مشغول فروش میشد واین مغازه تا محله پرد سر ادامه داشت و آنموقع به بازار لاهیجان معروف بود . این بازار تا زمان شهردار مسیح وجود داشت تا اینکه قسمت بزرگی از حمام زیبا و قدیمی تاریخی گلشن خراب شد و در مسیر آن کوچه قدیمی خیابانی ایجاد شد که به آن تازه بازار میگفتند   طرف شرق این میدان درست طرف مقابل مناره و مسجد جامغ محله شعربافان باکوچه های پیچ و واپیچ وجود داشت و داخل همان کوچه مقبره امجد السلطان و دو کارخانه چای سازی هم بود یکی اش کارخانه میرصفا بود که کلآ ازبین رفت و تبدیل به خیابان کاشف شد و دیگری کارخانه محمد آقا کریم بود که قسمتی از آن خرابه و متروکه تا اکنون همانجا قرار دارد 
در جوار منزل آقای دکتر رفیع باغی بود که یخ چال بزرگی در آن قرار داشت که در زمستانها با یخ وبرف پر ودر تابستانها از آن استفاده میشد . در کنار یخ چال خانه کوچکی بود که مرحوم قاسم ومرحومه مریم ذوقی والدین آقایان حمزه وفریدون ذوقی زندگی میکردند. در سمت غرب میدان که عکس فوق از آن سمت گرفته شده کاروانسرایی بزرگ بود که درماه محرم شترانی که برای مراسم شب هفتم در آنجا آذین می بستند ونگهداری می کردند .


  •  
    •   

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر