۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه

عکس از سید عبدالوهاب توکلی


عکس از سید عبدالوهاب توکلی

این عکس فکر می کنم پشت کارخانه چای توکلی گرفته شده است که عموی من سید نعمت الله توکلی با برادر و دوستانش و پسران و برادر زاده هاش گرفته است.
از راست حاج شیخ علی شفیعی بین کلایی  محضر دار ، حاج میرمویدی، میرزاعلی نقی کیا، حاج سیدنعمت الله توکلی، مویدصفاری، حسین درخشان با لباس ژاندارمی، حاج میرآقا توکلی.
در جلو از راست : دکتر حمید توکلی، ابراهیم توکلی کارمند بانک ملی، دکتر اسحق توکلی، مهندس شهروز توکلی، دکتر محمدتوکلی آرشیتکت است.
یک نفر پشت دورتر ایستاده است، یک بچه با فاصله  دارد نظاره می کند.

کارخانه چای سازی توکلی ها کنار جاده خاکی لاهیجان رشت محله حاجی آباد نزدیک لاشیدان لاهیجان ساخته شده بود. سمت راست این عکس چوب درخت تبریزی که به هوارفته بلته میگفتند نوک چوب را طنابی بسته میشد وپایین کشیده میشد تاعوارض شهرداری گرفته بشود . بساط عوارضی شهرداری را مامور شهرداری آقای خشنود اداره میکرد

عکس از سید عبدالوهاب توکلی
ماشین مرسدس بنز صدو هفتاد مشکی را پدرم درآلمان خریده بود و از طریق ترن و کشتی به بندر پهلوی آورده بود و درغازیان انزلی تحویل گرفته بود در داخل پارک شده است وحاجی میرراننده و شوفر کنارش ایستاده است 
دم دروازه حاجی خان نیری با پسرش بهمن ایستاده اند
یکی از کارگران دم پنجره به تماشا ایستاده است 
بالای شیروانی حلبی آنتن رادیو نصب کرده اند . یادم هست رادیو به چند بلندگوداخل و بیرون کارخانه وصل بود ودائم برنامه پخش میکرد

۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

زرگراصفهانی نیکلای لاسقاریدیس یونانی و برادرش اودسا لاسقاریدیس

 1325
عکس از سید عبدالوهاب توکلی
عکس باغ چای وعمارت چای خشک کنی توکلی ها در روستای بازکیاگوراب لاهیجان است ، این هم باید از عکس پدرم باشه که با دوربین کداک و سه پایه اش گرفته این عکس در آلبوم عموی من سید نعمت الله توکلی بود که پسرعموی من شهروز توکلی به من داده است. اقای خردادپور سمت چپ کمی با فاصله ایستاده است او کارمند دارایی یا مالیه بود و دوست صمیمی پدرم سید وهاب توکلی بود خیلی دوست دارم بدانم که آدم های این عکس کی بودند و چیکاره بودند و به چه مناسبت این جا باهم عکس انداخته اند.
نوری توکلی این آخر ها در بستر بیماری که منجر به مرگش شد بازهم درباره این عکس اظهارنظر کرده بود و میگفت از سمت راست نفر اول ایستاده درپشت باغبان مش عبدالحسین هادی نژاد است. اولین نشسته روی صندلی از راست زرگر اصفهانی یا میرزاحسن علمازاده اصفهانی با موکوتاه شده و دونفر از منجمی ها بافاصله کنار پدرم سید وهاب توکلی پشت ایستاده اند ، نوری می گفت منجمی ها و خردادپور از دوستان صمیمی سید وهاب بودند. نوری می گفت دونفر کنار زرگراصفهانی نیکلای لاسقاریدیس یونانی و برادرش اودسا لاسقاریدیس هستند که درکار ابریشم و ابریشم کشی باحاج سید نعمت الله شراکت داشتند.
خیلی از آقان شاخه گل نرگس در جیب یا روی یقه کت و پالتو دارند ، پس در فصل زمستان و بهمن و اسفند بوده که این عکس گرفته شده است.

عکس باغ چای وعمارت چای خشک کنی در روستای بازکیاگوراب لاهیجان است


 عکس باغ چای وعمارت چای خشک کنی در روستای بازکیاگوراب لاهیجان است . ردیف نشسته از چپ شیخ محمد کمالی کارمند امور مالی شهرداری لاهیجان ، نفردوم سید نعمت الله توکلی ،نفر سوم محمدحسین خان دولو ملقب به رکن خاقان پسر مرحوم آصف السلطنه دولو از ایل قاجار بود. در سال 1318 به عنوان حاکم و شهردار لاهیجان انتخاب شد. تا شهریور 1320 در لاهیجان بود اما با بمباران هواپیماای روسی از گیلان رفت. دو پسر داشت که یکی باید در قید حیات باشد. محمدحسین خان دولو برادری داشت به نام جمشید که گویا مهندس کشاورزی بود و در حدود سال 1317 رئیس دانشسرای کشاورزی کرج بود.  اما برای خالی نبودن عریضه یادآور میشوم نفر اول از سمت چپ کمالی همان شیخ محمد کمالی معروف است که در ابتدای سلطنت رضاشاه عضو اداره مالیه لاهیجان بود. در جوانی طلبه بود ولی در حکومت رضاشاه از آن لباس خارج شد. اصالتاً اهل رودبنه بود و چون با دختر میرزا حسن خان اقبال السلطان امین مالیه لاهیجان در زمان احمدشاه، وصلت کرده بود اعتبار و شهرتی برای خود ترتیب داد. از او اولاد زیادی حاصل شد از جمله حاجی خان کمالی و نیز حسین کمالی . مرحوم دولو معاونی داشت به نام میرزا علی اکبر هریالچی که اصالتاًاهل لفمجان بود. او در موقع ورود سربازان روسی به لاهیجان گویا در محل فرمانداری سکته کرد و از دنیا رفت. سه پسر داشت که با شهرت کسرا شناخته میشدند. از جمله یکی از پسران او به نام اسماعیل که وکیل بود و در لاهیجان کوچه لولیتا سکونت داشت وی تنها کسی بود که اطلاعاتی از دولو به من داد و گویا با یکی از پسران دولو به نام حمیدرضا همکلاس بود. ضمنآ پدرم سید عبدالوهاب توکلی پشت و سمت چپ شهردار دولو ایستاده است و این عکس را با دوربین کداک و سه پایه ایکه داشت گرفته است. پدرم عکاسی را در لاله زار تهران نزد عکاس خالقی آموزش دیده بود و تاریکخانه داشت و عکس هایش را خودش ظهور و ثبوت و چاپ میکرد از او عکس های زیادی بیادگار مانده است.