۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

این عکس زیبارا پروفسورلاهیجانی که ساکن اطریش است برایم فرستاده است . پروفسور دکتر هوشنگ خوش سرورکه بازنشسته بیوشیمی دانشکده پزشکی دانشگاه گراتس است ازپدرش که کارمند بیمارستان لاهیجان بود بیادگار داشت . در وسط این عکس دکتر محمدرضا حکیم زاده با کارکنان کارمندان و بهیاران و پزشکیاران بیمارستان رضاشاه کبیر لاهیجان در خرداد 1328 گرفته است .

نفر چهارم از چپ پدر دکتر خوش سرور است

 دکتر خوش سرور بقیه را اینطور معرفی فرمودند

اسامی کارمندان بیمارستان لاهیجان از چب براست:
    
  ـ سید نواده ناظر خرید  ۲ ـ عیسی شریعتی پرستار  ۳ ـحسین گلشاهی ۴ ـ محمد رضاخوش سرور حسابدار  ۴ ـ فاطمه احمدی      کمک پرستار ۵ ـ صدیقه نورافکن پز شکیار  ۶ و ۷ ـ‌؟  ۸ ـ سپهر، ۹ ـ عزت محمدی کمک پرستار  ۱۰ ـ حمیده تجلی کمک پرستار  ۱۱ ـ حسین قطب، ۱۲ ـ زنیب خوشحال ۱۳ ـ نفر نشسته دکتر محمد رضا حکیم زاده ریئس بیمارستان لاهیجان   ۱۳۲۸ خورشیدی   




 دکتر هوشنگ خوش سرور و پوروین محسنی ازاد

عکس مربوط به تاریخ 1329/3/25 در محوطه بهداری شهرستان لاهیجان در عکس میباشند از سمت راست آقایان : خوشحال - پاکپور - خوش سرور - محمد مستوفی - هاشم کمالی - قطب تحریری .این عکس را کامبیز کمالی فرستاده است ، از آقا کامبیز تشکرمیکنیم.

بنظر من این عکس در محوطه بیمارستان لاهیجان که آنموقع بنام بیمارستان پهلوی بود گرفته شده ااست . روپوش سفید پوشیده وسط این عکس دلیل گفته من است چون رمضانعلی پاکپور با روپوش سفید پزشکیار بیمارستان بود ودر واقع وردست و کمک دکتر علیرضا خان پاکپور و پسرشبود و در زمان دکتر حکیم زاده دربیمارستان لاهیجان استخدام بود و بسیار انسان شریف و کاربلد و پرکاربود ودرتمام شبانه روز درحال خدمت به لاهیجانی ها ومردم روستاهای . .اطراف بود
بنظر من این اشخاص از راست عبارتند از :
محمد مستوفی
حسین قطب تحریری
خوش سرور
رمضانعلی پاکپور
هاشم کمالی
خوشحال
بغیرازرمضانعلی پاکپورکه مستقیمآ در درمان مشغول بود بقیه به کارهای حسبداری واداری وسایرخدمات مشغول بودند

۱۳۹۵ مرداد ۲۹, جمعه

این عکس درآلبوم شخصی پدرم سیدعبدالوهاب توکلی نگهداری می شد. پدرم به عکس و عکاسی علاقه داشت و عکاسی را درتهران آموخته بود وسایل عکاسی دوربین تاریکخانه درمنزل داشت و عکس ها را خودش چاپ می کرد

1- , ابراهیم خان وثوقی با یونیفرم نظامی رییس نظمیه
2-حاج سید نعمت الله توکلی عموی من
3- ذوریاستین پدراصغر فیاض شهردار سابق لاهیجان
4- شیخ مرتضی طایفه محمودی
5-قنبرخان چهاردهی
6-اسماعیل برادران فلاح خیر پدر بزرگ مادری من است
7-بنظر من حاج عبدالله آستانه ای هست
8- حاج حسین بهمن شکفته پسر میرزا ابوطالب
9- حسن خان صفاری پسر اشرف السلطنه
وجمعی دیگر از رجال و مشاهیر لاهیجان هستند . امیدوارم بتدریج شناسایی بشوند
این عکس روز ورود رضا شاه به لاهیجان برای افتتاح کارخانه چای هوختیف یا سنگ موسسه روی پله های شهرداری سابق واقع در خیابان ملت و کوچه آقارضوی گرفته شده است عکاس امکان دارد پدر سیروس یا حسین چهره نگاری بوده باشد .
ردیف اول و جلو احتمالآ همگی از مسئولین و رئوسای ادارات وقت و غیرلاهیجانی باشند 

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

دکتروالی پور رییس دانشکده مدیریت لاهیجان در حال اهدای جایزه به یکی ازدانشجویان برنده مسابقه بیلیارد در باشگاه ارم محمد شهسواری , سال پنجاه و چهار

دکتروالی پور رییس دانشکده مدیریت لاهیجان 

سال ۱۳۵۴
مسابقه بیلیارد دانشجویان دانشکده مدیریت لاهیجان در باشگاه ارم لاهیجان. 
رئیس دانشکده مدیریت لاهیجان  آقای دکتر والی پور در حال اهدای جایزه به یکی از دانشجویان برنده. 
محمد مبصر صاحب باشگاه ارم هم حضور دارند. 
محمد شهسواری در زمان حیاتش این عکس را برای من آورده بود.

زنده یاد محمد صدرممتاز درکلاس اکابر و آموزش شبانه سوادآموزی مردان درلاهيجان

محمد صدرممتاز معلم

زنده یاد ماهیار ، سرمربی و جمعی از پیش آهنگان لاهیجان در جشن آذرگان و افروختن آتش

جشن آذرگان و افروختن آتش توسط پیش آهنگان لاهیجان

Huschang Khoschsorur آقای دکتر گرامی، این عکس برای صفحه و رویت شما منظور شده بود یادآور جشن تودیع رئیس دبیرستان عبدالرزاق فیاض لاهیجی میباشد، در این عکس آقایان قنوعی، خودم، فقیهی رئیس دبیرستان و سیروس ضیاء دیده میشوند.

 سیروس ضیاء_ فقیهی_ دکترهوشنگ خوش سرور_قنوعی

تبریک ما برای جوانان افتخار آفرین لاهیجان باآرزوی سعادت و خوشبختی و پیروزی روز افزون .

 کام شیرین گوشه ای از افتخارآفرینان کنکور 95 لاهیجان

۱۳۹۵ مرداد ۲۵, دوشنبه

جاوید جهانگیری _پوروین محسنی آزاد. این عکس رامن محمدرضا توکلی گرفتم که جاودانه خواهد شد و ازیاد نخواهدرفت . این عکس را من بیست و هفتم خرداد نود چهار زیر درخت شیشه شور باغ ملی لاهیجان از این دومشاهیر گرفتم .

