۱۳۹۸ اسفند ۷, چهارشنبه

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، در فضای مجازی خبری مبنی بر مرگ پرستار یکی از بیمارستان‌های استان گیلان مبنی بر کرونا دست به دست می‌شود. نرجس خانعلی‌زاده پرستار ۲۵ ساله اورژانس بیمارستان میلاد لاهیجان است که در حین خدمت‌رسانی به بیماران جان خود را از دست داد. کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، در این باره گفت: هنوز اسم این پرستار در لیست فوتی‌های مبتلا بر اثر کرونا گزارش نشده است و احتمال مرگ بر اثر آنفلوآنزا وجود دارد. سازمان نظام پرستاری کشور در پی ضایعه اسفناک درگذشت این پرستار جوان به علت آنفلوآنزا خدمت خانواده محترم، بازماندگان و همچنین جامعه بزرگ پرستاری کشور به خصوص جامعه پرستاری استان گیلان پیام تسلیتی صادر کرده است.

نرجس خانعلی‌زاده پرستار ۲۵ ساله اورژانس بیمارستان میلاد لاهیجان است
 که در حین خدمت‌رسانی به بیماران جان خود را از دست داد.

۱۳۹۸ بهمن ۲۸, دوشنبه

مرحوم حاج سید محمد صادق امام رضوی، و همراه فرزندشان سید رضارضوی.

حاج سید محمد صادق رضوی،  فرزندشان  سید رضا رضوی
روی پله های سمنتی با لبه های ابزار خورده نشسته اند. دیوارخشتی با گچ  بند کشی شده ، حصیر زیرپا، یادگاری زیبا از لاهیجان قدیم

مرحوم حاج سید محمد صادق امام رضوی، و همراه فرزندشان سید رضا...
 محمدآقا رضوی نوه سیدرضا این عکسارو داشت. برای رونمایی این عکس ها از ایشان تشکر میکنم.. 
حاج سید محمد صادق رضوی

خاندان رضوی در لاهیجان جزیی از فرهنگ لاهیجان است. دریاداشتی از دکترعلی امیری مورخ و محقق لاهیجانی خوانده ام، که جد رضوی ها به دعوت حاکم لاهیجان محمدعلی خان امین دیوان صفاری که شدیدآ مذهبی بود از مشهد به لاهیجان آمده اند تا راهنمایی برای مردم لاهیجان باشد و گیلانیان را با شرعیات اسلامی آشنا بکنند...

۱۳۹۸ بهمن ۱۳, یکشنبه

وبلاگ دکتر محمد رضا توکلی : چای چین اول باغ های لاهیجان، یا "چای سرگل لاهیجان" نه خوردن گل چای.

این نوشته سروش صحت نابغه اصفهانی درمورد چای لاهیجان : دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست. هول هولکی و دم دستی.  برای رفع تکلیف .  اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی.. این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان، می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر... سیاه ... دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.  باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.  باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی... زندگیتان پر از دوستان ناب..
این عکس را هادی توکلی در کارخانه چای توکلی لاهیجان آن موقع که سرپا بود وهنوز نسوخته بود از من گرفت. کنار ماشینی که می گفتند "فایرمات" است. چای گرم را در مخزنش می ریختند وخاک و خلش، ساقه و چوبش را از چای سیاه جدا می کند. خانم من که به تهران رفت و آمد می کرد و داشت دکترای مدیریت می گرفت، استاد از آمریکا برگشته ای داشت که سفارش چای لاهیجان می داد و به اصرار پولش را هم می داد. نمی دانم چرا سفارش کرده بود برایش گل بوته چای ببرد تهران. من یکی فکرم خیلی مشغول این دستورش شده بود. خلاصه خودم راهی باغ های چای شیطانکوه لاهیجان شدم و برایش یک نایلکس گل سفید چای چیدم و چند شاخه برگ و چند دانه  سبز و کال چای هم کندم داخل کیسه نایلون گذاشتم و برد تهران. گفتم به آقای دکتر بگو درلاهیجان کسی گل چای را نمی خورد یا حد اقل ما ندیده ایم، ممکنست سمی باشد و عوارض داشته باشد. می گفت وقتی سرکلاس دست استاد دادم بقیه هم کنجکاو شده بودند و کیسه را دور گرداندند یکی یکی داخل کیسه را وارسی کردند و سئوآل هایی می کردند و من جواب شانرا می دادم...