نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی بازرگان مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها
نمایش پست‌هایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی بازرگان مرتب شده‌اند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پست‌ها

۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد

همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد


همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد

همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد

همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد

همایون بازرگان عکس های زیبایی دارد

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

رستوران زیبای لاهیجان 1329




عکسی زیبا در

رستوران زیبای لاهیجان
کیومرث بازرگان این عکس قدیمی را دوست و از آن خاطره دارد و به دیوار رستورانش آویزان کرده است ، این مرد روستایی هر چند مدتی با این گاو برای کافه پدرش مرحوم تقی بازرگان ذغال میآورده است، دراین عکس تقی بازرگان پشت گاو دورتر از همه ایستاده است اسم کافه تقی بازرگان "تقی آباد " بود. آنموقع دکان و کافه دور از شهر کناراستخر و کنار جاده ی خاکی به طرف لنگرود بود.

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

کیومرث بازرگان رستوران زیبای لاهیجان



در نسخه موقت صفحه " اینجا چراغی روشن است " در باره کیومرث بازرگان و رستوران زیبا چیز های جالبی نوشته است اینجارا کلیک کنیدhttp://www.mohraz.com/index.php?option=com_content&task=view&id=184&Itemid=55 م .ر - تابان / در روزهای پایانی دهۀ اول آبان ماه سال 80 بود که برای اولین بار ، پا به خطۀ سرسبز و بی نظیر لاهیجان ، لنگرود و چمخاله گذاشتیم . آنقدر تحت تاثیر طبیعت و رفتارهای اجتماعی برخی از اهالی این خطه قرار گرفتیم که این منطقه برایمان تبدیل شد به مقصد تقریبا اکثر مسافرتهایی که از آن به بعد به شمال داشتیم و تا کنون نیز چنین بوده است . هر چند راهش دورتر از چالوس و نوشهر و عباس آباد و کلار دشت و محمود آباد و دریا کنار و بابلسر و اینهاست ، اما لذت راه و تحمل سختی های معمولش به قصد رسیدن و یا برگشت از آنجا ، برایمان همیشه قابل تحمل که نه ، شیرین هم بوده است ، به خصوص اینکه جادۀ قزوین – رشت ، که راه معمول رسیدن به این منطقه است موجب شد که تجربه های بسیار ارزشمند و ماندگاری را نیز کسب نماییم .

یکی از آن روزها که برای صرف نهار ، دنبال رستوران قابل اطمینان ( تمیز و غذای تازه و تاریخ مصرف و دغدغه های همیشگی همسرم ) می گشتیم ، کافه (رستوران) زیبا در لاهیجان ( مقابل استخر لاهیجان ) را به ما معرفی نمودند . ایام تعطیلاتی بود و رستوران بسیار شلوغ ، تا آنجا که اسم می نوشتند و نوبت می دادند . الان هم در روزهای تعطیل و نیز اوضاع به قول معروف ، High Season ، وضعیت چنین است . نوبتمان شد و وارد شدیم و دیدیم که ظاهر بسیار ساده ای دارد ، اما پرسنلش به نسبت جاهای دیگر مودب تر و تمیز تر هستند . منوی غذا را که آوردند ، دیدیم که ردیف اول نوشته ، "کباب ترش" . من تا اون موقع نخورده بودم و همسرم هم تجربۀ زیادی در این خصوص نداشت ، اما دل را به دریا زده و سفارش دادیم . جاتون سبز که خیلی خوشمزه بود و الان نیز پس از گذشت چندین سال ، همچنان اولین سفارش ما همان است . گیلانی ها به سور و ساط اطراف سفره می گویند " زرخنه " . مثل زیتون پرورده و ماست و فلفل سبز و اشپل و خیار حلقه شده با "درار یا دالار" و باقالی خام و اینها . تمام ظروفش سفید رنگ و برق تمیزی دارد . برنجش خوشمزه و کبابش نرم و بسیار خوش خوراک است . جوجۀ ترش هم دارد و مرغ سرخ کرده هم به همچنین . میرزا قاسمی هم که دیگر نگو ، یک پیش دستی براتون می یاره که نمیشه از دستش داد . قیمت غذاها نیز بسیار منصفانه است .

