۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

مقبره شیخ زاهد گیلانی درروستای زیبای شیخانبردرحاشیه شهر لاهیجان ودر کنار جاده ی قدیم بطرف لنگرود قراردارد ،" خانقاه دراویش طریقت خاکسار" در کنار مجموعه بقعه شیخ زاهد چند سالی است از رونق افتاده است و فقط شب های جمعه برای زیارت قبور وخواندن فاتحه باز است و بسیاری از دراویش سال های اخیر از جمله" شیخ مطهر"و شعرایی مثل" بیژن نجدی" آنجا آرمیده اند. شيخ زاهد گيلاني از صوفيان بزرگ ايران بود. تبار او به شهر سنجان در خراسان مي‌رسيد. طريقت او از طريق سلسله مراتب رهبران صوفيگري که شامل افرادي چون ابونجيب سهروردي و حسن بصري بود به امام علي و محمد پيامبر مي‌رسيد. شيخ صفي‌الدين اردبيلي نياي بنيان‌گذاران دودمان صفوي مدت ?? سال در نزد شيخ زاهد گيلاني گذرانيد و دختر او را به زني گرفت. شيخ زاهد، شيخ صفي را به خلافت و جانشيني خود در طريقت برگزيد. پس از مرگ شيخ زاهد، و به روايتي در همان دوران زندگي وي، صفي‌الدين به اردبيل باز مي‌گردد و طريقتي به نام صفويه در همان جا بنيان مي‌گذارد. تبار حزين لاهيجي، از سرايندگان اواخر صفوي نيز با فاصله چند نسل به شيخ زاهد گيلاني مي‌رسيد. ميرزا احمد حکيم تنکابني پزشک فتح‌عليشاه قاجار نيز نسب به شيخ زاهد گيلاني ميرسانده. شمايل او، بقولي، در يکي از تالارهاي کاخ گلستان آويزان است مقبره شيخ زاهد گيلاني (مربوط به سده هشتم هجري) واقع در جاده لاهيجان به لنگرود و در روستايي به نام شيخانبر واقع شده است. از نويسندگان نامدار ايران، سعيد نفيسي، کتابي درباره وي نوشته به نام شيخ زاهد گيلان


۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

عکس از محمدرضا توکلی


عکس از محمدرضا توکلی


عکس از محمدرضا توکلی


عکس از محمدرضا توکلی


کوچه هاى لاهيجان, کوچه خاطرات, کوچه هاى راه مدرسه !_عکس محمدرضا توکلى


۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

نمای جنوبی آرامگاه کاشف السلطنه و درب وردی موزه چای تابستان نود و دو_عکس محمدرضا توکلى


میدان کاشف السلطنه با مجسمه جدید شهرداری و آرامگاه اش سمت غرب میدان عمارت کارخانه چایسازی با خاک یکسان شد وچای ساخته نمیشود _عکس محمدرضا توکلى


نمایی از مهمانسرای شهرداری لاهیجان که آخر های وقت اجاره نشینی موجر فعلی اش است خداکند این یکی هم دچاربند و بساط میان پشته استخر نشود _عکس محمدرضا توکلى


کارخانه حاج احمد ابریشمی _عکس محمدرضا توکلى


سقا خانه ی بن بست طوافى, کوچه امام رضوى محله خمير کلايه لاهيجان، مادر مرحوم من تقریبآ همه ی شب جمعه ها نفت نذر اینجا میکرد، کارگرهای خونه پیت حلبی نفت رو میآوردند ، اینجا چند تا بطری شیشه ای بود اونارو پر نفت میکردن، با اینکه هیچوقت دور و ورش کسی نبود و انگاری متولی نداشت اما همیشه فند کهای کوچک حلبی با فتیله هاشون روشن بودن و دود میکردند البته اون قدیما اینطوری آهنی که نبود کل بناخشتی بود و سرش هم شیروانی سفالی داشت و یه جورهایی همه مردم اون اطراف چشم شون به سقا خونه بود و مواظبش بودند و احترام میذاشتن . ماه محرم که میشد دور و ور سقا خونه شلوغ تر میشد و پذیرایی و نذری هم بیشتر میشد مادر مرحوم من هر شب دسته گردانی و سینه زنی یک سینی پر از استکانهای بلوری شربت گلاب و تخم شربت ریحان و خیلی شیرین میفرستاد برای آدم های دور و ور سقاخونه ،دسته ها ی سوگواری و سینه زنی وقتی اینجا میرسیدند باحترام سقاخونه چند دقیقه ای مکث میکردند و مایه میذاشتن_عکس محمدرضا توکلى


کوچه سینی های شربت گلاب و دانه های معلق تخم ریحان ....بوی سوختن شمع

۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه

علی امیری : جناب دکتر عزیزم سلام وقت بخیر خاندان محصص لاهیجانی از قدیمی ترین خاندانهای مناطق شرقی گیلان هستند این عکسی که برایم مرحمت فرمودید مربوط به حدود سال 1275 خورشیدی است. حاجی اکرم السلطنه در سالهای مشروطه مدتی حاکم لاهیجان شد. حاجی صدیق الدیوان هم عضو انجمن ولایتی لاهیجان بود که معروف است بر خلاف دیگر برادران خود مخالف مشروطه بوده و یک پرچم هم وقف حسینیه امام رضوی در خمیرکلایه نمود خانه اش در دوره رضاشاه تبدیل به اداره آمار شد و در شهریور 1320 مورد حمله هواپیماهای روسی قرار گرفت میرزا احمدآقا محصص هم در نقاشی و خوشنویسی استاد به تمام معنا بود اما تصویری از آثارش به دست نیامد. خانم وی نیز که ساره سلطان نام داشت از هنرمندان بود اما هیچ اثر از سوابق هنری وی در دسترس نیست. میرزا رحیم خان هم که سوای سوابق سیاسی و اجتماعی اهل شعر و شاعری بود و میتوان او را از خوشنام ترین رجال چند سده گذشته لاهیجان دانست این عکس را تا به امروز ندیده بودم و از شما بسیار سپاسگزارم


اکرم السلطنه باعصا دروسط با برادر و پسران و نوه  هاش نشسته اند ،پشت نوکران شان ایستاده اند  بنظر میرسد این هم توسط عکاس حسین چهره نگاری در حیاط خانه محصصی ها در پرد سر لاهیجان در دوره قاجار گرفته شده است  این عکس را من از زیر شیشه میزی در فروشگاه کاشی فروشی  هوشنگ ضییای شمس گرفتم  هوشنگ ضییای شمس حافظه ی خو بی دارد اطلاعات و عشق اش به لاهیجان زیاد است

۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه

قبل از جریان بیست و هشت مرداد شعبان جعفری یا همان بی مخ تبعید لاهیجان بود ودر تبعید مدیرباشگاه ورزشی یا زورخانه سام را به عهده داشت. وقتی زن لاهیجانی گرفت همه لاهیجانی ها" شعبان خان" صدایش میکردند/ پسری که برای دستشویی رفتن اجازه نمی گرفت نام اصلی اش شعبان جعفری بود و خودش می گفت:«معلم که می اومد و بچه ها می خواستن برن دستشویی، اینجوری می کردن ‍‍‏‏‏‏(انگشت سبابه را به نشان اجازه گرفتن بالا می برد‏‏) آن وقت معلم می گفت: «برو!» من این کارو نمی کردم، هر وقت می خواستم راهمو می کشیدم می رفتم بیرون. اون وقت معلمه با انگشت می زد به شقیقه ش و به بچه ها می گفت: «مخش خرابه! مخ نداره!» از همون جا اینا اسم ما رو گذاشتن: «بی مخ» _ شاه چیه؟ مصدق چیه؟ _همه چیز از وقتی شروع شد که شعبان بی مخ در دوره سربازی اش که چهار سال طول کشید، شبی با هواداران خود به تئاتر رفت. تئاتر فردوسی به سرپرستی عبدالحسین نوشین که ظاهرا نمایشنامه – مردم – علیه دربار را به صحنه برده بود. در آنجا شعبان بی مخ در یک دعوای خیابانی که بین خودشان پیش آمد همه چیز را به هم ریخت و از این تاریخ دربار او را به عنوان عنصری شرور کشف کرد. خودش در خاطراتش می گوید:«بچه ها یه روزنامه اطلاعات یا کیهان آوردن. دیدم با خط درشت اون بالا نوشته که شعبان بی مخ دیشب تماشاخونه فردوسی رو بهم زده، نوشین و عموئی ام داشتن اونجا نمایش «مردم» رو می دادن. منم اصلاً روحم اطلاع نداشت که این نمایش علیه شاهه. اصلاً نمی دونستم شاه چیه، مصدق چیه، داستان چیه».

بی‌مخی که همه کاره شد

کی بهتر از شعبان بی مخ  http://www.jamejamonline.ir/NewsPreview/1161632220882078088_%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%AF.html

زمین فوتبال ورزشگاه تختی لاهیجان چمن مصنوعی شد _قدیم ها وقتی سیم خاردار دور ورزشگاه لاهیجان را کندند به و دور تا دور را دیوار کشیدند به خودم گفتم عرصه برای چریدن گاوهای امیرشهید تنگ شد. با وجود دیوار کشی گاهگاهی بازهم از درهای همیشه باز شمال و جنوب زمین فوتبال گاوها وارد می شدند. این روزهای پایانی مرداد ماه بازهم درب شمالی باز بود وقتی چشمم به چمن مصنوعی افتاد بخودم گفتم وای به حال گاوهای امیرشهید که بی علف شدند. من که دوره کودکی و نوجوانی درجوار این محل به دبستان و دبیرستان رفتم می دیدم همیشه گاوها و گله ی غازمشغول چریدن بودند و حتی قبل از بازی لازم میشد گاوها را بیرون بکنی و یکبار شاهد زایمان گاو روی چمن اینجا بوده ام و هیچوقت از ذهنم پاک نشد و بارها دیده ام بچه های همکلاسی ام بدنبال پیداکردن تخم غاز بوده اند و گاهگاهی اسب هم میآمد و روزها همان جاها می پلکید ، خدارا چی دیدی شاید چمن مصنوعی هم به دهن بزی شیرین بیاید


نمايش خيابانى لاهيجان مرداد نود و دو _عکس از محمدرضاتوکلى


۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

درویکیپدیا اشتباه نوشته شده است . جاوید جهانگیری زاده ۱۳۱۷ - لاهیجان بازیکن سابق فوتبال ایران است. او سابقه بازی در باشگاه فوتبال ملوان بندر انزلی را دارد وی سابقه ۲ بازی ملی نیز در کارنامه دارد . این عکس جاوید را یک مربی جوان "روز به صفابخش" در فیسبوک گذاشته است در ویکیپدیا که نگاه میکنی به اشتباه نوشته که متولد هفده است ، چون من و جاوید متولد بیست و هفت هستیم و سال سی و سه اول ابتدایی را در یک کلاس مدرسه احمد قوام شروع کردیم که در کنار پروشگاه لاهیجان قرار داشت که بعد ها مدرسه احمد قوام کلا از بین رفت وتبدیل به تشکیلات بهزیستی فعلی شد . جاوید از کودکی متفاوت بود و آرام قرار نداشت ورجک بتمام معنی بود از دیوار راست بالا میرفت مدرسه احمد قوام و پرورشگاه که با چند رشته سیم خاردار و پایه های چوبی شان ورزشگاه شهر یا تختی فعلی راازهم جدا میکردهمیشه در میدان دید ما بود و بازی های بزرگ ترهارا از پشت سیم های خاردار تماشا میکردیم و تمرین های دو و میدانی و پرتاپ دیسک و نیزه آقای کیاموسوی راهیچوقت از یاد نبرده ام و خود مدرسه احمد قوام هم آنقدر بزرگ بود که یک سرش خیابان اصلی بود و یک سرش خیابان امیر شهید و چندین جریب وسعت داشت و تمام زمین های جلویی وعقبی اش چمن زاری بود بزرگ و جولانگاهی برای بدو بدو و بازی بچه ها ، یکی از بازی کودکانه ما اسکی رفتن روی چمن های خیس و لیز بود و بچه ها کمی خیز برمیداشتند و کمی میدویدند وبا دو پا روی چمن اسکی میرفتند . یکنفر یک متر میرفت یکنفر سه متر اما جاوید میرفت خیلی طولانی هفت هشت ده متر شاید هم بیشتر خلاصه غیر قابل رقابت بود آخر بازی همه لباس شان گلی و کثیف میشد الا جاوید ، البته اسکی رفتن با گالوش کیفی دیگر داشت اون موقع کفش فوتبال برای بچه ها خیلی گران و کمیاب بود و همه گالوش ساخت لاهیجان به پا میکردند وچون ارزانتر بود تقریبآ همه پسر بچه ها برای بازی گالوش لاستیکی داشتند و میرفتیم وسط های کوچه برق دکان آقا " سیام" گالوش ساز که فارسی را بزحمت حرف میزد و از ترک لاهیجان بود از خانواده جودت های لاهیجان بود و برادر کوچکترش با ما هم مدرسه ای بود طبع شعر داشت حیف زود فوت شد شعری میگفت و مقاله ای می نوشت . روی دیوارسیاه و خاک و خل گرفته دکان سیام انواع گالوش با اندازه مختلف روی میخ آویزان بودکه اون موقع یک جفت گالوش لاستیکی پسرانه میخریدیم دو تومان یا بیست ریال و کلی به تماشا می ایستادیم و در سر و صدای و دود چرخ موتور گازوئیلی اش که لاستیک یا تیوب ماشین ها را با شابلون والگو میبرید و با چرخ اش سمباده میزد و چسب کاری میکرد،گالوش های قشنگ با نوارقرمز با بوی لاستیک تحویل میداد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C




فوتبال سپیدرود رشت
 دهه 1350ایستاده از راست :سیروس جوشیری-شیدفر- کاوه کاویانپور -حبیب کارجو- ؟-جمشیدپذیرانشسته از راست :رسول حقدوست-حسین بیگی-جاویدجهانگیری-علیرضااسما عیلی-احمدپور
تیم فوتبال ملوان بندر انزلی
 دهه پنجاه
 در جام تخت جمشید



تیم ملوان دهه پنجاه 


۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه

۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه

سفر به زیبایی های کیا شهر گیلان _ بندر فرحناز سابق مجموعه ساختمان های شیلات بندر کیاشهر با معماری هایی زیبا شیلات در بندر کیاشهر سابقه ای ۱۵۰ ساله دارد کشور روسیه اولین پایگاه استحصال خاویار از دریای خزر را در این منطقه بنا نهاد هم اکنون بناهای تاریخی خانه رئیس شیلات و ساختمانهای چوبی ساخت روسیه و سردخانه ای که علی رغم ۱۵۰ سال سن همواره فعال است از دیدنیهای این شهر محسوب می شود جهت دیدن تصاویر بندر کیاشهر به این صفحه بپیوندید https://www.facebook.com/BandarEKiyashahr Photographer : Karim MortezaPour

   مجموعه ساختمان های شیلات بندر کیاشهر با معماری هایی زیبا   شیلات در بندر کیاشهر سابقه ای ۱۵۰ ساله دارد کشور روسیه اولین پایگاه استحصال خاویار از دریای خزر را در این منطقه بنا نهاد هم اکنون بناهای تاریخی خانه رئیس شیلات و ساختمانهای چوبی ساخت روسیه و سردخانه ای که علی رغم ۱۵۰ سال سن همواره فعال است از دیدنیهای این شهر محسوب می شود

رستوران شیلات بندر کیاشهر

این رستوران سالها مکانی خاطره انگیز در بندر کیاشهر بوده است
با رسیدن عید نوروز یا دیگر ایام تعطیلات و حضور میهمانان در بندر کیاشهر رستوران شیلات همواره یکی از مکان های پذیرایی از میهمانان این شهر بود...با کاهش صید ماهیان خاویاری و به طبع آن کاهش میزان عرضه ازون برون و سایر تاس ماهیان در بازار مصرف ، در مدت زمانی این رستوران از رونق افتاد اما خوشبختانه با ورود مجدد بخش خصوصی و بهسازی ساختمان رستوران شیلات بندر کیاشهر علاوه بر سرویس دهی انواع غذاهای محلی گیلان ، تبدیل به تالار پذیرایی برای جشن های عروسی نیز شده و مکانی جهت پذیرایی از هموطنان عزیز می باشد

اسکله صیادی بندر کیاشهر


 Bandar_E Kiyashahr ،Bandar-E Farahnaz


خانه تاریخی لیانازوف
این بنا در مجموعه ساختمان ناحیه امور ماهیان خاویاری بندر کیاشهر واقع گردیده است.
زمان ساخت این خانه به بیش از 150 سال قبل یعنی در زمان تاسیس شیلات در حسن کیاده (بندر کیاشهر فعلی) باز می گردد و بدستور استعفان لیانازوف تاجر ارمنی ( و بنا به روایتی افسر روس تبار ) برای اقامت خانوادگی احداث گردیده بود.
کل مجموعه شیلات کیاشهر در سال قبل توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان بررسی و ساختمان های آن به ثبت ملی رسیده است.
هم اکنون در این ساختمان ها کارهای اداری مرتبط با ماهیان خاویاری و بازدید مسئولین مربوطه از صیدگاه های شیلات که به این ناحیه تعلق دارند انجام میگیرد.
لازم به ذکر است چندی پیش در یک اقدام عجیب اداره کل شیلات استان گیلان قصد مزایده زمین های شیلات بندر کیاشهر را به بخش خصوصی برای ساخت مسکن داشت که با هوشیاری فعالین منطقه جلوی این اقدام گرفته شد.
این بنا در سالهای اخیر عملا رها شده و متاسفانه هیچگونه نگهداری و تعمیر در آن مشاهده نمی شود.

خواسته به حق مردم بندر کیاشهر حفظ و نگهداری این بنای تاریخی میباشد که به نوعی هویت این شهر را مشخص مینماید چرا که بیشتر مردم بندر کیاشهر علاوه بر زراعت و کشاورزی صیاد بوده و صیدگاه های قدیمی در کیاشهر سابقه ای 150 ساله دارد.
قایق های چوبی (لوتکا) در کنار رودخانه سفید رود


ساختمان خاویار سازی شیلات بندر کیاشهر

این ساختمان در مجموعه ناحیه امور ماهیان خاویاری بندر کیاشهر واقع شده و قدمت آن به زمان تاسیس شیلات در حسن کیاده (نام قدیم بندر کیاشهر) باز می گردد
ماهیان خاویاری که از صیدگاه ها به این ناحیه منتقل می شوند می بایست در این مکان شستشو شده و به سردخانه منتقل گردند
در زمان های نچندان دور امکاناتی در این قسمت وجود داشت که علاوه بر جداسازی خاویار از ماهی عملیات وزنکشی ، عمل آوری و بسته بندی در قوطی های مخصوص در این ساختمان انجام می شد
کلیه ساختمان از چوب تهیه شده و کف آن از بتن ساخته شده است و در کف بنا شیار هایی تعبیه شده تا پس از شستشوی ماهیان آب از طریق این شیار ها به رودخانه مجاور سر ریز گردد




جدا سازی خاویار در شیلات بندر کیاشهر
در بندر کیاشهر که آن زمانها نام قدیمش "حسن کیاده" بود همزمان با بندر انزلی در بیش از یک قرن پیش شیلاتی ساخته شد که در آن ساختمان خاویار سازی قرار داشت و ماهیان خاویاری پس از انتقال از صیدگاه به این مکان آورده میشدند تا خاویار آنان جدا شده و در قوطی های فلزی مخصوص بسته بندی گردند
با تشکر از همشهریان خوب جناب آقای غلام نیکی بابت نگه داری این تصویر ارزشمند و با تشکر از آقای شهروز امین برای انتشار عکس