۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

گرما خانی روستای چوشل لاهیجان _مقبره در محل بسیار زیبایی قرار دارد البته خوب میشد اگر جاده منتهی به امامزاده کمی تعریض میشد . روی هم رفته همه چیز مرتب ومنظم و تمیز بود و همه ی آد م های آن اطراف مهربان و صمیمی بودند. اگر در محوطه امامزاده برای راهنمایی زوار و آشنایی آنان اطلاعات بیشتر میدادند بهتر میشد برای من خیلی جالب بود و اولین باربود که می دیدم که مردم نذری شانرا با یادداشتی یا بعبارتی نامه ای کوچک و اغلب با خط خوش همراه بااسکناس به پارچه های سبز اطراف ضریح بقعه سنجاق کرده بودند یکی از اهالی چوشل نوشته بود که در محوطه پشت بقعه چشمه آبی است که درآن زوار آب تنی و غسل میکنند و طبق عقاید خودشان آب انرا در ازبین بردن امراض و پاکی روح و روانشان مفید میدانند و در فصل سرما سنگ هایی را روی آتش گرم میکنند وداخل آب میاندازند تا آب چشمه گرم بشود و به همین علت اینجا را" گرما خانی" یعنی" چشمه گرم " میگویند . این چشمه در غرب محوطه در کنار یک درخت بسیار کهنسال توسکادر جریان است و اطراف چشمه را با بلوک سیمانی دیوار کشی کرده اند و بنظر من دیوار کشی لازم نبود چون از زیبایی های طبیعی چشمه کاسته شده است .


 http://www.aparat.com/v/Di56G
گرماخانی روستای چوشل لاهیجان, چنگ دل _ جناب غلام کویتی پور, سروده جناب محمدعلی مجاهدی_طرح یک کلیپ 


۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه

نقاشی های بقعه آقا سید علی روستای متعلق محله لاهیجان

باعث و بانی این دو مجلس مقدس  علی کدخدا و علی اکبر و کربلایی ولد اصغر  متعلق محله


همه ی این عکس ها از
دکتر محمدرضا توکلی





آمدن درویش کابلی با آوردن کشکولی از آب

برای دیدن کلیپ کوتاه ای محل این لینک را کلیک بفرمایید
http://www.aparat.com/v/DSpYh

ابراهیم عطایی قهرمان دو و میدانی این عکس را از روی ورقه ی آگهی از پشت ویترین مغازه ای در لاهیجان گرفتم

 این عکس را از روی ورقه ی آگهی از پشت ویترین مغازه ای در لاهیجان گرفتم

بقعه "آقا سید علی" با بنای قاجاری و نقاشی های زیبا روستای "متعلق محله" لاهیجان

Shrine of Agha Seyyed Ali
 Motaallegh Mahalleh Vilage of Lahijan

Shrine of Agha Seyyed Ali

۱۳۹۱ خرداد ۸, دوشنبه

کوچه باغ های بند بون لاهیجان



اسب های کوچک خزری _تم شل لاهیجان



بندبون لاهیجان _ کوه مزار کوتی

بالا بند بون لاهیجان _ کوه مزار کوتی

تالاب روستای بنده بون بالا محله لاهیجان _ عکس محمدرضا توکلی


تالاب روستای سوخته کوه لاهیجان _ عکس محمدرضا توکلی

تالاب روستای سوخته کوه لاهیجان_عکس ز دکترمحمدرضا توکلی

تالاب روستای سوخته کوه لاهیجان_عکس ز دکترمحمدرضا توکلی

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

یادداشت محمد وثوقی_ اینه درونی اَمره کوشته دره اینه بیرونی مردمه

اول که این عکس را می بینی فکر می کنی که کامل لود نشده اما بعد که دقت می کنی معلوم می شود که این محو شدن بالا و پایین عکس عمدی است. نمی دانم، شاید منظور عکاس این نباشد که من می گویم اما چیزی که با دیدن این عکس به ذهنم آمد واقعیت لاهیجان بود.
شاید واقعیت لاهیجان همین عکس باشد. استخر و جزیره ای زیبا و روشن و شفاف. اما در حاشیه های آن همه چیز محو است، گنگ است، در آن گوشه های تاریک و مات اگر خرابی هم باشد به چشم نمی آید. همه ی چشم ها به قسمت های روشن و زیبای شهر است. بگذار هر سال مردم ایران بیایند و اطراف استخر و شیطان کوه چادر بزنند و بعد هم بروند همه جا به به و چه چه کنند که به به چه شهر قشنگی، چه شهر تمیزی.
چه اهمیت دارد اگر در آن قسمت های محو و در یکی از این خانه ها جوانی 30 ساله با مدرک فوق لیسانس بیکار است. اصلاً مهم نیست که هنوز هم یک کارخانه و مرکز صنعتی بزرگ در این شهر ساخته نشده . بگذار در پر آب ترین منطقه کشور بسته های آب معدنی پرفروش ترین جنس سوپرمارکت ها باشد. بگذار پیرمردی که یک عمر با فروش برگ سبز چای زندگی کرده و هشت سر عائله را نان داده است زمینش را به امان خدا رها کند و در خیابان دستمال کاغذی بفروشد. مردم شهر سینما می خواهند چه کار؟ دی وی دی که فراوان پیدا می شود. شهر پیله و ابریشم هم مال کتاب های تاریخ است. مهم این است که شهرمان قشنگ است، زیباست، اصلاً پایتخت گردشگری فلان است
خلاصه اینکه این سرسبزی و زیبایی همه را فریب داده و اول از همه خودمان را.
به قول لاهیجانیها: اینه درونی اَمره کوشته دره اینه بیرونی مردمه
کاش می شد همه جای لاهیجان به اندازه استخر و شیطان کوه زبانزد باشد. اقتصادش  صنعتش، کشاورزی اش، امکانات فرهنگی و ورزشی اش و .  شاید آن موقع بسیاری از لاهیجانیها خارج از شهرشان ساکن نبوده و در شهر خودشان مشغول به کار و زندگی باشند

در آخر هم باید بگویم که تمام این خرابی ها و معضلات نمی تواند ذره ای از مهر و عشق ما به شهرمان بکاهد و ما لاهیجان را با همه گرفتاری ها و مشکلاتش بیش از هر شهری در دنیا دوست خواهیم داشت.

محمد وثوقی لاهیجانی

عکس از رحیم واعظ صالحی

۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

بام سبز لاهیجان را هم می‌توان پیاده آمد هم با ماشین. محلی برای پیاده روی و كوهنوردی است. سفر به زیباییهای لاهیجان

Hossein Sarparast عکس از

سفر به زیبایی‌های لاهیجان سرزمین پیله‌ها و پروانه‌ها


سفر به زیبایی‌های لاهیجان

سرزمین پیله‌ها و پروانه‌ها

بو می‌كشیم زندگی را با طعم چای داغ لبریز، لب سوز، لب دوز. در یك جاده مه‌آلود شمالی. سر می‌كشیم چای را با طعم لحظه‌های سبز سیر زندگی در استكان‌های كمرباریك. مهمان بوته‌های چهار فصل سال می‌شویم روی كوه‌های كم ارتفاع در مسیرهای سبز.
سفر به زیباییهای لاهیجان

پرواز گنجشك‌ها را به تماشا می‌نشینم در میان بوته‌های چای كه در ردیف‌های منظم پشت هم كاشته شده‌اند. خوشحالیم كه این قصیده طولانی با وزن سبز و با ردیف درختانش پایانی ندارد. پایانی هم اگر باشد، می‌شود ابتدای آبی آسمان و كیست كه برای آسمان آبی پایانی متصور باشد؟ همان است كه می‌گویم. كوه‌های كم‌ارتفاع سبز لاهیجان را كه ادامه بدهی می‌رسی به كوه‌های بلند پوشیده از برف سال و بعد آبی ‌‌آسمان. لاهیجان از غرب به آستانه اشرفیه و سفید‌رود می‌رسد. از شمال، به ساحل خزر می‌رسد. مشرق را كه ادامه می‌دهد می‌شود لنگرود. به سوی جنوب كه می‌رود به دیلمان می‌رسد و جنوب غربی را اگر ادامه بدهد می‌شود سیاهكل.



