۱۳۹۶ شهریور ۵, یکشنبه

تبریک ما به مدیرمحترم "نگارخانه هیتو"درلاهیجان_heeto_artgallery گیلان/لاهیجان/خیابان خزر/انتهای خیابان خزر/نبش بن بست ۱۹خزر/ درب قرمز گالری هیتو☎️۴۲۳۳۴۳۳۸-۰۱۳ 📩HEETOARTGALLERY@Gmail.com t.me/HEETOARTGALLERY

چهارم شهریورنود و شش ، بیستمین سالگرد استاد بیژن نجدی را پروانه خانم محسنی آزاد همسر نجدی فقید بااشیای یادگاری های ایشان در نگارخانه تازه تاسیس هیتو به نمایش گذاشته است 
جناب محمد خداشناس مدیر نگارخانه هیتو
عکاس هنرمند جناب حسن رجبی نژاد
جناب دکتر علی امیری تاریخ نویس لاهیجان
در نمایشگاه عکس مالفروشان حسن رجبی نژاد

جناب حسین خدیر نویسنده لاهیجان در گالری هیتو لاهیجان
http://www.irna.ir/fa/News/82612079

۱۳۹۶ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

سل باقلا را نخورید



فروش سل باقلا یا پسته مردابی ، میوه و دانه روغنی نیلوفر مردابی است در لاهیجان خیلی عجیب بنظر میآید . انگاری فرهنگ مردم تغییر کرده و عقب رفته است فروش سل باقلا موجب از بین رفتن گیاه مردابی و عوارض متعدد جسمانی در انسان خواهد شد شما از این ها نخرید ضررش بیشتر از فایده اش است .


مصرف گوجه کال را دانشمندان توصیه نمیکنند باعث وارد سم درانسان میشود

سیب ترش توسرخ 
اچوریا









هیِئت مدیره سازمان زنان لاهیجان روی پله های دفتر پرورشگاه لاهیجان


 سهیلا معصومی عکس های آلبوم مادرش ثریا محصصی را درهیِئت مدیره سازمان زنان لاهیجان روی پله های دفتر پرورشگاه لاهیجان را در فیسبوک به اشتراک گذاشته اند فکر میکنم مربوط به دهه چهل باشه .. 

خانم فیاض(همسر شهردار)خانم ناظمی(همسر فرماندار)خانم حسین فروتن (همسر رییس آموزش وپرورش)خانم چهاردهی
خانم یاورزاده، خانم لوییز صوفی ، خانم حدادی (همسر رِِییس دارایی) خانم حبیبی ، خانم کبرا حکیمی، خانم ثریا محصصی ،  ؟ ،خانم قدرت صفاری نفر بعدی؟

۱۳۹۶ مرداد ۱۲, پنجشنبه

پ. یوسفی_داس سازی درشرف فراموشی است، اوستا بخشعلی علیپور پنجاه وچهارسالشه خودش میگه کلاس یازده روکه ردشدم گفتم دیگه مدرسه نمیرم، بابام هم اوستای همین کاربودخیلی ازاین کارخوشم میومدهنوزهم عاشقشم قدیمها که برق نبود همه کارها دستی بودفقط یه نفربایدبادستگاه دمنده کوره روروشن نگه میداشت ولی بااین حال سرمون خیلی شلوغ بودتوهرمغازه ای پنج شش نفرکارمیکردیم ولی الان دیگه کاروکاسبی ازرونق افتاده داسهای کارخونه ای وبدردنخوربازارو پرکردن .تعریف میکنه که اون زمان هرکسی توخونه ش چندمدل داس داشت ویه داسو برمیداره نشونم میده ومیگه اینوصاحبش الان سی ساله میاره من براش تعمیرمیکنم ازبس که تیزش کردم نازک شده میگه حتی الان هم که مشتریمون کم شده بازهم کاردست اول وتمیز انجام میدم ودسته ی داس روحتماازچوب کیش و کونوس میزنم که دوامش بیشتره .ازپدرش هم تعریف میکنه که هنوزهم بانودسال سن صبح زودمغازه شو بازمیکنه وداس درست میکنه.قول دادمنوببره که ازپدرش هم یه گزارش بگیریم . بهش گفتم یکی ازاهداف لاهیجان سیتی حمایت ازصنایع قدیمی وهنرهای سنتی شمال هستش که داره فراموش میشه وآدرس وشماره موبایلش روهم حتما میزارم تا کسی اگه خواست برای یادگاری هم که شده یه داس درست کنه . بازکیاگوراب -بازارچه حافظ - داس سازی علیپور موبایل:0911 806 2388

  • lahijancity🔴داس سازی هنری درشرف فراموشی 🔴

    اوستا بخشعلی علیپور پنجاه وچهارسالشه خودش میگه کلاس یازده روکه ردشدم گفتم دیگه مدرسه نمیرم بابام هم اوستای همین کاربودخیلی ازاین کارخوشم میومدهنوزهم عاشقشم قدیمها که برق نبود همه کارها دستی بودفقط یه نفربایدبادستگاه دمنده کوره روروشن نگه میداشت ولی بااین حال سرمون خیلی شلوغ بودتوهرمغازه ای پنج شش نفرکارمیکردیم ولی الان دیگه کاروکاسبی ازرونق افتاده داسهای کارخونه ای وبدردنخوربازارو پرکردن .تعریف میکنه که اون زمان هرکسی توخونه ش چندمدل داس داشت ویه داسو برمیداره نشونم میده ومیگه اینوصاحبش الان سی ساله میاره من براش تعمیرمیکنم ازبس که تیزش کردم نازک شده میگه حتی الان هم که مشتریمون کم شده بازهم کاردست اول وتمیز انجام میدم ودسته ی داس روحتماازچوب کیش(شمشاد) و کونوس (ازگیل)میزنم که دوامش بیشتره .ازپدرش هم تعریف میکنه که هنوزهم بانودسال سن صبح زودمغازه شو بازمیکنه وداس درست میکنه.قول دادمنوببره که ازپدرش هم یه گزارش بگیریم .
    بهش گفتم یکی ازاهداف لاهیجان سیتی حمایت ازصنایع قدیمی وهنرهای سنتی شمال هستش که داره فراموش میشه وآدرس وشماره موبایلش روهم حتما میزارم تا کسی اگه خواست برای یادگاری هم که شده یه داس درست کنه .
    بازکیاگوراب -بازارچه حافظ - داس سازی علیپور

    موبایل:0911 806 2388

    پ ن:الان بعضیا که دوسه نفرهم بیشترنیستن کامنت میزارن داس میخوایم چیکار؟وخشونت رودارین ترویج میکنین وداستانهای دیگه   هیتوبوتم   شیمه قربون
  •   قدیما به این کار که در مغازه خواص انجام میشد سقل کاری وبه مغازش سقل 

۱۳۹۶ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

آخرین شماره ماهنامه ی عطرشنالیزار .مردادماه 96.بانگاهی گذرا به کارنامه ی شعری زنده یاد محمدامینی(م.راما)

پدرم گفت: زمان
در ترقی است پسر
قرن، قرن صنعت
عصر، عصر فن است
و به یک ساختمان آهنی ده طبقه
مدتی زل زد و گفت:
ـ عظمت را آیا می‌بینی
راستی
دست آدم چه کمالی دارد!
و به پشتم زد و گفت:
ـ با من، این‌جا پسرم
و در این شهر بزرگ
صنعتی را یاد بگیر
و سپس رفت و مرا
با دلی سرشار از عطر گل صحرایی،
ـ عطر دهات
در بیابانی از آهن‌ها
و هیولاهای پولادین ترک نمود
و من اکنون، تنها
ساکن دره آهن هستم
صنعت آموخته‌ام اما درد غربت
تکه ابری است که بر روی دلم افتاده است
من در این‌جا
نمره‌ای هستم در دفترچه
واحدی هستم از سرمایه
مهره‌ای هستم از یک ماشین
و فلز روح مرا می‌ساید
راه برگشتی تا دهکده نیست
باید این‌جا باشم
و به چشم‌اندازی
غیر از آن دهکده پشت سرم
ـ خیره شوم
باید این‌جا باشم
و به آزادی اندیشه کنم

۱۳۹۶ مرداد ۶, جمعه

Ali Bozorgmehr _اززيباترين لحظات زندگانى گذران بابچه هاونوباوگانست واين تصويريادگاردل انگيزيست ازدوران سپاهى دانش من دركورنده نزديك چمخاله درشمال ايران دراعماق جنگلهاى زيباى گيلان،يادبادآن روزگاران يادباد.

لذت بودن دركناريك خانواده روستايى درشمال ايران وچاى خوردن باانهاوصف ناشدنيست ،دوران سپاهى دانش تابستان١٣٤٥دهكده كورنده نزديك چمخاله كناردرياى مارندران .

keyvan pandi_بخشی از لاهیجان و مسجد جامع قدیم وبازار محلی که در آن بر پا می شد. اوایل دهه چهل لاهیجان یا به لهجه شرق گیلانی "لاجون" در قرون اولیه اسلامی به همراه فومن از شهر های اصلی ومهم گیلان بود ومرکزیت بخش شرقی یا همان بیه پیش را تا شوال سال 1000 هجری ,یعنی تا پیش از حمله شاه عباس اول صفوی به گیلان و ضمیمه آن به حکومت مرکزی برعهده داشت. این منطقه در سالهای میانی قرن سوم هجری قمری، بخشی از قلمروهای جستانیان یا وهسودان بن جستان جستانی بود که پهنه گیلان و مناطق داخلی دیلم را در بر می‌گرفت. لاهیجان در سال 706 هجری قمری به دست اولجایتو فتح شد و امیر تیمور لنگ به آن لشکر کشید. پس از تیمور، سید امیر کیاو نوادگان وی –از سادات کیایی– بر شهر لاهیجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان سادات کیایی، حاکمان صفوی در این شهر حکومت کردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاریخ لاهیجان،طاعون در سال 703 ق، آتش‌سوزی سال 859 ق و اشغال آن توسط روس‌ها در سال 1725 میلادی است. در سال 1230ق لاهیجان دچار زلزله شد و در سال 1246ق بار دیگر طاعون در آن کشتار کرد.


keyvan pandi_تصویری از فتح الله خان شیبانی دیارجان با همراهانش .از خوانین اواخر قاجار واوایل پهلوی منطقه دیلمان سیاهکل. عکس مربوط است به سال 1318 خورشیدی


۱۳۹۶ تیر ۳۰, جمعه

فریدون محمد دوست ، اسماعیل فتوحی

دو شخصیت هنری لاهیجان وسط میدان شیر و خورشید سرخ عکس انداخته اند . بچه های کوهبیجار و جاده کشاورزی از مدرسه مرخص شده اند پیاده در راه بازگشت به خانه هستند فکر میکنم این عکس دهه چهل گرفته شده است.

۱۳۹۶ تیر ۲۸, چهارشنبه

از روزی که مقاله خاطرات یک کلاهدوز لاهیجانی نوشته ی علی امیری را در سایت اسناد ملی خواندم ، جرات و شجاعتم زیاد شد پیش خودم فکرکردم وقتی مرحوم غلامحسین یزدان بخش قدسیان توانست خاطره بنویسد پس من هم میتونم.


قبلآ درمحل این دومناره یک مناره خشتی سرسفالی بود، فکرمیکنم دهه چهل تخرب شدو این دومناره اسکلت فلزی ساخته شد.
مناره تکی خشتی قدیمی قطورتر و کمی بلندتربود راه پله تنگ با پله های خیلی بلند داشت چندبار از سر شیطنت بازیگوشی از ان بالا رفته بودم ولی به اهل منزل و مادرم چیزی نگفته بودم می ترسیدم دعوایم بکند و یا به پدرم بگوید که واویلا می شد .
از روزی که مقاله خاطرات یک کلاهدوز لاهیجانی نوشته ی علی امیری را در سایت اسناد ملی خواندم ، جرات و شجاعتم زیاد شد پیش خودم فکرکردم وقتی مرحوم غلامحسین یزدان بخش قدسی توانست خاطره بنویسد پس من هم میتونم.

