‏نمایش پست‌ها با برچسب محسن بافکرلیالستانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محسن بافکرلیالستانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ آذر ۱۷, جمعه

محسن بافکرلیالستانی

کجا می توانم تورادیده باشم

توکه بی شباهت ترینی

به هرآدمیزاد ونا آدمیزاد

توبایدفراسوی رویای من بوده باشی

که گاهی مرامی بری

تا افق های نارنجی رنج وبیداری شورواحساس

محسن بافکرلیالستانی
تصویر.عاشورآباددیلمان.خرداد۹۶

محسن بافکرلیالستانی

صدا
آیاصدای تونیست

که چون نسیم بهاری به هرسویی می وزد

درختان راازخواب زمستانی بیدار

وشریان هایم رابیقرارمی کند

آری صدای توست که سپیده دمان

درکوچه های محله به آرامی راه می رود

وعطرگل هاراباشبنم می آمیزد

شبانگاهان برشاخه های درختان می آویزد

ومثل باران شب های بهار


ازناودان هاسرازیرمی شود

وهنگامی که قلم به دست می گیرم ومیخواهم ازتو بنویسم

کنارم می نشیندوبرگونه ام بوسه می زند

محسن بافکرلیالستانی.اردیبهشت ۱۳۷۱

چون میوه های نورس آغازفصل ها
درکام ذوق اهل هنر نوبری کنم
تاشعرمن به آهن سردت اثرکند
بایدکه سینه رازغمت خنجری کنم
م.ب.لیالستانی