۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

بيژن نجدي؛ شاعر لاهيجان


بيژن نجدي؛ شاعر لاهيجان

 

يادداشتي از مصطفي خلجي

 

یه حبه‌ی قند

خودشو انداخت توی لیوان بلند و بلور

باز شد

ذره ذره تنش بوی چای گرفت

چه صبح تلخ!

چه صبح سوخته و سرد

کنار لیوانی پر از باغ‌های چای

و چقدر گریستیم من و تو

در آنکارا

توکیو

هاید پارک مه گرفته لندن

به خاطر لاهیجان.

مي‌گويند تمام واژه‌ها، صداها، رنگ‌ها و تصويرهای داستان‌ها و شعرهاي بيژن نجدی ته‌لهجه‌ی گيلکی دارد و طعم ماهي و بوي كلوچه‌ مي‌دهد. و اگر نبود لاهيجان و آب و هوا و طبيعتش، هيچ‌گاه با بيژن نجدي شاعر رو‌به‌رو نبوديم:

دستي از من

در آغوش آب

دستي، دور گردن باران است

البته لاهيجان فقط بر شكل آثار نجدي مؤثر نبوده است، و محتواي نوشته‌هاي اين شاعر را هم تحت تأثير قرار داده است. شايد بيژن نجدي بهترين نماينده‌ي طبيعت در شعر معاصر ايران باشد؛ شاعري كه تمام تلاشش پيوند انسان با طبيعت است و گسترش سبزي اين طبيعت:

به كوير خواهم رفت

با سطلي از باران لاهيجان

پيراهني سوغات خواهم برد

از مخمل سبز برنج براي خواهرم شن‌زار

گويي شعرهاي بيژن نجدي در هيچ‌ كجا جز لاهيجان نمي‌توانست «اتفاق» بيفتد. و سرزمين بي‌دريا او را مثل ماهي قرمز داخل تنگ، مردني مي‌كرد. گياهان گيلان، بيژن نجدي را براي زنده ماندن استتار كرده بود.

اما حيف كه دير شناخته شد و زود از ميان رفت. بيژن نجدي وصيت كرده بود در شيخان لاهيجان به خاكش بسپارند؛ جايي كه شيخ زاهد گيلاني آرام گرفته است:

با خانه‌ها و خیابان‌‌ها

کوچه‌ها و میدان‌هاش

در آغوش من است لاهیجان

ایستاده‌ام بر مزار شیخ زاهد گیلانی

بوی باغ‌های چای را می‌مالم به تنم

شاخه‌های درخت انار

بر شانه‌های من است

انگار برگ‌پوش شده‌ام

در خرقه‌ای گیاهانه

زنبیلی پر از پیله‌های ابریشم

دور می‌شود بر استخوان کتف یک گیله مرد

و پروانه‌ای در پیله‌ي من

این شهر پیر می‌شود

با رؤیای ابریشم

استخر لاهیجان

استخر و افسانه

استخر و میعادگاه مرغابی عاشق

ملحفه‌ای‌ست آبی و خیس

روی تن برهنه مهتاب

نبض کارخانه‌های برنج

آهسته می‌زند روی مچ دست‌های من

با همین دست‌هاست که می‌گویم

- سلام همشهری

و بوی کلوچه می‌دهد

هر دهاني كه مي‌گويد: «علیک سلام»

از خدا پنهان نیست

چرا پنهانش کنم از تو

آقا شیخ زاهد گیلانی!

سیاهپوش قهوه‌خانه‌ای هستم

که در مسیر راه کمربندی

دور لاهیجان روزی مرد.

همین طور سیاه‌پوش آینه‌ای

که جیوه‌اش روزی ریخت

سیاهپوش قالیچه‌ای

که در مغازه سمساری است

بله آقا، آه، آقا

آقا شیخ زاهد گیلانی.

  
 

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

هتل فجر _هتل آبشار_آو خانی و یا آب خانی به معنی چشمه آب است که قدیما در گویش لاهیجانی بیشتر بکار میرفت ،دراین مکان چشمه آبی از ارتفاعی به پائین می ریخت که محل تقریبآ مقدسی بود و اهالی برای غسل و استحمام آنجا میرفتند وقبل از لوله کشی شهری حتی از آب اینجا برای نوشیدن بکار میرفت و آب اینجا را با گاری به لاهیجان حمل میکردند من اینجا در کودکی دیده ام وبخوبی بیاد دارم


 


    آوخانی یا آب خانی به معنی چشمه آب است که قدیما در گویش لاهیجانی بیشتر بکار میرفت، دراین مکان چشمه آبی از ارتفاعی  به پائین می ریخت که محل تقریبآ مقدسی بود و اهالی برای غسل و استحمام آنجا میرفتند وقبل از لوله کشی شهری حتی از آب اینجا برای نوشیدن بکار میرفت و آب اینجا را با گاری به لاهیجان حمل میکردند من اینجا در کودکی دیده ام وبخوبی بیاد دارم

خانه صادقی ها در لاهیجان



    •  
        خانه صادقی ها در لاهیجان اولین اداره میراث فرهنگی شهر شده است ، ضمن تبریک و خوش آمد گویی، امید است توسط مسئولین تصمیمی اتخاذ شود تا علاقمندان بتوانند از نقاط مختلف این خانه بازدید داشته باشند

زاکله بر روستای زیبای لاهیجان

 چهل ستون

  روبروی بقعه یا در سرا شیبی  شرقی محوطه بقعه و زیر درختان بلند له و آزاد روی سنگ های بزرگ سکه هایی دیدم که روی آنرا نمک پاشیده بودند و از این منظره که اولین بار بود میدیدم چیزی سر در نیاوردم



روستای زیبای زاکله بر لاهیجان بیست و چهارم تیر نود
 ·  ·  · Share · Edit · 20 July

    • Touradj Parsi با درود دکتر دستت درد نکند که بر برگ های مصور تاریخ می افزایی . با مهر همیشگی تورج پارسی
      20 July at 21:59 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli تشکر جناب پارسی عرض سلام دارم
      20 July at 22:38 · 

    • Mehdi Monajemi Ba tasakor aqie Dr. vali ghounbad Emamzadeh ghara besyar Kooghak ast? Ghorban shoam
      21 July at 06:03 · 

    • Ali Taati Rad سلام ودرود بر جناب دکتر توکلی عزیز :کار های شما به ما قوت میده،عکس ومنظره بسیار زیبا نتیجه سعی وتلاش شماست خسته نباشید.
      21 July at 08:23 ·  ·  1 person

    • Mehregan Fallahkheir دکتر جان، دست مريزاد با اين عکس های خوشگل‌تون. بسيار زاويه‌ی ديد مناسب و متفاوتی انتخاب کرديد و همين امر باعث شد عکس‌تون جذاب بشه. درود.
      21 July at 13:11 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli عرض کنم خدمت جناب دکتر منجمی : آن گنبد و مناره طلایی پشت دیوار در حقیقت صندوق نذورات است برای زوار و رهگذران . خود بقعه چهل ستون آسید ابراهیم نه گنبد دارد نه مناره ! شیروانی حلبی دارد و بعدآ عکش را بزودی تقدیم خواهم نمود
      21 July at 13:34 · 

    • Reza Tavakoli برای جناب طاعتی و مهرگان عرض کنم که فاصله محل این عکس تا شهر فقط چند دقیقه راه است .. از هیاهو شهر درعرض چند دقیقه میرسید به بهشت زاکله بر با طبیعت زیبایش تانفسی تازه کنید
      21 July at 13:42 ·  ·  1 person

    • Mehregan Fallahkheir دکترجان، لطفا مسير طريق را بفرمائيد تا ما هم در سفر به لاهيجان حظی از اين طبيعت ببريم.
      21 July at 14:15 · 

    • Reza Tavakoli از پل غرب کشتارگاه لاهیجان که حالا تبدیل به کارگاه خدمات شهری شده عبور میکنید وبعد از روستای" کوهبنه "به سه راهی آهندان که رسیدید جاده سمت چپ به روستای" زاکله بر" و چهل ستون میرسد تمام مسیر اسفالته است
      21 July at 14:36 ·  ·  3 people

    • Mojdeh Moshfeghi besyar zibast.
      21 July at 18:04 ·  ·  1 person

    • Shahnaz Mahmoodi آقای دکتر کجاها سر میزند
      22 July at 09:26 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli شهناز خانم سلام ، لاهیجان گردی صفایی دارد همه چیز برای عکاسی سوژه میشود والله !
      22 July at 09:56 ·  ·  2 people

    • Mehregan Fallahkheir به‌به. شهناز خانوم هم در فيس‌بوک تشريف داشتند و من نمی‌دونستم. سلام بر شما.
      23 July at 17:36 ·  ·  2 people

    • Shahnaz Mahmoodi سلام آقای دکتر این انبساط خاطر برشما گوارا باد
      24 July at 12:05 ·  ·  1 person

    • Shahnaz Mahmoodi سلام مهرگان عزیزم منم خوشحال شدم شمارا دیدم میبوسمت
      24 July at 12:07 ·  ·  2 people