۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸, شنبه

‎حیف شد، حسرت دارد ،روزهای اردیبهشتی رو به اتمام است


پارک جنگلی انبار سر دهکا






پالم چهل ساله لاهیجان

خانه و مغازه ای بر خیابان اصلی لاهیجان

درخت نارنج شیخانبر


  نام فارسی : یاس هلندی. Syringa Amurensis نام علمی : تیره – خانواده 






گل های خوشه ای آقاقیا شیخ زاهد

   گل ناز فرانسوی Lampranthus



ساحل انبار سر_۱۳۹۲ جمعه ۲۷ ارديبهشت _ توی ماسه های کنار دریا پر بود از این بوته های گلدار ، راستی این گیاه کوتاه با برگهای سبزضخیم کرکدار مخملی چند سالی است که بیشتر به آن فکر میکنم ،این گل های شیپوری سفید تبدیل به میوه قهوه ای رنگی میشوند که فقط در کنار دریا و توی ماسه های خزر دیده ام هرچه گشتم اسمش را نیافتم

۱۳۹۲ جمعه ۲۷ ارديبهشت  
انواع درختان سرو وکاج پارک جنگلی انبار سردهکا

 ساحل انبار سر_ توی ماسه های کنار دریا پر بود از این بوته های گلدار ، راستی این گیاه کوتاه با برگهای سبزضخیم کرکدار مخملی چند سالی است که بیشتر به آن فکر میکنم ،این گل های شیپوری سفید تبدیل به میوه قهوه ای رنگی میشوند که فقط در کنار دریا و توی ماسه های خزر دیده ام هرچه گشتم اسمش را نیافتم 

افتتاح نمایشگاه استاد حسین محجوبی در خانه ی فرهنگ گیلان

استاد حسین محجوبی
افتتاح نمایشگاه استاد حسین محجوبی در خانه ی فرهنگ گیلان   


خانه فرهنگ گیلان


جشن تولد و افتتاح نمایشگاه استاد حسین محجوبی- 92/2/27 


اجرای پیانو آرش انتظامی

اجرای پیانو آرش انتظامی


۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۴, شنبه

بابا بزرگها ی ورزشکار را شناسائی کنید خیلی قشنگه ! کنار جمالی کیه ؟ دکتر فکر میکنم فرامرز شمسی باشد MohamadReza Tavakoli سلام آقا مظفر مشتاق دیداروزیارت جنابعالی تاگپی و خنده ای باشما ...اما آنموقع مرحوم فرامرز که فوتبالیست خوبی بود اینجاکمی بزرگتر بنظر میرسد فکر میکنم کنار جمالی معلم قدیم ناصر عسکری باشند که چندی پیش عکس استادرا باشتراک گذاشتم . من که عکس های دسته جمعی را دوست دارم و از فضای و محیط آنموقع و مسابقه دو و میدانی که هرساله روبروی ورزشگاه و بیمارستان انجام میشد را هم یاد آوری لذت بخشی است . درختان تبریزی که یه پیرمردی میرفت بالای درخت ها و شاخ هاشان را میزد و هرس میکرد حتما یادتونه ؟ و شیطانکوه آنموقع که درخت کم داشت و بیشتر کیش خال و شمشاد داشت که دستگیره ما بود شاخه کیش را میگرفتیم و میرفتیم بالای شیطانکوه . راستی تو ی تماشاچی ها خانم ها هم هستند ! و باید از آقای مهندس کریم تشکر بکنیم که هم ذوق و سلیقه شان خوبه و هم عکساشون که در حقیقت نمایشگر تاریخ لاهیجان است . دست و صورت هر دوتا هتانرا میبوسم پروردگار نگهدارتان باشد با سلام و درود خدمت جناب دکتر توکلی با احساس پر انرژی و عاشق امید وارم هیشه سالم با نشاط باشید تا من وسایر دو ستان وهمشهریها تو ن بتوانیم سالها از از هنر عکاسی وفیلم برداری و وبلاگ نویسی تان بهره مند شویم ..... سلام جناب مهندس کریم .متشکرم لطف میفرمایید . صورت ماهتانرا میبوسم امیدوارم همیشه تندرست باشید.

این عکس را ناصر عسکری در صفحه ی فیسبوکش به اشتراک گذاشته است

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

علی امیری : سلام جناب دکتر صبح بخیر  چند عکس ناقابل برایتان فرستادم شاید جالب باشد. بنده در حال ضبط خاطرات استاد دکتر منوچهر ستوده هستم.   این عکس مربوط به تابستان سال هشتاد و نه است محل آن ییلاق کوشکک لورا از توابع گچسر میباشد. جای باصفائی است. عکس دومی هم به تابستان نود مربوط است که همان کوشکک لورا است. علی دهباشی و گروه فیلمبردار آمده بودند برای ضبط زندگی آقای دکتر ستوده و باقی ماجرا بازهم عکسهائی برایتان میفرستم امیدوارم قابل ملاحظه باشد. .....محمد رضا توکلی :  سلام متشکرم لطف فرموده اید عکس های ماندگارو زیبایی هستند ! آقای دهباشی بخارایش را بغل کرده است

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

.عکس عمارت قدیمی ابریشم کشی واقع در میدان انتظام لاهیجان است اینجا به کارخانه ابریشم کشی معروف بود ومتعلق به حکومت بود ودولتی اداره میشد . کارگران بسیار زیادی اینجا کار میکردند . چیزی که تمام لاهیجانی های قدیم بیاد دارند صدای آژیر این محل بود که اونموقع به آن صدا می گفتند " سی سو " که موقع تعطیلی کار خانه بصدا در میآمد و اعلان پایان کار میکرد شبیه سوت کشتی البته خیلی بلند بطوری که تا آستانه اشرفیه هم شنیده میشد و موقع برداشت چای از باغات کارگران زن غروب ها گوش بزنگ این صدا بودند و طوری عادت شده بو که باشنیدن صدای سی سو دست از کار میکشیدند . حاج عباس یا عباس خان طایفه محمودی ، سالها اینجارا اداره میکرد یادش گرامی روحش شاد .هرساله ایام ماه رمضان با صدای سی سو وقت افطار و سحرهم مردم را باصدای سی سوخبر میکرد که سحری و افطاری بخورند خلاصه یه جورایی ساعت کارگری و مردم شهر و روستا بود . این عکس را من در دی ماه نود و یک گرفتم و فکر میکنم از این ساختمان دیگراستفاده نمیشود و در جنب و شرق این ساختمان بنایی جدید ساخته اند و متعلق به شرکت ابریشم است که یک شرکت دولتی است ....البته این کارخانه محوطه بزرگی داشت و چون اول انقلاب کلآ در تصرف انقلابیون درآمده بود و بعدش قسمتی را به شرکت ابریشم باز گرداندند و تاسالها پس از انقلاب کار میکرد و از کشاورزان پیله ابریشم میخرید و یا تخم نوغان میفروخت و بقیه اش پاسگاه و کمیته و ایستگاه پلیسی شد که همه در و پنجره هاش و بقیه بنا باز سازی و نوسازی شد .از این دست عمارت قدیمی زیاد است امیدوارم توسط سازمان میراث فرهنگی تصرف و نگهداری بشود مثل خانه صادقی ها در لاهیجان که خریداری شده و تبدیل به اداره میراث فرهنگی شده است .



۱۳۹۲ اردیبهشت ۹, دوشنبه

حمام قدیمی دایی منصور در لاهیجان بجای خزینه "جکوزی" گذاشته و بجای لنگ داخل حمام مایو میفروشه .این حمام قدیمی وزیبا برسرراه کوچه " مادرآغا" کوچه ایکه تنگ وباریک بود بین محله خمیرکلایه ومحله بازارچه منجمی و محله سلیمانیه قرار داشت وحتی گاری و بعدها ماشین سواری بزحمت از آن عبور میکرد واقع شده بود ،ولی حالا نه کوچه ای باسم مادر آغا مانده و نه از آن دیوار های بلند خشتی ، مادر آغاکوچه تبدیل به کوچه جهانسوز شده خدارحمت کند منوچهرخان جهانسوز را که خانه اش را بساز بفروش ها تارو مارکردند و یکی یکی ازآن خانه های قدیمی و اعیانی خراب میشوند و البته کوچه ها عریض تر میشوند ، شکر خدا حمام دایی محسن که قبلا به حمام مینویی معروف بود سالم مانده و از دست بساز و بفروش جان سالم بدر برده است . من خودم داخلش را ندیدم اما دوست و همسایه ما ف.. مسچیان تعریف میکرد با پدرش حاجی ج .. گاهی وسط هفته به حمام دایی منصور میروند و دلاک و کارگر حمام بسبک قدیم استفاده بکنند و حالی بنمایند و تعریف میکرد که داخل حمام مفصل ترمیم و تعمیرشده و بسبک استخر شنا اداره میشود وبوفه و فروشگاه جکوزی و سرد و گرم و شاید هم سونا داره و طرفداران زیادی نه تنها دربین مردم لاهیجان پیدا کرده بلکه از شهر های دور و نزیدک علاقمندان فراوانی دارد و مثل اینکه دراین عصر و زمان دارد پدیده میشود ولی تعجب من در این است که این غریبه های دور و نزدیک چطوری این حمام را در این کوچه های پیچ و واپیچ پیدامیکنند با منبع اطلاعات زنده من با جناب علی امیری تماس گرفتم و از سازنده و زمان ساخت حمام پرسیدم استاد جوان جواب دادند : با سلام و تقدیم احترام حمامی که امروز به دائی منصور مشهور است حدود دو قرن پیش توسط حاج علی اکبر حاکم لاهیجان ساخته شد. البته حاجی علی اکبر خدمات دیگری نیز در همان موقع انجام داده از قبیل مسجد اکبریه. این حمام تا اواخر قاجاریه به حمام حاجی علی اکبری شهرت داشت تا اینکه در تقسیم ارث اموال و املاک مرحوم امین دیوان این حمام به مرحوم مهدیقلی خان اشرف السلطنه (پدر حسن خان صفاری) رسید. بعدها مرحوم حاج عبدالحسین عبدمحمودی مدیریت آن را در دست گرفت تا این که مرحوم حاج غللمحسین علی مینوئی آن را خرید و چند صباحی نام این حمام در بین اهالی به حمام مینوئی مشهور بود. . در سال 1360 هم منصور تاش پور این حمام را از مرحوم مینوئی خریداری کرد و نام آن را گذاشت حمام دائی منصور. راجع به حمامهای قدیمی لاهیجان فصل مستقلی را تهیه کرده ام که در یکی از مجلدات تاریخ جامع لاهیجان بدان خواهم پرداخت. پاینده باشید.

حمام قدیمی دایی منصور در لاهیجان بجای خزینه "جکوزی" گذاشته و بجای لنگ داخل حمام مایو میفروشه_ عکس از محمدرضاتوکلی

۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

! این روز های اردیبهشت لاهیجان


... راه روستای چهارده در یک روزبارانی اردیبهشت به تماشای سفیدرود ایستاده اید

sefid rud taken mohammadreza tavakoli

در راه چهارده در یک روزبارانی اردیبهشت به تماشای سفیدرود ایستاده اید

سفیدرود _ عکس از محمدرضا توکلی_sefid rud

روستای چهارده ,از راه لولمان حتمآ از روی پل سفید رود بطرف چهارده گذر کرده اید ؟

Sefid rud _ taken MohammadReza Tavakoli
 .