نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی سید محسن سنجری مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی سید محسن سنجری مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

۱۳۹۵ خرداد ۲, یکشنبه

عکس های زیادی را این روزها سید محسن سنجری در صفحه جی پلاس و فیسبوک ش باشترک گذاشته است . همه ی این عکس هارا همایون صفابخش عکاس قدیم لاهیجان گرفته است گویا فقط فیلم های نگاتیوش را داشته و سید محسن همه نگاتیوهارا از نو به چاپ رسانده است و اکثرآ لک وپیس زیاد دارد . چند تایی را من کمی دستکاری کرده ام و بنمایش میگذارم . سید محسن اصرار دارد که کسانی که از این ها استفاده میکند اسم همایون صفا بخش را هم ذکر بنماید همایون صفا بخش یادم هست اوایل دهه سی، همان اوایل کودکی و دوره دبستانی من به لاهیجان برگشت و روبروی بقعه اردوبازار لاهیجان و درب ورودی میرشمس الدین عکاسخانه داشت و عکس هایی راکه میگرفت در دو ویترین شیشه ای دوطرف درب ورودی راه پله و ساختمان به نمایش میگذاشت . تقریبآ از تمام نقاط و مناظر و سازه ها ساختمان ها و مردم عکس میگرفت وبا سوژه های فراوان در ویترین میگذاشت وبعنوان کارت پستال و کارت تبریک میفروخت و بین دانش آموزان آن موقع بیشتر رواج داشت ، بچه ها میخریدند بهمدیگر کارت تبریک عید میدادند .همایون صفابخش اولین کسی بود که با دوربین پرتابل و دستی کار میکرد که نوار فیلم میخورد و فلاش داشت .درجشن ها و عروسی شرکت میکرد و فراوان عکس میگرفت درصورتیکه قبل از او مردم کمتر درمراسم و جشن ها و عروسی ها عکس میگرفتند و یا هر از چند گاهی عکاس از رشت و شهر های بزرگتر میآوردند. همایون صفابخش بسیار پرکار بود و شاگرد زیاد داشت علاوه بر برادرانش حسین و مهدی بسیاری دیگرمثل مرحوم هوشنگ غفوری و دیگران برایش کار میکردند و به آنها عکاسی یاد داد . اخیرآ پسرهمایون ، آقا رضا صفا بخش که عکاسی را آکادمیک و دانشگاهی ادامه داده است در خیابان قیام لاهیجان آتلیه ی بزرگ عکاسی دارد و به جوانان علاقه مند عکاسی یاد میدهد و در محل اداره ارشاد دوره آموزشی میگذارد . قبل از همایون صفا بخش زنده زیاد سیروس چهره نگاری فعالیت داشت ولی با آپارات سه پایه و عکس شیشه ای کار میکرد .سیروس چهره نگاری عکاس قدیمی لاهیجان مردی خوش قد و قامت زیبا و کاملآ شبیه هنرپیشه گان سینما بود واز نظرقیافه چیزی از شون کانری کمتر نداشت . من خوب یادم هست دهه سی که وقت مدرسه رفتن ما بود همه درحیاط عکاسخانه اش در کوچه لولیتا یا گلشایی ها جلوی آپارات جعبه ای سه پایه دار عکس میگرفتند . آپارات عکاسی ، اندازه ای بزرگ داشت که کیسه سیاه رنگی پشت ش آویزان بود و سیروس قبل از عکس گرفتن شیشه را داخل کیسه و دوربین میکرد . آدم ها کنار دیوار حیاط که پارچه سیاه میخ شده بود میایستادند و تکان نمیخوردند. من که بچه بودم برای اینکه قدم برسد روی چهارپایه ایستادم و عکس گرفتم . سیروس از پدرش زنده یاد حسین چهره نگاری عکاسی یاد گرفته بود ولی من اوراهیچوقت ندیدم وسن من قد نمیدهد . مرحوم پدرم سید وهاب توکلی که دستی هم به عکاسی داشت می گفت حسین چهره نگاری حدود سال 1314 به لاهیجان آمد و قبل از او هیچ عکاس ثابتی در لاهیجان نبود . میگفت پشت دیوار شرقی محوطه ی بقعه اردوبازار زمین صادقی ها و ورثه میرزا ابوطالب بلامصرف افتاده بود وهرروز حسین چهره نگاری پارچه سیاه به دیوار اردوبازار میخ میکرد و از مردم عکس میگرفت و روزهای بعد همانجا به آنها تحویل میداد . شب ها ویا در هوای تاریک قادر به عکاسی نبود و فلاش نداشت. خب لابد در روزهای بارانی و برفی هم قادر به عکاسی نبود البته همان زمین الآن پاساژ صادقی یا محمودی شده است.

سید محسن سنجری_ استاد کیومرث صفابخش
 این آقا بااین اپل قدیمی اش آشنا آمد وحدس زدم که جناب پرویز پیرو باقی باشد پرسیدم و تایید شد .پرویز پیرو باقی کارمند بازنشسته بانک بازرگانی است ، داماد محمدکمالی و برادرخانم محمدعلی ناظمی فرماندار لاهیجان است . محل عکس برداری نزدیک چهارچراغ و طرف مقابل  گاراژ صمدی و دقیقآ روبروی فروشگاه فعلی کفش ملی است. حتمآ همینجا پارک میکرد و به محل کارش بانک بازرگانی دور میدان میرفت .    این عکس را همایون صفابخش تقریبآ شصت سال پیش گرفته است .


میدان چهار چراغ و خیابان اصلی بعد از برف حتمآ از بالای ساختمان آقای تایید یا ساختمان دانشوران گرفته شده است را من کمی دستکاری کردم 
  عکس ازکیومرث صفابخش  

  احتمالآ دکان چایخانه روستایی اطراف لاهیجان است . بچه ها ،مشتری ها، نیمکت و میز ، قاطری با بار شبیه چوب و تخته،  شیروانی تکه تخته ای  ،یالت پوش،  تبر تراش خورده  
 عکس ازکیومرث صفابخش  

کارگاه موزاییک و مصالح سیمان بتونی غفور گنجه ای در محله ی کاروانسرابر لاهیجان

 عکس ازکیومرث صفابخش  
ورودی جاده لنگرود به لاهیجان
 عکس ازکیومرث صفابخش  
سه راهی کارخانه ابریشمی به محله امیرشهید
 عکس ازکیومرث صفابخش  
بچه های حیاط دبستان فرح روبروی بیمارستان لاهیجان
 عکس ازکیومرث صفابخش  
دخترکان کارگرباغ چای درحال چیدن برگ های چای با دست
 عکس ازکیومرث صفابخش  

اینجا دروازه و جاده وردی فرمانداری لاهیجان بود همانجایی که فرماندار محمدعلی ناظمی اداره اش میکرد و پشت اداره خانه ی مسکونی اش بود
 عکس ازکیومرث صفابخش  
ساختمان شیر و خورشید سرخ  درحال ساخت
که حالا محل هلال احمر شده است
از دور ساختمان کارخانه ابریشمی مشخص است 
 عکس ازکیومرث صفابخش  
پس از روز برفی آرامگاه در حال ساخت کاشف السلطنه و باغ های چای فلاح خیر ها و ها در زیربرف رامن کمی دستکاری کرده ام.

 عکس ازکیومرث صفابخش  


http://yaranrachehshod.blogspot.com/p/blog-page_23.html

۱۳۹۳ آبان ۲۹, پنجشنبه

عکس قشنگ و بیاد ماندنی از هنرمندان لاهیجان نه چندان دور -این عکس گویا در دست جواد محجوبی بود ولی بهر حال سید محسن سنجری ادمین سایت چای ایرانی به من داده است ، پشت عکس گویا با دست خط جواد نوشته شده است ، پشت عکس نوشته شده 2535/9/25 شاهنشاهی ، یعنی سال 1355 -جشن روز مادر در سالن سازمان زنان لاهیجان ، پروانه صوفی رئیس سازمان زنان لاهیجان از راست مهدی موذنی ،رضا حسن نژاد ، علی بابا شکوری ، امیری ، جواد محجوبی ، علی محمد عبقری خانم صوفی ماما همسر دکتر فاضل زاد برای لاهیجانی ها زحمت و تلاش زیاد کردند و در زمان بی دکتری علاوه بر کار درمانی فعالیت های اجتماعی زیاد هم داشتند من خودم برای هر دو هم خانم دکتر پروانه صوفی و هم جناب دکتر فاضل زاد احترام زیادی قائلم و با ایشان خاطره زیاد دارم راستش امیری و رضا حسن نژاد را نمیشناسم اما علی عبقری شخصیت والایی دارد و بابا شکوری همسایه ما در کوچه امیر مومن بود که با خانواده به سوئد مهاجرت کرد امید وارم هر جا هستند در سلامت و خوشی باشند ، مهدی موذنی بیشتر آواز خوان بود ، جواد محجوبی هم از دوستان دوران جوانی من است مثل همه ی محجوبی ها استعداد زیادی دارد برای ما ویولن زیاد نواخته است

علی محمد عبقریاز راست مهدی موذنی ،سید رضا حسن نژاد ، علی شکوری ، امیری  ، جواد محجوبی ، علی محمد عبقری با تشکر و با اجازه از آقای سید محسن سنجری مسئول سایت
 http://iraniantea.blogfa.com/
جواد محجوبی، رضا حسن نژاد ، علی شکوری ، علی محمد عبقری

۱۳۹۳ مهر ۱۷, پنجشنبه

جعفر خان منتصرى عنوان اين عکس زيباى قديمى است که من انتخاب کرده ام, اسم کاملش جعفر منتصرکوهسارى است پدر خانم دکترکتایون و دکتر هوشنگ ودکترجمشید...، انگاری عکاس زوم کرده بطرف جعفر خان ایشان وسط عکس جلوی روحی پور کارشناس نشسته است روحی پور دارد میخندد  ,در اين عکس دايى هاى من, جواد فلاح خير ردیف اول با موی فرفری, على فلاح خير, و دوست صميمى پدرم محمد طايفه محمودى که باغهاى بزرگ چاى داشت  ردیف دوم , سمت چپ علی آقا دایی من اقاى کنفى با عينک هست که باغ دار بزرگ چاى در لاهيجان بود آ ن موقع هميشه سوار ماشين هاى نو و قشنگ ميشد بچه و ورثه نداشت يکى از باغ هاش بعد ها در جاده لنگرود تبديل به ترمينال اتوبوس شد , سمت چپ روحی پور آ قاى فرخى لنگرودى هم هست آنموقع رييس اداره دارايى لاهیجان بود دخترش همسر پرویز اصمعی بود پارسال فوت شد خدا بیامرتش خانم خوبی بود , آن پشت در بین ایستاده ها جعفر حکيمى عابد, اقا سيد على امامپور و برادر بزرگش هم هستند, محمود آزاد آنموقع مسئول روابط عمومی سازمان چای بود سمت چپ آزاد مهندس امیر سلیمانی  که از مدیران سازمان بود ایستاده است چند نفر دیگر را تردید دارم هروقت مطمئن شدم مینویسم  این عکس فکر میکنم مربوط به تجمع درمحل سازمان چای در لاهیجان باشد تاریخ عکس حدود سی و پنج یا شش است این عکس را آقای سید محسن سنجری مسئول و ادمین وبلاگ " چای ایرانی " برایم فرستاده اند ، صمیمانه از ایشان تشکر میکنم و مطمئنم این عکس زیبا جاودانه خواهد شد و به سهم خودم تقدیم میکنم به خاندان بزرگ منتصری ها و همه ی مردم دوستداشنی سیاهکل و دیلمان 



  جعفرخان منتصرکوهسارى پدرمرحومه خانم دکترکتایون و دکتر جمشید ...دکتر هوشنگ ،مهندس فریدون و بهرام وسط عکس با کراوات و سبیل  جلوی روحی پور کارشناس چای که در حال خندیدن است نشسته است

وبسیاری از بزرگان و نام آشنایان گیلان دیده میشوند
این عکس را ادمین و مسئول وبلاگ  چای ایرانی  سید محسن سنجری بمن داده اند از ایشان تشکر میکنم
برای رسیدن به وبلاگ چای ایرانی این لینک را کلیک بفرمایید

 http://irantea.persianblog.ir/

۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

نرده غربی باغ ملی عکاس هوشنگ غفوری

عکس لاهیجان قدیم که اقاسید محسن سنجری ادمین صفحه چای ایرانی برایم فرستاده است. خیابان صفاری سابق و نرده غربی باغ ملی و سمت چپ سینمای صفاری در حال تاسیس و آنطرف خیابان ساختمان پدر احمد دانشوران که سالها در اجاره اعتمادی بزرگ پدر بیژن و برزو بود و مدت ها احمدی دانشوران اون بالا زندگی میکرد و بقیه ماجرای آن زمان ...و

از جناب آقای سید محسن سنجری با همه ی لطفی که به من دارند تشکر میکنم
آقای سنجری مدیر سایت چای ایرانی محقق است  و جمع آوری اطلاعات درباره چای وتاریخ   آموزش چای و چایکاریست و به تمام اشخاص و دست اندرکاران چای قدیم و جدید سر میزند و مصاحبه میکند و از جمله با تمام عکاسان قدیم وبازمانده هاشان آشنایی دارد  . خودم بارها از ایشان عکس و مدارکی دیدم که قبلا ندیده بودم . از جمله این عکس را از بازماندگان هوشنگ غفوری گرفته است که اولین عکاسخانه اش انتهای کوچه برق و نزدیک سه راهی خیابان .صفاری بود و اکنون توسط همسرش خانم سلیمی اداره میشود 
آقای مهندس سنجری گاهکای عکس و مدرک و چیزهایی که ارتباطی به چای ندارد و سر لطف و محبت برای من میفرستد و بازهم تشکر میکنم .

۱۳۹۵ آبان ۲, یکشنبه

آقایان دبیران دبیرستان ایرانشهرلاهیجان که در سالنامه سال 33_1332 بچاپ رسیده است و تشکرازجناب مهندس سید محسن سنجری که این عکس را به اشتراک گذاشته اند

  اول کتابچه یا سالنامه عکس محمدرضاشاه را که باید میداشت

 مدیرکل فرهنگ یا آموزش و پرورش استان گیلان سید صدرالدین دست غیب  

ایستاده جلواز راست: نوری کیافر، کنارسری دبیر علوم اجتماعی_هوشنگ نگهبان دبیر فیزیک
حاج ملارضایی دفتر دار_مهدی مخمر دبیر هنر_؟_ابوالقاسم غمگسار_سیدمحمدباقرنجفی رئیس فرهنگ لاهیجان و دبیرعلوم طبیعی_محمدحسین درویش فشتمی رییس دبیرستان_صدر گیلانی دبیر جغرافیا
ردیف بالا: پرویز ارزیده دبیرفیزیک_حسین شعبانی پور دبیر فیزیک_هوشنگ جهانگرد محبوب دبیر ادبیات_سیروس ناصرشریف_ عباس نژادشمسی دبیر زیست شناسی_جلیل مسعودی دبیر زبان انگلیسی_محمدعلی محدث مجتهدی دبیر عربی _ محسن طوافی معاون دبیرستان 
نوری کنارسری یا همان کیافر گویا اوایل در دبیرستان دبیر علوم اجتماعی بود ولی اوایل دهه چهل  همینجا در دبیرستان ایرانشهررییس شد
  من یادم هست در همان ماههای اول شروع بکارش یکی از دانش آموزان با چاقو به اوحمله کرده بود و مجروحش کرده بود و خودش را دوان دوان به بیمارستان رسانده بود و مداوا شد
عباس حاجی ملا رضایی دفتر دار مردی مهربان و دوستداشتنی با قدی کوتاه وصدای کلفت و مردانه ای داشت
عباس شمسی دبیر زیست بود بسیار با شخصیت و نجیب باصدای ریز و نازک داشت
محسن طوافی ریاضی درس میداد مرد قد بلند با هیکل ورزشکارانه ای داشت وهمه ازش حساب میبردند وناظم مدرسه بود
در وسط جلو سیدمحمدباقرنجفی رئیس فرهنگ لاهیجان و دبیرعلوم است
در سالنامه علاوه بر عکس مدرسه دانش آموزان عکس های باغ کشاورزی باغ های قدیم چای و باغ ملی را هم بچاپ رسانده بودند

ساختمان تازه ساخت ایرانشهر لاهیجان که در زمینی بزرگ درمحله امیرشهید لاهیجان دقیقآ شمال ورزشگاه در هزار متر مربع ساخته شده بود
دبیرستان ایرانشهر با همه ی بزرگی که داشت سرویس بهداشتی و توالت  دستشویی مناسبی نداشت و اکثر اوقات شلوغ و کثیف بود و فکری به حال بوفه و فروش اغذیه برای دانش اموزان درنظر گرفته نشده بود وبچه ها دوراز چشم ناظم به مغازه های اطراف پراکنده میشدند و شاید کالای کهنه و مانده می خریدند و می خوردند تا گرسنگی شان برطرف بشود

دروسط 
علی تبگر یا پویا است








دکترسید حسین میرمجلسی_سیروس محقق
 نیاجلیلی _ دکترقاسم علیزاده غریب رییس بهداری لاهیجان_پرویزطاهری پرورهمدانی
سمت راست حسن سبیل معروف بود بچه ها حسن آقا صداش میکردند اسم فامیلی اش بخاطرنیاوردم ولی پسرش که معلم شد اسم فامیلی اش عوض کرد و فروهش را برای خودش انتخاب کرد


بسیاری از معلم هارا در طی پنج سال در دهه چهل که در ایرانشهر بودم معلم های زیادی را دیده ام و یا شاگرداشان بودم        
معلم های قدیمی ، قاسمی پیرکوه معلم فارسی بود  محمود یاسری دیارجان ، مرحوم عباس شمسی، سید نوری کیافر کنارسری
خیلی معلم های دیپلمه ، سید بحریري، خادمی فر که بعد ها حقوق خواند و قاضی شد، صفرپور ریاضی، علی شیوعی، محیطی، مسعودبرق، زوارموسوی، آذرپرستان، محمد تراب پرهیزی، پیروز، میر مشتاقی معمم، غلامحسین تقوایی تپه ای معلم عربی،  
میرسهیل    معلم شیمی دکتر تسلیمی از لنگرود  
  و بسیاری که از رشت میآمدند و شب برمی گشتند
آقای معاف از رشت، انصاری از مشهد، فریدون گیلانی، مستر آلن آمریکایی که از سازمان گروه صلح فرستاده شده بود انگلیسی درس می دادند و اصغر جهانتاب که هرروز از رشت می آمد و بیلیارد خیلی دوست داشت. اصغر خیابانی که بیشتر مدرسه های دخترانه درس می داد..  
عبدالله زاده و سید سجادی که زود فوت شد،  فیزیک درس می دادند.
پرویزمحسنی آزاد ادبیات فارسی میرسهیل شیمی، منصوری ریاضی از رشت،آقای هرمزتهرانی ریاضی از تهران ، بزرگ بشر، خیراندیش، فیزیولوژی   
جلال انصاری، حسین خوشبین، باقر جمالی، حسن صدرممتاز، تقی ذوقی ،  معلم ورزش,
 علی مرتبی مهرگان،  رجب پور اکرامی،..

معلم هایی مثل صمدخان صادقی, محمد مطلق زاده, خانم حکیمی لنگرودی، کبراحکیمی همسر صفابخش, ایراندوست رشتی ,   رییس آموزش و پرورش پیربازاری، حسین فروتن, علی سیروس ضیا،  سیدهاشم میر راجعی، فریدونی, اصفهانی, حسین فرجاد نژاد، پیرو نذیری، ...نادر اقبالی،  مضطفی وجدانی،....
 را دیده ام و بیاد دارم  


همینطور دیگران که به تدریج  یادم بیاید خواهم نوشت     

۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

حاج رمضان حقیقت نظر

  حاج رمضان حقیقت نظر که مکانیک کارخانه های چای دولتی بود این عکس را داشت که  به محسن سنجری داد تادر سایت چای ایرانی بگذارد . اینجا نفر اول میراعلم کارشناس چای با پیراهن سفید، نفر دوم رمضان حقیقت نظر با کت و شلوار مشکی سمت راست عکس ایستاده است .
  محمود آزاد وسط عکس روزنامه در جیب  در حال صحبت کردن است. محمود آزاد ابتدا نام خانوادگی اش پورنصیری بوده است که بعد ها بعلت علاقه وبه احترام دایی اش اسمش را به محمود آزاد تغییر داد.این مطلب در صفحه 58 کتاب سالهای خاکستری دکتر هوشنگ منتصری نوشته علی امیری قید شده است .
 حسن یاورزاده نفر اول سمت چپ پدر پرویز، پدر بزرگ نعمت آقا،  همیشه با صدای بلند صحبت میکرد ، شخصیت مثبت زحمت کش و خیر بود و مردم لاهیجان باو احترام می گذاشتند و نزدیک کارخانه چایی اش در محله امیر شهید لاهیجان خانه ای بزرگ داشت و فوق العاده ثروتمند بود.
  گویا بارزس های شاهنشاهی برای تخلفی که در کارخانه عبدالرضا آزاد اتفاق افتاده بود به لاهیجان آمده بودند .
 پشت بازرسین ابوطالب احمدی کارمند شهرداری هم هست.
 احمد خسروی سمت چپ حسن یاورزاده ایستاده است 
حسن یاورزاده نفر اول سمت راست  پدر پرویز ، پدر بزرگ نعمت،  همیشه با صدای بلند صحبت میکرد، شخصیت مثبت زحمت کش و خیر بود و مردم لاهیجان باو احترام میگذاشتند و نزدیک کارخانه چایی اش در محله ی امیر شهید لاهیجان خانه ای بزرگ داشت و فوق العاده ثروتمند بود. یاورزاده ها فکرمیکنم تبار شیرازی داشته باشند.
پرویز یاورزاده در آخر پشت ستون هست پشت افسران در ردیف دوم رحیم خان صفاری, محمود آزاد،احمد خسروی، فریدونی ، معلم موسیقی و حاج رمضان حقیقت نظر هم هستند.ردیف اول باپیراهن سفید کارشناس چای میراعلم است.   
آقای سید محسن سنجری ادمین چای ایرانی و اقای رمضان حقیقت نظر در سازمان چای‎

۱۳۹۴ بهمن ۲۳, جمعه

انتخاب من برای شما _مصاحبه محسن سنجری با مرتضی فدایی _من و مرتضی فداکار در مسیر تهیه تاریخ صنعت چای ایران گذارم به کوچه ای در خمیر کلایه افتاد که محل سکونت مرتضی فداکار است که خواهرش همسر قوام السلطنه شد. داستان جالبی است زندگی قوام که مطرود حکومت ها بود و برادرش عاقد قرارداد 1919. اما بی گمان هم او هم برادرش از بازیگران مهم صحنه سیاست ایران هستند. خصوصا قوام که هر وقت اوضاع به هم می خورد سراغش را می گرفتند. همسرش را که او هم از قاجار بود بسیار دوست داشت اما بی فرزند ماندن هم حرف و حدیث های خودش را دارد. این بود که یکی از زنان چایکار را با شرایط خاصی به زنی گرفت و او هم قوام را به آرزوی داشتن وارث رساند.داستانش در تاریخ گفته شده. من هم البته چیزهایی پرسیدم که پیرمرد مهیای جواب نبود. بیشتر از کارخانه نو می خواستم بدانم و منش قوام که اغلب عمر را در املاکش در لاهیجان گذراند. پیرمرد به من گفت در بازکیاگوراب در مسیر رسیدن به کارخانه کانال آبی است که یک طرفش مال توکلی ها و طرف دیگرش مال قوام بود. قوام هم که جریان آذربایجان را سامان داده بود حسابی به لاهیجان رسید و دبستان و یتیم خانه و کارخانه چای دایر کرد و حتی برای کارگران کارخانه چای خانه ساخت که تا حال نیز پابرجا هستند. البته دنیا با قوام خوب تا نکرد. این کشتیبان پیر از پس طوفان ملی شدن نفت برنیامد و اموالش مصادره شد. حسین قوام نیز در سال 1362 در گذشت. مرتضی گفت حسین با دختر یا خواهر سناتور مسعودی ازدواج کرد. مرتضی در پاسخ سوالم که چه طور قوام خواهرت را انتخاب کرد گفت خواهرم زهرا قوام (بر این فامیل تاکید بسیار کرد) زرنگ بود و در واقع به قول محلی ها کلانتر محل و زیبا. گفت که خواهرش هنوز زنده است و ساکن تهران. از عبدالعلی ارض پیما و علی نیری و حسین جهانگیری هم گفت که کارشناسان کارخانه قوام بودند. این را بگویم که مرحوم دکتر باقر عاقلی نام همسر لاهیجانی قوام را زهرا فدایی نوشته است. از پیرمرد قول گرفتم که یک بار دیگر به سراغش بروم و او هم گشتی در صندوق خاطراتش بزند. این عکس ها حاصل ملاقات نیم ساعته من با مرتضی فداکار است. البوم عکسش چنان رطوبت گرفته بود که امکان برداشتن عکس نبود. گفت که خیلی ها به سراغش امده اند و تجسس تاریخی. امیدوارم کسانی که در باره قوام و حضورش در لاهیجان مطلب و عکسی دارند مرا بی خبر نگذارند.

مرتضی با خواهر زاده اش حسین قوام یا تنها پسر احمد قوام سلطنه
https://plus.google.com/u/0/109856851915329819649
لینک صفحه اقا سید محسن سنجری نویسنده مطلب
خمیر کلایه لاهیجان محل سکونت مرتضی  فداکار است که خواهرش همسر قوام السلطنه شد. در محله ی خمیر کلایه از قدیم آقا مرتضی را بخاطر داشتن خال سیاه بزرگ طرف راست صورتش به مرتضی خالدار میشناسند و کمتر مردم خمیر کلایه از اسم فامیلی اش آکاه هستند . مرتضی فداکار مردی آرام و مودب است .
دیگر شوهر خواهرش یا باجناق قوام اوسا عباد سفال چین بود که مرحوم شد . یادم هست اوس عباد لاهیجانی بلد نبود وبا لهجه رشتی صحبت میکرد


۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

عکس های اهدایی_رمضان حقیقت نظر

سید محسن سنجری مسئول سایت چای ایرانی نوشته است _عکس های اهدایی جناب حقیقت نظر گفتگو با آقای رمضان حقیقت نظر یکی از نیک بختی های من بود. چون ایشان از سال 1319 در کارخانه دولتی  که اکنون ویران شده به شغل مکانیک انجام وظیفه کرده اند و حافظه عین کامپیوتردارد. خودش به من گفت کاش می توانستم گذشته را فراموش کنم. آن قدر مسلط بود که من کم آوردم در پرسیدن. حتی یک بار یک دستی زدم در مورد مرحوم علی علامه حائری که حسابدار ارشد سازمان برنامه بود و مسئول محاسبه چهار یک چای و داستان آمار نویسی قلابی در کارخانه عبدالرضا آزاد برای گرفتن سهمیه چای و باقی قضایا که در کتابم آورده ام. ازش پرسیدم شما اقای علامه حائری را دیده اید. گفت بله ایشان حسابدار شرکت چای سازمان برنامه بود در عصر روز فلان آمد به من گفت وسایل پلمپ کردن را بردارید. به کارخانه آزاد رفتیم . حائری دفاتر را نگاه کرد و بعد از موجودی چای کارخانه جویا شد که با وجود محرز بودن تخلف بی مدرک سخن نگفته باشد . وقتی معلوم شد کارخانه برابر برگ تحویلی چای خشک ندارد . کارخانه را پلمپ کردیم. گرچه آزاد با نفوذی که داشت از این قضیه جست. هم چنین اقای حقیقت نظر شرح کاملی از زندگی فئودور ساریدیس مکانیک یونانی کارخانه دولتی ارائه کرد که من فقط نام ساریدیس را در اسامی بازنشستگان سازمان چای دیدم و جز اقای حقیقت نظر کسی از وجود این شخص تاکنون سخن نگفته بود. همین طور در مورد ایوان کاچرکین مکانیک روس کارخانه دولتی کومله که خوشبختانه پرونده پرسنلی اش را پیدا کرده ام و بسیار وقایع دیگر . در مورد خود کارخانه هم گفتند که در سال 1309 تاسیس شده و بدنه اش چوبی بود طوری که بازرسان همیشه با هراس از کنار خشک کن آن می گذشتند. کارخانه دولتی در سال 1330 تخریب و با مصالح جدید بازسازی شد. خداوند به ایشان سلامتی بدهد.



گروه بازرس با  لاهیجان ها رحیم خان صفاری _پرویز یاورزاده_ محمود آزاد _فریدونی_رمضان حقیقت نظر
مهندس سید محسن سنجری_حاج آقا رمضان حقیقت نظر

۱۳۹۹ فروردین ۱۸, دوشنبه

آقا "سید علی امامپور" دوست خیلی صمیمی با "جعفر حکیمی" کارشناس چای کارخانه توکلی بود



سید محسن سنجری:  سید علی امام پور کارخانه را نتوانستم حدس بزنم

محمدرضاتوکلی: کارخانه چای توکلی است
   آقا سید علی امامپور رفیق خیلی صمیمی با جعفر حکیمی بود اینجا پشت کارخانه روبروی موتور خانه سیدعلی میان گل های خودرو  وحشی دراز کشید و عکس گرفت..

۱۳۹۴ فروردین ۱۹, چهارشنبه

آقا سید علی امامپور روی پله های خاکی کارخانه چای سازی هوخ تیف لاهیجان



کارشناس و مدیر سال های طولانی کارخانه چای آقا "سید علی امامپور" روی پله های خاکی کارخانه چای هوخ تیف لاهیجان در دهه بیست ایستاده است . این عکس توسط مرحوم "پرویزترابلی" رو شد و سید محسن سنجری مسئول وبلاگ چای ایرانی منتشر کرد . سنگی موسسه یا کارخانه هوختیف که بیش از هشتاد سال پیش در زمان رضا شاه توسط شرکت آلمانی ساخته شده بود، امیدوارم هرچه زودتر ترمیم بشود و تبدیل به موزه صنعت چای ایران بشود تا برای نسل های آینده بیادگار بماند .
هیاسینت لویی رابینو نایب کنسول   انگلستان و نماینده بانک شاهی در رشت  و محقق و مؤلف کتابها و مقالات ارزشمند درباره تاریخ ایران و گیلان در صفحات اول کتابش مینویسد 
 "هر روز از ساعت هشت صبح کار خویش را شروع می کردم، امور جاری مربوط به شغل خود را انجام می دادم و گاهی گزارش مربوط به اوضاع و احوال محل می نوشتم و به سفارت می فرستادم. بعد به تحقیق و مطالعه در باب ایالات بحر خزر می پرداختم و بغیر از مدتی که به خوردن نهار و شام صرف می کردم باقی همه_ی وقت را بر سر این کار می گذراندم و برای آن که بیدار بمانم، پیاپی قهوه بی شیر می نوشیدم... اما خوانندگان باید بدانند که وقت کوتاه است و عمارات و ابنیه قدیم ویران و کتیبه ها و نقشها محو می شود، پیران می میرند و اطلاعات خویش را با خود به گور می برند. پس باید هرچه زودتر به جمع آوری آثار و تحقیق و مطالعه کوشید که فرصت غنیمت است و از دست می رود..."

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد

هنرمند، پیشکسوت، کیومرث صفابخش، سابقه بسیار طولانی عکاسی در لاهیجان دارد ،قدیما بیرون عکاسخانه اش دو ویترین شیشه ای دوطرف درب ورودی اش داشت وعکسهایی از طبیعت و وقایع و حوادث لاهیجان را بنمایش میگذاشت .پسرش رضا صفا بخش شغل پدرش را اکادمیک دنبال کرد اکنون در لاهیجان اتلیه عکاسی دارد و شاگرد تعلیم میدهد 
آقای سنجری نوشته که از روی نگاتیف های قدیم دوباره چاپ شده است و انگاری بمرور صدمه خورده است 

برف های سنگین که این سی سال اخیر کمتر چنین مناظری دیده شده است

برف سنگین میدان چهارچراغ خانه ارباب حسن آقای مطلق 

این جور عمارت های یک طبقه در بعضی از باغات چای بزرگ برای کارگران چای چین و توزین و نگداری موقت چای ساخته میشد