۱۳۹۴ آذر ۱, یکشنبه

يادداشتي از حسن درويش پور ساختمان سه نشانه ــــــــــــــــــــــ ساختمان پُست و تلفن و تلگرام واقع در نبش دو خيابان رضاشاه کبير سابق و اسکندرآباد لاهيجان؛ کم و بيش تاريخچه‌ای دارد و نشانه‌هايی. سعی می‌کنم خيلی کوتاه و گذرا، سه نشانه‌ی مهم آن را در زير توضيح دهم: ۱ـ ساختمان پُست، نخستين ساختمانی است در لاهيجان که بجای آجر، از «بلوک»های سيمانی استفاده کردند و به همين دليل شد نماد ساختمان بلوکی در شهر ما. بعد از ساختمان ادارۀ پُست، به ترتيب دبستان دخترانه فرح، دبيرستان دخترانه شهناز، دبيرستان پسرانه عبدالرزاق واقع در محله‌ی شعربافان، و کتابخانه عمومی را ساختند. همه‌ی اين ساختمان‌های نامبرده، دولتی بودند و به همين دليل هر روز گروه گروه از همشهريان بلوک‌نديده، شبيه سنت «عروس‌تماشا» می‌آمدند برای «بلوک تماشا». جدا از بلوک، قالب‌گيری و ساختن لوله‌های استوانه‌ای سيمانی هم جلب توجه می‌کرد. تا آن زمان ديواره چاه‌های آب بدون استثناء آجری بودند ولی حالا مردم با چشم‌های‌شان می‌ديدند که سه دهنه چاه آبی که در محوطه‌ی ساختمان‌های پُست و دبستان و دبيرستان کنده‌اند؛ اينجا نيز لوله‌های سيمانی جانشين آجر شده‌اند. توی پرانتز اضافه کنم آن تير بتونی برق را که در عکس مشاهده می‌کنيد، سومين وسيله‌ی سيمانی‌ـ‌بتونی وارداتی‌ست که در اواخر سال ۱۳۳۷ آماده و برپا شد. تا آن زمان هر دو تير تلفن و برق چوبی و در محاوره عمومی معروف بودند به «تلفن‌دار» و «شلمان‌دار». ۲ـ وقتی در بهار سال ۱۳۳۵ مهندس عباس مهرپويا همان خواننده مشهور ترانه‌ی «مرگ قو» نخستين نخ‌کشی را برای ريختن آهک و زدن کلنگ آماده کرد؛ قرار شد به فاصله دو ماه دولت فقير و کم‌درآمد از مستاجری رهايی پيدا کند. تا آن روز مردم دولت را فقير می‌شناختند و متر و معيارشان در اين تشخيص دو چيز بود: نخست پائين بودن حقوق ماهيانه و درآمد کارمندان دولتی؛ و دوم، مستاجری دولت. در واقع ساختمان پُست نخستين ساختمانی است در شهر ما که دولت وزارت پ.ت.ت مالک واقعی آن بود. اين‌که می‌گويم مالک واقعی علت دارد چون که قبل از ساختمان ادارۀ پُست، دولت دقيق‌تر بگويم وزارت کشورمالک «اسمی» دو ساختمان فرمانداری و شهرداری لاهيجان بود اما مردم شهر و روستا از طريق پرداخت عوارض شهرداری، بودجه و هزينه‌ی ساخت آن‌ها را تأمين کرده بودند. به زبانی ديگر، ساختمان پُست نماد بی‌نيازيی دولت از ياری مردم و همين‌طور نشانه‌ی افزايش بودجه دولتی و رهايی از مستاجری بود. يکی‌ـ‌دو سال بعد که برادران گنجی نخستين کارگاه بلوک‌سازی را در لاهيجان راه انداختند و خانه‌های بلوکی يک تا دو اتاقه در بعضی از مناطق شهر پديدار شدند؛ گرچه بخشی از جامعه خانه‌های بلوکی را نماد خانه‌های ارزان قيمت می‌شناختند و تفاوت بلوک و آجر را شبيه‌ی تفاوت نان خوراک زحمتکشان و برنج خوراک پول‌دارها می‌گرفتند اما، در مجموع معتقد بودند «خانه‌های بلوکی سر حلبی» برای خانواده‌های زحمتکش شش تا هفت نفره‌ای که مستأجر بودند و اغلب در يک اتاق زندگی می‌کردند؛ نماد رهايی از مستاجری است. ۳ـ آن روزها گويا گروهی به تحريک شهردار لاهيجان آسيب‌ديده‌گی «زيبايی شهر» را بهانه قرار دادند و عليه شرکتی که ساختمان را مطابق عکس لُخت و بدون رنگ و روغن تحويل ادارۀ پُست داده بود، شکايت کردند. همه هم می‌دانست که منظور شهردار از آسيب‌ديده‌گی يک اختلاف شخصی و کينه‌ای است که او از مهندس مهرپويا در دل دارد. داستان اين اختلاف هم مفصل است و جای نقل‌اش اينجا نيست. با اين وجود گويا آن‌طور که بعدها شنيدم نامه محرمانه‌ای از بالا به دست شهردار رسيد مبنی بر اين‌که عموجان، فضولی موقوف! چرا؟ چون که شرکت راه و ساختمان کلانتری طرفِ قرارداد دولت و مسئول اجرای اين پروژه بود. برادران کلانتری، دامغانی‌های مقيم ساری بودند. دفتر مرکزی آن‌ها همان ساختمان شيشه‌ای معروف واقع در خيابان انقلاب شاه‌رضا سابق تهران بود که شب و روز، دو پاسپان مسلح جلوی در ورودی آن ايستاده بودند برای کنترل رفت‌و‌آمدها. بعضی از کارمندان اين شرکت می‌گفتند غلام‌رضا پهلوی، يکی از سهام‌داران اصلی شرکت کلانتری است اما گروهی ديگر، می‌گفتند مهندس کلانتری برادر بزرگ همکلاسی شاه بود. در هر حال آنچه مهم است، برادران کلانتری توانستند مجوز انحصار ساخت و ساز ۱۵ دستگاه ساختمان پُست و تلگرام، و ۶۰ـ۵۰ دستگاه مدرسه را در دو استان مازندران و گيلان بگيرند. البته فقط گيلان و مازندران نبود. شما از لاهيجان بگيريد تا اهواز، همه ساختمان‌های پُست و تلگرام را شرکت کلانتری ساخته است. در واقع هرچه وضع مالی دولت رو به بهبودی بود، درآمد فروش نفت افزايش می‌يافت، بخشی از آن درآمد بعنوان کمک‌های منظوردار رانت، به اطرافيان می‌رسيد. به زبانی ديگر، در منظر گروهی از همشهريان همين ساختمان بلوکی به‌سهم خود، نماد رانتينه عصر پهلوی بود. پانوشت: عکس زير را از همين صفحه Lahijaniha کُپی گرفته‌ام.


۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

اکبر صفابخش آدرس وبلاگش را عوض کرد و دوباره عکس های قدیم محله شعربافان لاهیجان را انتشار داده است . آخرین عکس ها متعلق به احمد اقا غبرایی رسید .

از راست:احمد غبرایی_هوشنگ مجمع الصنایع_موسی پور شریعتی_هوشنگ جهانگیر بلورچیان
-؟_دکترفریدون عبادی_مهدی پور شیعه_محمود ایمانی خوشخو
جلوییی:موسی پور شریفی_حسن عکاس
البته بهتر بود این و خیلی ازعکس ها دقیق تر آپلود میشد





احمد غبرایی در کنار محمد چایچی و رضا غبرایی
حسین محمودی و رضا چای جی
نشسته گیو اردشیر محمودی و محمد مینویی
http://oldlahijan.blogsky.com/    آدرس وبلاگ اکبر صفابخش

درختچه تزیینی دور استخر Nandina domestica‌

Nandina domestica‌ 

کهن دارلاهیجان ژینکو بیلوبا ،

 دم کرده برگ هایش نیرو زاست میشه باهاش دوپینگ کرد انگاری 

Silverberry Plant Elaeagnus, silverberry or oleaster, is a genus of about 50–70 species of flowering plants in the family Elaeagnaceae.درختچه زینتی دور استخر الگنوس پیوندی

Silverberry
Plant
Elaeagnus, silverberry or oleaster, is a genus of about 50–70 species of flowering plants in the family Elaeagnaceae.


۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

شاعر ، فرامرز سه دهی، شیرین سخن


ﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ 1360

_________
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ
 ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ
ﻭ ﺳﻮﺕ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ
ﻋﮑﺲ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺭ ﻫﺎﻭﺍﻧﺎ
ﺑﺎ ﭘﯿﭗ ﻓﯿﺪﻝ ﮐﺎﺳﺘﺮﻭ
ﻭ ﻧﺸﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺳﻞ ﺗﯽ ﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﭽﺮﺧﻢ
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ
ﺑﻌﺪ
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺑﺸﺎﺭ ﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﭙﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﺕ
ﺳﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﻮﺩ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻡ
ﻓﺮﻫﺎﺩﻡ ﺭﺍ ﺳﺰﺍﺭﯾﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺟﻨﮓ ﺗﺎ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ
ﻣﻤﺪ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺭﺍ
ﺷﺮﻭﻩ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﮔﻠﻮﯼ ﭘﺮﻧﺪﻩ
ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺴﺘﺎﻥ
ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﭙﯿﺪ ﺭﻭﺩ ﺑﺰﻧﯽ
ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﺩ ﺭﻭﺩ ﭘﺮﻧﺪﻩ
ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﺳﯿﺪ ﺣﺴﻦ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ
ﮐﻪ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﭘﺮﺗﻘﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵ ﻣﺰﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﻻﻫﯿﺠﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ
ﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺻﺒﺢ :
ﻧﺎﻥ
ﭼﺎﯼ
ﮐﻠﻮﭼﻪ .
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻭ ﺷﺼﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ ﺍﮔﺮ ﺷﺪﻡ
ﺑﺎ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭ ﮔﺮﯾﻨﻮﻑ
ﺧﻤﺴﻪ ﺧﻤﺴﻪ
ﮐﺎﺗﯿﻮﺷﺎ
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻟﻨﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﯼ
ﮐﺸﺘﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ .

_______

"ﻓﺮﺍﻣﺮﺯ ﺳﻪ ﺩﻫﯽ "

روز برفی جوانی باشلوارپاچه گشاد و موی بیتلی و حال هوای دهه چهل و قاطری که بارمیبرد _ این عکس را از روی صفحه" لاهیجان راباید ببینید" در اینستاگرام من اسکرین شات گرفتم . حتمآ میدانید که از تصاویر روی صفحه گوشی های هوشمند میشه عکس گرفت و من هم همین کاررا کردم . چندنفر در اینستاگرام هستند بی مزد و مواجب باعلاقه کارفرهنگی میکنند و عکس و مطالب لاهیجان میزارند و کلی طرفدار دارند و خیلی هم خوش قلم اند . از جمله ماست سی لاهیجان . لاهیجان سیتی و ... برای این عکس اسم سینما را دیاموندرا نوشته اند ولی من فکر میکنم آنموقع باسم" سینما استخر" شهرت داشت و خوب یادم هست محل سینما آن موقع خیلی پرت بود و دور از هیاهوی شهربود و بخاطر همین مردم کمتر باین سالن میرفتند بطوریکه اکبر پدیدارنظر صاحب و مدیر سینما مینی بوسی خریده بود مردم را مجانی از چهارچراغ یا مرکز شهر به سینما میبرد و برعکس بشهر می آورد


۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

لاهیجان - شاه نشین کوه ( شیطان کوه ) - دهه ی 30 خورشیدی

توکلی :  نه اقا ، دهه سی همچین چیزی نبود ، من باور ندارم ، دهه  سی جاده باریکه ای بود ، جنوب استخر بعد از 58 پهن شد و شهرداری میز و صندلی اهنی گذاشت
بافکر :این تصویر باید مربوط به سالهای 49 و50 ببعد باشد نه قبل از آن ...چیزی، که ما به خوبی به خاطر داریم

توکلی : و استخر در دهه سی بزرگتر بود در زمان شهردار "حسین نعیم اسا"خاک ازداخل استخر برداشتند اطرافش را پهن کردند وداخلش گودتر شد

عاطفه صرفه جو : البته دهه ی پنجاه سر سبز بود بسیار. حاشیه ی استخر پر از بامبو بود !

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

ساختمان بانک ملی در لاهیجان از عکس های کیومرث صفابخش .

برای ساختن ساختمان بانک ملی یادم هست گودبرداری خیلی عمیق کردند و بیشتر شبیه استخر اب گل الود بود تا پی ساختمان و جمع شدن اب باعمق زیاد کار را عقب میانداخت ، مسلما طراح ساختمان اقلیم لاهیجان را در نظر نگرفته بود.من فکر میکنم تنها ساختمان در لاهیجان است که یک یا دوطبقه زیر زمین دارد .
 عکس ازکیومرث صفابخش  

۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

درمانگاه بیمارستان پهلوی لاهیجان عکس ازکیومرث صفابخش



بالای درب ورودی درمانگاه روی تابلو نوشته شده "درمانگاه بیمارستان پهلوی لاهیجان ". کیومرث صفابخش بیش از پنجاه سال پیش این عکس را از پیاده رو آنطرف درمانگاه انداخته است تا تمام ساختمان کامل بیافتد . جالب اینکه شهرداری برای هر چنار کاشته شده یک حفاظ آهنی ساخته بود لابد اینکه نهال تازه کاشته شده خوراک گاو نشود !  آنموقع در کوچه و خیابان گاو ها پرسه میزدند و آزاد بودند .من خوب یادمه داخل چمن فوتبال ورزشگاه جلوی مدرسه مان ایرانشهر گاوی دیدم که داشت زایمان میکرد .
اولین درمانگاه بهداری در حاشیه محوطه مجاور خیابان ساخته شده بود . برخلاف ساختمان اصلی وسط محوطه ی بزرگ بیمارستان که ساختمان کرسی بلند تمام چوبی با درب و پنجره های چوبی بود . اما درمانگاه بنای سیمان آجری بود که اطاق های متعدد داشت وبیشتر پزشکان  عمومی کار میکردند وهیچ دکتر   متخصص نداشت .
آنموقع یکی از کلاه مخملی های لاهیجان با کلاه شاپو کت وشلوار مشکی کفش پاشنه خوابیده سبیل بلند آویزان با بنز کرایه اش که راه رشت و لاهیجان باهاش کار میکرد رفت دندانش را کشیده بود . روز بعد با عصبانیت و داد و فریاد و شکایت برگشته بود درمانگاه و بعد از جر و بحث زیاد با دکتر دندانپزک با چاقو تمام شیلنگ های آویزان دستگاه یونیت دندانپزشکی را بریده بود ودور انداخته بود و از شیلنگ ها ی بریده شده آب و هوا زده بود بیرون و چندین روز دندانپزشکی تعطیل بودو آقامصطفی 
.این داستان را هر بار که میآمد مطب من تعریف میکرد و از کرده خود پشیمان و شرمنده بود 
اگر خوب توجه کنید سیم پایه و سیم خاردار محوطه بیمارستان مشخص است . دومادر لچک به سر بچه هاشونو کول کردند .  دارن از درماگاه خارج میشوند یک مادر دختر باچادر سفید دارن وارد درمانگاه میشوند و دو دوچرخه بیرون پارک شده اند . دوبچه هم بیرون وایستاده اند شاید از ترس آمپول فرار کرده اند کلآ درخت های تبریزی باغ ملی مجاور درمانگاه برگ ندارند باید پاییز یا زمستان باشد.   

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

عکسی که کیومرث یا همایون صفابخش گرفت ! اولین کتابخانه لاهیجان ، محسن سنجری در جی پلاس بنمایش گذاشته است . کتابخانه در گوشه محوطه دبستان احمد قوام برخیابان اصلی ساخته شده بود. ساختمان بلوک سیمانی با چند پله زرد رنگ موزاییکی و دوسالن کوچک که فقط با یک سوراخ مستطیل به هم راه داشت و کتاب ها در دسترس نبود و می بایست از روی لیست کتاب ها انتخاب می کردی و کتابدار به اسم آقای کنفی و یک نفر همکارش از همان سوراخ به شما تحویل میشد و در دفتری بزرگ ثبت میشد و از شما امضا می گرفت وتا آخروقت باید تحویل میدادید. کتابخانه را مثل دبستان و دبیرستان دخترانه و ساختمان اداره پست را که همگی برای اولین بار بابلوک های توخالی سیمانی ساخته شده بود و پیمانکارش هم عباس مهرپویا بود که با صفاری ها دوستی داشت ساخته شده بود، عباس مهرپویا بعد ها آواز خوان و موزیسین معروفی شد بود، وحیف که زود مرحوم شد. کتابخانه بعد ها در دهه چهل در دوره تحولات شهری بعد از ملکه شدن فرح دیبا تخریب شد و با عرصه بزرگتری ساختمان دوطبقه فرهنگ ساخته شد و پس از انقلاب تبدیل به اداره ارشاد اسلامی شد. مدرسه قوام و پرورشگاه هم تخریب و تبدیل به اداره و تشکیلات بهزیستی شد.

Bahman Moshfeghi
نقشه و کار ساختمانی این بنا ( کتابخانه ) را " مهر پویا " خواننده ی معروف بعهده داشت .در آن زمان رحیم خان صفاری رئیس هیئت امنای کتابخانه بود . وقتی من در یک مراجعه به کتابخانه به وضع ناجور کتابها و تاخیر در پیداکردن کتاب از سوی کتابدار غیر حرفه ای اش دیدم پیشنهاد کردم یک هفته کتابخانه را دراختیار من قرار بدهند تا من چیدمان کتابها را تغیر بدهم ( ایام تعطیلات نوروزی بود و من از تهران به لاهیجان آمده بودم ) این کار باموفقیت انجام شد و همه بویژه کتابدار بار ها از من تشکر کرد و گفت مرا راحت کردید الان در عرض یک دقیقه کتاب را در اختیار کتاب خوانان می گذارم- اسم کتابدار کنفی نام بود ( کامجوی بعدی ) که مرحوم سعادتمند اورا به این کار گمارده بود...
MohammadReza Tavakoli
متشکرم جناب دکتر ، آ قای کنفی خوب بیاد دارم ،
مهرپویا در لاهیجان چیکار میکرد ؟ چند مدت اینجا بود ؟
Bahman Moshfeghi
مهر پویا دوست خانوادگی رحیم خان صفاری بود و آن سالها گذارش به لاهیجان افتاده بود
Mehran Navadehgi
محل اين كتابخانه كجا بود؟نماى ساختمان مرا به ياد اداره پست قبلى مى اندارد.
Samad Amin
مهر پویا با مرحوم مهندس گنجی هم رفیق بود.من ایشان را در منزل مرحوم گنجی دیده بودم .رفیق عزیزمان زنده یاد رضا گنجی برایمان تعریف کرده بودو بنا بگفته ایشان و نقل قولی از مهر پویا.روزی مهرپویا درون یک تاکسی نشسته بود و در همین زمان راننده تاکسی رادیو ماشین را روشن کرد و رادیو داشت یک آهنگی از عباس مهرپویا پخش میکرد فورا راننده تاکسی رادیو راخاموش کرد و گفت این عباس گاو صدا ما را ول نمیکند و من هم موقع پیاده شدن و پرداختن کرایه ماشین و همراه با یک مقدار انعام به راننده تاکسی گفتم عباس گاو صدا خیلی چاکرت هست وقتیکه راننده تاکسی متوجه اشتباهش شد کلی معذرت خواست.یاد عباس مهرپویا و رفیق و همکلاسی و پر انرژی ما زنده یاد رضا گنجی گرامی باد.
Batool Mirmoshtaghi
من شنیده بودم که ساختمان پست وتلگراف را هم مرحوم مهرپویا ساخته بودند
MohammadReza Tavakoli
اقا مهران سلام ، محل کتابخانه الان اداره فرهنگ و ارشاد شده است

Mehran Navadehgi
ممنون از راهنمايى تون.
MohammadReza Tavakoli
سلام اقا صمد ، داستان جالبی از عباس مهرپویا بود ، یاد و خاطره رضا گنجی بخیر باشه ، چه خوب شد یادی از او شد ، پسر اقایی بود، روحش شاد
Esmaeil Fotouhi Asli
دبیرتان عبدالرزاق فیاض لاهیجی رانیزمهندس مهرپویا ساخته بود......
Mehdi Monajemi
در ساختمان شهرداری لاهيجان هم مرحوم مهرپویا مشارکت داشت. اقای رفعتی که بعدها مدیر تاسیسات دانشکده دامپزشکی تهران شدند دستیار ایشان بودند در امور برق. اقای رفعتی هميشه از ایشان به نیکی یاد میکند.
MohammadReza Tavakoli
سلام جناب دکتر مهدی خان منجمی ، عرض ادب و احترام ، عرض حال و احوال .....و تشکر از کامنت و توجه شما ..!
Mehdi Monajemi bndh aradtmand jnab dr hstam.
Alireza Abri
اقای دکتر عکس بسیار جالبی گذاشتید و همه رو به دوران گذشته بردید ممنون از شما.
Gholam Reza Kioumarssi
یادش بخیر٬ زمانیکه در دبیرستان عبدالرزاق تحصیل میکردم٬ اوقات فراغت را به اتفاق دوستان به این کتابخانه میرفتیم٬ کتاب موش و گربه عبید زاکانی را در این کتابخانه خوندم٬ آنزمان آقای مهدوی رئیس این کتابخانه بودند.

پست هواشناسی باغ کشاورزی لاهیجان و عمارت قدیمی که زمان کاشف السلطنه ساخته شده بود . باغ کشاورزی ازجمله اولین باغ های بوتانیک گیلان است و زمانی مدرسه زراعت بود

از عکس های کیومرث صفابخش توسط سید محسن سنجری به نمایش گذاشته شده است

چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد

اولین کارگاه چوب بری و اره کشی برقی حاچ هدایتی اول کوچه سرفراز نزدیک پل بود ، الان کوچه شهیدبروشان شده است ، از فاصله دور از اینجا صدای اره و بوی خوب چوب میامد

چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد

هنرمند، پیشکسوت، کیومرث صفابخش، سابقه بسیار طولانی عکاسی در لاهیجان دارد ،قدیما بیرون عکاسخانه اش دو ویترین شیشه ای دوطرف درب ورودی اش داشت وعکسهایی از طبیعت و وقایع و حوادث لاهیجان را بنمایش میگذاشت .پسرش رضا صفا بخش شغل پدرش را اکادمیک دنبال کرد اکنون در لاهیجان اتلیه عکاسی دارد و شاگرد تعلیم میدهد 
آقای سنجری نوشته که از روی نگاتیف های قدیم دوباره چاپ شده است و انگاری بمرور صدمه خورده است 

برف های سنگین که این سی سال اخیر کمتر چنین مناظری دیده شده است

برف سنگین میدان چهارچراغ خانه ارباب حسن آقای مطلق 

این جور عمارت های یک طبقه در بعضی از باغات چای بزرگ برای کارگران چای چین و توزین و نگداری موقت چای ساخته میشد 

پاییز وفصل گل چای

در چاهانسر لاهیجان گرفتم
بتجربه خودم ازآخرتابستان تانوروزوبهاروقت گل دادن بوته های چای است این منظره در پاییز بیشتردیده میشود 

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

به حق چیز های ندیده و نشنیده ..! درمسیر پیاده روی جاده شیخ زاهد دربین خار و خاشاک وته سیگار ،کاغد ...این بوته بزرگ قرمز نمایان شد ....


chenopodium aristatum احتمالا


درمسیر پیاده روی جاده شیخ زاهد دربین خار و خاشاک وته سیگار ،کاغد ...این بوته بزرگ قرمز نمایان شد  ....

وقتی داشتم از این عکس میگرفتم ، مرد روستایی کنجکاوانه نزدیک شد و گفت ، اینارو بردم برای گاوم نخورد .

گیاه دم اسبی کوشال لاهیجان
گیلک ها میگن
خارسوم
Kharsoom

گاهی هم به آسمان نگاه کن ، رسیدن اولین گروه های پرندگان به لاهیجان ، به بالای استخر رسیدند نظم شان بهم خورد فکر میکنم میخواستند فرود بیایند

رسیدن اولین گروه های پرندگان به لاهیجان 

به بالای استخر رسیدند نظم شان بهم خورد فکر میکنم میخواستند فرود بیایند 

عکس گرفتن های روزمره من در لاهیجان



۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

میانپر زعفرانی آرد برنج و گلاب ، شیرینی قطاب سنتی لاهیجان

میانپر جشن عروسی نیلوفر توکلی و دکتر هادی جمشیدی ،  زن دایی نیلوفر مهین خانم توفیقی درست کرده بود و صفا و لطفش را اینطوری نشان داد  

آرد برنج ، کره ، زعفران ، گردو، شکر ، هل ، میخک ، سیاهدانه و گلاب
لازم است .

چادرخوابی مسافران در شب بارانی لاهیجان



بنظر میرسد جمعیت گجشکان زیاد شده است

آرام نزدیک شدم و کمی زوم کردم

ایجاد پارک پرندگان یا پارک حیوانات برای لاهیجان را پیشنهاد میکنم . تعداد و انواع پرندگان و حیوانات دیگر در پارک ها بیشتر بشود تا کودکان و نوجوانان با طبیعت بیشترآشنا بشوند

بنظرمیرسد پرندگان سکو و جای نشستن میخواهند، بیشتراوقات روی  سطوح شیبدار نشسته اند و ارام نیستند و غریبی میکنند 

از زیبایی های دوره شهردارسعید اگشته


۱۳۹۴ مهر ۲۶, یکشنبه

خانه فرهنگ گیلان یا خانه قدیمی سمیعی ها در رشت در انتهای ساغری سازان و کوچه بن بست سمیعی واقع شده است . بهترین راه از خیابان مطهری طرف مقابل مسجد سفید با آن مناره منحصر بفردش وارد بشوید ودو کیلومتر بطرف شرق ادامه بدهید


















نمایشگاه نقاشی های دکتر عنایت سیگارودی _ خانه فرهنگ گیلان _ رشت ساغری سازان بن بست سمیعی _مهر نود و چهار

  دکتر عنایت سیگارودی متخصص اعصاب و روان و مدرس دانشگاه گیلان است . علاوه بر کار اصلی  و طبابت به نقاشی موسیقی و شعر میپردازد و مترجم کتابهای روانپزشکی است گویا کتابهاش بین همکاران و آسیستان های روانپزشکی طرفدار زیاد دارد و بعضی از کتابهایش به چند چاپ رسیده است .