نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی هفت درخت له اسکندر آباد مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی هفت درخت له اسکندر آباد مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

لاهیجان 1299 خورشیدی هفت درخت له اسکندر آباد



شمال باغ ملی  هفت درخت تنومند نارون داشت. در لاهیجان به درخت نارون درخت "له "می گویند ، من در کودکی بخوبی این هفت درخت را بیاد دارم .که تقریبآ نزدیک بوسط خیابان بود، این عکس قبل از تاسیس باغ ملی گرفته شده است و در آن زمان این جا حاشیه شهر بحساب می آمده و تقریبآ پارک و باغ تفریح و تفرج بوده است در آن زمان نیمکت هایی برای نشستن و چراغ پایه دار نفتی برای روشنایی در شب داشت.واز سمت راست این تصویر جاده خاکی  بطرف محله امیر شهید می رفت. ساختمان سمت راست این عکس متعلق بود به خانواده طروقی ها که بعدآ پس از رسیدن تلفن مغناطیسی به لاهیجان به تلفنخانه اجاره داده شده بود وبعد تلفنخانه به کوچه گلشاهی ها منتقل شد و بعد وبه اداره ثبت اسناد اجاره داده شدبود،از مشخصات این ساختمان پله های بیرونی آن بود که در این عکس هم مشخص است. از آنجایی که اکثر طروقی ها ساکن رشت شدند بعداز تخلیه این محل این ملک واگذار شد وهم اکنون شاهدساخته شدن برج بلند مهدوی ها در آنجا هستیم . ساختمان دوم در سمت راست این تصویر ،خانه حاج اسماعیل فلاح خیر یعنی پدر مادر من بود،این محل اولین هتل لاهیجان بود ، مادر مرحوم من تعریف میکرد اسم آنجا" مهماخانه اروپا" بود و بعد از به سلطنت رسیدن رضا شاه و اولین ورودش به لاهیجان درآن هتل مستقر شده بود . وهمراهان وپیشکاران رضا شاه صاحب هتل را شبانه مجبور به تعویض اسم هتل به" مهمانخانه ایران" کرده بودند و چون اعتقاد داشتند که اگر صبح شاه بیدار شود بخاطرانتخاب اسم اروپا عصبانی خواهدشد . بعداز این ساختمان ،مناره مقبره و مسجد اردوبازار دیده میشود . در امتدادهمین خیابان خاکی ساختمان ارباب مطلق ودر سمت چپ ساختمان ابریشم کشی که بعدهادچار آتش سوزی شد بود وتبدیل به گاراژ شده بوده است . در واقع این عکس مربوط میشود به قبل از تاسیس خیابان فعلی . مادرم تعریف میکرد وقتی رضاشاه به لاهیجان آمد در همین خیابان ایستاد و با عصایش یک علامت بعلاوه " + "را درهوا کشید و فردایش خانه ارباب مطلق خراب شد وتبدیل به میدان چهار چراغ شد و بطرف رشت ادامه پیدا کرد و خیابانی از شمال بجنوب بمیدان وصل شد . محوطه جلوی ساختمان طروقی متعلق به دانشوران ها بود که تبدیل بساختمان شد در شمال آن امتدادکوچه شجاع العلما و وثوقی ها شد ومن بخوبی بیاد دارم جلوی خانه پدر بزرگم محوطه ای بود که نفت فروشی بود ونفت هایی که از روسیه با بشکه میآوردند فروخته میشد که محل فعلی پاساژخیر خواه است و کنارش زمینی بود توسط یکنفر غیر لاهیجانی بنام " آقای تائید " تبدیل به ساختمان اسکلت فلزی شده بود که تا آنموقع در لاهیجان سابقه نداشت و بعداز انقلاب مصادره شد. مادرم میگفت :   کنار همین درخت ها در ماه رمضان موقع افطار توپ باروتی خالی میکردند
   

۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

زور خانه سام لاهیجان را چه کسی ساخته بود ؟

نفر جلو رییس زورخانه سام "حسن اسلام نظر" معروف به حسن نظامی است او صاحب سینمای ایران لاهیجان و مغازه مشروب فروشی که الآن داروخانه دکتر روحانی شده است و دور چهار چراغ و مرکز شهرلاهیجان بود.  صاحب پلاژ و رستوران در ساحل چمخاله بود. او تا اوایل انقلاب زنده بود و فکر می کنم در سال شصت و یک فوت کرد.  بعد از او "محمد مرغی" پدر عبدالرضا آصف دوست من است و پرچم در دست رضا صید فروش است که امسال فوت شد و صدر ممتاز با هیکل درشت نفر بعدی است.
این عکس مربوط به رژه  گروه های مختلف در مراسم روز تولد محمدرضا شاه در چهارم آبان هر سال در لاهیجان است

 زور خانه سام لاهیجان را چه کسی ساخته بود ؟
زور خانه سام لاهیجان در ابتدای کوچه امیرمومن و دقیقآ همان محلی بود که الآن خانه مسکونی استاد خطاط و معلم من " مهدی مخمر" است که از اداره اوقاف نود و نه ساله اجاره کرده است . در ایام کودکی هرو قت عصرهااز کوچه محل زورخانه می گذشتیم صدای ضرب و آواز و زنگ مرشد شنیده می شد و ما از درز درب چوبی زورخانه داخلش را دید می زدیم و دقایقی به تماشای حرکات آنهامی ایستادیم شعبان جعفری که کتاب خاطراتش که توسط هما سرشار در آمریکا به تحریر درآمده می نویسد بعلت دعوا و شرارت دهه بیست به لاهیجان تبعید شده بود به زورخانه لاهیجان تردد داشته و کم کم در اطاقی کنار زورخانه بیتوته میکرده و همانجا زندگی می کرده است . وبعد از اتمام مدت تبعید ش و مراجعتش به تهران همه کاره زورخانه حسن اسلام نظر شد اما چه کسی این زور خانه ساخته بود. مولف کتاب گلزار سپهر می نویسد که توسط " مهدی قلی خان صفاری " ملقب به اشرف السلطنه ساخته شده بود . مهدی قلی خان صفاری اشرف السطنه متخلص به اشرف در کودکی و جوانی نزد علمای لاهیجان تحصیل می نمود آدم باسواد و با معلومات بود و طبع شعر داشت در دوره جنگ بین الملل اول به حزب دمکرات گروید ودرتشکیلات جنگل به میرزا کوچک خان پیوست و سال 1314 وفات یافت اشرف السلطنه در زمره نخستین کسانی بوده که به تمدن مدرن روی آورد و البسه وی همخوان بالباس های مرسوم آن زمان اروپا بود . در سال 1299 خورشیدی در ایامی که بلشویک هاوارد لاهیجان شدند ، جمع کثیری از رجال و اعیان شهر از ترس جان خود از لاهیجان فرار کرده و به تهران و قزوین پناه بردند ، در این بین اشرف السلطنه که دستی به تشکیلات جنگل داشت و در واقع خودرا آزادیخواه می دانست لاهیجان را ترک نکرد و بدون توجه به وقایع احتمالی به امورات خود پرداخت ، بلشویک ها به محض ورود به لاهیجان اورا شناسایی کردند و اورا مجبور کردند با همان شکل و شمائل مرتبی که داشت پای هفت درخت له اسکندر آباد را جارو کند. هفت درخت را من در ایام کودکی و سر راه هرروزه مان به مدرسه دیده بودم و روبروی باغ ملی نبش سه راهی بطرف محله امیر شهید بود که بعد ها توسط شهردار فضل الله مسیح بریده شد. اشرف السلطنه در کنار بهره مندی از علوم خاصی که وی را به عنوان چهره ای متمایز با دیگر امین دیوان زاده ها معرفی می کرد علاقه زیادی هم به ورزش و بویژه به گود و زورخانه داشت، به همین مناسبت پس از اتمام و خاتمه نهضت جنگ  در کوچه امیر مومن زورخانه ساخت که با دوستان و اعضای فامیل به ورزش می پرداخت و محل زورخانه ابتدا به زورخانه اشرف السطنه معروف بود. اشرف السطنه با تاج الملوک دختر حاج زین العابدین امین دیوان دوم وصلت نود و فقط یک پسر داشت  آن هم حسن خان صفاری بود که به وفور عکس هایش در وبلاگ من هست ،انسانی عالم و وارسته بود  لکنت زبان داشت ، باجناق عموی من سید نعمت الله توکلی و داماد ذو ریاستین و اصغر فیاض شهردار لاهیجان  بود ، اشرف السلطنه پس از فوتش در صحن مسجد خمیر کلایه لاهیجان بخاک سپرده شد  

۱۳۹۸ اسفند ۱۴, چهارشنبه

قاسم خان امیرالملک، مهدی قلی خان اشرف السلطنه


در این تصویر قاسم خان امیرالملک پدر منوچهرخان جهانسوز، با برادر کوچکترش مهدی قلی خان اشرف السلطنه پدر حسن خان صفاری.
  مهدی قلی خان ملقب به اشرف السلطنه حاکم لاهیجان بود. حکومت اشرف السلطنه مصادف شده بود به هجوم بلشویک های روس که لاهیجان را اشغال کرده بودند.
مهدی قلی خان صفاری اشرف السطنه متخلص به اشرف در کودکی و جوانی نزد علمای لاهیجان تحصیل می نمود فردی باسواد و با معلومات بود و طبع شعر داشت در دوره جنگ بین الملل اول به حزب دمکرات گروید ودرتشکیلات جنگل به میرزا کوچک خان پیوست و سال ۱۳۱۴ وفات یافت اشرف السلطنه در زمره نخستین کسانی بوده که به تمدن مدرن روی آورد و البسه وی همخوان بالباس های مرسوم آن زمان اروپا بود . در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در ایامی که بلشویک ها وارد لاهیجان شدند ، جمع کثیری از رجال و اعیان شهر از ترس جان خود از لاهیجان فرار کرده و به تهران و قزوین پناه بردند ، در این بین اشرف السلطنه که دستی به تشکیلات جنگلی داشت و در واقع خودرا آزادیخواه میدانست لاهیجان را ترک نکرد و بدون توجه به وقایع احتمالی به امورات خود پرداخت ، بلشویک ها به محض ورود به لاهیجان اورا شناسایی کردند و اورا مجبور کردند با همان شکل و شمائل مرتبی که داشت پای هفت درخت له اسکندر آباد را جارو کند هفت درخت را من در ایام کودکی و سر راه هرروزه مان به مدرسه ی احمد قوام دیده بودم و روبروی باغ ملی نبش سه راهی بطرف محله امیر شهید بود که بعد ها توسط شهردار مسیح بریده شد. اشرف السلطنه در کنار بهره مندی از علوم خاصی که وی را به عنوان چهره ای متمایز با دیگر امین دیوان زاده ها معرفی میکرد علاقه زیادی هم به ورزش و بویژه به گود و زورخانه داشت ، به همین مناسبت پس از اتمام و خاتمه نهضت جنگ  در کوچه امیر مومن زورخانه ساخت که با دوستان و اعضای فامیل به ورزش می پرداخت و محل زورخانه ابتدا به زورخانه اشرف السطنه معروف بود. اشرف السطنه با تاج الملوک دختر حاج زین العابدین امین دیوان دوم وصلت نود و فقط یک پسر داشت  آن هم حسن خان صفاری بود که به وفور عکس هایش در وبلاگ من هست ،انسانی عالم و وارسته بود،  داماد ذو ریاستین و اصغر فیاض شهردار لاهیجان  بود ، اشرف السلطنه پس از فوتش در صحن مسجد خمیر کلایه لاهیجان بخاک سپرده شد
این عکس با چند عکس بسیار قدیم را بانو "معصومه صفاری" دخترحسن خان از طریق مسیج اینستاگرام برایم ارسال کرده اند. بسیار سپاسگزارم.