ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۶, شنبه

بیژن نجدی_ یک دسته گل ترمه ای با بوی تن گوسفند و دختران قالیباف از قالیچه می اید ...به سفره هفت سین من چمدانی پر از روزنامه و لباس از پنج دری ساکنان چسبیده بر صفحه البوم از تاقچه امده اند با نیمرخ مقوایی باید به پرده بگویم کنار برود و اسفند را با کاسه می ریزم از اتاق به حیاط در حیاط روی پله ها فرش انداخته ام زیر پای سالی که باید همین لحظه از راه برسد ماهی سرخ در تنگ بلور و اب بی صدا می گوید اب اب من در مفصل زمستان و بهار می گویم با اولو الالباب از رادیوست که می شنوم باز هم عید شده است

عکس از محمدرضاتوکلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر