‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد امینی م الف راما شاعر و نویسنده و مترجم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد امینی م الف راما شاعر و نویسنده و مترجم. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ بهمن ۲, دوشنبه

سال های چهل باغ ملی لاهیجان

سال های چهل

باغ ملی لاهیجان

از راست

مسعود اکرامی، عباس حقی، بهمن صباغ،  محمدرضاتوکلی،  محمد امینی،  علی تمیز دوست،  علی آقا پارسال فوت کرد. 

 چند خانم چادری و یک آقا از پشت ما داشتند میگذشتند

 

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

این هم از آلبوم شخصی خودم هست ، من نفراول سمت چپ ایستاده ام و پای راستم بطرف جلو است و به محمد امینی دوست و همکلاسی ام تکیه داده ام ,بهمن صباغ ,مسعود اکرامی ,علی تمیز دوست و عباس حقی هم هستند , فکر میکنم در باغ های چای کوهبیجار یا کتشال انداخته شده ،خب دوربین های قدیم دیگه از این بهتر نمیشد و جزئییات کمتر مشخص میشد محمد امینی حتمآ معرف حضورتان که هست ، در دانشگاه تبریز کشاورزی و آبیاری خوانده بود شعر میگفت و قصه می نوشت چندین کتاب چاپ کرده بود ، نابغه ای بود زود از بین رفت و در دریا غرق شد

از بالای شیطانکوه لاهیجا


دوره نوجوانی و جوانی ما یادم هست که شیطانکوه مثل این روزها زیاد پوشش گیاهی نداشت و بیشتر بوته های کوتاه کیش و شمشاد داشت و اکثر بوته های بلند بریده میشد برای جارو کردن کوچه و معابر استفاده میشد این عکس فکر میکنم اوایل دهه چهل گرفته شده باشد در این تصویر: بهمن صباغ ، عباس حقی ، رحیم جلوه گر، محمدرضاتوکلی با دوربین آنالوگ زایس آیکون که فیلم نواری و قرقره ای میخورد گرفته شده آنموقع عکس رنگی وجود نداشت ، فیلم رنگی از دهه پنجاه متداول شد و چیزی باسم دوربین دیجیتال نبود و در مخیله کسی نمی گنجید ،دوربین دیجیتال اواخر دهه هفتاد در ایران متداول شد من خودم اولین دوربین دیجتال سونی ام را سال هشتاد خریدم هنوز هم دارم و گاهگاهی ازآن استفاده میکنم وجالب تر اینکه همراه دوربین فقط مموری شانزده مگابایتی بمن فروختند و برای مموری های بزرگتر بیشتر ازقیمت دوربین پول میخواستند



این هم از آلبوم شخصی خودم هست ، من نفراول سمت چپ ایستاده ام و پای راستم بطرف جلو است و به محمد امینی دوست و همکلاسی ام تکیه داده ام ,بهمن صباغ ,مسعود اکرامی ,علی تمیز دوست و عباس حقی هم هستند , فکر میکنم در باغ های چای کوهبیجار یا کتشال انداخته شده ،خب دوربین های قدیم دیگه از این بهتر نمیشد و جزئییات کمتر مشخص میشد محمد امینی حتمآ معرف حضورتان که هست ، در دانشگاه تبریز کشاورزی و آبیاری خوانده بود شعر میگفت و قصه می نوشت چندین کتاب چاپ کرده بود ، نابغه ای بود زود از بین رفت و در دریا غرق شد