زیبایی های لاهیجان _بروایت تصویر امروز دیروز لاهیجان : جاوید جهانگیری _پوروین محسنی آزاد:  این عکس رامن محمدرضا توکلی گرفتم که جاودانه خواهد شد و ازیاد نخواهدرفت  درویکیپدیا اشتباه نوشته شده است . جاوید جهانگیری زاده ۱۳۱۷ - لا...
در ویکیپدیا که نگاه می کنی به اشتباه نوشته که جاوید متولد هفده است ، چون من و جاوید متولد بیست و هفت هستیم و سال سی و سه اول ابتدایی را در یک کلاس مدرسه احمد قوام شروع کردیم که در کنار پروشگاه لاهیجان قرار داشت که بعد ها مدرسه احمد قوام کلا از بین رفت وتبدیل به تشکیلات بهزیستی فعلی شد . جاوید از کودکی متفاوت بود و آرام قرار نداشت ورجک بتمام معنی بود از دیوار راست بالا می رفت مدرسه احمد قوام و پرورشگاه که با چند رشته سیم خاردار و پایه های چوبی شان ورزشگاه شهر یا تختی فعلی را ازهم جدا می کرد  همیشه در میدان دید ما بود و بازی های بزرگ ترها را از پشت سیم های خاردار تماشا می کردیم و تمرین های دو و میدانی و پرتاپ دیسک و نیزه آقای کیاموسوی راهیچوقت از یاد نبرده ام و خود مدرسه احمد قوام هم آنقدر بزرگ بود که یک سرش خیابان اصلی بود و یک سرش خیابان امیر شهید و چندین جریب وسعت داشت و تمام زمین های جلویی وعقبی اش چمن زاری بود بزرگ و جولانگاهی برای بدو بدو و بازی بچه ها ، یکی از بازی کودکانه ما اسکی رفتن روی چمن های خیس و لیز بود و بچه ها کمی خیز برمیداشتند و کمی می دویدند وبا دو پا روی چمن اسکی میرفتند . یکنفر یک متر میرفت یکنفر سه متر اما جاوید می رفت خیلی طولانی هفت هشت ده متر شاید هم بیشتر خلاصه غیر قابل رقابت بود آخر بازی همه لباس شان گلی و کثیف می شد الا جاوید ، البته اسکی رفتن با گالوش کیفی دیگر داشت اون موقع کفش فوتبال برای بچه ها خیلی گران و کمیاب بود و همه گالوش ساخت لاهیجان به پا میکردند وچون ارزانتر بود تقریبآ همه پسر بچه ها برای بازی گالوش لاستیکی داشتند و میرفتیم وسط های کوچه برق دکان آقا " سیام" گالوش ساز که فارسی را بزحمت حرف می زد و از ترک لاهیجان بود از خانواده جودت های لاهیجان بود و برادر کوچکترش با ما هم مدرسه ای بود طبع شعر داشت حیف زود فوت شد شعری می گفت و مقاله ای می نوشت . روی دیوارسیاه و خاک و خل گرفته  دکان سیام انواع گالوش با اندازه مختلف روی میخ آویزان بودکه اون موقع یک جفت گالوش لاستیکی پسرانه میخریدیم دو تومان یا بیست ریال و کلی به تماشا می ایستادیم و در سر و صدای و دود چرخ موتور گازوئیلی اش که لاستیک یا تیوب ماشین ها را با شابلون والگو میبرید و با چرخ اش  سمباده میزد و چسب کاری می کرد،گالوش های قشنگ با نوارقرمز با بوی لاستیک تحویل میداد

۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه


مرداد ماه هرسال درلاهیجان وقت جوکول و تهیه جوکول سبز و معطر است .جوکول جوانه نارس برنج است که نوید رسیدن فصل برداشت و دسترنج چند ماه کارو تلاش بی وقفه را به کشاورز میدهد. در گذشته این مراسم در جای جای گیلان عزیز به شکل های متفاوتی اجرا میشد که در آن کشاورزان جوکول را قبل از برداشت برنج به عنوان تحفه نزد بزرگان می‌بردند و هدایا دریافت می‌کردند. مردم روستا با وسیله ای با نام داره که شکل داس است،بر روی خوشه های برنج که هنوز نرسیده می کشند، و دانه های برنج را جدا می کنند. که این کار داخل مزرعه صورت می گرفت.بعد این دانه ها راداخل دنگ که از تنه درخت ساخته شده بوده که داخل آن تهی بوده ریخته و با جانسه یا بکوب چوبی روی دانه ها می کوبیدند تا شلتوک را از دانه های سبز جدا کنند. به این دانه های سبز برنج جدا شده از شلتوک جوکول می گفتند که به آن شکرگلاب اضافه نموده ومزین به برگ ریحان میکردند . تهیه جوکول تقریبآ یک ماه قبل از برنج واوینی و درو برنج انجام میشد . جوکول تهیه شده بین اهالی و همسایه ها تقسیم میشد وانعام میگرفتند.

عکس از ابر ارغوان

عکس از ابر ارغوان
http://www.hammihan.com/post/825418
خلاصه ای از
نوشته ی سپیده شهرزاد

هاون چوبی موزه میراث روستایی سراوان گیلان 

لاهیجان




















این بیست و سومین برنامهٔ بیس دئقه (رادیو اینترنتی به زبان گیلکی) با حال و هوای نوروزبل و تابستونه.