‏نمایش پست‌ها با برچسب چای سرگل لاهیجان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب چای سرگل لاهیجان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ بهمن ۱۳, یکشنبه

وبلاگ دکتر محمد رضا توکلی : چای چین اول باغ های لاهیجان، یا "چای سرگل لاهیجان" نه خوردن گل چای.

این نوشته سروش صحت نابغه اصفهانی درمورد چای لاهیجان : دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست. هول هولکی و دم دستی.  برای رفع تکلیف .  اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی.. این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان، می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر... سیاه ... دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.  باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.  باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی... زندگیتان پر از دوستان ناب..
این عکس را هادی توکلی در کارخانه چای توکلی لاهیجان آن موقع که سرپا بود وهنوز نسوخته بود از من گرفت. کنار ماشینی که می گفتند "فایرمات" است. چای گرم را در مخزنش می ریختند وخاک و خلش، ساقه و چوبش را از چای سیاه جدا می کند. خانم من که به تهران رفت و آمد می کرد و داشت دکترای مدیریت می گرفت، استاد از آمریکا برگشته ای داشت که سفارش چای لاهیجان می داد و به اصرار پولش را هم می داد. نمی دانم چرا سفارش کرده بود برایش گل بوته چای ببرد تهران. من یکی فکرم خیلی مشغول این دستورش شده بود. خلاصه خودم راهی باغ های چای شیطانکوه لاهیجان شدم و برایش یک نایلکس گل سفید چای چیدم و چند شاخه برگ و چند دانه  سبز و کال چای هم کندم داخل کیسه نایلون گذاشتم و برد تهران. گفتم به آقای دکتر بگو درلاهیجان کسی گل چای را نمی خورد یا حد اقل ما ندیده ایم، ممکنست سمی باشد و عوارض داشته باشد. می گفت وقتی سرکلاس دست استاد دادم بقیه هم کنجکاو شده بودند و کیسه را دور گرداندند یکی یکی داخل کیسه را وارسی کردند و سئوآل هایی می کردند و من جواب شانرا می دادم...