۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

درمانگاه بیمارستان پهلوی لاهیجان عکس ازکیومرث صفابخش



بالای درب ورودی درمانگاه روی تابلو نوشته شده "درمانگاه بیمارستان پهلوی لاهیجان ". کیومرث صفابخش بیش از پنجاه سال پیش این عکس را از پیاده رو آنطرف درمانگاه انداخته است تا تمام ساختمان کامل بیافتد . جالب اینکه شهرداری برای هر چنار کاشته شده یک حفاظ آهنی ساخته بود لابد اینکه نهال تازه کاشته شده خوراک گاو نشود !  آنموقع در کوچه و خیابان گاو ها پرسه میزدند و آزاد بودند .من خوب یادمه داخل چمن فوتبال ورزشگاه جلوی مدرسه مان ایرانشهر گاوی دیدم که داشت زایمان میکرد .
اولین درمانگاه بهداری در حاشیه محوطه مجاور خیابان ساخته شده بود . برخلاف ساختمان اصلی وسط محوطه ی بزرگ بیمارستان که ساختمان کرسی بلند تمام چوبی با درب و پنجره های چوبی بود . اما درمانگاه بنای سیمان آجری بود که اطاق های متعدد داشت وبیشتر پزشکان  عمومی کار میکردند وهیچ دکتر   متخصص نداشت .
آنموقع یکی از کلاه مخملی های لاهیجان با کلاه شاپو کت وشلوار مشکی کفش پاشنه خوابیده سبیل بلند آویزان با بنز کرایه اش که راه رشت و لاهیجان باهاش کار میکرد رفت دندانش را کشیده بود . روز بعد با عصبانیت و داد و فریاد و شکایت برگشته بود درمانگاه و بعد از جر و بحث زیاد با دکتر دندانپزک با چاقو تمام شیلنگ های آویزان دستگاه یونیت دندانپزشکی را بریده بود ودور انداخته بود و از شیلنگ ها ی بریده شده آب و هوا زده بود بیرون و چندین روز دندانپزشکی تعطیل بودو آقامصطفی 
.این داستان را هر بار که میآمد مطب من تعریف میکرد و از کرده خود پشیمان و شرمنده بود 
اگر خوب توجه کنید سیم پایه و سیم خاردار محوطه بیمارستان مشخص است . دومادر لچک به سر بچه هاشونو کول کردند .  دارن از درماگاه خارج میشوند یک مادر دختر باچادر سفید دارن وارد درمانگاه میشوند و دو دوچرخه بیرون پارک شده اند . دوبچه هم بیرون وایستاده اند شاید از ترس آمپول فرار کرده اند کلآ درخت های تبریزی باغ ملی مجاور درمانگاه برگ ندارند باید پاییز یا زمستان باشد.   

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

عکسی که کیومرث یا همایون صفابخش گرفت ! اولین کتابخانه لاهیجان ، محسن سنجری در جی پلاس بنمایش گذاشته است . کتابخانه در گوشه محوطه دبستان احمد قوام برخیابان اصلی ساخته شده بود. ساختمان بلوک سیمانی با چند پله زرد رنگ موزاییکی و دوسالن کوچک که فقط با یک سوراخ مستطیل به هم راه داشت و کتاب ها در دسترس نبود و می بایست از روی لیست کتاب ها انتخاب می کردی و کتابدار به اسم آقای کنفی و یک نفر همکارش از همان سوراخ به شما تحویل میشد و در دفتری بزرگ ثبت میشد و از شما امضا می گرفت وتا آخروقت باید تحویل میدادید. کتابخانه را مثل دبستان و دبیرستان دخترانه و ساختمان اداره پست را که همگی برای اولین بار بابلوک های توخالی سیمانی ساخته شده بود و پیمانکارش هم عباس مهرپویا بود که با صفاری ها دوستی داشت ساخته شده بود، عباس مهرپویا بعد ها آواز خوان و موزیسین معروفی شد بود، وحیف که زود مرحوم شد. کتابخانه بعد ها در دهه چهل در دوره تحولات شهری بعد از ملکه شدن فرح دیبا تخریب شد و با عرصه بزرگتری ساختمان دوطبقه فرهنگ ساخته شد و پس از انقلاب تبدیل به اداره ارشاد اسلامی شد. مدرسه قوام و پرورشگاه هم تخریب و تبدیل به اداره و تشکیلات بهزیستی شد.

Bahman Moshfeghi
نقشه و کار ساختمانی این بنا ( کتابخانه ) را " مهر پویا " خواننده ی معروف بعهده داشت .در آن زمان رحیم خان صفاری رئیس هیئت امنای کتابخانه بود . وقتی من در یک مراجعه به کتابخانه به وضع ناجور کتابها و تاخیر در پیداکردن کتاب از سوی کتابدار غیر حرفه ای اش دیدم پیشنهاد کردم یک هفته کتابخانه را دراختیار من قرار بدهند تا من چیدمان کتابها را تغیر بدهم ( ایام تعطیلات نوروزی بود و من از تهران به لاهیجان آمده بودم ) این کار باموفقیت انجام شد و همه بویژه کتابدار بار ها از من تشکر کرد و گفت مرا راحت کردید الان در عرض یک دقیقه کتاب را در اختیار کتاب خوانان می گذارم- اسم کتابدار کنفی نام بود ( کامجوی بعدی ) که مرحوم سعادتمند اورا به این کار گمارده بود...
MohammadReza Tavakoli
متشکرم جناب دکتر ، آ قای کنفی خوب بیاد دارم ،
مهرپویا در لاهیجان چیکار میکرد ؟ چند مدت اینجا بود ؟
Bahman Moshfeghi
مهر پویا دوست خانوادگی رحیم خان صفاری بود و آن سالها گذارش به لاهیجان افتاده بود
Mehran Navadehgi
محل اين كتابخانه كجا بود؟نماى ساختمان مرا به ياد اداره پست قبلى مى اندارد.
Samad Amin
مهر پویا با مرحوم مهندس گنجی هم رفیق بود.من ایشان را در منزل مرحوم گنجی دیده بودم .رفیق عزیزمان زنده یاد رضا گنجی برایمان تعریف کرده بودو بنا بگفته ایشان و نقل قولی از مهر پویا.روزی مهرپویا درون یک تاکسی نشسته بود و در همین زمان راننده تاکسی رادیو ماشین را روشن کرد و رادیو داشت یک آهنگی از عباس مهرپویا پخش میکرد فورا راننده تاکسی رادیو راخاموش کرد و گفت این عباس گاو صدا ما را ول نمیکند و من هم موقع پیاده شدن و پرداختن کرایه ماشین و همراه با یک مقدار انعام به راننده تاکسی گفتم عباس گاو صدا خیلی چاکرت هست وقتیکه راننده تاکسی متوجه اشتباهش شد کلی معذرت خواست.یاد عباس مهرپویا و رفیق و همکلاسی و پر انرژی ما زنده یاد رضا گنجی گرامی باد.
Batool Mirmoshtaghi
من شنیده بودم که ساختمان پست وتلگراف را هم مرحوم مهرپویا ساخته بودند
MohammadReza Tavakoli
اقا مهران سلام ، محل کتابخانه الان اداره فرهنگ و ارشاد شده است

Mehran Navadehgi
ممنون از راهنمايى تون.
MohammadReza Tavakoli
سلام اقا صمد ، داستان جالبی از عباس مهرپویا بود ، یاد و خاطره رضا گنجی بخیر باشه ، چه خوب شد یادی از او شد ، پسر اقایی بود، روحش شاد
Esmaeil Fotouhi Asli
دبیرتان عبدالرزاق فیاض لاهیجی رانیزمهندس مهرپویا ساخته بود......
Mehdi Monajemi
در ساختمان شهرداری لاهيجان هم مرحوم مهرپویا مشارکت داشت. اقای رفعتی که بعدها مدیر تاسیسات دانشکده دامپزشکی تهران شدند دستیار ایشان بودند در امور برق. اقای رفعتی هميشه از ایشان به نیکی یاد میکند.
MohammadReza Tavakoli
سلام جناب دکتر مهدی خان منجمی ، عرض ادب و احترام ، عرض حال و احوال .....و تشکر از کامنت و توجه شما ..!
Mehdi Monajemi bndh aradtmand jnab dr hstam.
Alireza Abri
اقای دکتر عکس بسیار جالبی گذاشتید و همه رو به دوران گذشته بردید ممنون از شما.
Gholam Reza Kioumarssi
یادش بخیر٬ زمانیکه در دبیرستان عبدالرزاق تحصیل میکردم٬ اوقات فراغت را به اتفاق دوستان به این کتابخانه میرفتیم٬ کتاب موش و گربه عبید زاکانی را در این کتابخانه خوندم٬ آنزمان آقای مهدوی رئیس این کتابخانه بودند.

پست هواشناسی باغ کشاورزی لاهیجان و عمارت قدیمی که زمان کاشف السلطنه ساخته شده بود . باغ کشاورزی ازجمله اولین باغ های بوتانیک گیلان است و زمانی مدرسه زراعت بود

از عکس های کیومرث صفابخش توسط سید محسن سنجری به نمایش گذاشته شده است

چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد

اولین کارگاه چوب بری و اره کشی برقی حاچ هدایتی اول کوچه سرفراز نزدیک پل بود ، الان کوچه شهیدبروشان شده است ، از فاصله دور از اینجا صدای اره و بوی خوب چوب میامد

چند عکس قدیمی"کیومرث صفابخش " از لاهیجان را سید محسن سنجری در صفحه ی گوگل پلاسش گذاشته است که حال و هوای دهه سی و چهل دارد

هنرمند، پیشکسوت، کیومرث صفابخش، سابقه بسیار طولانی عکاسی در لاهیجان دارد ،قدیما بیرون عکاسخانه اش دو ویترین شیشه ای دوطرف درب ورودی اش داشت وعکسهایی از طبیعت و وقایع و حوادث لاهیجان را بنمایش میگذاشت .پسرش رضا صفا بخش شغل پدرش را اکادمیک دنبال کرد اکنون در لاهیجان اتلیه عکاسی دارد و شاگرد تعلیم میدهد 
آقای سنجری نوشته که از روی نگاتیف های قدیم دوباره چاپ شده است و انگاری بمرور صدمه خورده است 

برف های سنگین که این سی سال اخیر کمتر چنین مناظری دیده شده است

برف سنگین میدان چهارچراغ خانه ارباب حسن آقای مطلق 

این جور عمارت های یک طبقه در بعضی از باغات چای بزرگ برای کارگران چای چین و توزین و نگداری موقت چای ساخته میشد 

پاییز وفصل گل چای

در چاهانسر لاهیجان گرفتم
بتجربه خودم ازآخرتابستان تانوروزوبهاروقت گل دادن بوته های چای است این منظره در پاییز بیشتردیده میشود 

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

به حق چیز های ندیده و نشنیده ..! درمسیر پیاده روی جاده شیخ زاهد دربین خار و خاشاک وته سیگار ،کاغد ...این بوته بزرگ قرمز نمایان شد ....


chenopodium aristatum احتمالا


درمسیر پیاده روی جاده شیخ زاهد دربین خار و خاشاک وته سیگار ،کاغد ...این بوته بزرگ قرمز نمایان شد  ....

وقتی داشتم از این عکس میگرفتم ، مرد روستایی کنجکاوانه نزدیک شد و گفت ، اینارو بردم برای گاوم نخورد .

گیاه دم اسبی کوشال لاهیجان
گیلک ها میگن
خارسوم
Kharsoom

گاهی هم به آسمان نگاه کن ، رسیدن اولین گروه های پرندگان به لاهیجان ، به بالای استخر رسیدند نظم شان بهم خورد فکر میکنم میخواستند فرود بیایند

رسیدن اولین گروه های پرندگان به لاهیجان 

به بالای استخر رسیدند نظم شان بهم خورد فکر میکنم میخواستند فرود بیایند 

عکس گرفتن های روزمره من در لاهیجان



۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

میانپر زعفرانی آرد برنج و گلاب ، شیرینی قطاب سنتی لاهیجان

میانپر جشن عروسی نیلوفر توکلی و دکتر هادی جمشیدی ،  زن دایی نیلوفر مهین خانم توفیقی درست کرده بود و صفا و لطفش را اینطوری نشان داد  

آرد برنج ، کره ، زعفران ، گردو، شکر ، هل ، میخک ، سیاهدانه و گلاب
لازم است .

چادرخوابی مسافران در شب بارانی لاهیجان



بنظر میرسد جمعیت گجشکان زیاد شده است

آرام نزدیک شدم و کمی زوم کردم

ایجاد پارک پرندگان یا پارک حیوانات برای لاهیجان را پیشنهاد میکنم . تعداد و انواع پرندگان و حیوانات دیگر در پارک ها بیشتر بشود تا کودکان و نوجوانان با طبیعت بیشترآشنا بشوند

بنظرمیرسد پرندگان سکو و جای نشستن میخواهند، بیشتراوقات روی  سطوح شیبدار نشسته اند و ارام نیستند و غریبی میکنند 

از زیبایی های دوره شهردارسعید اگشته


۱۳۹۴ مهر ۲۶, یکشنبه

خانه فرهنگ گیلان یا خانه قدیمی سمیعی ها در رشت در انتهای ساغری سازان و کوچه بن بست سمیعی واقع شده است . بهترین راه از خیابان مطهری طرف مقابل مسجد سفید با آن مناره منحصر بفردش وارد بشوید ودو کیلومتر بطرف شرق ادامه بدهید


















نمایشگاه نقاشی های دکتر عنایت سیگارودی _ خانه فرهنگ گیلان _ رشت ساغری سازان بن بست سمیعی _مهر نود و چهار

  دکتر عنایت سیگارودی متخصص اعصاب و روان و مدرس دانشگاه گیلان است . علاوه بر کار اصلی  و طبابت به نقاشی موسیقی و شعر میپردازد و مترجم کتابهای روانپزشکی است گویا کتابهاش بین همکاران و آسیستان های روانپزشکی طرفدار زیاد دارد و بعضی از کتابهایش به چند چاپ رسیده است .   





۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

عکس انتخابی من : دکتر بهمن مشفقی،پزشگ جورنالیست ، دکتر عنایت سیگارودی روانپزشک مترجم ،هنرمند نقاش


دکتر عنایت سیگارودی این روزها تا پنج شنبه بیست و سوم مهر در خانه ی فرهنگ گیلان نمایشگاه نقاشی های ابرنگ دارد،
رشت انتهای ساغریسازان بن بست سمیعی خانه ی زیبای  فرهنگ 

باغ وحشی که در آن زیسته‌ام
قریب 15 سال از آخرین سفر نقاشانه‌ام می‌گذرد؛ حال، باز عازم سفر شده‌ام؛ این بار، پی بند نوعی دگردیسی که آن را چشم‌گشایی نام نهاده‌ام. طی کرده‌ام و نگاه کرده‌ام، بی آنکه پایبند شوم و بی آنکه از یاد ببرم.
"باغ وحشی که در آن زیسته‌ام" مجموعه ای است از کارهای اخیر من که در سال‌های 1393 و 1394 مبتنی بر مفهوم رفتارشناسی تطبیقی انجام شده است: حیوانات، محیط پیرامونشان و ارتباطی که بین آن‌ها برقرار است معادل دینامیسم‌هایی هستند که در من، و شما، به عنوان جزئی از جامعه‌ی انسانی و محیط انسانی جاری هستند؛ دینامیسم‌هایی که هم در پهنه‌ی فردی و هم در پهنه‌ی اجتماعی، تحت تاثیر عواملی چند، نادیده گرفته شده و می‌شوند: روز به روز، با حس خود بیگانه‌تر شده‌ایم. این نادیده انگاری به خود-بیگانگی و ناتوانی در برقراری ارتباطی انطباقی با سایرین و محیط انجامیده است. نمایشگاه پیشِ‌رو تلاشی است در جهت غلبه بر این آشنایی‌زدایی، از مسیری تجسمی.
بر این اساس، شروع دوره‌ی اخیر بر مبنایی تغزلی، و تداوم آن مبتنی بر نوعی تداعی آزاد، فارغ از پیش-فرض‌های محدود کننده، صورت گرفته است؛ این رهایی‌طلبی هم در زمینه‌ی محتوایی و هم در زمینه‌ی فرمی، کمابیش، مشهود است. به عبارتی، به خود اجازه داده‌ام تا ارتباطی درونی‌تر با خود برقرار کنم؛ ارتباطی که، با توجه به پیشینه‌ام در دانش روان‌تحلیلی، برای خود و نوع انسان التیام‌بخش می‌دانم. جهت تحقق این رویکرد، اندازه‌ی کارها را کوچک (حدود 27×37 سانتی متر) و تکنیک کار را گوآش روی مقوای فابریانوی پنبه‌ای انتخاب کردم؛ این کار به من اجازه داد تا جریان ذهن را سریع‌تر دنبال کنم.
شاید بتوان این کارها را در گستره ای از نئورئالیسم تا سورئالیسم، اکسپرسیونیسم و سمبولیسم معنی کرد، اما، به نظر من، تمامی این ایسم‌ها محدود کننده هستند: تلاشی که جهت یکپارچه کردن مجموعه ای از تداعی‌ها و نام نهادن بر آن‌ها صورت می‌گیرد، کارکردی دفاعی خواهد بود که در جهت کاستن از اضطراب ناشی از ندانستن به خدمت گرفته می‌شود؛ همان که مانع ارتباط بی‌آلایش با خود است. بنابراین، بیایید، مانند یک روان¬کاو، به خودمان اجازه بدهیم تا در مجموعه ای از تداعی‌ها شناور بمانیم، در حالی که نهایت سعی‌مان را می‌کنیم تا به هیچ جزئی توجهی انتخابی و ویژه نداشته باشیم. می‌دانم معلق ماندن در اتمسفر نادانیِ دانسته شده کار ساده ای نیست، اما عقیده دارم تجربه‌ای است که به یک بار امتحان کردنش می‌ارزد.
عنایت خلیقی سیگارودی، مهر هزار و سیصد و نود و چهار خورشیدی

۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

اندر وقایع لاهیجان خبر کشته شدن محمدباقر شفیعی در شصت و چهار سال پیش لاهیجان در بین راه لنگرود وعجیب تر اینکه من نمیدانستم عباس پدیدارنظر مدیر و صاحب هتل ابشار خبرنگار بود . ولی میدانستم برادرش اکبرپدیدارنظر مدیر و صاحب سینماهای لاهیجان خبرنگار و فروشنده ی چلنگر بود و یکی از مغازه های دوطرف سردرخراب شده باغ ملی را در اجاره داشت و روزنامه و مجلات میفروخت . برادرکوچکتر محمدباقریا محمد شفیعی که لاهیجانی ها کبلایی صدایش میکردند. مکانیک موتور خانه کارخانه چای توکلی بود . در جوانی سوار موتور گنده میشد و جاده خاکی لاهیجان تهران را با موتور رفت و آمد میکرد

خود عباس پدیدار نظر هم موتور سواربود بعد ها باماشین پابدای روسی که دهه سی در لاهیجان فراوان بود مسافر کشی میکرد . در رانندگی بی کله بود و همیشه عجله داشت و به آب و آتش میزد . یکبار عکس ماشین پابدایش را در روزنامه سپید و سیاه آنموقع انداخته بودند که بالای یک درخت توت قدیمی کنار جاده بود و همانطور بالای درخت مانده بود  و پایین آوردنش بزور و زحمت انجام شد . اونموقع که جرثقیل و این چیزا نبود که ...و  ..راستش حرف پ  لب تاب من گاهگاهی کار نمیکند و مجبورم بجای پ را ب بنویسم تا بعدآ تصحیح اش بکنم وپوزش می خواهم
پتروسارپدس با دیگر برادرش ارمنی های یونانی بودند که باتفاق خانواده شان در زمان جنگ جهانی دوم به ایران بیطرف مهاجرت کرده بودند و لاهیجان را انتخاب کرده بودند و نزدیک شهرداری سابق یا دقیقآ محل فعلی فروشگاه جهاندیده ها بر خیابان اصلی کارگاه  تراش کاری داشتند و خانه شان شمال سازمان چای  نزدیک .خانه قائمی و کشور دوست بود و اولین خانواده ای بودند که سگ خانگی داشتند
حسن کریمی معروف به فندقی روبروی بانک سپه ی خیابان اصلی دوچرخه فروشی و کرایه و اجاره ی دوچرخه و موتورسیکلت داشت بعد به ناصر خسرو تهران مهاجرت کرد و بسیار ترقی کرد  درتهران کارخانه ایران دوچرخ را تاسیس کرد. 

۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه

استاد اسماعیل فتوحی برای این عکس نوشته که : عکسی بیادگارمانده ازدوست هنرمندم زنده یاد فریدون پوررضا درمنزل ما درحال فراگیری وتمرین یکی ازآهنگ هایم.سال 1346.......


عکسی که اسماعیل فتوحی از برادرش اکبر و حسین صدر ممتاز در کوچه های محله ی اردوبازار گرفته است


اسماعیل فتوحی و محمد شمس معطر روی چمن صحرای لاهیجان از خودشان عکس گرفتند . از دور فرمانداری زمین ورزش و دبستان احمد قوام و پرورشگاه معلوم است


اسماعیل فتوحی از راه خیلی دور با رفیقش از خودشان عکس گرفتند . صحرا و کارخانه ابریشمی و سمت راست رستوران منوچهر میربلوک هم در عکس افتاده است

منوچهر میربلوک سال های زیادی کنار پشته استخر لاهیجان و مجاور پمپ بنزین قدیمی کنار سه راهی کارخانه چای حاج احمد ابریشمی رستوران یک طبقه داشت. ساختمان رستوران سالن تقریبآ بزرگ داشت، کنار جنوبی رستوران باغچه هم داشت، که بیشتر در فصل های تابستان استفاده می شد. چند بار که به باغچه رستوران رفته بودم یادم هست گارسن ها می آمدند زیر میز رااسپری پشه کش میزدند .حتی یادم هست تابستان ها صبح و عصر مردم با بچه ها توباغچه با بستنی شیرین ثعلب با عطر گلاب پذرایی می شدند.

عکس اسماعیل فتوحی از استخر و کوه لاهیجان


عکس اسماعیل فتوحی ازشب برفی لاهیجان