ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه

کتاب شمس لنگرودی از زندگی نیمایوشیج _ازجان گذشته به مقصود_ با تشکراز محمدوثوقی و فرشین کاظمی نیا


بخش هايي از كتاب "از جان گذشته به مقصود می رسد" نوشته شمس لنگرودي در مورد زندگي نيما يوشيج، كه به دوران زندگي اين شاعر در لاهيجان مي پردازد. 

عالیه خانم دیماه به لاهیجان منتقل می شود و نیما نیز به قول خود چون زایده ای به همراه او به آن شهر می رود و اما نیما از مناظر لاهیجان خوشش می اید و باز مثل بارفروش (بابل كنوني) زندگی روحی خوشی را آغاز می کند . می گوید : " خداوند افراط کرده ، تمام برکت ها را به شیرینی گفتار لاهیجی ها داده است . هر روز چیزی بر حیرت من از ملاقات با آن ها می افزاید ... هر یک نفر لاهیجی رب النوع عقل بخصوصی است که طبیعت نمونه داده است . من در مرکز رب النوع ها زندگی می کنم " او که بارفروش را آن همه دوست داشت در مقایسه ی بارفروش و لاهیجان می نویسد : " بارفروش شهر نارنج می شود ، مخزن عطر و لاهیجان یک باغ مصفا " می گوید " اگر منزل محقر من خالی ازصدای ساز است ، طبیعت خوانندگان خود را مقرر داشته است که برای من در روی شاخه ها و در زیر گل های سفید و پشت گلی بخوانند " و طنزهایی می نویسد که هیچ شباهتی به حرف های نیمای اندوهزده ی پیشین ندارد . مثلا می نویسد : " لای در خانه ام نوشته اند : اناالنوجود ما طلبی بجدت . یعنی خدا می فرماید من موجود هستم بطلب مرا پس پیدا می کنی مرا . معهذا هیچ کس به جست و جوی من نمی آید . در صورتی که به خطا نرفته ام .من که در مرکز مثل پیغمبری بوده ام ، وقتی به نسبت ترقی کنم ، در یک شهر کوچک باید خدا بشوم ،آن هم در لاهیجان " یا بر سر دری که " بسم الله الرحمن الرحیم " نوشته شده است و او علتش را از صاحب خانه جویا می شود و جواب می شنود " برای این است که اجنه و شیاطین به خانه داخل نشوند " نیما می پرسد پس خودش چطور داخل خانه می شود "
نیما در لاهیجان سخت مشغول یافتن و مطالعه ی کتابهای خطی است و خوش می گذراند . خوشحال تست . راضی است . در نامه هایش آرامشی به چشممی خورد که حتی در نامه های بارفروش نیز به چشم نمی خورد . مشغله اش بررسی نسخ خطی شعر گذشتگان ، گردش در جنگل ها و کوهپایه ها است . نمایشی به نام " حاکم کاله " نوشته است که به قول خود " صفحه از زیر دست من بیرون نرفته ، عجله دارند که آن را ببرند " به نظر می رسد خوشترین دوران زندگی نیما همیت دوره ی یکساله است که در لاهیجان گذرانیده است . اما تعداد شعری که از این اقامت شاد او باقی مانده ، دوازده قطعه شعر قدماییو سنتی پند امیز و طنز الود است که نشانی ازشاعر افسانه ندارد و هیچ کدام از نوآوری هایی که در نامه هایش به ان ها می پردازد در این شعرها به چشم نمی خورد . مهمترین اثری که نیما در لاهیجان می نویسد مرقد آقا است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر