۱۳۹۴ آبان ۱۹, سهشنبه
روز برفی جوانی باشلوارپاچه گشاد و موی بیتلی و حال هوای دهه چهل و قاطری که بارمیبرد _ این عکس را از روی صفحه" لاهیجان راباید ببینید" در اینستاگرام من اسکرین شات گرفتم . حتمآ میدانید که از تصاویر روی صفحه گوشی های هوشمند میشه عکس گرفت و من هم همین کاررا کردم . چندنفر در اینستاگرام هستند بی مزد و مواجب باعلاقه کارفرهنگی میکنند و عکس و مطالب لاهیجان میزارند و کلی طرفدار دارند و خیلی هم خوش قلم اند . از جمله ماست سی لاهیجان . لاهیجان سیتی و ... برای این عکس اسم سینما را دیاموندرا نوشته اند ولی من فکر میکنم آنموقع باسم" سینما استخر" شهرت داشت و خوب یادم هست محل سینما آن موقع خیلی پرت بود و دور از هیاهوی شهربود و بخاطر همین مردم کمتر باین سالن میرفتند بطوریکه اکبر پدیدارنظر صاحب و مدیر سینما مینی بوسی خریده بود مردم را مجانی از چهارچراغ یا مرکز شهر به سینما میبرد و برعکس بشهر می آورد
۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه
لاهیجان - شاه نشین کوه ( شیطان کوه ) - دهه ی 30 خورشیدی
۱۳۹۴ آبان ۱۷, یکشنبه
۱۳۹۴ آبان ۱۶, شنبه
۱۳۹۴ آبان ۱۲, سهشنبه
ساختمان بانک ملی در لاهیجان از عکس های کیومرث صفابخش .
عکس ازکیومرث صفابخش
۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه
درمانگاه بیمارستان پهلوی لاهیجان عکس ازکیومرث صفابخش
۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه
عکسی که کیومرث یا همایون صفابخش گرفت ! اولین کتابخانه لاهیجان ، محسن سنجری در جی پلاس بنمایش گذاشته است . کتابخانه در گوشه محوطه دبستان احمد قوام برخیابان اصلی ساخته شده بود. ساختمان بلوک سیمانی با چند پله زرد رنگ موزاییکی و دوسالن کوچک که فقط با یک سوراخ مستطیل به هم راه داشت و کتاب ها در دسترس نبود و می بایست از روی لیست کتاب ها انتخاب می کردی و کتابدار به اسم آقای کنفی و یک نفر همکارش از همان سوراخ به شما تحویل میشد و در دفتری بزرگ ثبت میشد و از شما امضا می گرفت وتا آخروقت باید تحویل میدادید. کتابخانه را مثل دبستان و دبیرستان دخترانه و ساختمان اداره پست را که همگی برای اولین بار بابلوک های توخالی سیمانی ساخته شده بود و پیمانکارش هم عباس مهرپویا بود که با صفاری ها دوستی داشت ساخته شده بود، عباس مهرپویا بعد ها آواز خوان و موزیسین معروفی شد بود، وحیف که زود مرحوم شد. کتابخانه بعد ها در دهه چهل در دوره تحولات شهری بعد از ملکه شدن فرح دیبا تخریب شد و با عرصه بزرگتری ساختمان دوطبقه فرهنگ ساخته شد و پس از انقلاب تبدیل به اداره ارشاد اسلامی شد. مدرسه قوام و پرورشگاه هم تخریب و تبدیل به اداره و تشکیلات بهزیستی شد.
چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد
![]() |
| آقای سنجری نوشته که از روی نگاتیف های قدیم دوباره چاپ شده است و انگاری بمرور صدمه خورده است |
![]() |
| برف های سنگین که این سی سال اخیر کمتر چنین مناظری دیده شده است |
![]() |
| برف سنگین میدان چهارچراغ خانه ارباب حسن آقای مطلق |
![]() |
| این جور عمارت های یک طبقه در بعضی از باغات چای بزرگ برای کارگران چای چین و توزین و نگداری موقت چای ساخته میشد |
۱۳۹۴ آبان ۵, سهشنبه
۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۸, سهشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۶, یکشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه
عکس انتخابی من : دکتر بهمن مشفقی،پزشگ جورنالیست ، دکتر عنایت سیگارودی روانپزشک مترجم ،هنرمند نقاش
![]() |
| دکتر عنایت سیگارودی این روزها تا پنج شنبه بیست و سوم مهر در خانه ی فرهنگ گیلان نمایشگاه نقاشی های ابرنگ دارد، رشت انتهای ساغریسازان بن بست سمیعی خانه ی زیبای فرهنگ |
۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه
اندر وقایع لاهیجان خبر کشته شدن محمدباقر شفیعی در شصت و چهار سال پیش لاهیجان در بین راه لنگرود وعجیب تر اینکه من نمیدانستم عباس پدیدارنظر مدیر و صاحب هتل ابشار خبرنگار بود . ولی میدانستم برادرش اکبرپدیدارنظر مدیر و صاحب سینماهای لاهیجان خبرنگار و فروشنده ی چلنگر بود و یکی از مغازه های دوطرف سردرخراب شده باغ ملی را در اجاره داشت و روزنامه و مجلات میفروخت . برادرکوچکتر محمدباقریا محمد شفیعی که لاهیجانی ها کبلایی صدایش میکردند. مکانیک موتور خانه کارخانه چای توکلی بود . در جوانی سوار موتور گنده میشد و جاده خاکی لاهیجان تهران را با موتور رفت و آمد میکرد
خود عباس پدیدار نظر هم موتور سواربود بعد ها باماشین پابدای روسی که دهه سی در لاهیجان فراوان بود مسافر کشی میکرد . در رانندگی بی کله بود و همیشه عجله داشت و به آب و آتش میزد . یکبار عکس ماشین پابدایش را در روزنامه سپید و سیاه آنموقع انداخته بودند که بالای یک درخت توت قدیمی کنار جاده بود و همانطور بالای درخت مانده بود و پایین آوردنش بزور و زحمت انجام شد . اونموقع که جرثقیل و این چیزا نبود که ...و ..راستش حرف پ لب تاب من گاهگاهی کار نمیکند و مجبورم بجای پ را ب بنویسم تا بعدآ تصحیح اش بکنم وپوزش می خواهم
پتروسارپدس با دیگر برادرش ارمنی های یونانی بودند که باتفاق خانواده شان در زمان جنگ جهانی دوم به ایران بیطرف مهاجرت کرده بودند و لاهیجان را انتخاب کرده بودند و نزدیک شهرداری سابق یا دقیقآ محل فعلی فروشگاه جهاندیده ها بر خیابان اصلی کارگاه تراش کاری داشتند و خانه شان شمال سازمان چای نزدیک .خانه قائمی و کشور دوست بود و اولین خانواده ای بودند که سگ خانگی داشتند
حسن کریمی معروف به فندقی روبروی بانک سپه ی خیابان اصلی دوچرخه فروشی و کرایه و اجاره ی دوچرخه و موتورسیکلت داشت بعد به ناصر خسرو تهران مهاجرت کرد و بسیار ترقی کرد درتهران کارخانه ایران دوچرخ را تاسیس کرد.
|
۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه
اسماعیل فتوحی از راه خیلی دور با رفیقش از خودشان عکس گرفتند . صحرا و کارخانه ابریشمی و سمت راست رستوران منوچهر میربلوک هم در عکس افتاده است
اشتراک در:
پستها (Atom)

















































