ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

سقا خانه ی بن بست طوافى, کوچه امام رضوى محله خمير کلايه لاهيجان مادر مرحومم نفت نذر اینجا میکرد، کارگرهای خونه پیت نفت رو میآوردن ، اینجا چند تا بطر شیشه ای بود اونارو پر نفت میکردن، با اینکه هیچوقت دور و ورش کسی نبود و انگاری متولی نداشت اما همیشه فند کهای کوچک حلبی با فتیله هاشون روشن بودن و دود میکردند البته اون قدیما اینطوری آهنی که نبود کل بناخشتی بود و سرش هم شیروانی سفالی داشت و یه جورهایی همه مردم اون اطراف چشم شون به سقا خونه بود و مواظبش بودند و احترام میذاشتن ماه محرم که میشد دور و ور سقا خونه شلوغ تر میشد و پذیرایی و نذری هم بیشتر میشد مادر مرحوم من هر شب دسته گردانی و سینه زنی یک سینی پر از استکانهای بلوری شربت گلاب و تخم شربت ریحان و خیلی شیرین میفرستاد برای آدم های دور و ور سقاخونه ،دسته ها ی سوگواری و سینه زنی وقتی اینجا میرسیدند باحترام سقاخونه چند دقیقه ای مکث میکردند و مایه میذاشتن __عکس محمدرضا توکلى


کوچه سینی های شربت گلاب و دانه های معلق تخم ریحان ....بوی سوختن شمع

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر