۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

استاد حسن تقی پور در سال 1319 در شهرستان لاهیجان متولد شد. پدرش مردی عارف مسلک بود و در نواختن تار مهارت داشت. نوای تار پدر انگیزه ای بود برای یاد گیری و پرداختن به موسیقی اصیل ایرانی. علاوه بر پدر دایی خوش ذوقش که به زیبایی تار مینواخت برایش مشوقی در راه فراگیری تار بود. به گفته استاد مادر وی با سر دادن لالائی های دلنشین بر گهواره برادران و خواهران کوچکتر اولین معلم موسیقی او بوده و ذوق فراوان را در وجودش برانگیخت. او سال 1335 موسیقی را با یک فلوت لاکی آغاز کردو از سال 1338 ساز تار را بدست گرفت و در همان سال بهترین نوازنده تار بین دانش آموزان استان گیلان شناخته شد و مورد تشویق هنرمندان استان قرار گرفت.او قبل از پایان دوره متوسطه دو شعر وآهنگ ساخت . اولین شعر وآهنگش را در سال 1339 بنام «مو ایسام دریا کنار» ساخت که در سال 1342 با صدای گرم آقای ناصر مسعودی در برنامه 56 گلهای صحرایی رادیو تهران و سپس با صدای شادروان منصور فانی در رادیو رشت اجرا گردید. دومین شعر و آهنگش بنام «لاجونه هوا قشنگه» با صدای گرم و دلنشین زنده یاد استاد فریدون پور رضا اجرا شد. اشتغال در بانک کشاورزی و تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه سبب بروز وقفه نسبتا طولانی در فعالیتهای هنری وی گردید. ایشان تاکنون 33 آهنگ ساخته اند که جز در 3 مورد کلیه اشعار را خودشان سروده اند. تعدادی از آنها که شادروان استاد فریدون پورضا اجرا نمودند: ـ بیشیم تماشا بوکون ـ بیگذرانین اوی بیگذرانین ـ چین کونه ستاره ـ شیرین تر از جانی ـ ماه خانم ـ گول انار ـ بیقرارم ای خدا ـ یکته بزا مو گب نزام اکثر این اشعار با گویش شرق گیلانی و چند مورد هم با لهجه رشتی بوده اند. استاد تقی پور نخستین سراینده شعر محلی شرق گیلانی برای رادیو بوده است. در سال 1377 آهنگ و شعر « کوشتی گیر » با صدای زنده یاد استاد فریدون پوررضا در صدا و سیمای گیلان اجرا گشت و در جشنواره سال 1378 زیباکنار برنده لوح افتخار و جایزه بهترین شعر محلی کشور شد. همچنین شعر و آهنگ «چو ما وا کونیم » و « دومبلاسکنی » نیز با صدای آقای هوشنگ حقیقت طلب در رادیوی گیلان اجرا شد.


نفر ایستاده بنظرم بهرام محجوبی هستند چه نقشی داشته !؟ چراغ گرد سوز برای گرم کردن پوست تمبک متداول بود ! زیر پای استاد حسن تقی پور یک نفر پرده را کنار زده نگاه میکند !
1340/10/5
 مو نکون پریشون لاکو جون طاقت ندانم
دل بنه پریشون لاکوجون طاقت ندانم
توچنی جوونی کوچ یارکفترونه مونی
کوچ یارکفترونه مونی
مو نکون پریشون لاکو جون طاقت ندانم
دلبرپریشون لاکوجون طاقت ندانم
توچنی جوونی کوچ یارکفترونه مونی
کوچ یارکفترونه مونی
تی طلایی مو دسمال دود
چایی زیبیل تی وردود
راه دکی بشو چای باغه سر
چای رج جی آواز بخون
سر بما تی دیل دمساز بخون
راه دکی بشو چای باغه سر
اوی لاجون هواقشنگه
امرو آسمون یه رنگه
ای روخونه آو چی زنگه و ندونی می دیل چه تنگه
لاجون هواقشنگه
امرو آسمون یه رنگه
ای روخونه آو چی زنگه و ندونی می دیل چه تنگه
صوباینه سر مو بمابوم بلته ور
سرخ گل می دس دبو تودام بته ور
ناز بودی ناز بودی
گل ویتی تی سر بنای ما پشتا بودی پله کون ور
شیپ بزم
شیپ بزم
دادبودم فریاد بودم آخه مه نوتی ریکه چی خبر ؟

       راستش هر چه گشتم متن ترانه را پیدابکنم نشد خودم گوش دادم نوشتم امیدوارم درست باشد ! جا دارد نزدیکان استاد این کار  راانجام بدهند و حتی فایل صوتی ترانه در انترنت و جود ندارد و امیدوارم این مهم راهم نزدیکان استاد انجام بدهند







چایی باغ

پئیزه موقع کی دارون واکنن
زرده ولگه بار بدا پس کالنن
بولبولون جا به کلاچون هدنن

حوصله تنگه بنه دیل بیقرار

چایی باغ جیلوه دانه عین بهار
چایی بوتان همه نیشتن تترج
دچه هنان چی قشنگی رچ به رچ!
حیفه روزی باطیلابون ده بوشون ای چایی باغ
اینه مونه خاموشا بون امه خونانه چراغ

