۱۳۹۳ دی ۶, شنبه

این عکس را پریسا محمودی در فیسبوک گذاشته است و نوشته که مربوط به عبدالخالق عبد محمودی متولد 1311و در مدرسه حقیقت لاهیجان گرفته شده است تعداد دانش اموزان شانزده نفر است 1_فرح پور 2_ کارگر 3 _کوچکی نیا 4_ مهدی پیروز 5_حبیب صنایع 6 _نیارکی 7_ غلامحسن چایچی 8_ عیدالخالق عبد محمودی 9_جهانگیری 10_چرختاب 11_محمد مطلق زاده 12 سید جلال مسچیان 13_میرمویدی 14_?? 15_ دمندان 16_ادیب عباسی17- محصصی 18_ مقدم



پریسا خانم محمودی در فیسبوک عکس های پدرش عبدالخاق عبد محمودی را به اشتراک گذاشته است

 محمود نامجود در بین لاهیجانی ها ازجمله جعفر دانشوران و عبدالخالق عبد محمودی 

عبدالخالق عبد محمودیريا،دکتر کوچکی نیا ،هاشم کمالی ، ارض پیما ، جعفردانشوران 

دست به کمر بیژن قوامی کنار جعفر دانشوران با خنده و جلوتر عبدالخالق عبد محمودی

سمت چپ با پیراهن صمد خان صادقی وسط جعفر دانشوران و غلامحسن چایچی سمت راست عبدالخالق محمودی








مرحوم حاج عبد الحسین عبد محمودی پدر عبدالخالق


ادیب عباسی، عبدالخالق عبدمحمودی، بهارستانی، ؟
باغ کشاورزی لاهیجان

۱۳۹۳ دی ۵, جمعه

حمیدتجارتی -فریدون فرح پور -فرامرزدعائی -احمدصالح جو -محمدشمس معطر -فریدون پوررضا -جمشیدسراجی -اسماعیل فتوحی -علی شکّری .

عکس زیبا و با اهمیتی از دهه پنجاه در یکی از خیابان های لاهیجان گرفته شده است .  این عکس رااسماعیل فتوحی از دوران فعالیت هنریش با پور رضا و فرامرزدعایی  در صفحه فیسبوکش باشتراک گذاشته است ، استاد در سئوآل من برای فرامرز دعایی گفته است که دعایی با گروه موسیقی اوایل ویولن میزد و
گاهگاهی هم ترانه دیگران را در مجالس به همراه گروه  اجرا میکرد
حمید تجارتی آنموقع با دونفر شریک تهرانی در جاده کرج شرکت صفحه پر کنی داشت و ترانه و آواز هنرمندان را صفحه میکرد حتما میدانید که قبلآ پیش از نوار کاست صفحه متداول بود و هر صفحه معمولا پشت و رو چهار ترانه ثبت و ظبط میشد و با گرامافون کارمیکرد و تقریبآ همه ی خانواده ها دستگاه   گرامافون برق و باطری داشتند من در دوره دانشجویی دستگاه  تپاز خریده بودم دویست تومان 

۱۳۹۳ دی ۳, چهارشنبه

علیدوست -فیگار -شیشه گران -حاج حسن محجوبی -حاج محمد محجوبی --؟

روزی روزگاری لاهیجانی ها !
این عکس را سید محسن سنجری بمن داد ، برای شناسایی کمک بفرمایید . — ‎with ‎‎‎‎Hossein Mahjoobi حسین محجوبی‎, ‎حسن محجوبی‎‎, ‎‎صفار حمیدی‎, ‎‎ and ‎عباس محمودی‎‎.‎


Gholam Reza Kioumarssi
این عکس اگر اشتباه نکنم روز ختنه سران پسر دائی من آقای ابوال صفارحمیدی میباشد در منزل دائی من .
ردیف ایستاده از چپ٬ مرحوم دائی بنده آقای مهدی صفار حمیدی معروف به مشت درویش٬ و در کنار شان آقای جواد پیروز وایستادند.
ردیف نشسته از سمت چپ ٬ نفر اول یک لاهیجانی خیلی معروفی بودند که متاسفانه اسم شان در حال حاظر بخاطرم نمیاید ولی فکر میکنم آقای نخود چیان بایستی باشند٬ نفر دوم مشت محمد آقا محجوبی پدر محجوبیهای معروف لاهیجان هستند و نفر بعدی برادر مرحوم شان آقای حسن محجوبی پدر آقای علی محجوبی میباشند.
نفر آخر نیز مرحوم آقای علیدوست هستند که در محله میدان آرد فروشی داشتند.
خیلی ممنون آقای دکتر با این عکس قشنگ تان که منو بیاد خاطره های خوشی که در این منزل با باغ بزرگ اش داشتیم انداخت.


Mehregan Fallahkheir
دست آقای دکتر برای بارگذاری عکس درد نکنه و همچنین آقای کیومرثی نازنین برای کمک به شناسایی افراد حاضر در عکس.


