۱۳۹۴ آذر ۸, یکشنبه

عکس های احمد غبرایی در وبلاگ عکس های قدیم لاهیجانی ها و باتشکرازاکبرصفابخش ادمین وبلاگ

ذبیح الله نصیری و احمد غبرایی


حجت معینی
باغ ملی لاهیجان 1342:حسن گلشاهی _احمد غبرایی

سیروس نیری و جعفر ذوقی
مهدی محجوبی حسین منصوری
شادی با ویلون جواد محجوبی

رقص و شادی در ساحل چمخاله

۱۳۹۴ آذر ۲, دوشنبه

عکس های کیومرث صفابخش سال سی و هفت به بعد در لاهیجان نوعی تاریخ مصور است . باتشکراز آقاسید محسن سنجر برای باشترک گذاشتن این عکس های زیبا در صفحه گوگل پلاسش آقای محسن سنجری نوشته است که : عکس های اهدایی هنرمند شهرمان جناب کیومرث صفابخش که داستانش را در فیس بوکم خواهم نوشت. لطفا در برداشت عکس ها به نام ایشان و عکاسی همایون اشاره کنید. ممنونم

عکس از کیومرث صفا بخش در خیابان اصلی لاهیجان و چهار چراغ میدان مرکزی شهر
 عکس ازکیومرث صفابخش  
. "روی تابلوی بالای سر در نوشته شده "درمانگاه  بیمارستان پهلوی  
 عکس ازکیومرث صفابخش  


 اولین کتابخانه لاهیجان محل فعلی اداره ارشاد اسلامی
روی تابلوی بالای پنجره نوشته شده
کتاب خانه و قرائت خانه شهرستان لاهیجان

چقدر اینجا نشستم و چیز خواندم خدمه  آقای کنفی مارا بزور بیرون میکرد.
اولین کتابخانه دواطاقه تمام بلوکی سیمانی بر خیابان اصلی لاهیجان بود که قسمتی از محوطه دبستان احمد قوام و پرورشگاه را اشغال کرده بود ، عباس مهرپویا که بعد ها اواز خوان معروفی شده بود ساخته شده بود ،عباس مهرپویا ارشیتکت بود و در لاهیجان پیمانکاری ساختمان های دولتی میکرد 
 عکس ازکیومرث صفابخش  

میدان شیر و خورشید سرخ لاهیجان
 عکس ازکیومرث صفابخش  

میدان چهار چراغ و خانه مطلق
 عکس ازکیومرث صفابخش  

عمارتی در باغ چای
 عکس ازکیومرث صفابخش  

ایستگاه هواشناسی باغ کشاورزی
 عکس ازکیومرث صفابخش  

بانک ملی
برای ساختن ساختمان بانک ملی یادم هست گودبرداری خیلی عمیق کردند و بیشتر شبیه استخر اب گل الود بود تا پی ساختمان و جمع شدن اب باعمق زیاد کار را عقب میانداخت ، مسلما طراح ساختمان اقلیم لاهیجان را در نظر نگرفته بود ، ...!

 عکس ازکیومرث صفابخش  
کارگاه چوبری حاج هدایتی در خمیرکلایه
اولین کارگاه چوب بری و اره کشی برقی  حاچ هدایتی اول کوچه سرفراز و احمد فروردین داروساز بود همان کوچه غرب خیابان اصلی امام نزدیک پل است ، الان کوچه شهیدبروشان شده است ، از فاصله دور از اینجا صدای اره و بوی خوب چوب میامد  
 عکس ازکیومرث صفابخش  

برف سنگین در لاهیجان
 عکس ازکیومرث صفابخش  

۱۳۹۴ آذر ۱, یکشنبه

يادداشتي از حسن درويش پور ساختمان سه نشانه ــــــــــــــــــــــ ساختمان پُست و تلفن و تلگرام واقع در نبش دو خيابان رضاشاه کبير سابق و اسکندرآباد لاهيجان؛ کم و بيش تاريخچه‌ای دارد و نشانه‌هايی. سعی می‌کنم خيلی کوتاه و گذرا، سه نشانه‌ی مهم آن را در زير توضيح دهم: ۱ـ ساختمان پُست، نخستين ساختمانی است در لاهيجان که بجای آجر، از «بلوک»های سيمانی استفاده کردند و به همين دليل شد نماد ساختمان بلوکی در شهر ما. بعد از ساختمان ادارۀ پُست، به ترتيب دبستان دخترانه فرح، دبيرستان دخترانه شهناز، دبيرستان پسرانه عبدالرزاق واقع در محله‌ی شعربافان، و کتابخانه عمومی را ساختند. همه‌ی اين ساختمان‌های نامبرده، دولتی بودند و به همين دليل هر روز گروه گروه از همشهريان بلوک‌نديده، شبيه سنت «عروس‌تماشا» می‌آمدند برای «بلوک تماشا». جدا از بلوک، قالب‌گيری و ساختن لوله‌های استوانه‌ای سيمانی هم جلب توجه می‌کرد. تا آن زمان ديواره چاه‌های آب بدون استثناء آجری بودند ولی حالا مردم با چشم‌های‌شان می‌ديدند که سه دهنه چاه آبی که در محوطه‌ی ساختمان‌های پُست و دبستان و دبيرستان کنده‌اند؛ اينجا نيز لوله‌های سيمانی جانشين آجر شده‌اند. توی پرانتز اضافه کنم آن تير بتونی برق را که در عکس مشاهده می‌کنيد، سومين وسيله‌ی سيمانی‌ـ‌بتونی وارداتی‌ست که در اواخر سال ۱۳۳۷ آماده و برپا شد. تا آن زمان هر دو تير تلفن و برق چوبی و در محاوره عمومی معروف بودند به «تلفن‌دار» و «شلمان‌دار». ۲ـ وقتی در بهار سال ۱۳۳۵ مهندس عباس مهرپويا همان خواننده مشهور ترانه‌ی «مرگ قو» نخستين نخ‌کشی را برای ريختن آهک و زدن کلنگ آماده کرد؛ قرار شد به فاصله دو ماه دولت فقير و کم‌درآمد از مستاجری رهايی پيدا کند. تا آن روز مردم دولت را فقير می‌شناختند و متر و معيارشان در اين تشخيص دو چيز بود: نخست پائين بودن حقوق ماهيانه و درآمد کارمندان دولتی؛ و دوم، مستاجری دولت. در واقع ساختمان پُست نخستين ساختمانی است در شهر ما که دولت وزارت پ.ت.ت مالک واقعی آن بود. اين‌که می‌گويم مالک واقعی علت دارد چون که قبل از ساختمان ادارۀ پُست، دولت دقيق‌تر بگويم وزارت کشورمالک «اسمی» دو ساختمان فرمانداری و شهرداری لاهيجان بود اما مردم شهر و روستا از طريق پرداخت عوارض شهرداری، بودجه و هزينه‌ی ساخت آن‌ها را تأمين کرده بودند. به زبانی ديگر، ساختمان پُست نماد بی‌نيازيی دولت از ياری مردم و همين‌طور نشانه‌ی افزايش بودجه دولتی و رهايی از مستاجری بود. يکی‌ـ‌دو سال بعد که برادران گنجی نخستين کارگاه بلوک‌سازی را در لاهيجان راه انداختند و خانه‌های بلوکی يک تا دو اتاقه در بعضی از مناطق شهر پديدار شدند؛ گرچه بخشی از جامعه خانه‌های بلوکی را نماد خانه‌های ارزان قيمت می‌شناختند و تفاوت بلوک و آجر را شبيه‌ی تفاوت نان خوراک زحمتکشان و برنج خوراک پول‌دارها می‌گرفتند اما، در مجموع معتقد بودند «خانه‌های بلوکی سر حلبی» برای خانواده‌های زحمتکش شش تا هفت نفره‌ای که مستأجر بودند و اغلب در يک اتاق زندگی می‌کردند؛ نماد رهايی از مستاجری است. ۳ـ آن روزها گويا گروهی به تحريک شهردار لاهيجان آسيب‌ديده‌گی «زيبايی شهر» را بهانه قرار دادند و عليه شرکتی که ساختمان را مطابق عکس لُخت و بدون رنگ و روغن تحويل ادارۀ پُست داده بود، شکايت کردند. همه هم می‌دانست که منظور شهردار از آسيب‌ديده‌گی يک اختلاف شخصی و کينه‌ای است که او از مهندس مهرپويا در دل دارد. داستان اين اختلاف هم مفصل است و جای نقل‌اش اينجا نيست. با اين وجود گويا آن‌طور که بعدها شنيدم نامه محرمانه‌ای از بالا به دست شهردار رسيد مبنی بر اين‌که عموجان، فضولی موقوف! چرا؟ چون که شرکت راه و ساختمان کلانتری طرفِ قرارداد دولت و مسئول اجرای اين پروژه بود. برادران کلانتری، دامغانی‌های مقيم ساری بودند. دفتر مرکزی آن‌ها همان ساختمان شيشه‌ای معروف واقع در خيابان انقلاب شاه‌رضا سابق تهران بود که شب و روز، دو پاسپان مسلح جلوی در ورودی آن ايستاده بودند برای کنترل رفت‌و‌آمدها. بعضی از کارمندان اين شرکت می‌گفتند غلام‌رضا پهلوی، يکی از سهام‌داران اصلی شرکت کلانتری است اما گروهی ديگر، می‌گفتند مهندس کلانتری برادر بزرگ همکلاسی شاه بود. در هر حال آنچه مهم است، برادران کلانتری توانستند مجوز انحصار ساخت و ساز ۱۵ دستگاه ساختمان پُست و تلگرام، و ۶۰ـ۵۰ دستگاه مدرسه را در دو استان مازندران و گيلان بگيرند. البته فقط گيلان و مازندران نبود. شما از لاهيجان بگيريد تا اهواز، همه ساختمان‌های پُست و تلگرام را شرکت کلانتری ساخته است. در واقع هرچه وضع مالی دولت رو به بهبودی بود، درآمد فروش نفت افزايش می‌يافت، بخشی از آن درآمد بعنوان کمک‌های منظوردار رانت، به اطرافيان می‌رسيد. به زبانی ديگر، در منظر گروهی از همشهريان همين ساختمان بلوکی به‌سهم خود، نماد رانتينه عصر پهلوی بود. پانوشت: عکس زير را از همين صفحه Lahijaniha کُپی گرفته‌ام.


۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

اکبر صفابخش آدرس وبلاگش را عوض کرد و دوباره عکس های قدیم محله شعربافان لاهیجان را انتشار داده است . آخرین عکس ها متعلق به احمد اقا غبرایی رسید .

از راست:احمد غبرایی_هوشنگ مجمع الصنایع_موسی پور شریعتی_هوشنگ جهانگیر بلورچیان
-؟_دکترفریدون عبادی_مهدی پور شیعه_محمود ایمانی خوشخو
جلوییی:موسی پور شریفی_حسن عکاس
البته بهتر بود این و خیلی ازعکس ها دقیق تر آپلود میشد





احمد غبرایی در کنار محمد چایچی و رضا غبرایی
حسین محمودی و رضا چای جی
نشسته گیو اردشیر محمودی و محمد مینویی
http://oldlahijan.blogsky.com/    آدرس وبلاگ اکبر صفابخش

درختچه تزیینی دور استخر Nandina domestica‌

Nandina domestica‌ 

کهن دارلاهیجان ژینکو بیلوبا ،

 دم کرده برگ هایش نیرو زاست میشه باهاش دوپینگ کرد انگاری 

Silverberry Plant Elaeagnus, silverberry or oleaster, is a genus of about 50–70 species of flowering plants in the family Elaeagnaceae.درختچه زینتی دور استخر الگنوس پیوندی

Silverberry
Plant
Elaeagnus, silverberry or oleaster, is a genus of about 50–70 species of flowering plants in the family Elaeagnaceae.


۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

شاعر ، فرامرز سه دهی، شیرین سخن


ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ 1360

_________
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ
 ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ
ﻭ ﺳﻮﺕ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ
ﻋﮑﺲ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺭ ﻫﺎﻭﺍﻧﺎ
ﺑﺎ ﭘﯿﭗ ﻓﯿﺪﻝ ﮐﺎﺳﺘﺮﻭ
ﻭ ﻧﺸﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺳﻞ ﺗﯽ ﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﭽﺮﺧﻢ
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ
ﺑﻌﺪ
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺑﺸﺎﺭ ﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﭙﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﺕ
ﺳﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﻮﺩ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻡ
ﻓﺮﻫﺎﺩﻡ ﺭﺍ ﺳﺰﺍﺭﯾﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺟﻨﮓ ﺗﺎ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ
ﻣﻤﺪ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺭﺍ
ﺷﺮﻭﻩ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﮔﻠﻮﯼ ﭘﺮﻧﺪﻩ
ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺴﺘﺎﻥ
ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﭙﯿﺪ ﺭﻭﺩ ﺑﺰﻧﯽ
ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﺩ ﺭﻭﺩ ﭘﺮﻧﺪﻩ
ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﺳﯿﺪ ﺣﺴﻦ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ
ﮐﻪ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﭘﺮﺗﻘﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵ ﻣﺰﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﻻﻫﯿﺠﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ
ﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺻﺒﺢ :
ﻧﺎﻥ
ﭼﺎﯼ
ﮐﻠﻮﭼﻪ .
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻭ ﺷﺼﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ ﺍﮔﺮ ﺷﺪﻡ
ﺑﺎ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭ ﮔﺮﯾﻨﻮﻑ
ﺧﻤﺴﻪ ﺧﻤﺴﻪ
ﮐﺎﺗﯿﻮﺷﺎ
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻟﻨﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﯼ
ﮐﺸﺘﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ .

_______

"ﻓﺮﺍﻣﺮﺯ ﺳﻪ ﺩﻫﯽ "

روز برفی جوانی باشلوارپاچه گشاد و موی بیتلی و حال هوای دهه چهل و قاطری که بارمیبرد _ این عکس را از روی صفحه" لاهیجان راباید ببینید" در اینستاگرام من اسکرین شات گرفتم . حتمآ میدانید که از تصاویر روی صفحه گوشی های هوشمند میشه عکس گرفت و من هم همین کاررا کردم . چندنفر در اینستاگرام هستند بی مزد و مواجب باعلاقه کارفرهنگی میکنند و عکس و مطالب لاهیجان میزارند و کلی طرفدار دارند و خیلی هم خوش قلم اند . از جمله ماست سی لاهیجان . لاهیجان سیتی و ... برای این عکس اسم سینما را دیاموندرا نوشته اند ولی من فکر میکنم آنموقع باسم" سینما استخر" شهرت داشت و خوب یادم هست محل سینما آن موقع خیلی پرت بود و دور از هیاهوی شهربود و بخاطر همین مردم کمتر باین سالن میرفتند بطوریکه اکبر پدیدارنظر صاحب و مدیر سینما مینی بوسی خریده بود مردم را مجانی از چهارچراغ یا مرکز شهر به سینما میبرد و برعکس بشهر می آورد


۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

لاهیجان - شاه نشین کوه ( شیطان کوه ) - دهه ی 30 خورشیدی

توکلی :  نه اقا ، دهه سی همچین چیزی نبود ، من باور ندارم ، دهه  سی جاده باریکه ای بود ، جنوب استخر بعد از 58 پهن شد و شهرداری میز و صندلی اهنی گذاشت
بافکر :این تصویر باید مربوط به سالهای 49 و50 ببعد باشد نه قبل از آن ...چیزی، که ما به خوبی به خاطر داریم

توکلی : و استخر در دهه سی بزرگتر بود در زمان شهردار "حسین نعیم اسا"خاک ازداخل استخر برداشتند اطرافش را پهن کردند وداخلش گودتر شد

عاطفه صرفه جو : البته دهه ی پنجاه سر سبز بود بسیار. حاشیه ی استخر پر از بامبو بود !

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

ساختمان بانک ملی در لاهیجان از عکس های کیومرث صفابخش .

برای ساختن ساختمان بانک ملی یادم هست گودبرداری خیلی عمیق کردند و بیشتر شبیه استخر اب گل الود بود تا پی ساختمان و جمع شدن اب باعمق زیاد کار را عقب میانداخت ، مسلما طراح ساختمان اقلیم لاهیجان را در نظر نگرفته بود.من فکر میکنم تنها ساختمان در لاهیجان است که یک یا دوطبقه زیر زمین دارد .
 عکس ازکیومرث صفابخش