۱۳۹۴ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

عکسی دیگر از مجموعه و آلبوم اسماعیل فتوحی که حتما برای هنرنمایی و نواختن سنتور به این جشن دعوت شده بود.

ابوطالب احمدی در حال پذیرایی از مهمان ها هست .  "احمدی" کارگر شهرداری لاهیجان بود آدم خوش اخلاق و خوش مشرب بود و بااکثر لاهیجانی ها معاشرت داشت در اکثر متینگ های حزبی به عنوان نماینده کارگران پشت میکروفن بلند و با داد و فریاد نوشته اش را میخواند و با کف زدن و هوراها و سر و صدا همراهی و تشویق میشد . احمدی با اینکه سال های زیادی درلاهیجان زندگی کرده بود گیلکی را با لهجه رشتی صحبت میکرد

رییس دادگستری اقای صمیمی باهمسرش ، محمدعلی ناظمی فرماندار ، علی اصغر فیاض فاضلی شهردار ودخترش فرشته فیاض هم ردیف جلوحضور دارند .

۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

چان چو و چانچو کشی

 چان چو بنظر من یک کلمه گیلکی هست که از دو بخش چان یا شان، شانه و چو، چوب، درست شده یعنی چوبی که روی شانه قرار میگیرد. چانچو چوبی باریک و طویل که توسط نجاران جنگل نشین تراشیده می شد و قدیم در بازار پردسر لاهیجان به همراه سایر وسایل چوبی مثل قاشق و چنگال، ملاقه، کتره یاکفگیر، کتله یا کفش و دمپایی چوبی با دو تسمه لاستیکی، لاک یا طشت چوبی، قند لاک وپارو، وغیره فروخته می شد . طول چوب چانچو بیشتر از یک و نیم متر بود معمولآ از چوب له، نارون، آزاد وبهتر ازهمه از چوب ملج ساخته می شد . چوب چانچو کاملا صاف و براق خراطی و نجاری می شد و در دو انتها چوب برجستگی رو به بالا دارد تا مانع از دررفتن و افتادن زنبیل میشود. قاشق ملاقه از چوب سفید ممرز، پارو و اکثر وسایل از چوب راش استفاده میشد. در سالهای اخیر چند نمونه قدیمی چانچو را در موزه میراث روستایی گیلان از نزدیک دیده ام ولی سالهاست چوب چانچو تازه را در بازار ندیده ام. اکثر روستائیان برای حمل فقط یک لنگه زنبیل از کولاکت استفاده می کردند که چوب کوتاه تقریبآ بزرگتر از یک مترضخیم و سنگین و محکم صاف ولی خراطی و نجاری نشده بود، فقط پوست کنده استفاده میکردند . کولاکت همان کول کت هست یا چوبی که برای کول کردن بار استفاده میشود . ضمنآ کولاکت وسیله دفاعی در گذر های روستایی و کوهستانی در مقابل حمله حیوانات و غیره هم استفاده داشت.
این عکس زیبارا سید محسن سنجری در سایت چای ایرانی گذاشته است.
حمل برگ های چای چیده شده بالباس سبک و پای برهنه  در باغ های چای خیلی دیده می شد
این عکس را
دکتر جواد محمدعلیزاده دندانپزشک گرفته است دخترش در صفحه ی عمومی
لاهیجانی های فیسبوک گذاشته بود و خوب یادم هست به انگلیسی نوشنه بود که
عکس رنگی پیرمرد فروشنده دوره گرد رودسری که گویا همسایه شان هم بود
گرفته است.

این اولین عکسی هست که در صفحه لاهیجانی های فیسبوک باشتراک گذاشته شده بود 

عکس های اسماعیل فتوحی و دخترکان آواز خوان درلاهیجان قدیم.




۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

داستان حاج تخم مرغی وساخته شدن پل خشتی لاهیجان. دکتر بهمن مشفقی

 مرحوم مادرم داستان حاج تخم مرغی وساخته شدن پل خشتی لاهیجان را برای ما هم گفته بود و  میگفت از مادر بزرگ پدریش شنیده بوده است  اخیرا آقای دکتر بهمن مشفقی در پای عکسی در فیسبوک این چنین کامنت گذاشته است  در مورد ایجاد خشت پل ، روایتی از شخصی به نام " حاج حمزه یا حجمزه   شنیدم که جالب است. می گویند حاج حمزه که مردم شهر ما به او حجمزه می گفتند تاجری ثروتمند بود اما دربین عامه به خسیس و ممسک بودن و دست و دل بازنبودن معروف بود. وقتی می خواست از روستاییان تخم مرغ بخرد یک حلقه ای داشت که اگر تخم مرغ از آن رد می شد آنرا کنار می گذاشت ونمی خرید در عوض تخم مرغ های بزرگ را می خرید واصطلاح " حجمزه ای " به تخم مرغ یا هرچیز درشتی را می گفتند که برزبان مردم جاری بود. عده ای از معماران را برای ساختن این پل به لاهیجان دعوت کرده بود وآنها در ناحیه ای از شهر جنب مسجد اردوبازار چادر زده بودند و مردم وقتی به آنها می رسیدند از آنها می گفتند حاج حمزه آنها را برای ساختن پل به لاهیجان دعوت کرده است.! همه می خندیدند و به آنها می گ کفتند : جان ِ حاج حمزه را بگیرید، پولش را بگیرید. شما چقدر ساده هستید....کم کم این خبر به گوش حاج حمزه رسید...یک روز سر معمار را به محلی که می خواست پل بزند آورد و کفت : شما می خواهید چند پایه و کجا ها برای این پل بزنید ؟ هر جایی که آن معمار می گفت حاج حمزه وانمود می کرد که متوجه نشده وبلافاصله یک سکه ی طلا پرتاب می کرد و می پرسید : اینجا ؟  این کار جندین بار تکرار شد و سکه های زیادی به داخل آب رها شد ! سر معمار شگفت زده پرسید : حاج آقا این سکه ها قیمت دارد شما از سنگ پرتاب کنید   ...حاج حمزه گفت من منظور دارم ومی خواهم به شما بگویم که حرف این مردم را در مورد من گوش نکنید ...من جایی که لازم باشد خرج می کنم حالا هر اندازه که می خواهد باشد .شما کار تان را با اطمینان شروع کنید هزینه اش با من.   دکتر بهمن مشفقی

