ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲۶, پنجشنبه



    •  شعری ازبیژن نجدی_ 
      من لاهیجان هستم
      چه کسی کجاست؟
      گیلاس،آلبالو،سیب در قوطی کمپوت
      پرندگان روی سیم برق
      من لاهیجان هستم
      مرغ مرده در یخچال
      آنتن تلویزیون روی سفال
      توت زیر پای درخت توت
      من لاهیجان هستم
      خزر منظورم همین دریای خزر
      تا گلوی پنجره ی خانه های انزلی پیش آمده
      شاگرد اول یکی از کلاس هایم موجی شده پیچیده اندش با طناب به تختخواب
      من لاهیجان هستم
      آقای کلینتون در کاخ سفید
      مومیایی لنین کجاست نمی دانم
      گورباچف در پروستاریکا چه نوشته نمی دانم
      تابلوهای سهراب سپهری در کدام موزه ست؟به مرتضی علی (ع) نمی دانم
      مخمل صدای بنان در خاک پوسیده یا مخمل تر شده است
      ارواح پدرم نمی دانم
      ولی،البته،اما من لاهیجان،همین جا،لاهیجان هستم
      و دلم یه خُرده گرفته از چیزی
      و می دانم که سازمان ملل در نیویورک
      و نظم نوین جهان دادگاهی ست در دل من
      این جا پشت استخوان سینه ی من
      خون قاضی ست
      شاهد خاطرات من
      و رگ هایم طناب دار
      حالا امروز یا فردا
      کی؟
      نمی دانم
      از کتاب پسر عموی سپیدار_بیژن نجدی




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر