https://yaranrachehshod.blogspot.com/2014/08/bijan-najdi_25.html
https://yaranrachehshod.blogspot.com/2014/04/blog-post_6106.html
https://yaranrachehshod.blogspot.com/2011/12/bijan-najdi_17.html
https://yaranrachehshod.blogspot.com/2011/12/bijan-najdi.html
بفرمایید بنشینید
و حتی نیست
ستون شن برشانه های برف گرفته زاگرس
که تکیه کند باران سر زمین من
و نیمکتی بر البرز
که بنشیند گاهی ابر
پس
صندلی گذاشته ام در بالکن
دست های باران در دستم سرد
بفرمائید بنشینید باران بالا بلند من
قالیچه انداخته ام زیر پا هایت
بر سقف پشتی گذاشته ام
بالش
که تکیه کنی با تو هستم ابر
خب حالا حرف بزنیم
آن بالا چه میگذرد ؟
فرشتگان خوب اند ؟
شنیده ام خورشید پیر شده
راستی ماه چه کار میکند ؟
سه چهار شب پیش همین طرف ها بود
پشت شاخه انجیر و در آغوش درخت حیاط من
شما هم سنگ هارا می بینید
این سنگ های آسمانی و تکه های شهاب ؟
شاید منظومه ای آنجاست که شلیک می کند به منظومه دیگر
ستاره ای دیده ن اید سوگوار ستاره ها
با نعش ستاره ای در دست
نه ؟ اصلآ ؟ هیچ ؟
پس نگاه کنید به قاره های ما
به سرنوشت خاک
خواهش میکنم نگاه کن باران
ببین باتوهستم ابر
پیش از آنکه راهی سفر بشوید
از رویای من تا زاگرس
از دست هایم تا البرز
بیژن نجدی این شعررا تقدیم بدوست خود" حیدر مهرانی" تقدیم کرده است
زنده یاد, بیژن نجدی شاعر و نویسنده معاصر ایرانی بود. او کارشناس رشته ریاضیات و دبیر دبیرستانهای لاهیجان این بود. او برنده جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی نیز شدهاست (۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش - ۳ شهریور ۱۳۷۶ در لاهیجان) . "بیژن نجدی" خودش را این طور معرفی می کند
من به شکل غم انگیزی "بیژن نجدی" هستم.متولد خاش،گیله مرد هم هستم،متولد۱۳۲۰ سالی که جنگ جهانی دوم،تمام ش
http://youtu.be/mSeUJqXyx0Q
شعر خوانی بیژن نجدی
پروانگی های مقدس
شعری از زنده یاد_بیژن نجدی
باصدای شاعر
از کتاب پسرعموی سپیدار
چاپ اول هشتادوشش_صفحه _دویست وچهل و
در گود خیال و خیابان و تار
نئون راه می رود با طرحی ازتن پروانه
بوی روشن و خاموش خاموش و روشن تو
در میدان و آنسوی شیشه اتوبوس پشت پرده باران
نئون راه می رود چای خانه پروانه کاش صبحانه ای با تو در دل شب
تهران وخیابان فردوسی آسمانی پر از براده های سرخ نئون عتیقه فروشی پروانه
پروانه های روی زره و تیغه شمشیر وجامی از نقره
حالا صبح تهران است وشکسته های خاموش نئون ریخته بر اسفالت
آرایشگاه پروانه چشمان بی سرمه نیم رخ تو
عطر دور حنا ونگاهی پر از آب مروار
![]() |
| ...گلدسته ای این جاست در آسمان مسجد ده ایستاده اذان وکاشی وکفتر من جغرافیای خودم هستم ظهر عاشورا بر سینه می زنم با کف دست ...بیژن نجدی |
![]() |
"آوای مرگ"
یک روز
در پیراهنی که پوشیده ای خواهی مُرد
و بوی تنت را
صابون خواهد بُرد
و دندان ها
سال ها بعد از ریختن گوشت تنت
لبخند خواهد زد.
|
![]() |
| محمد علی سپانلو در لاهیجان |
![]() |
| باشاگردانش |
![]() |
| در منزل بیژن نجدی صمد توانا |
دُرّ کمیاب صدف ادبیات
یادداشتی بر مجموعه شعر «خواهران این تابستان» ، بیژن نجدی(۱۳۷۶-۱۳۲۰) نشر ماه ریز/چاپ اول ۱۳۸۰ ، بهزاد موسائی(نویسنده،پژوهشگر و منتقد ادبی)
«دلم می خواهد شعری بنویسم
هنگام که خفته ام
در تابوت
و من دوباره زاده خواهم شد»
(آوای مرگ ۳-ص۲۴۵)
چقدر دشوار است نوشتن راجع به بیژن نجدی که دیر آمد و زود رفت، در ۵۶سالگی. هنوز او را خوب نشناخته بودیم و تک و توک شعرهائی را در مطبوعات چاپ کرده بود که ناگاه در حدود ۵۰ سالگی با مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویده اند» همه ی نگاه ها را به سوی خود جلب کرد. کتابی که برنده ی جایزه ی«قلم» مجله ی گردون شد با داستانهائی سرشار از غنای تکنیکی و همین یک مجموعه نشان داد که یک «بزرگ شمالی»آمده است تا در ادبیات داستانیِ معاصر، خطبه بنام خود بخواند. او شعرهایش را به ما نشان نداد تا غافلگیرمان کند و چه غافلگیری بالاتر از انتشار آنها به شکل کتاب آنهم پس از مرگش، به همت همسرش پروانه محسنی آزاد. مجموعه ی خواهران این تابستان بی شک یکی از تکخالهای ادبیات گیلان و حتی معاصرِ ماست. شعر بیژن نجدی همچون داستانهایش مخصوص به خود او و غیرقابل تقلید است. بی هیچ ادعائی. از همه ی پست مدرن بازها، مدرن تر و درعین مدرنیسم اصیل تر است. نوآوری در زبان شعر نجدی ویژگیِ منحصر به فرد اوست. همذات پنداری با اشیا و طبیعت و حرکت اشیا با کلمات و فضاسازی متناسب همراه با فاصله گذاری و ریتم دلنشین شعرها با استفاده از واج آرائی، افسوس ما را دوچندان می کند که چرا نجدی نماند تا بیشتر ببالد و به تکامل شعری و داستانی خود برسد و افسوس بیشتر برای اینکه منتقدین شعر، خیلی به اجمال و گذرا با نجدی و شعر او برخورد کردند! به همین جهت است که نگارنده بر آن شد که پس از یک دهه از انتشار این مجموعه شعر نگاهی به آن داشته باشد تا هم یادی از این بزرگ شمالی کرده و به همگان یادآوری کرده باشیم که نقد و بررسی رفتگان امری واجب است و ای کاش نجدی آثارش را آنموقع که در حیات بود منتشر می کرد تا از ویرایش بهتری برخوردار می شد. هرچند که همراه و همسر نجدی همه ی توان و دقت و حوصله اش را به کار گرفته است تا مجموعه ای در خور و سزاوار نام نجدی از آب دربیاید اما واضح است که حضور شاعر و اشراف او به شعرهایش لطف و رونق دیگری داشت.
پیش از این از واج آرائی در شعرهای نجدی گفتیم که یکی از عناصر موسیقیائی شعر سپید یا حتی بی وزن است. به چند نمونه ی زیبا از شعرهایش دقت کنید:
«بارانی که می بارید بر گلدان مهمانی جنگل (ص۱۴)»
«پنهان در آذین های تنهائیش(ص۲۴)»
«جنازه ای از سبزینه ها و سپیدی سرخ سوخته ای می بردند مردان قبیله ی من(ص۳۱)»
«برف سفید پوستم اگر سفید می بارد جائی در آسمان من سرد شده است(ص۵۹)»
«ناخنی برای نیم رخ دختری که رخش یادم نیست(ص۷۰)»
«با سفید ساکت صحبت / با سیاهی دود (ص۸۳)»
«صدای ریختنش شیرین در شورآب های خزر (ص۱۰۰)»
«مگر با زخمه ها و زخمی بر استخوان خاطرات من (ص۱۳۱)»
«پس این آسمان است که در دستهای من است (ص۱۳۸)»
«و خواب می بینم که خواب شده ام/ و خواب می بینم که درختان مرا در خواب دیده اند (ص۲۱۱)»
«سرخ و سوراخ در پستوی سمساری (ص۲۳۹)»
ملاحظه فرمودید که در یازده نمونه از شعر نجدی نشان دادیم واج آرایی چه نقش اساسی در ریتم و هارمونی شعرش دارد در مجموعه ی حاضر که ۱۸۴ شعر از شاعر را دربرمی گیرد بی اغراق می توان صدها نمونه از واج آرایی را مشاهده کرد و دریافت که شاعر به عمد با این بسامد بالا از این تکنیک سود جسته است.
اما اشاره ای به ویرایش شعرها داشتیم. به نظر می آید شاعر هرگز مجالی نیافته بعضی از شعرهایش را دوباره نویسی کند، به همین جهت خانم پروانه محسنی آزاد برای حفظ امانت، آنها را بی هیچ تغییر و تبدیلی عیناً آورده است. برای مثال شعر «لافند باز» در ص۱۱۹ کاملاً بخشی از شعر «جغرافیای عزیز من» در ص ۱۵۹ می باشد که پیداست شاعر مجال تغییر نیافته و نیز بند دوم شعر «آسمان سیمانی» که کاملاً به عنوان بند آخر شعر«تشویش ها» در ص ۱۸۸آمده است. بعضی از سطرها هم عیناً در چند شعر تکرار می شود و بدیهی است که اگر بیژن نجدی خود به کار مجموعه اش می پرداخت کتابی شسته رفته تر می شد و نیز حجم کتاب که با توجه به کتابهای لاغر شعر امروزی، می توانست تبدیل به سه مجموعه شعر شود!
نام زیبای مجموعه در هیچ شعری نیامده است و معلوم نیست وصیت شاعر است یا هوشمندی کس دیگر….هرچه هست به فضای شعرها نزدیک است و ای کاش همراه و همسر شاعر مقدمه ای هم بر مجموعه می نوشت و در خصوص همه ی این موارد و نیز گوشه هائی از زندگی و شعر بیژن نجدی بیشتر نوشته می شد چون به نظر می رسد عمر شاعر میانزاهدان تا لاهیجان گذشته است همراه با سفر به کردستان و حیف است که درصد بالائی از شعرها بدون ذکر تاریخ و مکان آمده که دست پژوهشگران ادبی را برای تحقیق بهتر در زندگی و آثار نجدی در آینده می بندد و همین جا پیشنهاد می دهم که خانواده و دوستان و ناشران(حداقل شمالی ها) نگذارند یاد و خاطره و آثار شاعر مهجور بماند.
در واقع امثال نجدی مانند دُرّ کمیابی در صدف ادبیات هستند و چقدر زندگی و شعر نجدی و بیژن کلکی در اینجا بهم شبیه می شود، دو بیژن که در چاه فراموشی زمان افتاده اند و هر دو هم یلی بوده اند در ادبیات و بی مانند….
به مجموعه برگردیم. پیشتر اشاره ای داشتم به حرکت و جاندارگرائی اشیا در شعر شاعر و نیز نوآوری در زبان که آنرا در شعر نجدی منحصر به فرد می دانم. این ویژگی زبانی در داستانهای او هم به خوبی دیده می شود. او کار با افعال و صفات را به خوبی انجام می دهد. ترکیباتی که از فعل و صفت و علائم جمع می سازد به گونه ی شگفت انگیزی به ریتم شعر حرکت می دهد و در کنار آن اشیا و پرندگان، باران و اسب ها، پل ها و آدمها، دستها و پاها، به راه می افتند. در آخرین شعر مجموعه ، «با گریه کنم هایت»، که به پورین محسنی آزاد(برادر همسر و داستان نویس)هدیه شده و در تاریخ شعر هم حوالی مرگ شاعر است نمونه ی خوبی از دستور زبان ابداعی نجدی است:
«آغاز دست های تو بود
با گریه کنم هایت
کنار ویرانی کلمات و انحنای تن حوا
میعادگاه تنفس و گاه بود و خواهش دست
بر خیس می باردهایم
نگاه کن به آب و این خلوت آبی
گیاه شیشه ترین و ماه پوشیده
پیراهن تشنج من
و عشق که می گذرد بر پاهای گناه
از می گذری هایم که من از شاید آمده ام
که تو از هرگز من با دستهایت آمده ای
و لیوانی پر از موسیقی تا می شنوم هایت.
(بهار ۱۳۷۶-شعر باگریه کنم هایت-ص ۲۴۸)
درپایان این یادداشت، دریغ و دردی می ماند از آنچه که من آنرا «حضور خالی شاعر» می نامم و در مانده ام از اینکه چرا آنقدر دیر آمد که زود برود و اینقدر ناگهان ۱۶ سال از رفتنش بگذرد؟! و ما بمانیم چون رفیقی نیمه راه از کاروان عمر !








.jpg)
.jpg)






.jpg)





.jpg)





.jpg)







هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر