‏نمایش پست‌ها با برچسب منوچهر سرفراز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب منوچهر سرفراز. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

عکس خانوادگی شعبان خان سرفراز صاحب هتل ایران لاهیجان در دهه چهل را منوچهر پسربرزرگ خانواده برایم فرستاده است


 در این عکس  شعبان خان سرفراز و  منوچهر سرفراز,هوشنگ  سرفراز, گیوسرفراز،  یداله سرفراز و خواهران و مادر

شعبان سرفراز صاحب هتل ایران لاهیجان همسایه ما در محله خمیرکلایه بود گهگاهی میرفتیم خونه منوچهر اینا که در انتهای کوچه بن ست که امروز بنام شهید بروشان نامگذاری شده است. خانه شان وسط باغ بزرگی بود از غرب  کنارش روخانه لاهیجان یا کلچ ویرئی عبور میکرد. من فکر میکنم منظور از کلاچ ویرئی همان  ویر یا قسمتی که میشه با پا از وسط آب گذشت که آب ارتفاعی "
کمتر از زیر زانو دارد و چون روخانه کمی کج می شد و به سمت غرب می رفت را می گفتند: کج ویرئی.

۱۳۹۸ مهر ۲۳, سه‌شنبه

منوچهر سرفراز

این عکس هارا "منوچهرسرفراز" از طریق دوستش "کاظم بهمنیار" برای من فرستاده است از هردوبزرگوار تشکر میکنم

بنظر میاد این عکس ها در چمخاله گرفته شده است

منوچهر سرفراز

‍ وزنه بردار پيشكسوت لاهيجاني قهرمان ايران شد

اقای منوچهر سرفراز وزنه بردار لاهيجاني با سن ٧٥سال ،قهرمان مسابقات وزنه برداری قهرماني پيشكسوتان کشور انتخابي تيم ملي شد و بر سكوي اول ايستاد.
به گزارش پایگاه خبری گیل و دیلم به نقل از روابط عمومي اداره ورزش و جوانان لاهيجان ، اين مسابقات به مناسبت گراميداشت شهداي مدافع حرم و انتخابي تيم ملي جهت اعزام به مسابقات جهاني ٢٠١٨ اسپانيا با حضور ٣٠استان روز جمعه ٢١ارديبهشت در زاهدان به پايان رسيد .


۱۳۹۷ اسفند ۴, شنبه

مرد همیشه ورزشکار "منوچهر سرفراز" رشته ورزشی اش تربیت بدنی و پرورش اندام است.مدال طلای پیشکسوتان 2010 فیلیپین را دارد


منوچهر سرفراز, ابوالحسن نژاد قنبر, غلامرضاتختی
منوچهر سرفراز که بازنشسته آموزش و پروش لاهیجان است، آدمی با اخلاق پهلوانی است. همه مردم کبلایی صداش می کنند درحالی که هیچوقت کربلا نرفته است. منوچهر بار ها مدال و جایزه دریافت کرده است و بازو بند و کمربند قهرمانی گرفته است. منوچهر درسال 2010 میلادی در کشور فیلیپین در رده سنی پیشکسوتان مدال طلای آسیا را گرفته است. منوچهر می گفت کمربندش راکه جایزه گرفته بود به یکی از دوستانش قرض داده بود تا در مسابقه ای شرکت بکند ولی در همان محل کمربندش را دزدیدند.
 منوچهر خودش برایم تعریف کرد که سال سی و هشت با عده ای از دانش اموزان ومربیان از جمله مش ابول قنبر نژاد برای مسابقات ورزش دانش  آموزی عازم ساری شدیم .در روز افتاحییه وقتی وارد سالن مسابقات شدم چون قیافه بزرگ و ورزیده ای داشتم همه ی جمعیت با سر و صدا برایم دست زدند وتشویقم کردند، اون پایین و جلو غلامرضا تختی را دیدم که بادست به من اشاره می کرد که بروم کنارش بشینم و بعد مش ابول هم وارد شد. چند دقیقه ای غلامرضا تختی با من خوش وبش کرد و سئوآل هایی ازمن کرد و من جواب دادم.
منوچهر همسایه ما در محله خمیرکلایه لاهیجان بود . هم مدرسه ای و هم بازی بودیم . پدر منوچهر شعبان خان سرفراز مردی پر جنب و چوش و صاحب هتل ایران نزدیک چهار چراغ لاهیجان بود . میر شکار بود  خانه شان که انتهای کوچه ی طویل بود دکترفروردین نام داشت حالا شده کوچه شهیدعبدالله بروشان سگ های شکاری زیادی داشتند.من و برادرم دوره کودکی که به خانه شان می رفتیم دیده بودم منوچهر وسط خشت های سرخ قدیم ساخت لاهیجان را  سوراخ کرده بود و به چوب صاف له و آزاد می کرد، تمرین وزنه برداری می کرد .