۱۳۹۹ آبان ۱۰, شنبه

یادی از لاهیجان قدیم و کارخانه چایسازی ابریشمی.


 

 عکس از دکتر هوشنگ خوش سرور در فیسبوک

چه عکس نوستالژیکی !! این آقا کیه ؟  
این آقا جناب فرجاد همسایه جورپشته ای ما میباشد بگمانم اسم کوچکش سیروس بود متاسفانه بعد از سالهای ۴۳ ـ ۱۳۴۲ اطلاعی از وی ندارم ولی مثل اینکه معلم بود. بادرودها
متشکرم جناب دکتر، سمت راست پمپ بنزین تلمبه دستی داشت، با پدرم می‌خواستیم بریم بطرف لنگرود و دورتر اینجا باکش را پر میکرد
 سمت چپ پاسگاه ژاندارمری بود، دیوار نداشت دورش پایه بتونی و چند رشته سیم خاردار داشت که لابد برای اینکه گاوهای صحرا وارد نشوند
کاملا درست است جناب دکتر عزیز و ممنون از توجه جنابعالی و مرحبا که هنوز جزئیات آندوران یادتان است.

۱۳۹۹ آبان ۵, دوشنبه

از کتاب سیدمحسن سنجری_چای در ایران به روایت عکس های تاریخی_کارخانه نورسعادت مراسم افتتاح آبیاری بارانی، رییس سازمان چای غلامحسین کاووسی، مهندس امیرسلیمانی وسعادت ها


 

از کتاب سیدمحسن سنجری_چای در ایران به روایت عکس های تاریخی.


 

دکترحسین شکوری, دکترعلیرضاوارسته, دکترمحمودنوروزی فر, محمدمدهوش, دروقت استراحت کوهنوردی_عکس شیرین شکوری در فیسبوک


 

دکتر مظفر معصومی و دانش آموزان کلاس ششم ریاضی دبیرستان عبدالرزاق فیاض لاهیجی سال ١٣۴٠ از وبلاگ آقا مظفزکمالی

دکتر مظفر معصومی (دبیر ریاضی ) - حسین جنابی - محمود عبد محمودی - علی شریعتی - بیژن فردوسی - محمد حسن کریم - محمد حسن کریمی - غفور حسن پور - احمد علیدوستی - نادر معین زاده - حسین ضیایی - یونس زینی  -  حسین پیله ور - بهروز بابایی -صبح زاهدی - انشائی - احسان ارض پیما - عبدالحسین ذوقی - کاوه منش - بهروز حمیدی - ملتشاهی - نیرو - خوروش - شرفی - تمجیدی - حسین فریفته - حجت سعیدی


۱۳۹۹ مهر ۸, سه‌شنبه

ذبیح نصیری درفیسبوک به اشتراک گذاشته است


 ؛؛استقبال؛؛


اگر بیایی به دیارم
ساز شعرم را کوک می کنم
با مرام عشق
زاحساس تو
اگر که بیایی
واژه گانم را در هوای عشق
با دسته های گل
به صف میکنم در استقبال تو
اگر که بیایی نازنین؛ ؛؛؛؛؛؛
لاهیجان زیبا

۱۳۹۹ مهر ۲, چهارشنبه

دبستان دکترمحمدرضاحکیم زاده، غریب آباد لاهیجان


 این عکس را جناب دکتر علی میرمویدی استاد بازنشسته حشره شناسی انتومولوژیست در فیسبوک گذاشته است و نوشته که : عکس دسته جمعی محصلین دبستان ابتدایی دکترحکیم زاده لاهیجان سال 1335 من کلاس چهارم بودم. من در این عکس کنار آقاذبیح بشردوست سمت چپ من نشسته است ایستاده سمت راست آقای گلزار ناظم مدرسه مرد شریفی بود.

۱۳۹۹ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

هوشنگ محیطی معلم شیمی، بیژن نجدی معلم ریاضی، حسین ایجه ای، سیروس حمیدی ناظم دبیرستان مهرگان، نقی دهدار معلم ریاضی، بیشتر شبیه دفتر دبیرستان مهرگان باید باشه


 

#لاهيجان_قديم
.
‎سه شنبه است و باز یه عکس دیگه از
#لاجؤن_قديم
.
تصوير قديمى اين هفته مربوطه به سال پنجاه وهفت شمسى در محل اداره فرهنگ لاهیجان (اداره اموزش و پرورش فعلى)
از سمت راست:
اقای هوشنگ محیطی (شيمى)
اقای نجدی (رياضى)
نمیشناسم
اقای سیروس حمیدی (شهردار لاهيجان در سال ٧٧)
نمیشناسم
.
سپاس فراوان از سركارخانم محيطى
@mass.asl912
.
#پ_ن:
شما هم به ما بپيونديد
.
‏‎‏‎‏‎عكسهاى قديمى تون از #لاهيجان ، شيطانكوه، استخر، كوچه پس كوچه هاى قديمى وخونه هاى سفالسرى رو برامون بفرستين، تا تعدادبيشترى ببيننش
.
اينده، با نيم نگاهى به گذشته است كه ساخته ميشه..
.
#گيلان_قديم #ايران_قديم #گيلان _#ايران

۱۳۹۹ شهریور ۱۶, یکشنبه

چای در ایران به روایت عکس های تاریخی_کتاب تازه به چاپ رسیده سیدمحسن سنجری و ایمان درویش روحانی شهریور99

http://farhangeilia.com/index.php?q=%DA%86%D8%A7%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
چای در ایران به روایت عکس های تاریخی


 
از راست
حسین جهانگیری کارشناس چای کارخانه ابریشمی، حاج عبدالله آستانه ای، ؟، محمدعلی ناظمی فرماندار لاهیجان، دکترسیدعباس بابک استاندار گیلان، حاج احمد ابریشمی

خردکردن چای باساطور


غربال چای خشک درکارخانه مهندس غروی در املش

کیومرث سپهر لاهیجی

 


کتاب مفاخر علمی و ادبی لاهیجان- گلزار سپهر- تالیف کیومرث سپهر لاهیجی".

دراین کتاب از یکصد و بیست نفر شاعر و نویسنده لاهیجانی نام برده شده است. این کتاب در خرداد ماه سال 1342 شمسی ( درست پنجاه وهفت سال پیش) در هزار نسخه در چاپخانه ی شرکت سهامی چاپ کتاب آذر بایجان بچاپ رسید و روانه ی بازار کتاب شده است. استاد احمد ترجانی زاده- استاد ادیب طوسی و استاد دکتر منوچهر مرتضوی و استاد دکتر خیامپوراستادان وقت دانشگاه تبریزازکسانی هستند که مولف کتاب از آنها قدردانی کرده است.
در نامه ی استاد ادیب طوسی آمده است : دانشجوی عزیزم آقای کیومرث سپهر. صفحاتی چند ازکتاب " گلزار سپهر" را که چاپ شده و برای اظهار نظر نزد اینجانب فرستاده بودید،با اشتیاق تمام مطالعه کردم.بسیار از این کار شما خوشحال شدم،در واقع این گلزار شما دارای گلهای بسیاری است که از طراوت و بویایی برگهای بهار طعنه می زند ومشام جان ِاهلِ دل را معطر می سازد.چون در باره ی شعرای لاهیجان تذکره ی مخصوصی نوشته نشده،با این ابتکار خدمت بزرگی نیز به همشهریان خود کرده اید.مخصوصا که دراین تذکره به نام عده ای از شعرای معاصر لاهیجان برمی خوریم که نام شان درهیچ یک از تذکره ها دیده نمی شود و آنان هم که از قدیم اند شرح حال شان در خلال صفحات تذکره ها پراکنده است وبا گردآوری نام آنان دراین مجموعه،مشتاقان را از مراجعه به کتب مختلف بی نیار نموده و رنج راه را برآنان کوتاه ساخته اید.
امید است درانجام این خدمت ادبی موفق و کامیاب باشید واین کار مقدمه ی تهیه ی گلزار های دلاویز و طلیعه تدوین اثری والاتر باشد. ادیب طوسی- اردیبهشت 1342 شمسی.
مولف کتاب کیومرث سپهر در دیباچه ی کتاب نوشته است : " با اینکه مدتها ست شهر لاهیجان از داشتن افراد تحصیلکرده و ادب مستغنی شده و بحالت اشباع رسیده است، متاسفانه چنان به شهر لاهیجان و حفظ مفاخر آن کم التفاتی شده که نه تنها دانشمندان لاهیجانی،بلکه خود لاهیجان نیزدر بوته ی فراموشی قرار گرفته است. ....این کتاب باین آسانی و باین ارزانی بدست شما رسید، به آسانی و ارزانی بدست نیامد. برای تهیه ی مطالب آن بیش از چند صد جلد کتاب ورق زده شد، چه شبها که نخوابیدم وچه روز ها که برای بدست آوردن مطالب آن از این شهر به آن شهر واز این کتابخانه به آن کتابخانه واز این کتاب به آن کتاب به تجسس و تکاپو بودم.".


۱۳۹۹ شهریور ۹, یکشنبه

هیئت سیار شهرداری لاهیجان از میدان چهار پادشاهان شروع و بسوی محلات لاهیجان حرکت خواهد کرد_کانال خبری لاهیجان_سید علیرضا میری


 

مراسم کرب زنی محله شعربافان لاهیجان در روز عاشورا نود و نه_کانال خبری لاهیجان


 

🎬 مراسم شب عاشورا درمسجد امیرشمس الدین اردوبازار لاهیجان _ کانال خبری لاهیجان_ فیلم عظیم اسکندری


 

۱۳۹۹ شهریور ۸, شنبه

یادداشت آقای دکتربهمن مشفقی در فیسبوک برای عاشورای نود و نه


 


دهه ی محرم وشب عاشورا و خاطرات عمر
امروز در خلوت خود به دهه ی محرم و شب عاشورای سالهای کودکی ام که قریب به هفتادو اندی سال پیش می رسد،فکرکردم . دهه ی اول محرم هر سال شاد روان پدرم در منزل ما واقع در محله ی تکیه بر،ده روز مراسم روضه خوانی برپا می کرد، ومن از اینکه اجازه داشتم به حاضرین چایی برسانم احساس غرور می کردم. چایی ها را دراستکان های کمر باریک و نعل بکی ظریف در یک سینی برنجی لوزی شکل کوچک که کنارش یک قندان قرار داشت وگاهی به درخواست بعضی ها تکه نانی هم ضمیمه می کردم، مرتبا به حاضرین می رساندم.از وعاظی که یکی پس از دیگری به وعظ می پرداختند نام های زیر را بخاطردارم :آسید محمود واعظ- حاج آقا نجفی- ملا باشی- آسید رضا زائری مقدم.......دیگر از چیز هایی که بیاد دارم مراسم چهل منبر در شب عاشورا بود که برادرم ومن با چه ذوق و شوقی منبر را در ورودی درب منزل می گذاشتیم و منتظر می ماندیم تا مردم برای گذاشتن شمع و روشن کردن آنها بیایند. اغلب مردم شمع های باریک روشن می کردند و پاره ای از جمله از همسایگان عزیز ما شاد روانان، حاج سید نعمت الله توکلی و حاج سید عبدالوهاب توکلی به همراه شاد روان حاجی ظریفی ، شمع های شان درشت و معروف به " کرتوپی " بود. جالب اینکه این عزیزان با پای برهنه در این مراسم شرکت می کردند، حتی در هوای بارانی. یکی از شیطنت های ما در آن شب این بود که بمحض اینکه انها آن شمع های بزرگ را روشن می کردند و هنوز چند قدم دور نشده بودند که ما آن شمع ها را خاموش می کردیم و کنار می گذاشتیم تا بعضی شبها آنها را برای خود روشن کنیم !
من در میان پدر ومادری بسیار معتقد به آداب مذهبی بزرگ شدم. شاد روان مادرم ، معصومه خانم ( معروف به" دولت خانم" بی اندازه مهربان بود، از ورد ِ زبان هایش می توانم به دو تای آن اشاره کنم : " بی مهمان غذا نخواهم خورد،اگرچه گربه باشد." ..." خانه پر از دشمن باشد، خالی نباشد". خدای رحمتش کند.
شاد روان پدرم" میرزا اکبر مشفقی اعتقادات مذهبی چشمگیری داشت و نماز شب هایش ترک نمی شد. خطی بسیار زیبا داشت . در اوراق و اسنادم، دست خطی از او که هشتاد و سه سال از نگارش آن می گذرد تحت عنوان " آداب نماز شب" پیدا کردم. یاد وخاطره ی اورا با رونمایی آن دست خط گرامی می دارم. روانش شاد باد .
لاهیجان- شب عاشورای سال 1442 قمری- دکتر بهمن مشفقی.

https://www.aparat.com/playlist/208684 <<------کلیپ های محمدرضاتوکلی

زیبایی های لاهیجان بروایت تصویر




۱۳۹۹ شهریور ۷, جمعه

بیژن نجدی

https://soundcloud.com/user85768362/rqbs6iocyax0 <------ترس های طولانی ترانه های کوتاه_بیژن نجدی



موتمن صالحی .جلال مظفری .شکوهی .عزیز پورحسینی وبرادرش

ازراست یکی از برادران موتمن صالح، سیدجلال مظفری، عبدالله شکوهی، عزیز پورحسینی و برادرش

عکس انجمن شهرلاهیجان_ 1355باتشکر از حسن آقا مهدوی

عباس کارگزاده شهردار دکترسیدصدرا رانکوهی خانم قمر مسعودی همسر آقای اصغر چرختاب حاج محمدجعفرارشادی صفا احمدفتحی زاده منصور ادیب حاج تیمورگنجه ای خسروی سید مرتضی سیدبحری

امروز جمعه هفتم شهریور نود و نه ، پیام واتس اپی از جناب دکتر علی امیری پژوهشگر خوب لاهیجان دریافت کردم نوشته بود: با سلام امروز هفتم شهریورماه ۱۳۹۹ مصادف است با هفتاد و نهمین سالگرد حمله هواپیماهای قوای متفقین به لاهیجان و کشته شدن هفده تن از همشهریان مظلوم مان. یاد و خاطره ی قربانیان بیدفاع آن جمعه ی سیاه را که گمنامی شان بی شک نشان بارزی از مظلومیت شان است، گرامی می داریم.

در عکس اول پروفسور دکتر غلامعلی هوشنگ خوش سرور، دوست و همکلاسی من مسعود زندی بالباس پیش آهنگی عکس دوم فرمانده پیش آهنگان لاهیجان مرحوم میر راجعی و عده از جوانان دوره ما هستند ازجمله جناب مهندس محمد حسن کریم، جواد احمدی پور، سرفراز و ...دونفر از درجه داران پلیس راهنمایی و رانندگی . مرحوم مادرم میگفت آنروز از اوایل صبح روس ها چندین بار با هواپیمای موتور ملخی بالای لاهیجان می آمدند و می رفتند تا اینکه نزدیک های ظهر شروع به بمب اندازی کردند و چندین جای مختلف لاهیجان را بمباران کردند. مادرم می گفت ما خانوادگی عموها و خانواده شان پیاده به روستای چوشل لاهیجان رفته بودیم چون توکلی ها در چوشل فامیل سببی داشتند و چندین هفته آن جا بودیم. مادرم میگفت روز بعد از بمباران روسها به لاهیجان سرباز آوردند و نزدیک صحرای رودخانه لاهیجان اردو و چادر زدند. چندروزی ماندند دوباره کوچ کردند در صحرای لاهیجان یا جلوی فرمانداری فعلی اردو کردن چادر زده بودند. و کم کم مردم به شهر بازگشتند..

۱۳۹۹ شهریور ۶, پنجشنبه

همه ی دوستان سیدرضاسجادی، همه شاد و خندان. باتشکر ازحسن آقا مهدوی

مرسی متشکرم بعضی هارو می شناسم سلام ایستاده ازچپ .حسن مهدوی .بهمن نصیزی .سید رضا میرسجادی . نشسته ازچپ .مرتضی بحری .مهندس شاهپور یگانه .ضمیری.حسنی .ناصر خیراندیش .علی صنعتی .جمهور رضایی. کوچه پشت بقعه آقا پیر رضا. مغازه رنگ فروشی مرحوم سجادی بود؟ آفرین بر شما. روی دیوار نوشته: خواهشمند است اینجا پارک نفرمایید

۱۳۹۹ شهریور ۴, سه‌شنبه

هفتاد و دوسال پیش، مرحومان محمدعلی فلکرو، مش علی کیانی دوست، عباس قبادی، وعده ای از همشهری های محله میدان و چهارپادشاهان لاهیجان ، محرم بیست و هفت جلوی مقبره آقا سید خورکیاء عکس یادگاری گرفته اند.

