ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

گلخانه باغ کشاورزی لاهیجان از عکسهای آلبوم پدرم

  از راست: سیدنعمتاهلل توکلی، عیسی ضیاظریفی، مجیدی راننده
مشاراعظم عبدالباقی معتضد منجمی،




سیدعلینقی مظفری، یوسفخان مشاراعظم، حیدرپور، یحیی فرید مجتهدی،
دکتر وزین رئیس بهداری 
رودسر  مریخ رئیس پست و تلگراف رودسر

 ازراست_یوسف صفاری مشار اعظم ، هیئت ، دکتر نریمان ،یوسف محصصی،؟؟ ، نعمت الله توکلی، بنظر میرسد گلخانه باغ کشاورزی لاهیجان باشدو از عکسهای آلبوم پدرم و شاید هم کار پدرم و دوربین اش ؟

۱۰ نظر:

  1. http://bukharamag.com/wp-content/uploads/downloads/2012/02/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87.pdf

    پاسخحذف
  2. زندگی و زمانة یوسف خان مشاراعظم علی امیری
    ّعده‌ای مجذوبند و ّعده‌ای مرعوب
    به لطف مدیر محترم و با ذوق مجلة وزین بخارا از این شماره و در این
    ستون کوشش خواهد شد تا به زندگی و حیات سیاستمداران فراموش شدة عصر
    گذشتة تحوالت سیاسی ایران پرداخته شود. با در نظر گرفتن نواقصی که در
    تدوین شرح حال برخی از بزرگان عرصة سیاست سدة گذشته ایران محسوس
    بوده، امید آن است که این یادداشتها بتواند در جهت تکمیل گوشهای از
    مجموعه بازشناسی تاریخ رجال سیاسی ایران نقشی مؤثر داشته باشد.
    ِ این شماره که بخش نخستین مجموعه یادداشتهای »سیاستمداران
    فراموش شدة ایران« است، به زندگانی میرزا یوسفخان مشاراعظم میپردازد.
    این مطالب بر اساس تحقیقات پراکندة این مخلص و نیز اطالعات شفاهی
    ارزندة آقای عبدالباقی ّ خان معتضد منجمی لنگرودی )خواهرزادة وی( تنظیم
    شده است. ایشان که در نود سالگی از نعمت بی ِ قیمت حافظة قوی و حضور
    ذهنی بیدار برخوردار هستند در نهایت لطف و صمیمیت هر آنچه راجع به
    شرح احوال دائی خود الزم بود در اختیار نگارنده گذاشتند. به پاس این عنایت
    )))
    ّت یادداشت حاضر را تقدیم محضر این نیک مرد شریف مینمایم.
    بیمن
    1( نگارنده از چندی پیش درصدد آن است تا کتابی دربارة زندگینامة مشاراعظم گردآوری نماید. این کتاب
    دربردارندة مجموعة مقاالت، اسناد و عکسهای به جا مانده از مشار میباشد و بخشی دیگر مربوط به یادماندههای
    ً آقای عبدالباقی ّ خان معتضد منجمی لنگرودی
    نزدیکان وی خواهد بود. در به ثمر رساندن این کتاب مطمئنا
    نقش بسزائی خواهند داشت.

    پاسخحذف
  3. میرزا یوسفخان مشاراعظم به سال 1267 خورشیدی در منزل پدریاش واقع در خیابان 539
    صفیعلیشاه تهران چشم به جهان گشود. پدر وی میرزا جعفرخان مستوفی پسر چهارم
    مرحوم حاجی میرزا محمدعلیخان امین دیوان الهیجانی بود که در سال وبائی زادگاهش را
    برای همیشه به قصد تهران ترک کرد و از همان ابتدا از دوستی و ارتباط نزدیک پدرش با
    دربار ناصرالدین شاه نهایت بهره را برد و خیلی زود به مقام مستوفیگری رسید. این جایگاه
    منجر به آن شد که وی با اکثر رجال برجسته و سرشناس آن روزگار ارتباط و آشنائی نزدیک
    پیدا کند. میرزا جعفرخان مستوفی در مدت عمر خود دو بار اقدام به وصلت نمود که از
    همسر اولش خانم حرمت السلطنه دو فرزند به نامهای ابراهیم خان )منظمالسلطنه( و فاطمه
    خانم )شوکتالدوله( بر جای ماند و از همسر دومش که از خانوادة مرحوم عالءالدوله بزرگ
    بود یک فرزند پسر حاصل گردید که نامش را یوسف خان نهاد. میرزا جعفرخان مستوفی در
    سال 1303 خورشیدی در تهران چشم از جهان بربست.
    یوسفخان در همان دوران نوجوانی تحصیالت متداولة آن عصر را فرا گرفت و توسط
    مرحوم حاجی میرزا حسن خان محتشمالسلطنه اسفندیاری که دوست صمیمی پدرش بود
    در وزارت خارجه به کار مشغول شد. محتشمالسلطنه که به استعداد و ذکاوت یوسفخان
    پی برده بود وی را در جزو منشیهای مخصوص خودش قرار داد.
    در انقالب مشروطیت مشاراعظم جوان در زمرة مدافعان مشروطه خواهان بود و در
    هر جا و مکان به اقتضای شرایط موجود به تبلیغ و گسترش افکار آزادیخواهان مشروطه

    پاسخحذف

  4. • میرزا یوسفخان مشار اعظم540
    میپرداخت. این موضوع بهانهای برای دوستی او با برخی از رهبران جنبش مشروطه شد.
    فعالیت مشاراعظم در سالهای بعد از مشروطیت در وزارت خارجه همچنان ادامه یافت.
    در سال 1335 هـ ق حسنخان وثوقالدوله به مقام رئیسالوزارئی منصوب شد و این همزمان
    با انقالب بلشویک‌ها در روسیه تزار بود.
    وقتی که در روسیه کمونیستها به سر کار آمدند دولتی به نام دولت مساوات در باکو
    تشکیل و شخصی به نام عادل خانف نخست وزیر آن دولت شد. وثوقالدوله تصمیم گرفت
    که هیئتی به نمایندگی دولت وقت و به سرپرستی سیدضیاءالدین طباطبائی مدیر روزنامه رعد
    به باکو اعزام تا با دولتی که در باکو اعالم موجودیت نموده بود، چند قرارداد ببندد. در این
    ّت این گروه اعزام شد. کنسولگری
    بین مشاراعظم بهعنوان نمایندة وزارت امور خارجه در معی
    ایران در باکو آن موقع با محمد ساعد مراغهای بود که به واعظزاده مراغهای شهرت داشت.
    هم زمان با ورود هیئت ایرانی به باکو بلشویک‌ها به آن شهر حملهور شدند. مساواتیستها
    که یارای مقاومت نداشتند دست به فرار زده و کابینة آن دولت از هم پاشید و هیئت ایرانی
    سرگردان شده و تا مدتی در شرایط بالتکلیفی قرار گرفتند و پس از چند روز دچار مشکل
    ّدحمدتقی مظفرزاده رودسری که
    بیپولی نیز شدند. تا اینکه یکی از ساکنان آنجا به نام سی
    ّ از تج ً ار ایرانی و اصالتا اهل گیالن بود به کمک گروه ایرانی رسید و مقداری از برنجهای
    تجارتخانة خود را فروخت و پولش را به هیئت ایرانی داد تا به ایران بازگردند. مشاراعظم
    بعداً از وزارت خارجه مبلغ دریافتی را تهیه و به مظفرزاده عودت داد. به خاطر این محبت
    مشاراعظم همیشه از مرحوم مظفرزاده به نیکی یاد میکرد و هر موقع وی به تهران میرفت
    مهمان منزل مرحوم مشار بود. دوستی مشاراعظم با محمد ساعد مراغهای نیز از آن سال شکل

    پاسخحذف

  5. )))
    گرفت و تا پایان عمر ساعد ادامه داشت.
    در سالهای وقوع جنبش جنگل در گیالن یوسفخان مشاراعظم در تهران زندگی
    ))) در زمان
    میکرد و بیشتر اوقات مشغول رتقوفتق امور محوله در وزارت خارجه بود.
    تصدی میرزا حسنخان مشیرالدوله بر وزارت داخله در سال 1301 یوسفخان مشاراعظم
    به آن وزارتخانه منتقل شد و بهسمت مدیر ادارة غرب این وزارتخانه معرفی گردید. یک
    سال بعد و در کابینة سردارسپه سمت ریاست کابینة ریاستالوزراء به وی محول و منشی و
    همهکارة رضاخان شد. از همان وقت مشاراعظم یکی از محارم سردارسپه به حساب میآمد،
    نزدیک به دو سال بعد وی به همراهی چند تن دیگر از نزدیکان رئیسالوزراء مانند سرلشکر
    )))
    امیرطهماسب از بانیان برپائی جشن تاجگذاری رضاشاه بودند.
    در سال 1305 با معرفی ذکاءالملک فروغی بهعنوان رئیس الوزراء کفالت وزارت معارف
    1( عجب آنکه شیوة پایان زندگانی این دو به مانند هم بود.
    ّدمحمد کمرهای در کتاب خاطرات خود اشاراتی دارد. )نگاه
    2( راجع به این ایام و فعالیتهای مشاراعظم، سی
    ّدمحمد کمرهای، به کوشش محمدجواد مرادینیا - نشر شیرازه(
    کنید به روزنامه خاطرات سی

    پاسخحذف


  6. 3( راجع به این موضوع سرلشکر عبداهلل امیرطهماسب در کتاب خاطرات خود به تفصیل اشاره دارد. )نگاه کنید
    به عبداهلل امیرطهماسب، تاریخ شاهنشاهی اعلیحضرت رضاشاه پهلوی – تهران مطبة مجلس، 1305(541
    و اوقاف و صنایع مستظرفه به یوسفخان مشاراعظم محول شد. مشاراعظم در آن روزها
    کوشید تا تحولی در سیستم معارف ایجاد کند به همین خاطر اقداماتی همچون سر و سامان
    دادن به وضعیت مدارس و اجرای اصولی نوین در شیوة تدریس معلمان و تدوین قانون
    ّ مدون اوقاف برای ادارة موقوفات کشور را پیش گرفت. حتی در اقدامی شایسته به بهانة
    درگذشت پروفسور ادوارد براون مراسم یادبودی برای این ایرانشناس بزرگ انگلیسی برپا
    ّدحسن
    نمود و در آن مراسم در کنار بزرگانی مانند حاجی میرزا یحیی دولتآبادی و سی
    تقیزاده مقالهای در وصف مقام علمی و یادبود ادوارد براون قرائت نمود.
    مشاراعظم تا اواسط سلطنت رضاشاه مورد توجه و مشورت بود اما به تدریج مانند
    • فرمان وزارت پست در کابینه محمدساعد مراغهای )از مجموعة عبدالباقی معتضدمنجمی(542
    ّ بسیاری دیگر از محارم رضاشاه از وی دور شد و کم کم مورد غضب شخص اول مملکت
    قرار گرفت. مشار در سال 1311 با رتبة هشت اداری و با حقوق ماهیانة هشتاد تومان
    بازنشسته شد و چون به توسط یکی از آشنایانش که در شهربانی کار میکرد از طرح قتل خود
    باخبر شده بود مخفیانه به لنگرود نزد خواهرش خانم شوکتالدوله رفت و تا سال 1320 در
    )))
    آن منزل پنهان شد.
    با ورود متفقین به ایران و خروج رضاشاه از کشور بسیاری از رجال سیاسی مورد غضب
    فرصت دوبارهای یافتند تا دوباره در عرصة سیاست کشور حضور داشته باشند. یوسف مشار
    هم از این قائده مستثناء نبود و چند روز بعد از وقایع شهریور به نوشتن مقاالتی انتقادی در
    جراید وقت کشور پرداخت، بهویژه در روزنامههای اطالعات و ستاره یادداشتهای جذابی
    )))« را
    ّ از وی به چاپ رسید به عنوان نمونه مقالة »ملتهای جهان و انجمن سانفرانسیسکو
    میتوان از پرمخاطب ترین مقاالت جراید آن سالها دانست.

    پاسخحذف
  7. مشار، مصدق و جبهة ملی
    مشار از دورة جوانی با دکتر مصدق دوست بود و این ارتباط تا آخرین روزهای حضورش
    در ایران ادامه داشت. در سال 1328 یکی از اعضای گروه بیست نفرهای بود که با رهبری
    ّ دکتر مصدق جبهة مل ّ ی را تأسیس نمودند، در بیست و دوم مهر همان سال بهخاطر مسائل
    انتخابات به همراه دویست نفر دیگر در تحصن مقابل کاخ شاه حاضر شد. مشاراعظم در
    شهریور 1330 از طرف دکتر مصدق بهعنوان وزیر پست و تلگراف به مجلس معرفی شد.
    نزدیکی این دو به حدی بود که اکثر جلسات دولت به غیر از منزل دکتر مصدق در خانة
    یوسف مشار برپا میشد. مشار در محلة چهارسو چوبی مینشست و منزلش در واقع متعلق
    به پدرش میرزا جعفرخان مستوفی بود که به وی رسیده بود.
    این خانه در نزدیکی خانقاه نوربخشیه در خیابان صفیعلیشاه شماره 260 قرار داشت
    و یک باغ بزرگی هم در آن بود و به غیر از عمارت قدیمی، یک عمارت جدید هم در آن
    ساخته شده بود که تمام خبرنگاران حاضر در جلسات در آن غذا میخوردند. این عمارت به
    میدان مجلس میدان بهارستان بسیار نزدیک بود به همین دلیل دکتر مصدق هر موقع که الزم
    میدید به باالی آن میرفت و از نقطهای که مشرف به مجلس بود سخنرانی میکرد.
    مشار و انتخابات مجلس
    مشاراعظم در دورة پنجم تقنینیه از طرف مردم بروجرد به مجلس شورای ملی راه یافت
    1( راجع به این موضوع در مجلة خواندنیها چنین آمده است: »... تا شهریور 20 مشاراعظم آنقدر محرمانه و
    ً او
    مخفی زندگی می‌کرد که در دستگاه الهی هم نامش از دفتر بایگانی گم شده بود و کسی نمیدانست واقعا
    زنده است یا مرده...« )خواندنیها – سال یازده، شمارة 81، ص14(
    2( روزنامة اطالعات – سال نوزدهم، سه شنبه چهارم اردیبهشت 1324اما در میانة راه برای کفالت وزارت معارف انتخاب و به ناچار کرسی وکالت مجلس را رها 543
    کرد. وی تا دو دهه از فضای انتخاباتی دور بود تا آنکه به توصیه و اصرار دوستان در زادگاه
    اجدادیاش الهیجان خود را برای دورة چهاردهم نامزد نمود اما این بار شرایط سیاسی به
    گونهای دیگر بود و فعاالن حزب توده که در بهترین شرایط حیات سیاسی این حزب قرار
    داشتند میدان رقابت را بر مشار و دیگر نامزدهای انتخاباتی الهیجان تنگ کرده و با شدت
    و انگیزه باال از نامزد سرشناس و پرآوازة حزب توده دکتر رضا رادمنش که آن موقع دبیرکل
    این حزب هم بود حمایت و تبلیغات رنگارنگ و دامنهداری کردند. نتیجة این کشمکشها
    پیروزی رادمنش و شکست مشاراعظم بود. البته مشاراعظم بابت این ناکامی چندان ناراحت
    نشد چرا که در کمتر از یک سال توسط نخست وزیر وقت محمد ساعد مراغهای به عنوان
    وزیر پست معرفی شد. وزارتی که با استعفاء نخست وزیر در کمتر از هشت ماه به پایان
    رسید.

    پاسخحذف

  8. مشار در دورة شانزدهم نیز شانس خود را از طرف مردم الهیجان برای ورود به مجلس
    شورای ملی آزمایش کرد. اینبار و از طرف حزب زحمتکشان که از احزاب سیاسی فعال
    آن روزهای ایران بود نام یوسف مشار و علی زهری در فهرست اسامی نامزدان معرفی شده
    ))) با این حال مشاراعظم همچون دورة چهاردهم کاری از پیش
    برای انتخابات دیده میشد.
    ّدمحمدحسین
    1( نگاه کنید به گزارش شهربانی - مرجعیت در عرصة اجتماع و سیاست، به کوشش سی
    منظوراالجداد، ص471
    • از راست: سیدنعمتاهلل توکلی، عیسی ضیاظریفی، مجیدی )راننده مشاراعظم(، عبدالباقی معتضد منجمی،
    سیدعلینقی مظفری، یوسفخان مشاراعظم، حیدرپور، یحیی فرید مجتهدی، دکتر وزین )رئیس بهداری
    رودسر(، مریخ )رئیس پست و تلگراف رودسر(544
    نبرد و در رسیدن به کرسی وکالت مجلس ناکام ماند.
    اما در دورة هفدهم شرایط بهگونهای دیگر بود و مشار با توجه به موقعیت مطلوب
    سیاسی آن سال و اعتبار واالی جبهة ملی و رهبر آن یعنی دکتر محمدمصدق در جامعه و
    حمایت بسیاری از دوستان روشنفکر، از تهران برای ورود به مجلس کوشید که در پایان
    انتخابات نام وی به عنوان یکی از دوازده نماینده مردم تهران از صندوق آراء بیرون آمد. دورة
    هفدهم مجلس شورای ملی از تاریخیترین ادوار مجالس تقنینیة ایران بوده که ناگفتههای
    زیادی در خود جای داده است.
    • فرمان وزارت پست یوسف مشار اعظم در کابینه دکتر محمد مصدق )از مجموعه عبدالباقی معتضد منجمی(مشاراعظم در این دوره نسبت به برخی از تصمیمگیریهای سیاسیون انتقاداتی داشت 545
    و گهگاه این موضوع به صحن علنی مجلس نیز کشیده میشد. بهخصوص در یکی از
    جلسات مشاراعظم رو به حاضرین در صحن علنی مجلس چنین گفت: »وکالی مجلس
    )))« این سخن باعث برافروختن تعدادی از وکالی مجلس
    عدهای مجذوبند و عدهای مرعوب
    شد بهطوری که عبدالغدیر آزاد یکی از حاضرین در راهروی مجلس با مشار به درگیری
    فیزیکی پرداخت که کار باال کشید. این اتفاق و کتکی که آن روز مشاراعظم بابت آن جمله
    از عبدالغدیر آزاد و عدهای دیگر خورد، باعث شد که مشار برای همیشه با عرصة سیاست
    قهر کند و چند ماه بعد از کودتای 28 مرداد برای همیشه از ایران خارج شود. وی چند سالی
    در اسپانیا زندگی کرد و بعد به سوئیس رفت و تا آخر عمر در ژنو ماند. یوسف مشاراعظم
    سرانجام در آبان 1365 در نود و هشت سالگی در یکی از بیمارستانهای شهر ژنو چشم از
    ّت در همان شهر به خاک سپرده شد.
    جهان بربست و بنا به وصی

    پاسخحذف

  9. شخصیت مشار
    یوسف مشار بنا به گفتهها و نوشتههای دوستان و نزدیکانش مردی بسیار فهیم و دانا
    ً بود و شخصیت بزرگی داشت، مطلقا اهل تظاهر نبود. هیچ ّ گاه برای پست و مقام متوسل به
    ّ چاپلوسی و تملق نشد. در زمان کفالت وزارت معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه قسمت
    1( روزشمار تاریخ معاصر ایران )از مشروطه تا انقالب(، دکتر باقر عاقلی
    • عبدالباقی معتضد منجمی )عکس از آرمان جامعی(546
    مهمی از تشکیالت فرهنگ به وسیله ایشان پی ریزی و پایهگذاری شد. مهدوی در کتاب
    رجال دوهزارسالة گیالن راجع به مشاراعظم چنین آورده است: »یکی از برجسته دانشمندان
    ً گیالن خصوصا الهیجان این مرد بزرگ، فاضل سترگ بود که نام نامی آن میرزا یوسفخان
    ّ و ملقب به لقب مشاراعظم بود، از اوالد امین دیوان بزرگ الهیجانی است. این مرد یگانه مرد
    ّ اخالق و آداب و فاضل اریب و ادیبی لبیب بود، در اثر کفایت و خیرخواهی دولت و ملت
    «
    )))
    به مقام شامخ مشاراعظمی نائل گردید...
    آقای مشار در سال 1327 اقدام به ازدواج نمود و آن هم به این دلیل بود که قصد داشت
    به سفر حج برود. همسرش عالمخانم انسانی بسیار فهمیده و از اهالی تهران بود، با این حال
    مدت زیادی با این خانم زندگی نکرد و او را طالق داد. مشار از این وصلت صاحب اوالدی
    نشد. البته یک خانه برای عالمخانم خرید و اسباب و اثاثیهای برایش فراهم نمود.
    وی اهل ادب و دارای ذوق شاعری نیز بود از جمله در سالهای انزوا و گریز از دست
    مأمورین نظمیة رضاشاهی در نقد شخصیت دوگانة رضاشاه شعری سرود که آقای عبدالباقی
    ّ معتضد منجمی لنگرودی خواهرزادة وی دو بیت آن را برای نگارنده چنین خواند:
    خراب از دو چیزم که هریک از آن دو کفایت کند بر خراب جهانی
    یکی زان دو چیز مردم سفله پرور دو دیگر که جاهل کند حکمرانی
    مشار در سالهای دوری از سیاست به امالک موروثیاش در الهیجان دلخوش بود و
    از مالاالجارة اراضیاش در روستاهای صداپشته و دهکاه امرار معاش میکرد. مباشرت این
    ))) قرار داشت. بعدها با دادن وکالت
    ّدنعمتاهلل توکلی
    امالک در اکثر ایام بهعهدة حاج سی
    تاماالختیاری به خواهرزاده ّ اش آقای عبدالباقی معتضد منجمی لنگرودی که از قضات
    سرشناس و در زمرة مردان نیکنام وزارت دادگستری وقت بوده، به توسط وی از درآمد
    امالک خود تا پایان عمر بهرهمند میشد.

    پاسخحذف
  10. ّدضیاءالدین طباطبائی میزدند که در اوائل
    گهگاه به مشاراعظم اتهامی دربارة دوستی با سی
    ))) حقیقت امر این که مشاراعظم در
    ّدضیاءالدین همکاری داشت که بیاساس بود.
    کار با سی
    زمرة مردان دردآشنای عصر خود بود. دربارة دانایی وی صحبت بسیار است.
    1( رجال دوهزار سالة گیالن، م.م مهدوی – چاپ نجف اشرف، ص353
    ّدنعمتاهلل توکلی الهیجانی )1360–1280 ّ هـ ش( از تجار خوشنام الهیجان و گیالن بود و چند
    2( حاج سی
    دهه در تجارت چای از چهرههای سرشناس و مشهور بهشمار میآمد. کارخانهای از وی امروز در الهیجان باقی

    پاسخحذف