۱۳۹۴ شهریور ۸, یکشنبه

عکس های تازه شهریور نود و چهار از طبیعت لاهیجان

Cleome spinosa
گل عنکبوتی 
شیخ زاهد

گل اناری 

داتوره ، سمی

نعناع
Cleome spinosa
گل عنکبوتی 
شیخ زاهد


 غوره ، وجشی

انار 

آقطی سیاه (Sambucus nigra) ، پل خون

  1. Cestrum parqui
    Plant
  2. محبوبه شب

Heliotropium Plant ، گل آفتاب پرست شیخ زاهد لاهیجان

۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

نرده غربی باغ ملی عکاس هوشنگ غفوری

عکس لاهیجان قدیم که اقاسید محسن سنجری ادمین صفحه چای ایرانی برایم فرستاده است. خیابان صفاری سابق و نرده غربی باغ ملی و سمت چپ سینمای صفاری در حال تاسیس و آنطرف خیابان ساختمان پدر احمد دانشوران که سالها در اجاره اعتمادی بزرگ پدر بیژن و برزو بود و مدت ها احمدی دانشوران اون بالا زندگی میکرد و بقیه ماجرای آن زمان ...و

از جناب آقای سید محسن سنجری با همه ی لطفی که به من دارند تشکر میکنم
آقای سنجری مدیر سایت چای ایرانی محقق است  و جمع آوری اطلاعات درباره چای وتاریخ   آموزش چای و چایکاریست و به تمام اشخاص و دست اندرکاران چای قدیم و جدید سر میزند و مصاحبه میکند و از جمله با تمام عکاسان قدیم وبازمانده هاشان آشنایی دارد  . خودم بارها از ایشان عکس و مدارکی دیدم که قبلا ندیده بودم . از جمله این عکس را از بازماندگان هوشنگ غفوری گرفته است که اولین عکاسخانه اش انتهای کوچه برق و نزدیک سه راهی خیابان .صفاری بود و اکنون توسط همسرش خانم سلیمی اداره میشود 
آقای مهندس سنجری گاهکای عکس و مدرک و چیزهایی که ارتباطی به چای ندارد و سر لطف و محبت برای من میفرستد و بازهم تشکر میکنم .

از سایت چای ایرانی : صفحه اول روزنامه کیهان روز 29 مرداد 1332 ، را از صفحه چای ایرانی آقا سید محسن سنجری برداشتم .

از صفخه چای ایرانی
تصویر اسرای عراقی میهمان در ایران را در حال گرفتن سهمیه چای  با نشان سازمان چای کشور  و قند نشان می دهد

از لاهیجان دات کام : هاشمی چشمان خود را به یک لاهیجانی سپرد وزیر بهداشت طی دیداری با یکی از قدیمی‌ترین چشم پزشکان ایرانی، چشم خود را تحت معاینه این پیشکسوت ۹۲ ساله چشم‌پزشکی کشور قرار داد. به گزارش «لاهیجان» ، سید حسن هاشمی به مناسبت فرار سیدن روز پزشک به دیدار محمد صادق پیروز یکی از پیشکسوتان چشم پزشکی رفت و در مطب این پزشک ۹۲ ساله حضور یافت.

۱۳۹۴ مرداد ۲۴, شنبه

جواد پیروز دکتر علی محجوبی .این عکس را آقای جواد پیروز به من داده اند

جواد پیروز دکتر علی محجوبی


در خاطرات زنده خواهی بود و از یاد نخواهی رفت

 در خاطرات زنده خواهی بود و از یاد نخواهی رفت
این عکس ، پیشکسوت پزشک عالیقدرزنده یاد" دکتر علی محجوبی " در حیاط خانه پدریش در محله شعر بافان لاهیجان میان برف های سال 1331 دکتر محجوبی خیلی آقایی داشت مرد آرام وباوقاری بود ، نجیب زاده واقعی با اخلاق عالی بود ، من درس های زیادی از ایشان گرفتم روحش شاداست

شیر بچه گان شیر و خورشید سرخ

شیر بچه گان شیر و خورشید سرخ
کودکی های دوره ما برای حس همدردی و آشنایی کودکان دبستانی با خیریه و کمک به همنوعان عضو سازمان شیر و خورشید سرخ میشدند و لقب شیربچه میگرفتند از جمله با اهدای کادو و خوراکی به عیادت بیماران بی بضاعت بیمارستانه میرفتند جواد محجوبی پشت عکس نوشته که به همراه دو پسر خاله اش محمدرضا محجوبی و مجید اصمعی و هم مدرسه ای های دیگر ، جعفر صفارنیا ،حسن گلشاهی ،محمود فدایی، در بیست یکم فروردین سال سی و نه به بیمارستان لاهیجان رفتند ، زنده یاد شاهپور وثوقی کارمند بیمارستان هم هست

عکس تازه مهردادگرامی از لاهیجان

عکس تازه مهردادگرامی از لاهیجان