۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه
پرندگان را با نام گیلکی بشناسید_حین چرخ و دور زدن و گردش انترنتی به یادداشت اکبر کوچکی در پایگاه خبری و تحلیلی " در سیاهکل" رسیدم که در این یادداشت عکس انواع حشرات و حیوانات و پرندگان با ذکر نام فارسی و گیلکی که برایم جالب بنظر آمد اکبر کوچکی مینویسد که : امیدوارم این تصاویر به همراه اسامی پرندگان به زبان فارسی و گیلکی زمینه ساز آشتی نسل امروز با زبان مادری ما بشود
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۴, شنبه
بابا بزرگها ی ورزشکار را شناسائی کنید خیلی قشنگه ! کنار جمالی کیه ؟ دکتر فکر میکنم فرامرز شمسی باشد MohamadReza Tavakoli سلام آقا مظفر مشتاق دیداروزیارت جنابعالی تاگپی و خنده ای باشما ...اما آنموقع مرحوم فرامرز که فوتبالیست خوبی بود اینجاکمی بزرگتر بنظر میرسد فکر میکنم کنار جمالی معلم قدیم ناصر عسکری باشند که چندی پیش عکس استادرا باشتراک گذاشتم . من که عکس های دسته جمعی را دوست دارم و از فضای و محیط آنموقع و مسابقه دو و میدانی که هرساله روبروی ورزشگاه و بیمارستان انجام میشد را هم یاد آوری لذت بخشی است . درختان تبریزی که یه پیرمردی میرفت بالای درخت ها و شاخ هاشان را میزد و هرس میکرد حتما یادتونه ؟ و شیطانکوه آنموقع که درخت کم داشت و بیشتر کیش خال و شمشاد داشت که دستگیره ما بود شاخه کیش را میگرفتیم و میرفتیم بالای شیطانکوه . راستی تو ی تماشاچی ها خانم ها هم هستند ! و باید از آقای مهندس کریم تشکر بکنیم که هم ذوق و سلیقه شان خوبه و هم عکساشون که در حقیقت نمایشگر تاریخ لاهیجان است . دست و صورت هر دوتا هتانرا میبوسم پروردگار نگهدارتان باشد با سلام و درود خدمت جناب دکتر توکلی با احساس پر انرژی و عاشق امید وارم هیشه سالم با نشاط باشید تا من وسایر دو ستان وهمشهریها تو ن بتوانیم سالها از از هنر عکاسی وفیلم برداری و وبلاگ نویسی تان بهره مند شویم ..... سلام جناب مهندس کریم .متشکرم لطف میفرمایید . صورت ماهتانرا میبوسم امیدوارم همیشه تندرست باشید.
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳, جمعه
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه
علی امیری : سلام جناب دکتر صبح بخیر چند عکس ناقابل برایتان فرستادم شاید جالب باشد. بنده در حال ضبط خاطرات استاد دکتر منوچهر ستوده هستم. این عکس مربوط به تابستان سال هشتاد و نه است محل آن ییلاق کوشکک لورا از توابع گچسر میباشد. جای باصفائی است. عکس دومی هم به تابستان نود مربوط است که همان کوشکک لورا است. علی دهباشی و گروه فیلمبردار آمده بودند برای ضبط زندگی آقای دکتر ستوده و باقی ماجرا بازهم عکسهائی برایتان میفرستم امیدوارم قابل ملاحظه باشد. .....محمد رضا توکلی : سلام متشکرم لطف فرموده اید عکس های ماندگارو زیبایی هستند ! آقای دهباشی بخارایش را بغل کرده است
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سهشنبه
.عکس عمارت قدیمی ابریشم کشی واقع در میدان انتظام لاهیجان است اینجا به کارخانه ابریشم کشی معروف بود ومتعلق به حکومت بود ودولتی اداره میشد . کارگران بسیار زیادی اینجا کار میکردند . چیزی که تمام لاهیجانی های قدیم بیاد دارند صدای آژیر این محل بود که اونموقع به آن صدا می گفتند " سی سو " که موقع تعطیلی کار خانه بصدا در میآمد و اعلان پایان کار میکرد شبیه سوت کشتی البته خیلی بلند بطوری که تا آستانه اشرفیه هم شنیده میشد و موقع برداشت چای از باغات کارگران زن غروب ها گوش بزنگ این صدا بودند و طوری عادت شده بو که باشنیدن صدای سی سو دست از کار میکشیدند . حاج عباس یا عباس خان طایفه محمودی ، سالها اینجارا اداره میکرد یادش گرامی روحش شاد .هرساله ایام ماه رمضان با صدای سی سو وقت افطار و سحرهم مردم را باصدای سی سوخبر میکرد که سحری و افطاری بخورند خلاصه یه جورایی ساعت کارگری و مردم شهر و روستا بود . این عکس را من در دی ماه نود و یک گرفتم و فکر میکنم از این ساختمان دیگراستفاده نمیشود و در جنب و شرق این ساختمان بنایی جدید ساخته اند و متعلق به شرکت ابریشم است که یک شرکت دولتی است ....البته این کارخانه محوطه بزرگی داشت و چون اول انقلاب کلآ در تصرف انقلابیون درآمده بود و بعدش قسمتی را به شرکت ابریشم باز گرداندند و تاسالها پس از انقلاب کار میکرد و از کشاورزان پیله ابریشم میخرید و یا تخم نوغان میفروخت و بقیه اش پاسگاه و کمیته و ایستگاه پلیسی شد که همه در و پنجره هاش و بقیه بنا باز سازی و نوسازی شد .از این دست عمارت قدیمی زیاد است امیدوارم توسط سازمان میراث فرهنگی تصرف و نگهداری بشود مثل خانه صادقی ها در لاهیجان که خریداری شده و تبدیل به اداره میراث فرهنگی شده است .
۱۳۹۲ اردیبهشت ۹, دوشنبه
حمام قدیمی دایی منصور در لاهیجان بجای خزینه "جکوزی" گذاشته و بجای لنگ داخل حمام مایو میفروشه .این حمام قدیمی وزیبا برسرراه کوچه " مادرآغا" کوچه ایکه تنگ وباریک بود بین محله خمیرکلایه ومحله بازارچه منجمی و محله سلیمانیه قرار داشت وحتی گاری و بعدها ماشین سواری بزحمت از آن عبور میکرد واقع شده بود ،ولی حالا نه کوچه ای باسم مادر آغا مانده و نه از آن دیوار های بلند خشتی ، مادر آغاکوچه تبدیل به کوچه جهانسوز شده خدارحمت کند منوچهرخان جهانسوز را که خانه اش را بساز بفروش ها تارو مارکردند و یکی یکی ازآن خانه های قدیمی و اعیانی خراب میشوند و البته کوچه ها عریض تر میشوند ، شکر خدا حمام دایی محسن که قبلا به حمام مینویی معروف بود سالم مانده و از دست بساز و بفروش جان سالم بدر برده است . من خودم داخلش را ندیدم اما دوست و همسایه ما ف.. مسچیان تعریف میکرد با پدرش حاجی ج .. گاهی وسط هفته به حمام دایی منصور میروند و دلاک و کارگر حمام بسبک قدیم استفاده بکنند و حالی بنمایند و تعریف میکرد که داخل حمام مفصل ترمیم و تعمیرشده و بسبک استخر شنا اداره میشود وبوفه و فروشگاه جکوزی و سرد و گرم و شاید هم سونا داره و طرفداران زیادی نه تنها دربین مردم لاهیجان پیدا کرده بلکه از شهر های دور و نزیدک علاقمندان فراوانی دارد و مثل اینکه دراین عصر و زمان دارد پدیده میشود ولی تعجب من در این است که این غریبه های دور و نزدیک چطوری این حمام را در این کوچه های پیچ و واپیچ پیدامیکنند با منبع اطلاعات زنده من با جناب علی امیری تماس گرفتم و از سازنده و زمان ساخت حمام پرسیدم استاد جوان جواب دادند : با سلام و تقدیم احترام حمامی که امروز به دائی منصور مشهور است حدود دو قرن پیش توسط حاج علی اکبر حاکم لاهیجان ساخته شد. البته حاجی علی اکبر خدمات دیگری نیز در همان موقع انجام داده از قبیل مسجد اکبریه. این حمام تا اواخر قاجاریه به حمام حاجی علی اکبری شهرت داشت تا اینکه در تقسیم ارث اموال و املاک مرحوم امین دیوان این حمام به مرحوم مهدیقلی خان اشرف السلطنه (پدر حسن خان صفاری) رسید. بعدها مرحوم حاج عبدالحسین عبدمحمودی مدیریت آن را در دست گرفت تا این که مرحوم حاج غللمحسین علی مینوئی آن را خرید و چند صباحی نام این حمام در بین اهالی به حمام مینوئی مشهور بود. . در سال 1360 هم منصور تاش پور این حمام را از مرحوم مینوئی خریداری کرد و نام آن را گذاشت حمام دائی منصور. راجع به حمامهای قدیمی لاهیجان فصل مستقلی را تهیه کرده ام که در یکی از مجلدات تاریخ جامع لاهیجان بدان خواهم پرداخت. پاینده باشید.
۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه
۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲, دوشنبه
بشکاته سنگ روستای مولمه دیلمان دیدنی است _ تقریبآ سی و سه سال پیش من اینجارا دیده ام بسیار زیبا و پرابهت است .کف این محل پوشیده از پهن گوسفند بود و گوشه کناره هاش جای آتش بود و هر چند متر دیوار سنگ چین داشت و مثل اینکه آغل و پناهگاه گوسفندان و چوپانان در ایام سرد و زمستان بود . محمدرضا خان عضدی که چندروزی مهمان ایشان در یک خانه زیبای قدیمی و باشکوه بودیم که برروی تپه ماهور های اسپیلی قرار داشت و روز ها من و همه ی مهمانان را به جاهای دیدنی آن اطراف دور و نزدیک میبرد از جمله بشکاته سنگ روستای مولمه راهرگز فراموش نخواهم کرد در مناطق مسکونی مولمه زنهای آنجا همه مشغول بافتن جوراب پشمی بودند و همراهان چند جفت برای یادگاری وسوغات از آنها خریدند
![]() |
| مهسا تقی پور |
![]() |
| مهسا تقی پور |
![]() |
| httpwww.panoramio.comphoto61537032 |
![]() |
| https://www.facebook.com/reza.tavakoli.35?ref=tn_tnmn |
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱, یکشنبه
انا لله وانا اليه راجعون_ سعید مطلق زاده_خبرتاسف انگیز! دراولین ساعات بامداد امروز، جمعه سی ام فروردین ماه با کمال تاسف وتاثرباخبر شدم که دوست عزیزم جناب اقای" سعید مطلق زاده" فرزند شاد روان سرهنگ محمود مطلق زاده، به دنبال یک بیماری صعب العلاج چشم از جهان فروبست. از سجایای اخلاقی و انسانی او هرچه بگویم کم گفته ام. کارنامه ی زندگی اش مملو ازخدمات فراوان به عموم بخصوص فامیل بوده است. فقدان او برای کل فامیل مصیبت در د ناکی است. این مصیبت بزرگ را به همسرداغدارش و به فرزندان نازنینش ونیز به برادرارجمندش دکتررضا مطلق زاده وتنها خواهرعزیزش خانم سیما مطلق زاده ، همسر آقای دکتر میر نور موذن جمشیدی وهمچنین به همسرعزیزم وعموم خانواده های داغدارتسلیت می گویم. لاهیجان –سی ام فروردین ماه سال 1392- دکتر بهمن مشفقی
۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه
حضور پرتعداد مردم در مراسم خاکسپاری دو شهید گمنام درمحوطه دانشگاه آزاد لاهیجان_یکشنبه بیست و پنجم فروردین نود و دو. مراسم در روز وفات حضرت فاطمه ع مصادف شد و توسط هلیکوپتر مزار شهدا گل باران گردید
![]() |
| مراسم خاکسپاری دو شهید گمنام درمحوطه دانشگاه آزاد لاهیجان عکس از ابوذر نیوز http://www.aboozarnews.com/ وعکسهای بیشتر در سایت خوب و دیدنی "در سیاهکل"و مطالب زیبایش http://www.darsiahkal.ir/15458/%D8%B5%D9%88%D8%AA-2/ |
۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سهشنبه
۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه
فاضل نظری_ سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟ _افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟ _ من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟ _ هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد ِ خود بودم و دیدم تو چه کردی _ مغرور ، ولی دست به دامان ِ رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟ _«تنهایی و رسوایی » ، « بی مهری و آزار » ای عشق ، ببین من چه کشیدم تو چه کردی
![]() |
| لاهیجان میدان گیل _-باغچه رضا شیرامه_عکس از محمدرضا توکلی |
![]() |
| لاهیجان میدان گیل _-باغچه رضا شیرامه_عکس از محمدرضا توکلی |
![]() |
| لاهیجان میدان گیل _-باغچه رضا شیرامه_عکس از محمدرضا توکلی |
![]() |
| _Pearl Cactus_لاهیجان میدان گیل _-باغچه رضا شیرامه_عکس از محمدرضا توکلی _http://www.firstclassart.com/Succulents.html |
۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه
۱۳۹۲ فروردین ۲۲, پنجشنبه
_ این عکس باید اطاقور باشه همیشه واسم جای سوال هست که این خونه کی هست وباید خونه اعیانی باشه _ سلام متشکرم از دقت شما، بله این عکس را در اطاقور گرفته ام ، اکثر خانه های باقی مانده در این نواحی متعلق به خاندان صوفی ها هست ،این یکی انگاری وسط طرح تعریض خیابان افتاده متعلق به آخرین مالکش روی پرده پارچه هشدار دهنده نصب شده روی دیوار، نوشته شده است ! _ درود برشما .بسیار زیباست . _دورد دکتر جان از زحمتهای شما ممنونم عالی مرسی
۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه
باشگاه قایقرانی استخر لاهیجان فعال تر شده است _استخر لاهیجان فروردین نود ودو _ عکس از محمد رضا توکلی
۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه
سال ، نو گشت...! ...سر انجام، سال، نو گشت، به یاران_ کهن هم مژده دادیم ومژدگانی های فراوانی دریافت کردیم. روزگذشته ، آنچه که درباورعامیانه به نحوست عدد وروز13 معروف شده است، با پناه بردن دردامن_ هنوز(!) زیبای طبیعت شمال، بدر کردیم وشب باوجود ابری بودن هوا وشمسی بودن ماه، ماه شب چهارده را درذهن تجسم وترسم کردیم وبرای شادی و شادمانی دل_ مان، " دلی " " دلی " کردیم ! باخود اندیشیدیم که برای چهاردهمین روز سال ودرحقیقت اولین روز ورود جدی ی مان به فیس بوک چه مطلبی ، که هم کمیک باشد و هم تراژیک ، برای شما روانه ی صفحه یادداشت خود نماییم؟ دیدیم ساده ترین وبامزه ترین( البته از نظر من ، چون ممکن است از نظر بسیاری از شما عزیزان ، بی مزه ترین باشد! که این مسئله در برخورد عقاید وآراء امری طبیعی است !) مطلب، نوشته ای است که در38 سال پیش درعصرطاغوت، دراشاره به نوشته ی یکی از همشهریان_ " قشنگ رشت" چه بسا با اسم مستعار" محمد عصار" دریکی ازروزنامه های رشت به چاپ رسیده بود، را برای شما انتخاب نمودیم.: " ...مخلص اصلا و نسلا ! لاهیجانی هستم ومحل سکونتم هم درلاهیجان است، منتها روز ها به حکم ضرورت وبه مقتضای شغل در" بندرفرحناز" ( کیاشهرفعلی) مشغول انجام وظیفه هستم. باید عرض کنم که بیش از " آقا محمد خان عصار" به شهرم لاهیجان عشق می ورزم واین را همه ی دوستانم و همشهریانم می دانند. زمانی هم که درپایتخت مشغول کسب معلومات مفیده ! بودم، تا دری به تخته ای می خورد، معلمی مریض و کلاسی تعطیل می شد، دست افشان وپای کوبان یک راست به طرف شهرم لاهیجان حرکت می کردم.! تا آنجا که بخاطردارم، آنقدر غصه ی آبادانی وپیشرفت لاهیجان را خوردم که دیگر" غصه دان_ " لاهیجانم، پرشده است وسال هاست که دیگر" غصه دان_" لاهیجانم ، جایی برای جادادن غصه هایم ندارد.! این است که کوتاه آمدم و اکنون چندی است که " غصه دان_" دیگری به نام_ :" غصه دان_ " بندرفرحناز" ( کیاشهرفعلی) تهیه کرده ام وخود را با آن مشغول کرده ام. هرچند" بندر فرحناز" ( کیاشهرفعلی) ازنظروسعت وغیره، قابل مقایسه با لاهیجان نیست ولی نمی دانم چرا " غصه دانش " ازغصه دان_ لاهیجان ، بزرگتر وحریص تر است؟ ! چون درمدتی کوتاه هرچه غصه داخل آن ریختم، مانند زمین کویرکه آب را برق آسا به خود می گیرد واثری باقی نمی گذارد، غصه دان_ بندرفرحناز( کیاشهرفعلی) هم چنین حالتی دارد.! وقتی مطلب_ جناب محمد خان عصار را تحت عنوان_: " استخرطبیعی لاهیجان به حال خود رها شده است!" را خواندم( هرچند از این تیترخیلی تعجب کردم، چون واقعا باید دراین دوره وزمانه ازمسئولین امرتشکرکرد که یک چیز را به حال_ طبیعی ی خود گذاشته اند وبا بولدزر و گریدر به جانش چون بناهای قشنگ وتاریخی ی میدان سپه وحسن آباد نیفتاده اند که سالها بعد برای این عمل شان اشک تمساح بریزند!) ولی از اینکه یک همدم و عم غمی پیدا کرده بودم، بسیار خوشحال شدم. به نظر می رسد ازقرار نویسنده ی آن مطلب هم، ازبس غصه ی " قشنگ_ رشت_" ناصرخان_ مسعودی را خورده است، دیگرغصه دان_ رشت_ شان پرشده است ومانند مخلص، غصه دان_ دیگری دست وپا کرده اند وبرای این کار شهر مخلص لاهیجان را انتخاب کرده اند وآنطور هم که معلوم است قصد دارند کاری بکنند که مسئولین شهرما، مکان های طبیعی را به حال_ خود رها نساخته و بولدزرریزه و گریدریزه اش سازند.! هرچند حق این بود که مخلص هم معامله به مثل نماید و " غصه دان_ " بندرفرحناز( کیاشهرفعلی) را به حال خود گذاشته و " غصه دان_ " رشت را آماده نمایم ! ولی از آنجا که : همه جای ایران، سرای من است، از اینکه بندر فرحناز( کیاشهرفعلی) آباد گردد ، گوشه ای از خاک میهن عزیزم آباد شده است، این است که به همان یک " غصه دان " اکتفاء می کنم.! باشد که هم آقا محمد خان عصار وهم مخلص، این قصه ها را برای " غصه های مان" بسازیم.! دکتربهمن مشفقی- 13/9/54شمسی
۱۳۹۲ فروردین ۱۳, سهشنبه
سیاهکل-دیلمان Siahkal-Deylaman حمام تاریخی دیلمان یکی از آثار قدیمی و تاریخی باقی ماندة منطقة دیلمان می باشد که به احتمال بسیار زیاد متعلق به دوره ایلخانی می باشد که در دوره های مختلف ضمن اضافه کردن الحاقات، مورد بازسازی واقع شده است. این بنا در 50 کیلومتری شهر سیاهکل و در بافت شهری دیلمان قرار داشته و به حمام میر بلوک نیز شهرت دارد. بخشی از این اثر تاریخی توسط سازمان مرمت و بازسازی شده و به شماره ثبت 3043 در ردیف آثار میراث فرهنگی ثبت گردید. این بنا زیر انبوهی از گل و لای مدفون شده بود و به دستور میرزاعلی میر بلوک از زیر لایه های خاک بیرون آورده شده و مورد تعمیر و بهره برداری قرار گرفته است
اشتراک در:
پستها (Atom)









.jpg)













.jpg)





















.jpg)
.jpg)