اوایل دهه سی بچه دبستانی بودم می رفتیم بازار چه خومرکلا تنقلات بخریم ،گاهی اتفاقی از جلوی قهوه خانه بزرگ رد میشدیم گاه گاهی آدم هایی روی تخت های بیرونی قهوه خانه برادران محمد آقا و احمد آقای نصیری نشسته بودند با وافور و منقل کوچک حلبی و سینی زیرش تریاک دود میکردند ، آنموقع این چیز ها آزاد بود هنوز قانونی غدقن نشده بود 

آبسی تریاک یا، آب و بسی تریاک صبح نزدیکه پلا موشته بکن بزن تی خیکه ،سید عباس موذن خمیرکلایه پدر ناصر آقا ، درماه رمضان سحرنزدیک اذان صبح از بالای منار خشتی مسجد تکیه خومرکلا چندین بار تکرار میکرد و بعداز مدتی کوتاه اذان صبح میگفت .اذان گفتن سید عباس نجار بدون بلند گو بود اصلآ برق شهری متداول نشده بود وکسی از وجود بلندگوی برقی چیزی نمیدانست.

بچه که بودیم ماه رمضان که میشد چند شبی صحری از صدای رادیو ومناجات سیدجواد ذبیحی بیدار میشدیم و کنجکاو بودیم میخواستیم بدانیم  موقع سحری چه خبر است و چیکار میکنند. اگرهم روز بعدش روزه میگرفتیم پدرم بعداز افطار بما پول نقد میداد و برای ما باصدای بلند دعا میکرد و از ما تعریف میکرد .

اوایل دهه سی بعد از جریان بیست هشت مرداد و بازگشت دوباره محمدرضا شاه ودستگیری مصدق و فراری دادن توده ای ها مردم پول رایج ، سکه و اسکناس رامخفی میکردند ، بجای سکه به ماکوپن مقوایی میدادند که طول و عرض دوسه سانتی داشت پشت روی آن مهر داشت که ارزش آن و اسم آدم های معتبر توضیح کننده نوشته شده بود ..از جمله  اسم و مهرحسن اسلام نظر که آنموقع ساکن محله خمیرکلایه نزدیک بازارچه منجمی بود.

یک سکه زرد ده شاهی میدادیم شهر فرنگ تماشامیکردیم ، شهر فرنگ سه تا سوراخ داشت اندازه صورت بچگی هامون ، می توانستیم دوچشمی داخلش را ببینیم ، عکس های سفید و سیاه ، رنگی ، قدیمی ، جدید ، عکس پادشاهان و ملکه ، از دوچرخه و ماشین و و...که همه روی نوار کاغذی چسبانده شده بود از جلوی چشم مان رد میشد و مرشد شهر فرنگی پشت دستگاه ایستاده بود و با اینکه چوب های دو طرف نوار را می پیچاند با صدای بلند از هر کدام از عکس ها تعریف میکرد و چیزی میگفت شبیه شعرو بحر طویلی که از حفظ داشت ادامه میداد وهرازگاهی با بچه ها صحبت میکرد و بقیه بچه های پشت صف را دعوت به آرامش میکرد.. بعد ازخلوت شدن اطرافش بساط شهر فرنگ را پشتش میزاشت و کول میکرد میرفت کوچه ی بالاتر

یک سکه زرد ده شاهی میدادیم شهر فرنگ تماشامیکردیم
سکه ده شاهی سکه نیم ریالی بود، دوتا سکه ده شاهی میشد یک قران یا یک ریال.
 به سکه دوریالی میگفتند دوزار.
..صدنار هم میشد صددینار یایک قران
سی شئی یا سی شاهی میشد یک و نیم ریال

۱۳۹۶ تیر ۲۰, سه‌شنبه

نوشته های قشنگ امیربابایی درصفحه لاهیجان سیتی اینستاگرام

"نو" و نقش آن در ناوگان حمل و نقل
تصویری که مشاهده میکنید قایقى چوبیست که قدیم ها به آن "نو" میگفتند.
زمانى كه هنوز وسیايل نقلیه مانند ماشین و موتور وجود نداشت، راه تدارکاتی روستاهایی مانند نوبیجار، سپهرپشت، کوشال، گورندان، سیاهگوراب، کوچکده، بیجاربسته سر، قصابمحله، الکی محله نالکیاشر ولیالستان، رودخانه و همين قايق بود!
لاجؤ روخؤنه ازبین روستاهای فوق و دیگر روستاها و حتى لنگرود عبورکرده و راه حمل نقل کالا و محصولات کشاورزی این مناطق بود.
مرکز و ایستگاه اصلی این قایقها روستای بیجاربسته سر بود، چون اين روستا ما بین دو رودخانه قرار داشت. قایقهايی که از لنگرود سمت لاهیجان حرکت میکردند وخط پایانه شان در همین روستا بود و بقیه مسیر را پیاده از قصاب محله و هتل آبشار بسمت لاهیجان میرفتند.
علت دیگرش هم این بود که این روستا تعدادى قایق سوار ماهر داشت به نامهای مرحوم مشهدی ربیع باباي معروف به نوچی و مرحوم یحیی محمدی معروف به یحیاخان، مرحوم محمد رمضانپور، بويژه مرحوم "حاج رمضانعلی بابائی" متولد سال ۱۳۱۱ که هرچند در کودکی پدرش را از دست داده بود، اما در نوجوانی شغل پدرش را پيشه كرد. وى از سال ۱۳۲۵موفق به ساخت این نو قایقها شد و این یک حرکت بسیار بزرگی بود در ان دوران برای روستاهای این منطقه و ناوگان حمل و نقل.
اين سيستم بعد از پیروزی انقلاب تا سالهای ۶۵ هم ادامه داشت و دوستان زیادی هستند که اون روزها يادشونه!
چون در گذشته تمام روستاهای فوق حين باراندگى دچار آبگرفتگی میشدند و اکثر خانواده ها این نو قایقها را داشتند و از آنها استفاده میکردند.
متاسفانه دیگر کسی ساخت این قایق ها را ادامه نداد و میتوان گفت ساخت سنتی این نوع قایق ها بطور کلی منسوخ شده است.
روحشان شاد یادشان گرامی باد
عكس ومتن:
امیر بابائی

عکس حسین داریوش در اینستاگرام از خانه "طایفه محمودی" برکوچه پردسر لاهیجان

ازا لاجونی شیشه موندنه 
aza lajoni shishah mondane 
انگاربه شیشه لاهیجانی می ماند .

در جنگ بین المللی دوم ، در لاهیجان لوله چراغ فتیله ای می ساختند که بسیار شکننده بود از آن زمان هر چیز نازک و شکننده را به لاجونی شیشه یا تی تلاس پر ( پر سنجاقک) تشبیه می کنند .

پ.ن ۱ عکس خانه قدیمی در محله پرد سر لاهیجان 

۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

عکس های تابستانی بادوربین سل فون من..!

رز پارک استخر لاهیجان

گل اختر

گل اختر سرخ

لش، برگ بیدی وحشی لاهیجان

خارمریم لاهیجان

پیجک گل اناری

زوفا وحشی طبیعت لاهیجان

گیاه پارازیت سس در آغوش گندواش لاهیجان

برای اولین بار سینی پر کمبوزه دربازار روز لاهیجان دیدم

برمه خیار بازکیاگوراب لاهیجان

کانا ، گل اختر لاهیجان

تله کوته ، خاتیک ، کرک و چیری اول تابستان
برای خورشت غورآب با ترواش