ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه

یادداشت دکتر بهمن مشفقی _ چهل وچهارمین سال ِ تاسیس ِ مدرسه ی عالی مدیریت گیلان-لاهیجان، جشن گرفته شد. اول آبان ما 1393 به مناسبت ِ چهل وچهارمین سال تاسیس مدرسه عالی مدیریت گیلان-لاهیجان در گرد همایی سالانه ی فارغ التحصیلان این مدرسه ی عالی واعضای خانواده های شان ، جشن گرفته شد. مدرسه ی عالی مدیریت گیلان-لاهیجان که در سال 1349شمسی دایر ودرسال 1354 شمسی آخرین دوره ی پذیرش دانشجو را گذراند وسپس در کمال شگفتی مواجه با بحران انحلال خود شد! از مدارس عالی تاثیر گزارکشور بود که فارغ التحصیلان آن در طول سالهای قابل ملاحظه وتاکنون به خدمات ارزشمند خود در مدیریت های مختلف از جمله در دانشگاههای کشورادامه می دهند. گرداننده ی این مراسم ، جناب آقای ناظم زاده بودند که در آغاز مراسم اعلام کردند که این گرد همایی به همت ِ بسیاری از علاقمندان بویژه کمک های موثر جناب آقای دکتر احمد وند شکل گرفته است.ضمن تبریک چهل وچهارمین سال تاسیس مدرسه عالی مدیریت گیلان –لاهیجان از همه ی حاضرین تشکر وقدردانی کردند. سپس جانب آقای دکتر احمدوند پشت میکروفون قرار گرفتند وضمن تبریک به همه ی حاضرین در مراسم بویژه کسانی که از کشورهای مختلف ، کانادا-آمریکا- سوئد – هلند سوئیس ونیز شهرهای مختلف ایران رنج سفر را به خود هموارنمودند تشکر وقدر دانی کردند. سپس در خصوص برنامه های انجمن مطالبی اظهار داشتند ودر بخشی از آن گفتند که در صدد انتشار کتابی هستند که در آن کتاب تجربیات و دانش ها وخاطرات دانشجویی وزندگی فارغ التحیصیلان این مدرسه عالی و خانواده های شان در زمینه های مختلف جمع آوری خواهد شد و از عموم شرکت کنندگان درخواست کردند که در این برنامه ایشان را همراهی نماینذ که با استقبال حاضرین همرا شد. بیان ِ این مسئله سبب شده که اینجانب دربخشی از این مراسم باشکوه پشت تریبون قرار بگیرم وبه عرض حضار برسانم که هر کتابی دارای یک مقدمه و موخره است وگفتم بدون اینکه از این قصد جناب آقای دکتر احمد وند آگاه باشم ، خود به خود موخره ی این کتاب را تهیه وتنظیم نموده ام و امشب با خود آورده ام ! ضمن توضیح مختصری علت حضورم را در این مراسم به شرح زیر اعلام کردم و آن اینکه در سال 1351 شمسی اینجانب باشکار یکی از دانشجویان عزیز مدرسه ی عالی مدیریت گیلان لاهیجان به نام خانم سهیلا معصومی به عنوان همسرم، خود را اولین شکار چی ی مدرسه ی عالی مدیریت گیلان لاهیجان می دانم ! به همین جهت به مسائل و رخداد های آن بی اعتناء نبودم تا آنجا که وقتی شایعه ی انحلال آن برسر زبانها افتاد به در خواست جناب آقای دکتر دها رئیس وقت مدرسه عالی وخانواده های شهروندان لاهیجانی مقالاتی در جراید وقت کشور نوشتم و در ضمن برای افراد موثر وصاحب عنوان وقت از جمله سناتور محمد علی صفاری- دکتر محمد علی مجتهدی و دکتر جعفر عادلی و حاج مهدی آستانه ای نمایندگان لاهیجان در مجلس شورای ملی و وزیر علوم وقت ارسال کردم که همه ی آن نامه نگاری ها به همراه پاسخ های دریافتی را در پوشه ای که ملاحظه می کنید گرد آوری کرده ام که همه به نوعی درباغ سبز نشان داده و پاره ای نوشته بودند که مدرسه ی عالی مدیریت گیلان –لاهیجان قرار است در آینده ی نزدیک که دانشگاه گیلان افتتاح خواهد شد در کادر آن فعالیت نماید.! ولی حقیقت امر این بود که به دنبال بزرگداشت روز شانزده آذر روز دانشجو که که منجر به دستگیری ی عده ای از دانشجویان شده بود، شاه به شدت عصبانی وخشمگین شد و شخصا دستور انحلا ل آنرا صادر کرده بود ودرنتیجه هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از آن نبود.! در پوشه ی یاد شده گزارشی هم از وضع کودکستانها و دبستان های لاهیجان درسال 1356 است که چند نفر از علاقمندان به مسائل آموزش وپرورش از جمله شادروان استاد محسن محتاط معاونت مدرسه عالی مدیریت گیلان -لاهیجان و من دست به بازدید از مدارس وکودکستان های وقت زده بودیم و من آنرا تهیه وتنظیم نموده بودم که بسیار مورد توجه واقع شد واز نظر تاریخی و تاریخچه ای دارای اهمیت ویژه ای می باشد. حضور جناب آقای دکتر بهرام چهار دهی استاد وقت مدرسه عالی مدیریت گیلان -لاهیجان در این مراسم شادی ی حاضرین را دوچندان کرده بود. دربخش عمده ای از جریان این مراسم هنر مند ارجمند و شناخته شده ی گیلان آقای فرامرز دعایی با اجرای ترانه های شاد حاضرین را حوشحال وشادمان ساختند .بعلاوه تعداد قابل ملاحطه ای از حاضرین در مراسم با خواندن اشعار مختلف و ترانه های شاد به شادی و شادمانی مراسم افزودند. سرانجام این مراسم باشکوه وشب فراموش نشدنی درنیمی از شب گذشته با برخاستن حاضرین از صندلی های شان وخواندن هیجان انگیز سرود ِ جاودانه و ماندگار ِ " ای ایران " و درمیان کف زدن های حاضرین به پایان رسید.

از راست آقای جواشی ، سهیلا معصومی ، دکتر بهمن مشفقی ، دکتر بهرام چهاردهی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر