در این تصاویر آرامگاه شیخ زاهد گیلانی، وادی قبرستان شیخانبر، استاد پوروین محسنی آزاد
عنوان موسیقی، درخت، از آلبوم ابی، ابراهیم حامدی
کلیپ سازی، دکترمحمدرضاتوکلی با فیلم های گوشی موبایل
با خانهها و خیابانها
کوچهها و میدانهاش
در آغوش من است لاهیجان
ایستادهام بر مزار شیخ زاهد گیلانی
بوی باغهای چای را میمالم به تنم
شاخههای درخت انار
بر شانههای من است
انگار برگپوش شدهام
در خرقهای گیاهانه
زنبیلی پر از پیلههای ابریشم
دور میشود بر استخوان کتف یک گیله مرد
و پروانهای در پیله من
این شهر پیر میشود
با رؤیای ابریشم
استخر لاهیجان
استخر و افسانه
استخر و میعادگاه مرغابی عاشق
ملحفهایست آبی و خیس
روی تن برهنه مهتاب
نبض کارخانههای برنج
آهسته میزند روی مچ دستهای من
با همین دستهاست که میگویم
- سلام همشهری
و بوی کلوچه میدهد
هر دهاني كه ميگويد: "علیک سلام"
از خدا پنهان نیست
چرا پنهانش کنم از تو
آقا شیخ زاهد گیلانی!
سیاهپوش قهوهخانهای هستم
که در مسیر راه کمربندی
دور لاهیجان روزی مرد.
همینطور سیاهپوش آینهای
که جیوهاش روزی ریخت
سیاهپوش قالیچهای
که در مغازه سمساری است
بله آقا، آه، آقا
آقا شیخ زاهد گیلانی
کوچهها و میدانهاش
در آغوش من است لاهیجان
ایستادهام بر مزار شیخ زاهد گیلانی
بوی باغهای چای را میمالم به تنم
شاخههای درخت انار
بر شانههای من است
انگار برگپوش شدهام
در خرقهای گیاهانه
زنبیلی پر از پیلههای ابریشم
دور میشود بر استخوان کتف یک گیله مرد
و پروانهای در پیله من
این شهر پیر میشود
با رؤیای ابریشم
استخر لاهیجان
استخر و افسانه
استخر و میعادگاه مرغابی عاشق
ملحفهایست آبی و خیس
روی تن برهنه مهتاب
نبض کارخانههای برنج
آهسته میزند روی مچ دستهای من
با همین دستهاست که میگویم
- سلام همشهری
و بوی کلوچه میدهد
هر دهاني كه ميگويد: "علیک سلام"
از خدا پنهان نیست
چرا پنهانش کنم از تو
آقا شیخ زاهد گیلانی!
سیاهپوش قهوهخانهای هستم
که در مسیر راه کمربندی
دور لاهیجان روزی مرد.
همینطور سیاهپوش آینهای
که جیوهاش روزی ریخت
سیاهپوش قالیچهای
که در مغازه سمساری است
بله آقا، آه، آقا
آقا شیخ زاهد گیلانی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر