‏نمایش پست‌ها با برچسب دکتر حمید توکلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دکتر حمید توکلی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

با نهایت تالم و تاسف پسرعموی عزیزم " دکتر حمید توکلی "در تاریخ هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵در تریر آلمان آسمانی شد. جوانی شمع ره کردم که حویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را شعر بالا ورد زبانش بود اطرافیانش بارها از زبانش شنیده بودند البته او وقتی حال خوب و خوشی داشت و خسته نبود اهل شعر ومشاعره هم بود دکتر حمید متولد. ۱۹۳۴ .۲ .۲۸ او در ۱۸ سالگی از دبیرستان البرز تهران دیپلم .گرفت درسال ۱۹۵۴ بعد از مرحوم نور توکلی دومین نفر از خانواده ما توکلی ها بود که برای تحصیل به خارج از ایران به کشور آلمان اقدام کرد و از دانشگاه ساربروکن از ناحیه سار پذیرش تحصیل در دانشکده پزشگی گرفت او پس از یادگیری زبان آلمانی در همان شهر وارد دانشگاه ساربروکن شد پس از سه سال امتحان فورفیزیکم را باموفقیت پشت سر گذاشت پس از آن به شهر کوچک و دانشگاهی و کلینیکی همبورگ سار رفت ودرآنجا پزشکی عمومی را به پایان رساند سه سال دیگر هم در آن شهر ماند وتخصص بیهوشی گرفت سپس برای کار به بیمارستانی به شهر زیبای کوبلنس رفت و سه سال و اندی درآنجا روزگار گذراندو بعداز آن به شهر دوهزار ساله تریر رفت همانجا از دکتر بیهوشی به ریاست بیمارستان الیزابت رسید در همانجا باز نشست شد وبیش از پنجاه سال درهمانجا زندگی کرد او در تاریخ ۲۰۲۶.۲۶.۴ دار فانی را وداع کرد. او انسانی منحصر به فرد و بسیار دقیق و با انضباط بود روحش شاد و یادش گرامی باد. تولد اسفند ۱۳۱۲ وفات اردیبهشت۱۴۰۵

هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد

هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد

عکس از محمدرضاتوکلی در لاهیجان

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
شعر بالا ورد زبانش بود اطرافیانش بارها از زبانش شنیده بودند البته او وقتی حال خوب و خوشی داشت و خسته نبود اهل شعر ومشاعره هم بود 
دکتر حمید متولد. ۱۹۳۴ .۲ .۲۸
او در ۱۸ سالگی از دبیرستان البرز تهران دیپلم .گرفت  درسال ۱۹۵۴ بعد از مرحوم نور توکلی دومین نفر  از خانواده ما توکلی ها  بود که برای تحصیل به خارج از ایران به کشور آلمان اقدام کرد و از دانشگاه ساربروکن از ناحیه سار پذیرش تحصیل در دانشکده پزشگی گرفت 
او پس از 
یادگیری زبان آلمانی در همان شهر وارد دانشگاه  ساربروکن شد پس از سه سال امتحان  فورفیزیکم را باموفقیت پشت سر گذاشت
پس از آن به شهر کوچک و  دانشگاهی و کلینیکی همبورگ سار رفت ودرآنجا پزشکی عمومی را به پایان رساند
سه سال دیگر هم در آن شهر ماند وتخصص بیهوشی گرفت سپس برای کار به بیمارستانی به شهر زیبای کوبلنس  رفت و سه سال و اندی درآنجا روزگار گذراندو بعداز آن به شهر دوهزار ساله تریر رفت  همانجا از دکتر بیهوشی به ریاست بیمارستان الیزابت رسید  در همانجا باز نشست شد  وبیش از پنجاه سال درهمانجا زندگی کرد
او در تاریخ ۲۰۲۶.۲۶.۴ دار فانی را وداع کرد.
او انسانی منحصر به فرد و بسیار دقیق و با انضباط  بود
روحش شاد و یادش گرامی باد.
تولد اسفند ۱۳۱۲
وفات اردیبهشت۱۴۰۵

۱۳۹۸ تیر ۴, سه‌شنبه

عکس های آقا اشکان میررازقی از پدر بزرگش مرحوم سید عیسی میررازقی با توکلی ها دارد

، پدر من سیدوهاب توکلی، عیسی میر رازقی، پسرعمه من کنار آسیدرضاتوکلی پدر ابراهیم و عموی من با بقیه توکلی ها در مهمانی خانوادگی سال چهل و شش یا چهل هفت

 دکتر حمید توکلی پسر عموی من و عیسی میررازقی  پسر عمه من 

۱۳۹۵ مهر ۱, پنجشنبه

نوشته ها و لغت لاهیجانی_محمد رضاتوکلی


http://yaranrachehshod.blogspot.com/p/blog-page_93.html
سک کوته = توله سگ
لافند = طناب
ویریس = طناب غلفی کاه کلش
قاتمه = نخ و طناب نازک کنفی
گرک = سه بند بافته کلشی براآویختن خربزه ، دایره بافته شده علفی کلشی زیردیگ و گمج
تشکه = گره
تشکه زدن = گره زدن
آشتالی = هلو
آشتالی تشک = هسته هلو
هالی = آلوچه ، گوجه سبزَ
خئلی = آلوچه ، گوجه سبز
خو گوره = خر و پف
موتکه = موتکا بالش
خوتن = خوابیدن
بوخوس = بخواب
قله ناهار= غذای قبل از ظهر
دسمال = دستمال
دسمالکه =دستمال کوچک
خوج=گلابی وحشی جنگلی
اربه خوج = گلابی ریز جنگلی
اربه = خرمالوی ریز جنگلی
اربه دوشآو= شریت جوشیده اربه
انکور دوشآو = شیره و شربت جوشیده انگور جنگلی
سیاه پله = پلوباشربت دوشاب
خوتن = خوابیدن
دخوتن = مخفی شدن
خوسن = سرفه کردن
چره اینقدر خوسن کونی؟=چرا اینقدر سرفه میکنی ؟
صبر= عطسه
صبر زدن= عطسه کردن
لوتکا = قایق بزرگ
پراخوت = قایق بادبانی
پامادور= گوجه فرنگی
ترش تره =خورشت سبزی اسفناج گشنیز شوید برگ سیرباقلی مازندرانی
ترش مرغ =خورشت سبزی همه جوره بالپه ومرغ
ترش شامی= کتلت کوشت چرخ کرده آب دار
باقلا واویج= باقلا قاتق خورشت باقلی شوید سیر تخم مرغ
موتنجان = خورشت آلو مسما
خالی آئوی = خورشت گوجه سبز سبزی گشنیز نعناع کوت کوتی چوچاق
سبزی فسنجان =خورشت سبزی با گردو سایده

۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه

عکس از سید عبدالوهاب توکلی


عکس از سید عبدالوهاب توکلی

این عکس فکر می کنم پشت کارخانه چای توکلی گرفته شده است که عموی من سید نعمت الله توکلی با برادر و دوستانش و پسران و برادر زاده هاش گرفته است.
از راست حاج شیخ علی شفیعی بین کلایی  محضر دار ، حاج میرمویدی، میرزاعلی نقی کیا، حاج سیدنعمت الله توکلی، مویدصفاری، حسین درخشان با لباس ژاندارمی، حاج میرآقا توکلی.
در جلو از راست : دکتر حمید توکلی، ابراهیم توکلی کارمند بانک ملی، دکتر اسحق توکلی، مهندس شهروز توکلی، دکتر محمدتوکلی آرشیتکت است.
یک نفر پشت دورتر ایستاده است، یک بچه با فاصله  دارد نظاره می کند.