‏نمایش پست‌ها با برچسب بهمن نژاد قنبر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهمن نژاد قنبر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

این عکس های قشنگ لاهیجانی ها تمامی نداره با تشکر از آقا پیروز ادمین لاهیجان سیتی اینستاگرام و آقا ایمان تدریسی صاحب این تصویر

  • ==========================
    ‏‎‏‎‏‎سه شنبه است و باز یه عکس دیگه از
    تصوير قديمى اين هفته مربوط ميشه به عكسى قديمى از
    اقايان طهمورث حداد پور (سوار اسب) و پشت سرش ملک روحی پور، بهمن نژاد قنبر و
  • سال ۱۳۵۲ - لاهيجان
    بنظرمياد اين اقاى سمت راستى هم صاحب اسب وگارى باشه!
    سپاس فراوان از ايمان تدريسي
    پ.ن:
    سه شنبه ها رو اختصاص داديم به "لاهيجان قديم".
    از شما هم دعوت ميكنم، به ما بپيونديد.
    لطفا عكسهاى قديمى تون از لاهيجان، شيطانكوه، استخر، كوچه پس كوچه ها، خونه هاى سفالسرى و..و..
    برامون بفرستين، تا تعدادبيشترى ببيننش. 
    اينده، با نيم نگاهى به گذشته است كه ساخته ميشه
    ‏‎‏‎سپاس ازشما
  • saghar_pourmalek@nastaran_ruhipur عمو ملک 
  • masisaffari52اسب در لاهیجان ؟؟یا اطراف شهر ؟؟؟
  • goli.phzآخیییی .... اسب ارابه . یادش بخیر . ارابه چی رو لبه ی ارابه می نشست . مرسی ازین عکس خاطره انگیز.
  • lahijancity@masisaffari اسب ارابه تا اواسط دهه شصت هم دم چهارپادشاه ديده ميشدن. خورجين تو دهن اسب بود و مشغول خوردن..
  • ebrahimi.maziyarوالا من تا اوایل دهه هفتادم می دیدم.
  • mazdak_javidpourالبته تا ۷۶ هم آخریش بود و ارابه چی تو عکس مرحوم جبار جبارنژاد هستن که اصالتا از مهاجرین زمان استالین که از باکو به ایران کوچ کرده بودن.یادش گرامی چون تا آخر عمر و پیری هنوزم با ارابه درب و داغون و اسب پیرش نون حلال خودشو در آورد و دستشو پیش کسی دراز نکرد
  • hani_salimi7@lahijancity سال ۷۰ تا ۷۵ هم بود .دقیقا یادمه .مخصوصا سمت چهارپادشاه حکیم فیاض و یحیی آباد.دهه شصت که جای خود داره
  • nazi.nava386من نعل بند این اسبها در لاهیجان یادمه...پردسر یه مغازه ای بود که اسبهارو میاوردن :-)ونعل میزدن اونوقت این شخص معروف به (اسب پر)یعنی بابای اسبها...یادش گرامی وروحش شاد...
  • ata_aftabاسم صاحب گاری هم مشتی جبار بود ، خدا بیامرزدش.
  • shaheinmrبله محل ما بود نزدبک منزلمون بود همیشه صدای نعل اسب می اومد عجب روزگاری بود چ زود گذشت یادش بخیر .فقط خاطره مونده ......
  • azam_pirozniaسال پنجاه و پنج تو کوچه ی میرفاضلیه خونه مون بود من همیشه دنبال اسب ارابه میدویدم و یه شعرم میخوندم خخخ یادش بخیر