‏نمایش پست‌ها با برچسب احمدقوام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احمدقوام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ اسفند ۲۸, پنجشنبه

عکس های اشکان میر رازقی از پدربزرگش سید عیسی میررازقی دبیرستان دخترانه مهین لاهیجان


 احمدقوام السلطنه، دکتر رضا رادمنش، تقی خان رادمنش، دکترذبیح الله پاکپور، سیدعیسی میررازقی، فرماندارمحمدعلی ناظمی، محمدکمالی، اسماعیل چهاردهی، قنبرچهاردهی،ملاعلی آقانوربخش، احمدی پور، علی اصغرعمارلویی، نصرالله خان مشکاتی،  ....  

این عکس را اشکان میررازقی در صفحه اینستاگرامش در اسفند ٩٩ به اشتراک گذاشته است,  ولی هیچگونه توضیح و شرحی برای عکس نگذاشته است. 
بنظرمن این عکس تاریخیه و سندی مهم برای لاهیجان است.  اشخاصی که در بالا ذکر کرده ام حدس و گمان خودم است,  و احتمالآ تاریخ عکس حدود سال٢۶ است همان سالی که موتور برق به لاهیجان رسیده بود و درمحلی از کوچه برق جایگذاری شده بود.
  شاید این عکس را که در مراسم افتتاح دبیرستان دخترانه مهین در محله شعربافان باشد . مدرسه وسط های کوچه بین تکیه شعربافان و جواهرپشته و مجاور تکیه و آرامگاه امجد السلطان بود,  راه سنگ فرش شده کوچه را من بخاطر دارم. احتمالآ این عکس را خانم محقق مدیر مدرسه مهین  برای سیدعیسی میررازقی فرستاده است. خانم محقق خواهر دکترپاشا محقق و پریرخ خانم محقق همسر سید عیسی بود.
 سال های دهه بیست احمد قوام السلطنه به لاهیجان بیشتر تردد داشته است,  سال ٢۶ پرورشگاه، زایشگاه لاهیجان و بیمارستان و دبستان بازکیاگوراب را هم افتتاح کرده بود. 
دکتررضارادمنش سمت راست قوام ایستاده است,  دکتر رادمنش دکترای فیزیک داشت و تحصیل کرده فرانسه بود و رییس حزب توده ایران بود. 
شبی که خانه تقی خان رامنش رادر لاهیجان پس از بیست و هشتم مرداد سی و دو به آتش کشیده بودند را بیاد دارم هنوز به سن مدرسه نرسیده بودم.
عموی من حاج نعمت الله توکلی سمت چپ قنبرخان چهاردهی هست که فقط سرش  پیداست. 
دسته گل روی صندلی لهستانی دو کلمه  را انگار عمدآ از روی عکس پاک کرده اند و فقط کلمه مهین اش مانده است.
 دبیرستان مهین اولین دبیرستان دخترانه لاهیجان بود که بنام دختر بزرگ قنبرخان چهاردهی نامگذاری شده بود.
علی اصغرخان عمارلویی پایین جلو ایستاده است برای احترام به آقایان، پشتش را بطرف دیگر گرفته است.
عمارلویی آنموقع رییس فرهنگ یا آموزش و پرورش بود.

۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

درویکیپدیا اشتباه نوشته شده است . جاوید جهانگیری زاده ۱۳۱۷ - لاهیجان بازیکن سابق فوتبال ایران است. او سابقه بازی در باشگاه فوتبال ملوان بندر انزلی را دارد وی سابقه ۲ بازی ملی نیز در کارنامه دارد . این عکس جاوید را یک مربی جوان "روز به صفابخش" در فیسبوک گذاشته است در ویکیپدیا که نگاه میکنی به اشتباه نوشته که متولد هفده است ، چون من و جاوید متولد بیست و هفت هستیم و سال سی و سه اول ابتدایی را در یک کلاس مدرسه احمد قوام شروع کردیم که در کنار پروشگاه لاهیجان قرار داشت که بعد ها مدرسه احمد قوام کلا از بین رفت وتبدیل به تشکیلات بهزیستی فعلی شد . جاوید از کودکی متفاوت بود و آرام قرار نداشت ورجک بتمام معنی بود از دیوار راست بالا میرفت مدرسه احمد قوام و پرورشگاه که با چند رشته سیم خاردار و پایه های چوبی شان ورزشگاه شهر یا تختی فعلی راازهم جدا میکردهمیشه در میدان دید ما بود و بازی های بزرگ ترهارا از پشت سیم های خاردار تماشا میکردیم و تمرین های دو و میدانی و پرتاپ دیسک و نیزه آقای کیاموسوی راهیچوقت از یاد نبرده ام و خود مدرسه احمد قوام هم آنقدر بزرگ بود که یک سرش خیابان اصلی بود و یک سرش خیابان امیر شهید و چندین جریب وسعت داشت و تمام زمین های جلویی وعقبی اش چمن زاری بود بزرگ و جولانگاهی برای بدو بدو و بازی بچه ها ، یکی از بازی کودکانه ما اسکی رفتن روی چمن های خیس و لیز بود و بچه ها کمی خیز برمیداشتند و کمی میدویدند وبا دو پا روی چمن اسکی میرفتند . یکنفر یک متر میرفت یکنفر سه متر اما جاوید میرفت خیلی طولانی هفت هشت ده متر شاید هم بیشتر خلاصه غیر قابل رقابت بود آخر بازی همه لباس شان گلی و کثیف میشد الا جاوید ، البته اسکی رفتن با گالوش کیفی دیگر داشت اون موقع کفش فوتبال برای بچه ها خیلی گران و کمیاب بود و همه گالوش ساخت لاهیجان به پا میکردند وچون ارزانتر بود تقریبآ همه پسر بچه ها برای بازی گالوش لاستیکی داشتند و میرفتیم وسط های کوچه برق دکان آقا " سیام" گالوش ساز که فارسی را بزحمت حرف میزد و از ترک لاهیجان بود از خانواده جودت های لاهیجان بود و برادر کوچکترش با ما هم مدرسه ای بود طبع شعر داشت حیف زود فوت شد شعری میگفت و مقاله ای می نوشت . روی دیوارسیاه و خاک و خل گرفته دکان سیام انواع گالوش با اندازه مختلف روی میخ آویزان بودکه اون موقع یک جفت گالوش لاستیکی پسرانه میخریدیم دو تومان یا بیست ریال و کلی به تماشا می ایستادیم و در سر و صدای و دود چرخ موتور گازوئیلی اش که لاستیک یا تیوب ماشین ها را با شابلون والگو میبرید و با چرخ اش سمباده میزد و چسب کاری میکرد،گالوش های قشنگ با نوارقرمز با بوی لاستیک تحویل میداد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C




فوتبال سپیدرود رشت
 دهه 1350ایستاده از راست :سیروس جوشیری-شیدفر- کاوه کاویانپور -حبیب کارجو- ؟-جمشیدپذیرانشسته از راست :رسول حقدوست-حسین بیگی-جاویدجهانگیری-علیرضااسما عیلی-احمدپور
تیم فوتبال ملوان بندر انزلی
 دهه پنجاه
 در جام تخت جمشید



تیم ملوان دهه پنجاه