چایی باغ دوروور غوروبون عطره چایه
گینه هر کس بنفس دونه او قدره چایه
چی زوموستون چی توستون چایی باغ صفا دانه
چایی کار با دیله خوش ساخته خوجون روا دانه
حیفه روزی باطیلابون ده بوشون ای چایی باغ
اینه مونه خاموشا بون امه خونانه چراغ

****
باغ چای

هنگام پائیز که درختان بی رمق میشوند
برگ زرد را پس از میوه دادن میریزنند
بلبلان جای به کلاغها واگذار میکنند
حوصله تنگ میشود دل بیقرار
باغ چای همچون بهار جلوه گر است
بوته های چای همه یکی بعد از دیگری نشسته اند
چه زیبا ردیف به ردیف ترتیب یافته اند!
حیف است روزی این باغ چای باطل شود واز بین برود
مانند اینست که چراغ خانه های ما خاموش شود

اطراف باغ چای غروبها رایحه چای را
هر کس نفس میگیرد او میداند قدر چای را
چه زمستان چه تابستان باغ چای با صفاست
چایکار با خوشدلی سختی را بجان خود وامیدارد
حیف است روزی این باغ چای باطل شود واز بین برود
مانند اینست که چراغ خانه های ما خاموش شود

حسن تقی پور

https://www.facebook.com/HsnTqyPwrHasanTaghipour

۱۳۹۱ اسفند ۱, سه‌شنبه

حضور «حاجی فیروز» در خیابان های رشت، در حالی که دستکم یک ماه به نوروز، باقی مانده، و در زمانه ای که «سرها در گریبان است»، بارقه ای از امید را در دل ها زنده می کند.... یاد نوشتاری افتادم به قلم پژوهشگر گیلانی ساکن آمریکا و استاندار گیلان در سال های دور ، «دکتر عباس بابک» که نوروز دو سال قبل برای مجله ی دادگر (شماره 20) ارسال کرده بود و نوشتارش در این نشریه، به چاپ رسیده بود؛ تحت این عنوان: INTERNATIONAL DAY OF NOWRUZ بیست و یکم ِ مارس، روز جهاني نوروز .... با هم گوشه هایی از این مقاله را می خوانیم؛ با این امید که ریشه های تاریخی ملت کهنسالمان، در گذرگاه روزگاران، پایدار و پاینده بماند. اینچنین باد... دوستدار همگی شما: ابراهیم مروجی حاجی فيروز نمايش «حاجی فيروز» بيشتر در شهرهاي بزرگ معمول بوده و نوعي استقبال از جشن نوروز است؛ «حاجی فیروز» به صورت مردي است كه چهره ی خود را با ذغال، سياه كرده و كلاه قرمز بر سر و جامه ی قرمز بر تن و دايره زنگي در دست دارد. در خيابانها و كوچه و بازار به راه مي‌افتد و با نواختن دايره زنگي و حركات خنده‌آور و خواندن اشعار بهاري و كنايه آميز ، مردم را مي‌خنداند و به شادي و سرور و جشن نوروز فرا مي‌خواند. اينك نمونه اشعار: ارباب خودم سلام عليكم ارباب خودم سر تو بالا كن ارباب خودم اخماتو واكن ارباب خودم منو نگاه كن ارباب خودم بزغاله قندي ارباب خودم چرا نمي‌خندي به نظر مي‌رسد كه «حاجی فيروز» و «عمو نوروز» و پاپانوئل» ظاهراً بايد ريشه ی واحد داشته باشند و در هر صورت كلمات: حاجی، فيروز (با چهره ی سياه) ، ارباب، سلام عليكم و ... نشان مي‌دهند كه اين رسم مربوط به دوران بعد از حمله اعراب به ايران است و بسا در اصل، نوعي مبارزه با تبعيض و سنگري عُمّال بيگانه و ضدّیت با نژاد پرستي و برده ‌داري بوده كه ارباب، اين چنين به مسخره گرفته شده است. اين رسم در شمال ايران ـ كه مدتها از يورش اعراب مصون بوده ـ معمول نيست و امروزه ، تقریبا در هر نقطه ی كشور، به نوعي عملی مي‌شود *** در « گيلان» البته ، چند روز مانده به نوروز، بعضي جوانها در خيابان ها و معابر به راه افتاده و با آهنگ هاي مخصوص محلی و اشعار زيباي بهاري، مردم را به جشن نوروز فرا مي‌خواندند و ضمناً به درِ خانه ها رفته و عيدي می گرفتند. اين رسم را «نوروز خواني» مي‌گويند.

حاجی فیروز رشت با حاجی فیروز جاهای دیگه فرق داره ! حاجی فیروز ما کت و شلوار پوشیده و کروات زده ! آفرین من که تا حالا حاجی فیروز کرو اتی ندیده بودم

۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

شاخه گلی ازجزیره کیش_عکس های محمدرضاتوکلی








شاخه گلی ازجزیره کیش
شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش

شاخه گلی ازجزیره کیش






۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه

عکس های هوایی لاهیجان از تقی لون آمیز_ 15 بهمن 1391


امروزگرفتار غم و محنت و رنجیم
در داو فره باخته اندر شش و پنجیم
با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم
چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم
ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم...
"ادیب الممالک فراهانی"