۱۳۹۹ بهمن ۱۱, شنبه

استاد محمدعلی شیخان لاهیجی دبیرریاضی پیشکسوت در دبیرستان دارالفنون تهران، باتشکر فراوان از جناب آقای حسن مهدوی سعیدی


  اول مهر ١٣٩۶ از استاد شیخان به عنوان فرهنگی پیشکسوت  دعوت شده بود 
زنگ شروع سال تحصیلی را به صدا در بیاورند 

عکسی از موزه دبیرستان دارالفنون تهران


 باتشکرفراوان ازجناب آقای حسن مهدوی سعیدی

اساتید وبزرگان دبیرستان دار الفنون تهران ١٣٣۶ خورشیدی.         ایستاده از چپ 

-- صالح زاده ، مشرف رضوی ، وفایی ، محمد علی شیخان لاهیجی ، شهبازی ، زهادی -- رییس دبیرستان دارالفنون, شریفیان ،صدیق اسفندیاری، دکتر بامداد ،زین العبدین مو تمن ، کوشا ، حکیمیان . 

  نشسته از چپ . صدر الغروی ، عشقی کمره ای، صدر الواعظين ، وحیدیان ، رزم آیین  ، نبوی ، آذرنوش ، افتخاری ، رضوانی .

من هم افتخار شاگردی زین العابدین موتمن  دبیر ادبیات زبان فارسی در دبیرستان البرز تهران در سال ۱۳۴۶ داشتم
همچنین استاد حکیمیان دبیر فیزیولوژی در دبیرستان البرز تهران سال ۱۳۴۶معلم ما بود و من افتخارشگردی شان را داشتم
معلم هایی که بسیار صمیمی بودند ، یادمه نزدیک های عید نوروز بود من همیشه ردیف جلو می نشستم استاد موتمن   از من پرسید لاهیجانی عید میخوای بری لاهیجان، من گفتم بله قربان، گفت با اتوبوس میهن تور میری، گفتم همه جور شرکت های اتوبوس میرن لاهیجان....راستش من یه کم تعجب کرده بودم. اما او تک تک شاگردهاشو میشناخت و از اوضاع احوالشان آگاه بود..

آقاشیخ زاهدگیلانی، آقا شیخ زاهد آمده ایم شمارا زیارت کنیم و فاتحه ای برای نجدی بخوانم، آقاشیخ زاهدگیلانی.


 در این تصاویر آرامگاه شیخ زاهد گیلانی، وادی قبرستان شیخانبر، استاد پوروین محسنی آزاد
عنوان موسیقی، درخت، از آلبوم ابی، ابراهیم حامدی

کلیپ سازی، دکترمحمدرضاتوکلی با فیلم های گوشی موبایل



با خانه‌ها و خیابان‌‌ها
کوچه‌ها و میدان‌هاش
در آغوش من است لاهیجان
ایستاده‌ام بر مزار شیخ زاهد گیلانی
بوی باغ‌های چای را می‌مالم به تنم
شاخه‌های درخت انار
بر شانه‌های من است
انگار برگ‌پوش شده‌ام
در خرقه‌ای گیاهانه
زنبیلی پر از پیله‌های ابریشم
دور می‌شود بر استخوان کتف یک گیله مرد
و پروانه‌ای در پیله من
این شهر پیر می‌شود
با رؤیای ابریشم
استخر لاهیجان
استخر و افسانه
استخر و میعادگاه مرغابی عاشق
ملحفه‌ای‌ست آبی و خیس
روی تن برهنه مهتاب
نبض کارخانه‌های برنج
آهسته می‌زند روی مچ دست‌های من
با همین دست‌هاست که می‌گویم
- سلام همشهری
و بوی کلوچه می‌دهد
هر دهاني كه مي‌گويد: "علیک سلام"
از خدا پنهان نیست
چرا پنهانش کنم از تو
آقا شیخ زاهد گیلانی!
سیاهپوش قهوه‌خانه‌ای هستم
که در مسیر راه کمربندی
دور لاهیجان روزی مرد.
همین‌طور سیاه‌پوش آینه‌ای
که جیوه‌اش روزی ریخت
سیاهپوش قالیچه‌ای
که در مغازه سمساری است
بله آقا، آه، آقا
آقا شیخ زاهد گیلانی


۱۳۹۹ دی ۲۶, جمعه

دکتر مظفر معصومی استاد دانشگاه تهران و بانی دانشگاه لاهیجان


 تولدت مبارک مظفرجان

عمر و سالیان پر حاصلی را پشت سر گذاشته ای و در عرصه پیشرفت علم و دانش در کشورمان و نیز شهر کوچک لاهیجان مان نقشی بسی اساسی و پر اثری داشته ای. مطمئنم که انسان های فراوانی در کشورمان قدردان شما خواهند بود و با محبت و دلگرمی از این استاد پر تلاش شان یاد خواهند کرد که با درایت و صبر و پشتکار بانی دانشگاه لاهیجان شد تا امید و امکان تحصیلات عالی را با یاری زبده ترین اساتید کشور در میان جوانان شهر و روستا تحقق ببخشد.

روحیه آرام و صبورت به همراه محبت و لبخند پر مهرت که زبانزد خاص و عام است همیشه باعث دلگرمی اطرافیانت بوده و هست. 

امید آنکه سالهای سال در کنار همسرمهربانت و فرزندان و عروس و نوه گلت در آرامش و سلامتی زندگی نمایی و با دلی شاد و تنی استوار در این راه پر ثمرت گام برداری.

مجید م م

برزو اعتمادی، حسین مهدوی، حسین رشیدی


 

۱۳۹۹ دی ۲۳, سه‌شنبه

جولان سگ های بی سرپرست در روزهای کرونایی لاهیجان، عکس مهسا


 

محمدحسن مهدوی، احمد گلی پور، خاصه خان دلخوش، فریدون محمددوست حاشیه استخر لاهیجان، ۱۳۴۰

حسن مهدوی، احمد گلی پور، محمدرضاخاص خان
احمدگلی پور، حسن مهدوی، محمدرضا خاصه خان، فریدون محمددوست
 ۱۳۴۰ حاشیه استخر لاهیجان

جواد محجوبی با بچه محلی هاش در شعربافان لاهیجان

جواد محجوبی از ویلونیست دهه چهل و پنجاه لاهیجان  با کت کرم درپشت
گوشه عکس در سمت چپ پوسیده شده و در لاهیجان کپک زده
 

دبستان سرتیب محمدعلی صفاری, ١٣٣٧ محله امیرشهید, متاسفانه این دبستان قدیمی دیگر وجود ندارد. آقای نقی دهدار ناظم مدرسه , مرحوم نادر اقبالی آموزگار، علی چایچی, شعبانزاده,هوشنگ پورعباس, خیرخواه, ملک شعار, تیز هوش, نژادعلی, صمد امین, امیر کیاهی, احمدسبکسیر, حسن جزایری, ناصرطاهرآموز, باحقوق, منوچهرخسروی. مرتضی شمسی کسمایی,صابری, آریاز, حسین زاده, محمدعلی آزادسرو کتاب به دست, حسین چشم عینی

دبستان سرتیب محمدعلی صفاری, ١٣٣٧
محله امیرشهید, متاسفانه این دبستان قدیمی دیگر وجود ندارد.
  شعبانزاده,هوشنگ پورعباس, خیرخواه, ملک شعار, تیز هوش, نژادعلی, صمد امین, امیر کیاهی, آقای نقی دهدار ناظم مدرسه , مرحوم نادر اقبالی,احمدسبکسیر, حسن جزایری, ناصرطاهرآموز, باحقوق, منوچهرخسروی. مرتضی شمسی کسمایی,صابری, آریاز, حسین زاده, حسین چشم عینی ، محمدعلی آزادسرو کتاب به دست، علی چایچی,

۱۳۹۹ دی ۱۵, دوشنبه

فرهنگیان شهرستان لاهیجان 1332 خورشیدی. عکس از حسن آقا مهدوی


 فرهنگیان شهرستان لاهیجان 1332 خورشیدی.

ازراست :
،صمد صادقی، ؟، عبدالله ناصر شریف، محسن طوافی،؟ ، نیارکی، نجفی رییس فرهنگ، نگهبان، محمدعلی اکرامی، محمد حسین درویشی دبیرادبیات، نفرپشتی ناصربرق، محمدعلی شیخان دبیرریاضات، شیخ دبیرعربی،مسعودی 

سلام حسن آقا، جناب مهدوی خیلی عکس قشنگیه تشکر، سید محمد باقرنجفی دبیر طبیعی و رییس فرهنگ لاهیجان سال32 لاهیجان بود. نفر پنجم پرویز ارزیده دبیر فیزیک ساکن خمیرکلایه همسایه ما بود. نوه پسری ارزیده همسر یکی از نوه های حاج توکلی شده است.

۱۳۹۹ دی ۱۴, یکشنبه

نیما یوشیج هم مثل بزرگانی چون منوچهر ستوده معلم لاهیجانی ها بود، پدرم می گفت گاهی نیما می آمد اطراف میدان چهارچراغ روی پاها می نشست تکیه به دیوار می داد و مردم را تماشا می کرد.


 خاطرات ونوشته های "نیما یوشیج" درمورد لاهیجان:


"...حسن اتفاق پیش آمد و یک حکم از مرکزرسید که به لاهیجان بروم. تارشت شش فرسخ است ولی خیلی با صفا است. ارزاق هم درآنجا ارزان است.

با ماهی "سی تومان"درآنجا بهترین زندگی را می شود کرد.

لاهیجان برای من "مدرسه"است. من در آن برخلاف معاصرین خود که مستغنی از این درس اند، درس می خوانم. ازمطالعه دراحوال و افعال این اشخاص که زندگانی آنها شبیه زندگانی من است و درنقطه ی کوچکی از زمین برای خودشان شهرساخته اند معرفت خود را تکمیل می کنم.

خداوند افراط کرده است و تمام برکت ها را به شیرینی گفتار لاهیجانی ها داده است. هرروزچیزی برحیرت من ازملاقات با آنها می افزاید.

هریک نفرلاهیجی رب النوع عقل مخصوص است. آیا هیچ جا بهتر از لاهیجان برای یک نویسنده منزوی مثل من یافت می شود؟ لاهیجان هم تئاتراست هم سینما. هرقدرمی خندم او هم ال سی گساعه با من می خندد ولی نمی دانم برای چه؟ لاهیجان یک محلی با صفا و بسیارتاریخی است.

کیومرث صفابخش؛ انجمن سینمای جوانان ایران، لاهیجان، ساخته مهرداد گرامی.

 


مهردادگرامی کار خوبی انجام داد هم از برادران عکاس هنرمند صفابخش ها تجلیل شد هم همشهری های مطرح را به تصویرکشید، بالاخص  تصویر و صدای زنده یاد محمدمحیطی هنرمند شهرما که در تصاویر دیده نشده بود را  ماندگار کرد.

عکاسی پدرم در تهران


ایستاده مصطفی رضوی
نشسته ها
 از راست
 دایی من ابوالقاسم فلاح خیر
وسط پدرم سیدعبدالوهاب توکلی
محمد طایفه محمودی