ملاقات با شیطانكوه

لاهیجان را باید یكسره به شیطانكوه بكشانی و از بلندای این كوه به تماشایش بنشینی. امتحان كن تا این شهر با سقف‌های سفالی نارنجی‌اش برای همیشه در ذهنت حك شود. لاهیجان هرچند از روزهای گذشته خویش فاصله گرفته و بخش‌هایی از آن همان رنگ شهرهای بی‌هویت را گرفته، اما هنوز هم شناسنامه خود را دارد. لاهیجان را از بلندای شیطانكوه به تماشا كه می‌نشینی تازه شناسنامه این شهر از مه بیرون می‌آید. خانه‌هایی با سقف‌های سفالی، آشنا با لهجه باران، ردیف و شانه به شانه هم در دل چشمانت می‌نشیند.
سفر به زیباییهای لاهیجان

خیابان‌هایی كه ادامه پیدا می‌كند تا دل گرفته آسمان. خیابان‌های خط‌كشی شده بدون این‌كه خانه‌ای پیش و پس شده باشد. بدون این‌كه خانه‌ای بلند و كوتاه شده باشد. معماری باور نكردنی دارد. هیچ كجای ایران، همسایگی‌ها اینطور شانه به شانه و با نظم و ترتیب در دل چشمانت نمی‌نشیند. پله‌های شیطانكوه را یكی یكی كه پشت سر می‌گذاری، برگرد و به شهر نگاه كن تا حست با ما یكی شود. كوله‌ات را زمین بگذار و چشم بگردان به كوچه پس كوچه‌های شهر. تا آرامش شهری كه اصول معماری را رعایت كرده در دل چشم‌های خسته ات آشیانه كند.



دسته دسته سار ریتم بگیرد میان نی‌نی چشمانت. شیطانكوه و این همه آرامش. فریب این اسم را نخور. هیچ كس بدرستی نمی‌داند چرا آن را به این اسم می‌نامند. برخی می‌گویند شاه نشین‌كوه بوده و بعد‌ها شیطانكوه شده است. هرچه باشد این كوه زیبایی خاص خود را دارد. پوشیده در شولای سبز درختان. نه، شیطان چیزی از عظمتش كم می‌كند و نه، شاه برعظمت چیزی می‌افزاید. اما شیطان اسمش را رمزآلود می‌كند. شاید برای همین است كه كسی دقیقا نمی‌‌داند چرا این كوه چنین نامی گرفته ‌است. رازآلود می‌شود وقتی دل آسمانش می‌گیرد و مه هوای سقف‌های سفالی نارنجی‌اش می‌كند و در كوچه پس كوچه‌های شهر گم می‌شود.
سفر به زیباییهای لاهیجان

نارنجی‌هایی كه بوی اصالت می‌دهد. از شیطانكوه آبشاری مصنوعی سرازیر می‌شود و به دریاچه روبه‌روی كوه می‌ریزد. دریاچه كه این روزها جزیره از دل آن بیرون كشیده‌اند و داخل آن رستورانی است برای گذران لحظه‌های با هم بودن. جمع‌های دوستانه و خانوادگی. پله‌های شیطان كوه را كه زیر گام بگذاری تازه می‌شود بام لاهیجان. شهر با همه قصه‌اش زیر نگاهت قرار می‌گیرد. غروب آفتاب را به تماشا بنشین آن زمان كه رخسار خویش را در دریاچه روبه‌رو به تماشا می‌نشیند. گر می‌گیری از این همه زیبایی. شكوه می‌گیرد نگاهت. همه مسیر كه تو پله پله بالا آمدی تا رفتن و آمدن خورشید را به تماشا بنشینی. امروز می‌توانی با سوار شدن به تله‌كابین شهر به تماشا بنشینی. كوه‌‌ها پوشیده در سبزی درختان، بوته‌های زیبای چای. زنان ومردان كه طعم زندگی از بوته‌‌ها می‌گیرند. و زیر چشمانت جاری می‌شوند در متن زندگی.



مسیر تله كابین لاهیجان راه جنگل می‌برد و آسمان. بازی ابر است و مه؛ اما اینجا هم تا چشم كار می‌كند درخت میرانده‌اند و به دست تبر سپرده‌اند برای ساختن خانه‌های ویلایی. خانه‌های كه بوی اصالت نمی‌دهد. نارنجی آنها با نارنجی خانه‌های لاهیجان سال‌های سال فاصله دارد. غریبگی عجیب دارد با آنچه بود و آنچه شد. خانه‌هایی كه چند روزی از سال محلی برای آرامش آنها می‌شود. هرجور حساب كنی، نمی‌ارزد. حساب و كتابش جور در نمی‌آید. ضرر روی ضرر است. نه نمی‌ارزد. به مرگ این همه سبز و سرخ نمی‌ارزد جان طبیعت را بگیری تا چند روزی در دل خانه‌ای از جنگل آرامش بگیری. آرامش از جنگل بگیری تا آرام بگیری. بام سبز لاهیجان را هم می‌توان پیاده آمد هم با ماشین. محلی برای پیاده روی و كوهنوردی است.
سفر به زیباییهای لاهیجان

بام لاهیجان پر از شیطنت‌های كودكانه است، شلوغ و دلفریب سالم و سرحال. هرچند از زیبایی كودك آرام لاهیجان كم نمی‌كند.

اصلا بر این بلندا، زندگی دیگری جاری است. لاهیجان را اگر كودكی آرام، متین، سالم و سرحال بدانی، بام لاهیجان پر از شیطنت‌های كودكانه است، شلوغ و دلفریب، سالم و سرحال. هرچند از زیبایی كودك آرام لاهیجان كم نمی‌كند. اصلا این دو كنار هم معنا می‌یابند. تكمیل‌كننده همدیگرند. نگاهت را از همان بالا پرواز بده تا كوچه پس كوچه‌های قدیمی شهر. بگذار بوی سنت بگیری. لحظه را اصالت بده.
سفر به زیباییهای لاهیجان

عمق را بكاو در كوچه‌هایی كه پر است از خاطرات پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها. خلوتت را به كوچه‌ها كه می‌كشانی از جلوی درهای قدیمی چوبی گذر می‌كنی با كلون‌های آهنی زنانه و مردانه. معماری ایرانی اسلامی را به رخت می‌كشد. روزنه‌های كوچك ناودان‌ها كه آشناترینند با لهجه باران و ترانه‌ آسمان. ناودان‌ها همین جاست كه شعر می‌شوند. پناه می‌شوند. باور نداری. به لاهیجان بیا. شهری كه سقف‌هایش از یورش مدرنیته جان سالم به دربرده‌اند. نارنجی‌مانده‌اند و سفالی.



از كدوم پروانه پروازت گرفت

لاهیجان، شهر پیله‌ها و پروانه‌هاست. سفر به لاهیجان باید درست در فصل پروانه شدن باشد. بهار را می‌گویم. هرچند هیچ چیزی دیگر مثل گذشته برقرار نیست. امروز پیله‌ها بیشتر به كار می‌آیند تا پروانه. ابریشم را بیشتر می‌پسندند تا پروانه شدن، ولی چاره‌ای نیست. باوركن اگر پرواز نكنی، مرداب می‌شوی. پس بهارت را به لاهیجان بكش. پروازی باید. نگاهی دوباره. پاره كردن پیله‌ای. پیله‌ نگاهت را كه بشكافی پروانگی را آغاز می‌كنی. پروانه‌میشوی. اصلا پرواز لاهیجانی‌ها از همین پروانه‌هاست. پیش از آن‌كه نامش با عطر چای آوازه بگیرد، با پروانه پروازش گرفت و البته با ابریشم‌ها كه به دنیا صادر می‌كرد. اما قصه چای؛ چای را نخستین‌بار حاج‌محمد حسین اصفهانی در سال 1302 هجری قمری در عصر ناصرالدین شاه به ایران كشاند، اما موفقیتی به بار نیاورد. بعد‌ها شخصی به نام محمدخان قاجارقوانلو ملقب به كاشف‌السلطنه در سال 1319 چای را از هند به ایران می‌آورد. بربالای همان شیطانكوه اگر هستی می‌توانی با تله‌كابین بر بلندای لاهیجان قرارگیری تا یكی از بكرترین لحظه‌های خلقت به ذهنت ارزانی شود. بوته‌های ردیف چای كه ریتم گرفته روی كوه‌ها. جایی بین شیطانكوه و كوه‌های فلاح‌خیر، بخشی از سلسله جبال البرز. اگر به گشت و گذارت ادامه بدهی حتما راهت به موزه چای لاهیجان می‌افتد.

