ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

عکس من از باغ نگارستان تهران و مجسمه استاد دکترمنوچهرستوده . استاد درخاطراتش مینویسد معلمی را از لاهیجان شروع کرده است . امسال یکصدو سه سالگی استادرا دوستدارانش جشن گرفتند . در هفتم شهریور ۱۳۲۰ به لاهیجان اعزام شدم تا در دبیرستان ایرانشهر این شهر به تدریس زبان فارسی بپردازم. وقتی به لاهیجان رسیدم سر چهارراه اصلی شهر لکّه‌های بزرگ خون را بر روی دیوار مشاهده کردیم و بعد از پرس‌وجو از بمباران این شهر توسط هواپیماهای روسی مطّلع شدیم و دانستم که این خون‌ها مربوط به یکی از قربانیان این حادثه است. شرایط سخت و آشفته‌ای در شهر حاکم شده بود. رئیس وقت فرهنگ لاهیجان علی‌اصغر خان عمارلویی بود اما برای ملاقات وی و دادن ابلاغ وزارت فرهنگ به او در ابتدا موفق به دیدنش نشدم چون به همراه دیگر اهالی شهر، لاهیجان را ترک کرده بود و به زادگاهش یعنی عمارلو رفته بود. من وقتی فهمیدم که ایشان به عمارلو رفته‌ است، قصد رفتن به آنجا را کردم و با سختی زیاد به عمارلو رفتم و وقتی آقای عمارلویی را پیدا کردم خودم را معرفی کردم و به اصرار و کوشش فراوان او را به لاهیجان آوردم تا به اتفاق، کلاس‌ها را دوباره راه‌اندازی کنیم. به مرور دانش‌آموزان به سر کلاس آمدند و دیری نگذشت که دوباره کلاس‌های درس در دبیرستان ایرانشهر راه‌اندازی شد؛ البته برای این کار یک ماه وقت صرف شد. در لاهیجان بود که احساس کردم باید برای روحیه دانش‌آموزان هم برنامه‌ریزی بکنم و آن‌ها را از قید و بندهای ساختگی روزمره و متداول آن عصر دور سازم. به همین خاطر جمعیّتی را با شرکت دانش‌آموزان تشکیل دادم و چندبار به اتفاق آن‌ها به کوهنوردی رفتیم و از طریق شیطان‌کوه تا لنگرود پیاده‌روی کردیم و برگشتیم. این موضوع به‌خوبی احساس می شد که روحیه این جوانان تغییر کرده است.

پسرعموهای من نوری توکلی, ابوالحسن توکلی  و مهدی مخمر شاگردان استاد منوچهر ستوده در دبیرستان ایرانشهر لاهیجان بودند 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر