دکترعلیرضاخان پاکپور، پدر دکترذبیح اله خان اولین رئیس بهداری لاهیجان.
دکترعلیرضاپاکپور گیلانی درسال ۱۲۵۱ شمسی در لاهیجان محله گابنه مسجد کهن طاق که امروز به مسجد الزهرا معروف است متولد شد. در دوران جوانی همراه پدرش به شغل کفش دوزی مشغول بود. اتفاقآ زمانیکه به سفارش یکی از خوانین شهر لاهیجان چکمه دوخته شده ای را به منزل او برد. حکیمی در حال مداوای خان بود. احترام خاصی که به حکیم قائل شدند و علیرضا چکمه به دست مدتی بدون توجه منتظر رخصت خان سرپا ایستاده موجب تحول در او شد که تصمیم گرفت که به علم طب روی آورد. بدین ترتیب علیرضا ترک خانه و خانواده نمود و به تهران عزیمت کرد و در بیمارستان های مختلف پایتخت دوره های مختلف طب را طی نمود و بعداز مدتی به لاهیجان برگشت و بعنوان اولین طبیب شهر در پست طبیب ضمیمه بلدیه مشغول به کارشد و مدتی هم به عنوان رئیس بهداری رودبار از طرف رئیس بهداری استان گیلان دکترافضلی منصوب گردید.
فرزندان دکتر علیرضا پاکپور به نام های مرحوم دکترذبیح اله پاکپور اولین رئیس بهداری لاهیجان، مرحوم دکترمحمدعلی پاکپور، مرحوم منوچهرپاکپور و تنها دختر ایشان خانم ایران پاکپور گیلانی می باشند.
ثاریخ فوت ۱۸ بهمن ۱۳۴۲ و مزارش در آقاسیدمحمدیمنی می باش. بر سنگ قبر ایشان شعر زیرحک شده است.
به زیر خاک سیه فتاده غریب
نام علیرضا و سجل پاکپور و شغل طبیب
هزار و سیصد و بیست و دو سال شمسی بود
به کام کاسه زهر اجل شده است نصیب
گذشت عمرچو هفتاد و یک سنه
ناگه زد رنج آنفیزم در دو سال قریب
قدم به خاک من ار می نهی دمی هشدار
به زیر و پای تو افتاده است مرد طبیب
بخوان تو فاتحه ای بر روان من ای دوست
مقدر است ترا نیز این فراز و نشیب
صدای لاهیج ضمن پاسداشت خدمات این مرد بزرگ در عرصه طب آن هم در سالیان غربت این علم. از همکاری صمیمانه. سرکار خانم سیده رویا لاهیجی دبیرمحترم ریاضی دبیرستان های لاهیجان که از اقوام نسبی آن مرحوم می باشد تشکر و قدردانی می نماییم.
این بریده ی روزنامه حدود بیست و دو سال پیش در فیسبوک به اشتراک گذاشته شده بود.
دکتر علیرضا پاکپور، پدر مرحوم منوچهر پاکپور ،آدم های همسن من منوچهر را خوب بیاد دارند با آن همه حیوان های خشک شده اش در ساختمان باغ کشاورزی لاهیجان که کارمند آنجا بود وچون شکارچی بود انواع حیوانات راشکار و سپس" تاکسی درمی "میکرد یا خشکش میکرد، در فیگور های مختلف واز حیوانات کوچک وبزرگ ودر ساختمان دوطبقه مرکزی و اداری باغ نمایشگاه دائم داشت وگروه گروه مردم برای تماشا میرفتند آنجا . باغ کشاورزی مرکز تحقیقات و پرورش انواع گیاهان باغی بود که توسط کاشف السلطنه وهمکار انگلیسی اش بنام "برتی با "تاسیس شده بود وانواع گل و گیاه وارداتی پرورش داده میشد . اولین بار درکودکی گلخانه شیشه ای بزرگ را آنجا دیده ام

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر