"این پایان درخت"
کبوتری برگچه ی آسمان
سپید پوشیده ی بی گنبد
در آبی
چشمانش لانه ی باران
پروازش خیس غروب
ییلاقش ابر
قشلاقش ابر
این پائین روزی درخت
نه صبح و ساقه،درخت
نه جنگل و ظهر و بوی دود
درخت
چه بسیارند درختان و اندامشان برگچه های یخ
کنار اسب های پیر و بی دندان
در رود خانه ها رها تا یال
روزی اسب با دهان پر از بوی چوب
روزی پرنده با چینه دان پراز باران
روزی درخت با پوستِ خیس اسب
روزی درخت
روزی اسب

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر