هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد
عکس از محمدرضاتوکلی در لاهیجان
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
شعر بالا ورد زبانش بود اطرافیانش بارها از زبانش شنیده بودند البته او وقتی حال خوب و خوشی داشت و خسته نبود اهل شعر ومشاعره هم بود
دکتر حمید متولد. ۱۹۳۴ .۲ .۲۸
او در ۱۸ سالگی از دبیرستان البرز تهران دیپلم .گرفت درسال ۱۹۵۴ بعد از مرحوم نور توکلی دومین نفر از خانواده ما توکلی ها بود که برای تحصیل به خارج از ایران به کشور آلمان اقدام کرد و از دانشگاه ساربروکن از ناحیه سار پذیرش تحصیل در دانشکده پزشگی گرفت
او پس از
یادگیری زبان آلمانی در همان شهر وارد دانشگاه ساربروکن شد پس از سه سال امتحان فورفیزیکم را باموفقیت پشت سر گذاشت
پس از آن به شهر کوچک و دانشگاهی و کلینیکی همبورگ سار رفت ودرآنجا پزشکی عمومی را به پایان رساند
سه سال دیگر هم در آن شهر ماند وتخصص بیهوشی گرفت سپس برای کار به بیمارستانی به شهر زیبای کوبلنس رفت و سه سال و اندی درآنجا روزگار گذراندو بعداز آن به شهر دوهزار ساله تریر رفت همانجا از دکتر بیهوشی به ریاست بیمارستان الیزابت رسید در همانجا باز نشست شد وبیش از پنجاه سال درهمانجا زندگی کرد
او در تاریخ ۲۰۲۶.۲۶.۴ دار فانی را وداع کرد.
او انسانی منحصر به فرد و بسیار دقیق و با انضباط بود
روحش شاد و یادش گرامی باد.
تولد اسفند ۱۳۱۲
وفات اردیبهشت۱۴۰۵


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر