۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

نقشه لاهیجان راکه می بینم یاد مرحوم" محمود آزاد " می افتم

نقشه لاهیجان راکه می بینم یاد مرحوم" محمود آزاد " می افتم خیلی عشق لاهیجان داشت .اولین نقشه ایکه از لاهیجان چاپ شد آنهم باسرمایه خودش و با سفارش و پارتی بازی برای سازمان نقشه برداری و گیتاشناسی محمود آزاد بود. آزاد دوست اصغر فیاض بود همان آقا زاده ایکه بعد ها شهردار و نماینده مجلس لاهیجان شده بود .آقا زاده های اونموقع دور فلکه یا میدان چهار چراغ مغازه به عبارتی دفتر داشتتد و در حقیقت پاتوقی بود برا ی دوستان که از صبح تا شب همه شیک و کروات و ادکلن زده آنجا می نشستند و گل میگفتد. مغازه ای بود در ضلع جنوب غربی میدان چار چراغ متعلق اصغر خان فیاض که بعداز شهردارشدنش داده بود به محمود آزاد .اقای آزاد مغازه را تبدیل به فروشگاه مطبوعاتی کرد و شد رقیبی برای سعادتمند که در طرف دیگر میدان نماینده روزنامه اطلاعات بود . سعادتمند شاگردان دوره گرد زیاد داشت از جمله کسی داشت باسم " ملائکه " که دور شهر میگشت و با صدای بلند تیتر روزنامه را فریاد میزد در صورتیکه خودش اصلآ سواد نداشت . آقای آزاد هم همین کار را کرد شاگرد زیاد داشت برای فروش روزنامه وخودش شده بود نماینده و خبر نگار روزنامه کیهان . مرحوم آزاد آدم فعال و پر جنب و جوشی بود علاوه بر مدیر روابط عمومی سازمان چای بود در دوره های مختلف در انجمن شهر در شهرداری بود ودوستان اداری زیاد داشت واز جمله درخت کاری خیابان های لاهیجان با درخت های چنار از یادگاری ایشان است . روانش شاد


حاج محمودپور نصیری_حاج احمد پور نصیری روحشان شادباد

حاج محمود پور نصیری _حسین قوام پسر احمد قوام السلطنه_اسماعیل خان چهاردهی و جمعی از اهالی رودبنه

   حاج محمود_ حاج احمد


باتشکر از آتقی لون آمیز ، کوچه های پائیزی لاهیجان

لاهیجان 
کوچه ای در آخر پاییز / ساعت 12 ظهر 26 آذر 1391

جمعیت لاهیجانی ها در میدان چهار چراغ ,این عکس را نمیدانم چه کسی باشتراک گذاشته است سعید مجاوری یکی از این ها را دستکاری کرده است سمت راست عکس همان عمارت پیله مسیوداراکوب ؟ از دور شیطان کوه هم نمایان است؟ آیا میدان چهارچراغ است ؟ آیا متینگ حزبی است ؟ پوشش مردم عجیب است مربوط به چه زمانی است ؟




۱۳۹۱ آذر ۲۲, چهارشنبه

بیست و دوم آذر نود و یک_وعکسی زیبایی که" اعظم هاشمی "در صفحه لاهیجانی های فیسبوک بنمایش گذاشته است

بیست و دوم آذر نود و یک


عکسی زیبایی که" اعظم هاشمی "در صفحه لاهیجانی های فیسبوک بنمایش گذاشته است




عکسی از یک آلبوم شخصی مربوط به 41 سال پیش با پس زمینه ای آشناشاید در این وانفسای بی سینمایی لاهیجان دیدن این عکس خالی از لطف نباشد. من که روی این عکس زوم کردم و تمام نقاطش را با دقت و علاقه نگاه کردم و نکات جالبی در آن دیدمسینما رویال که ظاهراً یک فیلم فارسی را در اکران داشت
مردی در سمت چپ سینما مشغول تماشای تصاویر و پوسترهای فیلم است (در جایی که بعدها تبدیل به مغازه لوازم التحریر و فتوکپی شد)
در سمت چپ ساختمان سینما ساختمانی است که درب چوبی آن هنوز هم فکر کنم موجود است
در سمت راست سینما هم تیر آهن های پاساژ شهرسبز به چشم می خورد که آن زمان در حال ساخت بود
سنگریزه های کف باغ ملی... نرده های فلزی ... کودکان خیره به دوربین و ...نه... فایده ندارد... نمی دانم چرا هر چه فکر می کنم می بینم آن روزهای لاهیجان را بیشتر دوست دارم_ یادداشت محمد وثوقی ادمین صفحه لاهیجانی های فیسبوک برای اینعکس خانم هاشمی ............................... یاد مرحوم اصغر خان صفاری مدیر و صاحب سینما هم بخیر و روحش شاد، این  آخری یک کاغذ نوشته ای پشت درب  سینما چسبانده بود که این سینما برای همیشه تعطیل است و از این چیز ها ..وبیشتر شبیه نامه ای بود برای اداره بیمه یا دارایی مینویسند ، ولی خودش هر روز صندلی میگذاشت جلوی درب سینما می نشست در حالیکه چند بازار مج و دستفروش  دور و ورش داشتند کاسبی خودشونو می کرند  

۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

"هیاسینت لویی رابینو" (ه.ل.رابینو) (1950_ 1877) (نایب کنسول فرانسوی دولت انگلستان و نماینده بانک شاهی در رشت از 1906 تا 1912 و محقق و مؤلف کتابها و مقالات ارزشمند درباره تاریخ ایران و گیلان)_ "هر روز از ساعت هشت کار خویش را شروع می کردم،امور جاری مربوط به شغل خود را انجام می دادم و گاهی گزارش مربوط به اوضاع و احوال محل می نوشتم و به سفارت می فرستادم.بعد به تحقیق و مطالعه در باب ایالات بحر خزر می پرداختم و غیر از مدتی که به خوردن نهار و شام صرف می کردم باقی وقت همه را بر سر این کار می گذراندم و برای آن که بیدار بمانم،پیاپی قهوه بی شیر مینوشیدم... اما خوانندگان باید بدانند که وقت کوتاه است و عمارات و ابنیه قدیم ویران و کتیبه ها و نقشها محو می شود،پیران می میرند و اطلاعات خویش را با خود به گور می برند.پس باید هرچه زودتر به جمع آوری آثار و تحقیق و مطالعه کوشید که فرصت غنیمت است و از دست می رود..." (چگونگی گذشتن اوقات فراغتم در ایران یا پیشنهادی چند به جوانان ایالات ایرانی سواحل بحر خزر)

 گیلکؤنˇ ادبیات و فرهنگ و «غیره»!       واکاوی زندگی رابینو، تاریخ‌نگار ایتالیایی فرشاد قربان‌پور
برای باز شدن مقاله  فرشاد قربان‌پور    روی لینک زیر را کلیک بفرمایید
http://v6rg.com/?p=6984

۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

Astaneh-Y-Ashrafiyeh

Astaneh-Y-Ashrafiyeh
https://picasaweb.google.com/103451208505427774066/_IranGilanAstanehYAshrafiyeh_?authuser=0&feat=directlinkhttp://youtu.be/UxCdLPrl_9g

Photo taken by : Javad Alizadeh

Pegah Alizadeh Thursday near Manila, Philippines This is the picture of a man who is probably 125 years old by now ... He used to sell Aluminum plates in my grandfather's neighborhood when my father was only 10 years old !!! ... And he is still there and enjoying life. There is a saying in persian culture used as blessing " I wish you turn 120 years old " or sometimes as a birthday wish " I wish you celebrate your 120 years old birthday " ... Now I guess WHY NOT ?! :) I plan to live forever , SO far SO good !!! :) Photo taken by : Javad Alizadeh Date : November , 15 , 2012 :)