هفتاد و دوسال پیش 1327، مرحومان محمدعلی فلکرو، مش علی کیانی دوست، عباس قبادی، وعده ای از همشهری های محله میدان و چهارپادشاهان #لاهیجان ، محرم بیست و هفت جلوی علم و کتل عکس یادگاری گرفته اند. عکاس اونموقع فکر میکنم حسین چهره نگاری پدر سیروس بود و لابد با آپارات سه پایه و شیشه عکاسی گرفته بود. این عکس با دوعکس دیگر را خانم اکبرشاهی فرستاده اند از ایشان وهمه ی فلکروها تشکر میکنم . من خودم تا حالا عکس پدر حسن کیانی دوست و پدر تقی قبادی را ندیده بودم سمت چپ کنار قاب عکس فکرمیکنم "آسیدروح الله نوریاپور" لحاف دوز، پدر مظفرباشه که از خدام های چهارپادشاه بود. 
آقای دکتر پدر بزرگ من(علی کیانی دوست) کدام قسمت عکس هست؟ @pegaah_kd کلاه شاپویی @drmohammadrezatavakoli مرسی @pegaah_kd من اگر جای شما بودم چاپ ش میکردم میزدم به دیوار fride.akbrshahi @drmohammadrezatavakoli بسیارسپاسگزارم ازانتشارعکسهاوهمچنین همت وتوجهی که نسبت به گذشته شهرمان دارید درودبرشما🙏🙏🌹🌹 @fride.akbrshahi متشکرم شما لطف میفرمایید. ما متشکریم که این عکس را به اشتراک گذاشته اید . شما و اقای فلکرو شریک ارتقای فرهنگ لاهیجانی شده اید. حیف بود کنج خانه میماند

قاسم حاجی زاده با دوستش "موسی صوفی" کنار استخر لاهیجان و پشت پدرش درلیلاکو لنگرود

کنار استخر لاهیجان

کارخانه چای «فراهانی»لیلا کوه لنگرود
 

۱۳۹۹ شهریور ۳, دوشنبه

مرحوم پهلوان محمد پورشاهماری زیرعلم شعربافان #لاهیجان، سمت چپ مرحوم پهلوان خوشدل یکی دیگر از علم گردان های محله. شاهپور زحمتکش وعلی پورکریم. عکس از خانم ساحره شاهماری باتشکر فراوان از ایشان.

 

مرحوم پهلوان محمد پورشاهماری زیرعلم شعربافان #لاهیجان، سمت چپ مرحوم پهلوان خوشدل یکی دیگر از علم گردان های محله...دونفر دیگه رو شناسایی بفرماييد. عکس از خانم ساحره شاهماری باتشکر فراوان از ایشان. نفردوم سمت راست آقای علی پورکریم ازاستادکاران چیره دست قدیمی لاهیجان میباشند آقایان شاهپور زحمتکش و آقای علی پورکریم milad.noorbakhsh از سمت راست نفر اول استاد شاپور زحمتکش(نجار) نفر دوم معروف به علی جوشکار moshfeghi.bahman درضمن زنده یاد خوشدل ابتدا آرایشگاه پروانه و بعد آرایشگاه خوشدل روبروی چهار پادشاه داست پدر و برادرش هم آرایشگاه داشتند همه انسانهای شریفی بودند @r.safabakhsh پارساها تراشکار بودند؟ @drmohammadrezatavakoli آرایشگر بودند @moshfeghi.bahman پدر خوشدل ها هم پس آرایشگاه داشت من یادم نیست احتمالا هم این علم اسیدمحمد باشه و اینجا اسیدمحمده احتمالا @drmohammadrezatavakoli هم علم هم فانوس البته توعلمبندی علم رو میاوردن ولی برای دسته شورامحله فانوس آسیدمحمد با علم شعربافان بود جلوی کارب زنها @gilan_chef من همیشه فکرمیکردم آسید ممد علم نداره..متشکرم @drmohammadrezatavakoli پنجاه سال الم دارند يادش بخير من بچگى آرايشگاه آقاى خوشدل ميرفتم و اخوي ايشان هم زير منزل آقاى محمايى آرايشگاه داشتند اگر اشتباه نکنم آقای زحمتکش نجار‌.اقای پورکریم لوله کش و جوشکار.اقای پورشاهماری جنگلبان و آقای خوشدل یا همان پارسا آرایشگر روح آن‌دو عزیز شاد و آرزوی سلامتی برای عزیزانشون در ضمن این عکس مربوط به چه سالی هست 🙏 @shshabanzadeh خانم شاهماری ننوشتند چه سالی بود، بنظرمن دهه چهل این طور علم ها درلاهیجان آورده شده بود. از راست آقای شاپور زحمتکش قدیم که لاجون ایسابوم نزدیک او مسافرخونه تو کاشف شرقی نجاری داشتند (شاپور نجار) نفر دوم آقای علی پور کریم روبروی بازارروز شماره یک؛ جوشکاری و لوله کشی گالوانیزه داشتند نفر سوم آقای محمد پورشاهماری(...) اواخر فکر کنم موءذن شورامحله مسجد بون نفر چهارم آقای خوشدل آرایشگاه داشتن توی او کوچه که از پشت امجدالسلطان به حیاط مناره شورامحله شوئن....و ای عکس ضلع سمت چپ آسید محمد باید ببون از روبروی ورودی مسجد نودونم الانم حوض اوره نه یا خرابه گودن ایوان کتابخانه محیطی جلو بایستید🌹🌹🌹🌹رضا شرافت پیما- نویسنده کتاب خوراکی های سرزمین باران شیمه توضیح خیلی خوب و مفصل بو، امه خوب و خوجیر هالی ببو نفر اول اقای شاهپور زحمتکش واقای علی پور کریم میباشند وبلاگ دکترمحمدرضاتوکلی۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۴ بنظر من مرحوم محمدپورشاهماری خیلی پرانرژی و فعال بود. ایشان شغل دولتی و جنگلبانی که داشتند، اما دراین کامنت ها می فهمیم که موذن مسجد شعربافان بود. شکسته بندی میکرد و مفصل و استخوان جا می انداخت . درماه محرم علم گردانی میکرد وحتمآ هفت محله را بادسته سینه زنی و کرب زنی همراهی میکرد . درعکس های قدیم که از ایشان باقی ماند درویش بودند لباس دراویش می پوشیدند و تبرزین کشکول به دست می گرفتند، زورخانه میرفتند میل به دست می گرفت و کباده میزد و...واقعآ مرد پهلوان و درویش افتاده درمانگری حاذق بودند..میشه گفت آدم باوجودی بود.

تاریخ شفاهی پزشکی گیلان در گفت ‌وگو با دکتر بهمن مشفقی گفت ‌وگو: دکتر موسی غلامی اُمام_پزشکان گیل ماهنامه‌ جامعه‌ پزشکی استان گیلان

 خانه آخرین مطالب ارتباط و اشتراک بایگانی تلگرام و اینستاگرام درباره‌ ما شماره‌‌ تازه (۵-۱۹۳) نویسندگان

 از اشغال روس‌ها تا شکست نهضت ملی


▫️نام دکتر بهمن مشفقی را از سالیان پیش شنیده بودم. دورادور ایشان را در سمینارها و مناسبت‌ها دیده بودم؛ مثل راننده‌های دو اتوبوس که در جاده به هم چراغ می‌زنند و می‌گذرند! نه همنشین شده بودیم و نه همکلام. این بار اما با همسرم به دیدارش رفتیم. قرار ما در کتابخانه شخصی او در خانه‌اش بود. ملاقات با ایشان و همسر مهربانش برای‌مان مغتنم بود. چهره و خلق آرام ایشان جالب‌توجه بود. کتابخانه خانگی بزرگ و ارزشمندشان مرا متعجب ساخت. با خود گفتم این‌همه متن و مقاله‌های متعدد ایشان به پشتوانه مطالعه این‌همه کتاب شدنی می‌شود. با ایشان می‌توان مصاحبه‌ای در اندازه یک کتاب بزرگ انجام داد ولی با توجه به محدودیت‌های مجله و روال معمول گپ و گفت، به این مقدار بسنده شد که در دو یا سه شماره مجله تقدیم می‌شود.

▫️لطفاً از دوران کودکی خود بفرمایید.
از لحظه‌ای که چشم به جهان گشودم، زندگی‌ام سرشار از رخدادهای شگفت‌انگیز بوده است. سه سال و هشت ماه و دقیق‌تر بگویم ۴۴ ماه داشتم که شاهد اشغال زادگاهم لاهیجان در شهریور ۱۳۲۰ از سوی همسایه شمالی بودم. از رخداد آن اشغال می‌توانم از بمباران شهر لاهیجان به‌وسیله هواپیماهای متجاوز و جنگی روس‌ها و فروریختن بمب‌های‌شان روی ساکنان بی‌دفاع شهر یاد کنم. هنوز صدای وحشتناکی که از انفجار آن بمب‌ها برخاسته بود و منزل ما در نزدیکی محل سقوط بمب‌ها قرار داشت، در گوشم طنین‌انداز است که ناگهان همه اهل منزل هراسان و قرآن به دست و سر، به حیاط خانه ریختند. لحظاتی بعد شادروان پدرم میرزا اکبر مشفقی که به کار تجارت چای و برنج اشتغال داشت، با عجله و سراسیمه به منزل آمد و گفت: روس‌ها دارند می‌آیند، باید هرچه زودتر شهر را به‌طرف دهات اطراف ترک کنیم. در میان شیون و گریه و زاری اهل منزل ناگهان مشاهده کردیم چند عدد کلاغ به داخل آب حوض حیاط خانه ما سقوط کردند که وحشت حاضران دوچندان شد. از قرار معلوم آن کلاغ‌ها به‌دلیل موج انفجار و دود سیاه فراوانی که در فضا پخش شده بود، دچار خفگی و مرگ شدند و به زمین افتادند. چون مزارع برنج‌کاری ما به وسعت ۳۷ هکتار در قریه «لشکام» واقع در چند کیلومتری لاهیجان بود، شادروان پدرم تصمیم گرفت همه ما را به آن‌جا ببرد. طولی نکشید که کاروان خانواده ما همه پای پیاده و من سوار بر دوش زن‌دایی‌ام، شادروان سلطنت خانم شاهانی، پس از طی چندین ساعت راه به قریه لشکام رسیدیم. در آن‌جا زارعین ما یکی دو هفته از ما پذیرایی صمیمانه‌ای کردند تا این‌که یک روز خبر آوردند که صلح شد. با شنیدن این خبر همه خوشحال شدیم و بلافاصله به شهر و منزل‌مان بازگشتیم. از قرار، هدف از این رفتن از شهر به روستا فقط و فقط نجات جان افراد خانواده بود، چون خانه و اثاثیه خانه به امان خدا رها شده بود و جالب این‌که طول مدتی که نبودیم، می‌گفتند یک‌قلم از وسایل منزل کم نشده بود و همه‌چیز سر جایش بود!
من در آن سن و سال از آن‌چه اتفاق افتاده بود چیز دیگری به‌یاد ندارم ولی حضور نیروهای متجاوز روس در شهر و اذیت و آزارهایی که به مردم می‌کردند بحث همه خانواده‌ها بود. بزرگ‌ترهای خانواده، وقتی بچه‌ها بیش ‌از حد شیطانی می‌کردند یا می‌خواستند سر کوچه بروند و بازی کنند، از ترس حضور روس‌ها در همه‌جای شهر، مانع می‌شدند و می‌گفتند همه‌جا تاواریش‌ها (سربازان روس) هستند و به‌محض این‌که بچه‌ها را ببینند، آن‌ها را می‌دزدند. چه‌بسا همین امر خودبه‌خود در ما بچه‌ها نوعی ایجاد تنفر از روس‌ها کرده و تاواریش برای ما شده بود لولوخُرخُره!

▫️تحصیلات ابتدایی شما کجا و چگونه بود؟
من چون متولد نیمه دوم سال بودم و آن زمان حداقل سن برای ثبت‌نام در دبستان ۷ سال تمام بود، در ۸ ‌سالگی در کلاس اول دبستان دولتی ایرانشهر لاهیجان ثبت‌نام کردم. در سال ۱۳۲۵ که دانش‌آموز سال دوم ابتدایی بودم، یک روز صبح موقع رفتن به مدرسه توجه‌ام به جمعیتی جلب شد که در مسیرم در کنار یک ساختمان جمع شده بودند. خیلی دلم می‌خواست از آن‌ها بپرسم برای چه این‌جا جمع شده‌اند ولی چون آن زمان اعتنایی به بچه‌های کوچک نمی‌کردند، منصرف شدم و به‌طرف مدرسه رفتم. وقتی به مدرسه رسیدم زنگ را زده بودند و دیدم شادروان رجب‌پور که رییس مدرسه ما بود و بعدها نام فامیلی اکرامی را انتخاب کرد، خطاب به دانش‌آموزان می‌گفت: شب گذشته با شکست فرقه دموکرات از ارتش ایران، آذربایجان آزاد شد و به‌همین مناسبت مدرسه امروز تعطیل است. فریاد هورا و خوشحالی بچه‌ها در فضا طنین‌انداز شد، که البته به‌خاطر تعطیلی مدرسه بود و ما از نجات آذربایجان چیزی سر در نمی‌آوردیم!

👇👇👇
ادامه در سایت پزشکان گیل