حالا از همۀ اینها که بگذریم ، شخصیت صاحب رستوران که در ساعتهای شلوغ ( تقریبا همیشه ) پا به پای کارمندان آنجا در حال رسیدن به مشتریان است و با این سن و سالش مثل یک کارگر کار می کند ، جاذبۀ دیگری است . آنقدر با صفا و با شخصیت است که شاید یکی از دلایل اصلی جذب مشتریانش ، همین رفتار بی تکلف و بی سر و صدایش است . آخر هر جای دیگر ، چه در سفر و چه در شهر خودمان ، رستوران می رویم ، جملۀ کلیشه ای " چیزی لازم ندارین" را یا برای خوش خدمتی و خوش رقصی و دریافت انعام و یا برای توصیۀ محترمانه به ترک میز در شلوغی رستوران و صف انتظار ، می شنوییم ، اما رفتار مجموعۀ ایشان به گونه ای است که خودمان شرمندۀ ایشان و دیگر منتظران در صف ورود شده و زودتر آنجا را ترک می کنیم .

از جاذبه های دیگر این رستوران ، عکسهایی است از گذشتۀ آن و صاحبش در جوانی و نماهایی از قدیم لاهیجان و به خصوص تابلو و ورودی همین رستوران در دهۀ 30 و 40 شمسی به دیوارهای آن آویخته است . عکس پدر مرحومشان نیز بالای سرشان پشت دخل ، نصب است .تا کنون چندین نوبت خواسته ام که یک گپ و گفتی با ایشان ( مهدی / کیومرث بازرگان ) داشته باشم و چند عکس سر فرصت از ایشان بردارم ، اما همیشه آنقدر سرشان شلوغ است که موفق نشده ام و در واقع به خودم اجازه نداده ام که مزاحم کسب و کارشان شوم . تا این دفعۀ آخر که توانستیم بالاخره عکسی از ایشان بگیریم .

در این چندین باری که میهمان سفرۀ پهن اخلاقش بوده ایم ، متوجه شده ایم که در جوانی بر و روی زیبایی داشته و بین دوستانش و اهالی محل ، به "زیبا" معروف بوده و اسم این رستوران را که قبلا کافه بوده ، "زیبا" نامیده است . کارت ویزیتی دارند و وب سایتی هم در آن به چشم می خورد که البته من اخیرا سعی کرده ام به آن مراجعه کنم ، اما باز نشده است .

شاید برای خواننده این مطلب عجیب باشد ، اما ما و برخی از افراد خانواده مان که تجربۀ صرف غذا در این رستوران را داریم ، اگر بخواهیم شیرینی ِ مثلا ماشین خریدنمان را به فامیل بدهیم ، ایشان را از تهران به این رستوران در لاهیجان دعوت میکنیم. البته که هرگاه از چیزی زیاد تعریف کنیم ، کسی که شنونده بوده و بعد مراجعه می کند ، انتظارات بیشتری دارد که برآورده نخواهد شد ، اما برای ما ، نه رستوران و نه غذا ، که صاحب رستوران است که جاذبه دارد . همین آقا مهدی / کیومرث ِ بازرگان ، معروف به زیبا .

خداوند سایه اش را بالای سر خانواده اش نگه دارد و مرامش را به دیگر کسبه و حداقل رستوران داران ، ارزانی نماید . انشاالله


    • Bahman Moshfeghi  رستوران " زیبا " ی لاهیجان ریشه در خاک دارد.خوش اخلاقی ی کیومرث جای خود رفتار وبرخورد صمیمانه ی فرزندان عزیزش واقعا تحسین انگیز است

۱۳۹۸ مهر ۲۶, جمعه

رنگی کردن عکس های سیاه و سفید و قدیمی

کیوان پندی

عکس از اسماعیل فتوحی صحرای لاهیجان
پرویز پیرو باقی عکس از کیومرث صفابخش
کیومرث بازرگان و یک نفردست به کمراز پشت شیشه پنجره ی سمت راست داره به بیرون نگاه میکنه
محمد امینی میم الف راما ایستاده سمت چپ
سرازیری علیسرود راه سطلسر
اشرف پهلوی در لاهیجان عکس از اشکان میررازقی
دکتر عیسی صدیق اعلم وزیر فرهنگ در لاهیجان عکس از شهروز توکلی
 نیکلای لاسقاریدیس یونانی و برادرش اودسا لاسقاریدیس  عکس از محمدتقی توکلی
نورآقا بصیر عکس از حسن مهدوی
باغ ملی لاهیجان
عکس از کیومرث صفابخش
کیومرث بازرگان
عکس از همایون بازرگان
هوشنگ جهانگیری عکس از محمد تقی توکلی
امین دیوان
محمدعلی صفاری
عکس از گیتی منجمی
خانه دانشوران
عکس از هوشنگ غفوری

آشیخ احمد بین کلایه
تقوای معصومی
عکس از حسن مهدوی


سرهنگ خوروش
عکس اهدایی اشکان میررازقی
جوانان لاهیجان
عکس اهدایی از شکوه میرمویدی
عبدالخالق عبد محمودی
عکس از پریسا عبد محمودی
فریدون محمد دوست و اسماعیل فتوحی
عکس از اسماعیل فتوحی
عکس از کیوان پندی
دکترمحمدعلی مجتهدی
سرهنگ مطلق زاده عکس از اشکان میررازقی
حسن گل بوستانی
عکس از ساسان گلبستانی

محمد علی صدرایی اشکوری
عکس از حسن مهدوی
دکتر پاشامحققی
عکس از اشکان میررازقی
حسین محجوبی
روستای فوشازده
اصغرفیاض عیسی ظریفی
دریای چمخاله دهه بیست
مصطفی رضوی_ محمدخان طایفه محمودی_ عبدالوهاب توکلی
دریابیگی _حاج علی اکبر مشکوه السلطنه
عکس از کیوان پندی

 

۱۳۹۴ بهمن ۲۴, شنبه

عکاسی قاسم حاجی زاده


  کتابچه ای ازعکاسی های قاسم حاجی زاده را کیومرث بازرگان صاحب رستوران زیبا در لاهیجان دارد و خودش به من نشان داد که قاسم تعدادی از عکس هایش را چاپ رسانده بود
عکس دو نفره کیومرث بازرگان و قاسم حاجی زاده هم توش بود 

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

عکاسان فعال کانون عکس انجمن سینمای جوان لاهیجان به همراه گروهی از عکاسان فعال گیلان اقدام به برپایی تور عکاسی سه روزه به کویر مرنجاب(شمال شهرستان آران و بیدگل) و روستای تاریخی ابیانه در استان اصفهان نمودند.

http://www.lahidjan.com/44643/%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF.html#!prettyPhoto/0/
به گزارش «لاهیجان» ،ساسان عادلی مسئول انجمن سینمای جوان لاهیجان با اعلام این مطلب افزود:در این تور سه روزه که از چهارم الی ششم اردیبهشت ماه برگزار گردید،محمدرضا صفابخش،همایون بازرگان، رحیم واعظ صالحی، سید عقیل توکلی، علی کفاش لاهیجی،پیمان شیروان غلامی، علی سیف و مهسان تقی پور،زمانه نصیری کامران،محبوبه رحمانی، مریم زبردست،آیناز منظم،حدیث کاظمی و نیلوفر خادمی حضور داشتند و به عکاسی از کویر و آثار و ابنیه تاریخی این منطقه از استان اصفهان پرداختند.

۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

برای کافه زیبا یا رستوران زیبای کیومرث بازرگان

این صندلی خیس
در ایوان چوبی این قهوه خانه هنوز
خواب مسافرانی خسته از یک راه دور می بیند

نگاهش میکنم، دست بر خاموشی خوابش میکشم
این صندلی خیس رو به غروب
روزی سرشاخه بلند بلوطی بوده ست
و آن میز رنگ و رو رفته ی بی رویا
لاشه ی پیر صنوبری ... پایین پونه زار؛

ناگهان باران می گیرد
صندلی های خیس
یکی یکی دوباره می رویند
و میزها، خواب صنوبر و ستاره می بینند

حالا وقتی که مسافران خسته ی آن راه دور
دوباره از خَم ِ خواب های آسمان بازآیند
در سایه سار چه باغی
که چای خواهند خورد
خاطره خواهند گفت
خواب خواهند دید
اما هرگز به یاد نمی آورند
در ذهن ِ هر تخته پاره ی پرتی
چند جنگل غمگین گریه می کند