۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه
عکس های هوایی لاهیجان از تقی لون آمیز_ 15 بهمن 1391
۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه
۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه
۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه
دلبری برگزیدهام که مپرس
آقای قاسمی پیرکوهی معلم ادبیات دوران نوجوانیم _در جاده شیخ زاهد دیدمش بادخترش داشتند قدم میزدند واین عکس را دخترش با گوشی همراهم گرفت ، آرزوی شادابی و سلامت برای ایشان را دارم
۱۳۹۱ بهمن ۷, شنبه
! از دکتر بهمن مشفقی در فیسبوک_نوابغی که وزیربودند
۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه
بمباران لاهیجان و لکههای خونِ روی دیوار _علی امیری
۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه
عکس های مهردادگرامی از لاهیجان
![]() |
| اردیبهشت نود ویک_ باغ ملی لاهیجان_مهرداد گرامی |
این لینک را کلیک بفرمائید
۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه
کتاب شمس لنگرودی از زندگی نیمایوشیج _ازجان گذشته به مقصود_ با تشکراز محمدوثوقی و فرشین کاظمی نیا
![]() |
بخش هايي از كتاب "از جان گذشته به مقصود می رسد" نوشته شمس لنگرودي در مورد زندگي نيما يوشيج، كه به دوران زندگي اين شاعر در لاهيجان مي پردازد. عالیه خانم دیماه به لاهیجان منتقل می شود و نیما نیز به قول خود چون زایده ای به همراه او به آن شهر می رود و اما نیما از مناظر لاهیجان خوشش می اید و باز مثل بارفروش (بابل كنوني) زندگی روحی خوشی را آغاز می کند . می گوید : " خداوند افراط کرده ، تمام برکت ها را به شیرینی گفتار لاهیجی ها داده است . هر روز چیزی بر حیرت من از ملاقات با آن ها می افزاید ... هر یک نفر لاهیجی رب النوع عقل بخصوصی است که طبیعت نمونه داده است . من در مرکز رب النوع ها زندگی می کنم " او که بارفروش را آن همه دوست داشت در مقایسه ی بارفروش و لاهیجان می نویسد : " بارفروش شهر نارنج می شود ، مخزن عطر و لاهیجان یک باغ مصفا " می گوید " اگر منزل محقر من خالی ازصدای ساز است ، طبیعت خوانندگان خود را مقرر داشته است که برای من در روی شاخه ها و در زیر گل های سفید و پشت گلی بخوانند " و طنزهایی می نویسد که هیچ شباهتی به حرف های نیمای اندوهزده ی پیشین ندارد . مثلا می نویسد : " لای در خانه ام نوشته اند : اناالنوجود ما طلبی بجدت . یعنی خدا می فرماید من موجود هستم بطلب مرا پس پیدا می کنی مرا . معهذا هیچ کس به جست و جوی من نمی آید . در صورتی که به خطا نرفته ام .من که در مرکز مثل پیغمبری بوده ام ، وقتی به نسبت ترقی کنم ، در یک شهر کوچک باید خدا بشوم ،آن هم در لاهیجان " یا بر سر دری که " بسم الله الرحمن الرحیم " نوشته شده است و او علتش را از صاحب خانه جویا می شود و جواب می شنود " برای این است که اجنه و شیاطین به خانه داخل نشوند " نیما می پرسد پس خودش چطور داخل خانه می شود " نیما در لاهیجان سخت مشغول یافتن و مطالعه ی کتابهای خطی است و خوش می گذراند . خوشحال تست . راضی است . در نامه هایش آرامشی به چشممی خورد که حتی در نامه های بارفروش نیز به چشم نمی خورد . مشغله اش بررسی نسخ خطی شعر گذشتگان ، گردش در جنگل ها و کوهپایه ها است . نمایشی به نام " حاکم کاله " نوشته است که به قول خود " صفحه از زیر دست من بیرون نرفته ، عجله دارند که آن را ببرند " به نظر می رسد خوشترین دوران زندگی نیما همیت دوره ی یکساله است که در لاهیجان گذرانیده است . اما تعداد شعری که از این اقامت شاد او باقی مانده ، دوازده قطعه شعر قدماییو سنتی پند امیز و طنز الود است که نشانی ازشاعر افسانه ندارد و هیچ کدام از نوآوری هایی که در نامه هایش به ان ها می پردازد در این شعرها به چشم نمی خورد . مهمترین اثری که نیما در لاهیجان می نویسد مرقد آقا است. |
با کدام پروانه پروازت گرفته است ؟ در کنار سید ابراهیم مروجی
![]() |
سید ابراهیم مروجی http://gilyar.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=26&Itemid=48 مروجی متولد ۱۳۶۱شمسی در رشت است . وی دوران مقدماتی و متوسطه ی تحصیل را در زادگاه خود گذرانده و به اخذ دیپلم علوم انسانی از مرکز پیش دانشگاهی آیت الله لاکانی رشت نائل آمده است . او در ادامه ضمن تکمیل تحصیلات خود موفق به اخذ دانشنامه کارشناسی حقوق قضایی از دانشگاه چالوس شده است . مروجی از فروردین ۱۳۸۱همکاری رسمی خود را با مطبوعات محلی گیلان آغاز نموده و با اتمام دوره تخصصی روزنامه نگاری و عضویت در انجمنهای صنفی و خانه مطبوعات ، آثار قلمی خود را در نشریاتی چون گیلان امروز ، گیله وا ، گیلان ما در زمینه ی تاریخ معاصر گیلان منتشر ساخته است . مروجی به زادگاه خود علاقه سرشاری دارد و از همین رو از آرشیو خانوادگی خود یک نسخه روزنامه ی ۱۰۷ساله ی ادب را در فروردین ماه ۱۳۸۱به موزه رشت هدیه کرده و همچنین یک جلد کتاب دست نوشته احمد قوام السلطنه را نیز در مرداد ۱۳۸۱به مرکز اسناد دانشگاه گیلان اهدا نموده است. او چهار عنوان کتاب تحت عناوین : پیشگامان فرهنگ گیلان ، تذکره ی نخبگان جوان گیلان ، بازتاب نهضت ملی در گیلان و زنان تأثیرگذار گیلان را در دست چاپ دارد و از سوی دیگر گردآوری و انتشار فیلم مستند و خاطره انگیز « تا آخرین نفسهایم » را نیز در کارنامه ی فرهنگی پژوهشی خود به ثبت رسانده است . این روزنامه نگار از سوی دیگر از جمله اعضای هیئت مؤسس و هیئت مدیره « جنبش طبیعت سبز گیلان » و مسئول بخش فرهنگی آن محسوب می شود . ابراهیم مروجی جوان پژوهشگر گیلانی که زندگینامه ۶۵۰ فرهنگی گیلان را از لابه لای برگهای تاریخ،ناگفته ها و تاریخ شفاهی در آورده است و به قول خودش می خواهد غبار فراموشی را از چهره فرهنگیان خاموش گیلان پاک کند. جلد اول کتاب وی حاوی اطلاعات ۲۹۰چهره نسل اول و دوم اموزش و پرورش های گیلان است . همان ها که درانقلاب مشروطه نقش داشته اند. همان ها که اولین مدرسه ها را بنیان نهاده اند و همانها که اگر چه نیستند اما فرزندان و نوادگانشان وارث این فرهنگ هستند.نکته جالب توجه در این کتاب آن است که البوم تصاویر پیشگامان فرهنگ گیلان دارای بیش از ۱۲۰ صفحه است (کل کتاب بیش از ۴۰۰ صفحه می باشد)و فصل ضمائم آن نیز دههاسند منحصر به فرد تاریخی و نمونه های بیشماری از کارنامه ها،کتابها،تصدیق نامه ها و مکاتبات اداری را شامل می شود. |
اشتراک در:
پستها (Atom)



































.jpg)
.jpg)


.jpg)
