۱۳۹۸ بهمن ۲۸, دوشنبه

مرحوم حاج سید محمد صادق امام رضوی، و همراه فرزندشان سید رضارضوی.

حاج سید محمد صادق رضوی،  فرزندشان  سید رضا رضوی
روی پله های سمنتی با لبه های ابزار خورده نشسته اند. دیوارخشتی با گچ  بند کشی شده ، حصیر زیرپا، یادگاری زیبا از لاهیجان قدیم

مرحوم حاج سید محمد صادق امام رضوی، و همراه فرزندشان سید رضا...
 محمدآقا رضوی نوه سیدرضا این عکسارو داشت. برای رونمایی این عکس ها از ایشان تشکر میکنم.. 
حاج سید محمد صادق رضوی

خاندان رضوی در لاهیجان جزیی از فرهنگ لاهیجان است. دریاداشتی از دکترعلی امیری مورخ و محقق لاهیجانی خوانده ام، که جد رضوی ها به دعوت حاکم لاهیجان محمدعلی خان امین دیوان صفاری که شدیدآ مذهبی بود از مشهد به لاهیجان آمده اند تا راهنمایی برای مردم لاهیجان باشد و گیلانیان را با شرعیات اسلامی آشنا بکنند...

۱۳۹۸ بهمن ۱۳, یکشنبه

وبلاگ دکتر محمد رضا توکلی : چای چین اول باغ های لاهیجان، یا "چای سرگل لاهیجان" نه خوردن گل چای.

این نوشته سروش صحت نابغه اصفهانی درمورد چای لاهیجان : دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست. هول هولکی و دم دستی.  برای رفع تکلیف .  اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی.. این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان، می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر... سیاه ... دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.  باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.  باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی... زندگیتان پر از دوستان ناب..
این عکس را هادی توکلی در کارخانه چای توکلی لاهیجان آن موقع که سرپا بود وهنوز نسوخته بود از من گرفت. کنار ماشینی که می گفتند "فایرمات" است. چای گرم را در مخزنش می ریختند وخاک و خلش، ساقه و چوبش را از چای سیاه جدا می کند. خانم من که به تهران رفت و آمد می کرد و داشت دکترای مدیریت می گرفت، استاد از آمریکا برگشته ای داشت که سفارش چای لاهیجان می داد و به اصرار پولش را هم می داد. نمی دانم چرا سفارش کرده بود برایش گل بوته چای ببرد تهران. من یکی فکرم خیلی مشغول این دستورش شده بود. خلاصه خودم راهی باغ های چای شیطانکوه لاهیجان شدم و برایش یک نایلکس گل سفید چای چیدم و چند شاخه برگ و چند دانه  سبز و کال چای هم کندم داخل کیسه نایلون گذاشتم و برد تهران. گفتم به آقای دکتر بگو درلاهیجان کسی گل چای را نمی خورد یا حد اقل ما ندیده ایم، ممکنست سمی باشد و عوارض داشته باشد. می گفت وقتی سرکلاس دست استاد دادم بقیه هم کنجکاو شده بودند و کیسه را دور گرداندند یکی یکی داخل کیسه را وارسی کردند و سئوآل هایی می کردند و من جواب شانرا می دادم...

۱۳۹۸ بهمن ۲, چهارشنبه

حسن اعتمادی _ارسال عکس از "برزو اعتمادی بزرگ".

    مهری رییس بانک ملی، کریم آزادسرو کارمند دادگستری، حسن اعتمادی معاون شهردار، سرهنگ خوروش رییس اداره امنیت بود 

حسن اعتمادی _ارسال عکس از "برزو اعتمادی بزرگ".

از راست
 محمد شریعت ، حسین طوافی از کارمندان مهندسی و عمران شهرداری بود ، حسن اعتمادی معاون شهردار ، منوچهر جهانسوز عضو انجمن شهر بود ، ایرج یاورزاده  عضو انجمن شهر بود، عبدالله اتحاد پسند راننده شهرداری بود 
  

حسن اعتمادی _ارسال عکس از "برزو اعتمادی بزرگ".

 

 دیدار بازرسین شاهنشاهی از اداره کشاورزی لاهیجان سمت چپ حسن اعتمادی سرپرست اداره کشاورزی نفر پشتی با لباس شخصی احمد خسروی است .
 بنظر می رسد نمایشگاه حیوانات تاکسیدرمی شده منوچهر پاکپور، پسر دکترعلیرضاپاکپور باشه که در محل اداره کشاورزی دایر شده بود.

حسن اعتمادی ، حسین جهانگیری_ارسال عکس از "برزو اعتمادی بزرگ".

حسن اعتمادی پدر برزو ، حسین جهانگیری پدر جاوید جهانگیری_ارسال عکس از  برزو اعتمادی بزرگ 

کامجوی ثابت ، حسن اعتمادی ، شیخ موسی اعتمادی ، اکبر پدیدارنظر_ارسال عکس از "برزو اعتمادی بزرگ".

کامجوی ثابت ، حسن اعتمادی ، شیخ موسی اعتمادی ، اکبر پدیدار
این عکس را برزو اعتمادی از طریق حس آقای مهدی برایم فرستاده است
کامجو ثابت کارمند کتابخانه قدیم لاهیجان برخیابان و روبروی بیمارستا پهلوی  بود ولی نمیدانم چرا ما آقای کنفی صدایش میکردیم
دوم از راست حسن اعتمادی بزرگ، پدر برزو است که همیشه شغل های بزرگ داشت مثل سرپرست اداره کشاورزی لاهیجان یا معاونت شهرداری بود.
سوم مسن تر از همه، شیخ موسی پدربزرگ برزو است . وچهارم اکبر پدیدار نظر که صاحب سینما های لاهیجان بود.
برزو اعتمادی بزرگ همکلاس من در دبستان احمد قوام لاهیجان بود که امروزه کلآ از بین رفته است و محل فعلی اداره بهزیستی شده است. من اولین بار برزو را اول مهر هزار و سیصد و سی و دو در کلاس ابتدایی دیدم . بچه  خوشگل و وروجک به تمام معنا بود، همان ساعت اول کلاس اول اینقدر اینورآن ور رفت و آمد میکرد درحالی ما همه ی بچه ها ساکت و در استرس بودیم ولی خیلی راحت و با خنده ورجک بازی میکرد، خانم معلمه سیلی  محکم  به صورتش نواخت وما همگی و ...تمام بچه های کلاس زدند زیر گریه 

۱۳۹۸ دی ۱۲, پنجشنبه

جاده شب_علی زندوکیلی_آپارات_وبلاگ دکترمحمدرضاتوکلی

https://www.aparat.com/v/WJ3C9   <<<----<<

رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتم   غصه های کهنه برگشتند و جایت را گرفتند
در کجای جاده ی شب راه تو از من جدا شد   در کجای قصه از من دست هایت را گرفتند
گرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیست   با نگاهت تا شب جان دادنم همراه من باش
من که برگی در شب پایان پاییزم غریبم   لااقل تا لحظه ی افتادنم همراه من باش
بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن
بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من
بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن
بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من
مثل یک آهوی زخمی در شبی برفی اسیرم از کجای شام تاریکم سراغت را بگیرم
دست هایت را نگیر از من که در پایان راهم یک نفس همراهیم کن من که میخواهم بمیرم
بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن
بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من
بی تو میدانم بی تو میدانم که من میمانمو این جاده های بی رسیدن
بی تو میدانم بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من

۱۳۹۸ دی ۱۱, چهارشنبه

دسته گلی برای ماه زر، هادی غلامدوست

کتاب قطور پانصد و پنجاه صفحه ای هادی غلامدوست را استاد به من پیشکش کرد از ایشان متشکرم 
https://negahpub.com/shop/fictions/iranian-fictions/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D8%B1/

دست خط استاد
هادی غلامدوست
ازاستاد هادی غلام‌دوست تاکنون مجموعه داستان های زخم، چتر قرمز و داستان بلند دلواپسی، رمان‌های غازهای وحشی، سفر تنهای..منتشر شده است.

۱۳۹۸ دی ۳, سه‌شنبه

از کتاب عکاسان و عکاسخانه های گیلان، کفایت آریایی فر، دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان


کتاب عکاسان و عکاسخانه های  گیلان، کفایت آریایی فر، دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان
 کفایت آریایی فر
تیمور درویش نژاد



حسین چهره نگاری
پدر سیروس چهره نگاری
"لوپاپورشف"
 مادر سیروس چهره نگاری عکاس لاهیجانی 
سیروس چهره نگاری
عکاس لاهیجانی

شرح دیگر عکاسان لاهیجان
مصطفی صفابخش، هوشنگ غفوری، محمدتقی خرم

کیومرث صفابخش
عکاس لاهیجانی
فریدون محمددوست
عکاس لاهیجانی
عکس پدر تیمور درویش نزاد
عکس قجری  چهارپادشاه لاهیجان
کارگاه ابریشم کشی
صید ماهی خاویاری



۱۳۹۸ آذر ۲۰, چهارشنبه

تیمسار محمدعلی خان صفاری و حسن خان صفاری لاهیجی و اهالی روستای صحنه سرا رودسر عمارت میرزا جواد خان صحنه سرایی

ارسال این عکس حسن آقا مهدوی سعیدی

عکس را حسن آقا مهدوی برایم فرستاده است و نوشته اند: عکس قدیمی در باغ ملی لاهیجان گرفته شده که در آن چند تن از وزرای کابینه دکتر محمد مصدق ،از جمله یوسف صفاری وزیر پست و تلگراف،دکتر نریمان وزیر دارایی ویکی دو تن از سرشناسان وقت لاهیجان از جمله احمد آزاد ویوسف محصصی دیده می شوند. از راست

از راست
دکتر تریمان وزیربهداری، هیئت وزیر دادگستری، سید عیسی ضیا ظریفی، یوسف صفاری مشاراعظم وزیر پست و تلگراف و تلفن، حاج سید نعمت الله توکلی، احمد آزاد، یوسف خان مخصص، محتبی خان محصصی پدر یوسف
بنظرمی رسد عکس مربوط به باغ کشاورزی هست چون هم بنظر میرسد وسعت زمین باغ وفاصله درختان پشت زیاد  .

یوسف ابتدا بعلت خوش خطی منشی کاشف بود و بعدها رییس مدرسه زراعت چای یا باغ کشاورزی شد و بعدها به وزارت کشورمنتقل و فرماندار لنگرود و لاهیجان شد

۱۳۹۸ آذر ۱۹, سه‌شنبه

Mehdi Monajemi تنها به پوشش آقایان در لاهیجان اوایل ۱۳۳۰ توجه کنید کراوات آنهم کنار استخر روز تعطیل . زنده باد ایرانی



‎سه شنبه است و باز یه عکس دیگه از

تصوير قديمى اين هفته مربوطه به اوايل دهه سى شمسى. محوطه قديم استخر، و شيطانكوه

دارم تجسُم ميكنم كه از چه زاويه اى عكس گرفته شده!
اشتباه نكنم، سمت همين جاييه، كه الان نوشين هستش. بلوار امام رضا

اون محوطه مُسطح دامنه كوه هم الان شده منطقه كارگر و نيما و اون تك خونه كه اگر دقت كنيد تو عكس ديده ميشه، فكركنم عمارت صفارى باشه

اما عزيزان حاضر درعكس:
ايستاده از چپ؛ اقايان محيطى (دبير شيمى)، دكتر نمازى و..
اسامى بقيه از قلم افتاد!
اگر به افراد قديمى فاميل دسترسى دارين، عكس رو نشونشون بدين، بلكه افراد رو بشناسن!

سپاس فراوان از سركارخانم ميترا محيطى اصل بجهت ارسال عكس

شما هم به ما بپيونديد

‏‎‏‎‏‎عكسهاى قديمى تون از #لاهيجان ، شيطانكوه، استخر، كوچه پس كوچه هاى قديمى وخونه هاى سفالسرى رو برامون بفرستين، تا تعدادبيشترى ببيننش

آينده، با نيم نگاهى به گذشته است كه ساخته ميشه..

پلیکان در استخر لاهیجان را اولین بار دیدم و امروزسه شنبه نوزدهم آذر از این پرنده فیلم گرفتم