آرامگاه كاشف السلطنه، پدر چای ایران. پر از اشیای قدیمی از كتب خطی گرفته تا لباسهای رنگ رنگ محلی. ادامه بدهی. اگر سراشیبی‌اش را تاب بیاوری، می‌رسی به باغ كشاورزی. باغ پژوهشكده كشاورزی. لبریز انواع گل‌ها و گیاهان آپارتمانی، باغچه‌ای و درختچه‌‌های تزیینی. اگر زمان اجازه می‌دهد لحظه‌هایت را بكش به دریاچه‌ زیبایش. از لحظه‌ها استفاده كن. نو شو.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

لاهیجان روستای زیبای " زاکله بر" بقعه چهل ستون

May15,2012 کوره بر لاهیجان

May15,2012  کوره بر

May15,2012  کوره بر

بقعه آقا سید ابراهیم کوره بر

راه چهل ستون از کنار تالاب کوره بر میگذرد

سل زیبای کوره بر

May15,2012  کوره بر

ماضی کله زاکله بر لاهیجان

   ماضی کله  زاکله بر لاهیجان حنمآ درخت بلوط زیاد داشت





راه "چهل ستون" زاکله بر از" دره جیر " میگذرد


آهندان

http://ahandan.blogfa.com/

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

! شانه بسر بومی طبیعت گیلان است این یکی بادوربین میلاد نیکرو شکارشده

هدهد... اولین بار بود از نزدیک میدیدم :)
 البته شرمنده که دوربینم حرفه ای نبود
خوب شکارش کردی .
.دوربین چه اهمیتی داره !؟
 به خوشگله روی سفال
 نشسته.

   آفرین میلاد عکس خوبی گرفتی از این" شونه بسری " را در کجا گرفته اید ؟ شکارت عالی بود انشالله دوربین دارهم خواهی شد 
 روی سقف ادارمون، جاده سیاهکل   کلشتاجان    merC :)

در مسیر بقعه دو برادران کوهبنه لاهیجان رانندگی کرده اید ؟ از جنوب لاهیجان و از کوی زمانی یا از پل کشتارگاه سابق شروع کنید و در مسیر جاده روستای آهندان وبطرف کوههای جنوب لاهیجان حرکت کنید

شیطانکوه و جنگل میر صفا و دورتر از فراز بقعه  دوبرادران  کوهبنه لاهیجان
بقعه دو برادران آقا سید تقی و آقا سید ابراهیم


این معماری بنظر من نامانوس است و زیبایی ندارد مناره ها روی هوا و بی پایه و گنبد کوچک روی شیروانی شیب دار حلبی است وکلآ گنبد و مناره با ساختمان تناسب ندارد ،ودر مقایسه بابنای زیبای   مقبره آقا سید ابراهیم چهل ستون محله زاکله برخیلی ضعیف تر است و جای تعجب دارد که این همه فوج فوج مهندسان و معماران درس خوانده و تحصیل کرده خوش ذوق و هنر با آن همه انجمن و تشکیلات صنفی کجا یند
بقعه دو برادران آقا سید تقی و آقا سید ابراهیم


چشم انداز زیبا  از فراز بقعه  دوبرادران  کوهبنه لاهیجان

در مسیر بقعه دو برادران کوهبنه لاهیجان رانندگی کرده اید ؟ از جنوب لاهیجان و از کوی زمانی یا از پل کشتارگاه سابق شروع کنید و در مسیر جاده روستای آهندان وبطرف کوههای جنوب لاهیجان حرکت کنید