Gholam Reza Kioumarssi
اون بچه کوچلو که تک وایستاده رفیق ما آقای محمد شمس است ( داقا شمس )


محمد متشبث ·
بسیار عالی بود درود بربچه محل های لاهیجانی من


Mohamad Hakimi Kakhki
این هم از خواص جادویی مثبت فیس بوک

MohammadReza Tavakoli
باتشکر و درود خدمت همه ى دوستان, يکى گفته بود کنار عليدوست, فيگار است, و کنار فيگار, شيشه گران است, شايد جناب کيومرثى بهتر بشناسند


MohammadReza Tavakoli
نفر آ خر از چپ با سبيل بالاى لب مگر از صفارحمیدی ها نيست ؟
ازباغ مشت درويش زياد گفته ميشد, محلش دقيق اش کجا بود ؟


Bijan Asmai
نشسته از طرف چپ. نفر سوم آقای محمد محجو بی. نفر چهارم آقای حسن محجوبی.نفر پنجم آفای شیشه گران


Gholam Reza Kioumarssi
جناب آقای توکلی من از قیافه آقایان فیگار و شیشه گران دقیقا یادم نیست٬ نفر آخر از چپ فکر میکنم آقای نخود چیان باشد. اون بچه کوچولو که پشت سر آقای حسن محجوبی هستند ٬ فکر میکنم آقای نوری میرصفا باشند.
منزل مشت درویش که حیاط و باغ بزرگی داشت٬ در محله شعربافان قرار داشت٬ بعد از سنگ مزار و بغل منزل مرحوم صفابخش سلمانی و روبروی منزل بزرگ اسدی ها که روبرو تکیه بر مغازه الکتریکی داشتند.


Joobin Alidoust
اقای دکتر. پدرم از دیدن عکس پدرش بسیار متعجب و مننقلب شدند. وبسیار به شما سلام رساندند


MohammadReza Tavakoli
سلام جناب علیدوست خمت شما ،احمد آقا سلام و ارادت میرسانم و برای همه ی علیدوست ها درود میفرستیم

۱۳۹۳ آذر ۲۶, چهارشنبه

سخنرانی علی امیری پژوهشگر لاهیجان ، در تالار حکمت دانشکده علوم انسانی دانشگاه گیلان برای همایش ملی باز شناسی نهضت جنگل

جکتاجی ، دکتر موسوی ، اصغر نیا پشت میز، علی امیری پشت تریبون

نمایشگاه عکس و اسناد ، همایش ملی باز شناسی نهضت جنگل، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه گیلان


مشهدی علیشاه چمثقالی_هوشنگی
خانم هوشنگی  نودساله نوه چمثقالی به دعوت علی امیری در همایش حضور داشت و از ایشان تجلیل شد  




شیخ عبد السلام عرب شهید مکی جد مکی های لاهیجان از رهبران نهضت جنگل و دوست میرزا
نوه ایشان خانم مکی و دو نوه پسری ایشان در همایش حضور داشتند 
محمدخان هژیر لاهیجانی

دکتر حشمت که رییس یبمارستان لاهیجان بود
در همایش گفته شد  از دوستان سالار موید صفاری بودند  
اسناد  و نامه های زیادی به معرض تماشا گذاشته بودند
میرزا کوچک خان جنگلی
از گذر میرزا و یاران از لاهیجان و لیلا کوه لنگرود و ادامه صفرشان به املش و اشکورات یادی شد

۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه

عکس های پانوراما من در انزلی _بازهم فیل من یاد آنجا کرده بود ، انزلی و یاد ایام جوانی و خدمت سربازی با خاطرات خوش هم دوره ای ها

جایگاه موسیقی ، انزلی چی ها باین میگن "موزیک جیگا " ...و

شیر حبیب محمدی هنر مند لنگرودی از سال 1317
زمین فوتبال طالب آباد انزلی با دوربین من ، پاییز نود و سه
میدان و بلوار ساحلی انزلی 
اسکله گمرک کانال کشتی رانی مدخل تالاب انزلی

آرامگاه محمد میرزا کاشف السلطنه ، عکسی از سال 1337 ,سید محسن سنجری

آرامگاه محمد میرزا کاشف السلطنه در لاهیجان

انعکاس اخبار و رخ داد های لاهیجان در روزنامه اطلاعات- 1320-1305شمسی- فوت کاشف السلطنه به کوشش دکتر بهمن مشفقی و انتشار در فیسبوک

کاشف السلطنه 
انعکاس اخبار و رخ داد های لاهیجان در روزنامه اطلاعات- 1320-1305شمسی-   فوت کاشف السلطنه

اخبار ورخ داد های لاهیجان در روزنامه اطلاعات-1320-1305 شمسی

مقدمه- در دومین روز اردیبهشت ماه سال 1308 شمسیروزنامه اطلاعات حبر فوت دلخراش وناگهانی شادروان " محمد میرزا چایکار"کاشف السلطنه " را به چاپ رساند.متن خبر در شماره 747 سال سوم روزنامهاطلاعات مورخ دوشنبه دوم اردی بهشت ماه سال 1308 خورشید به شرح زیر است :

فوت ناگهانی

بر طبق تلگرافی (تلگرامی ) که از بوشهر واصل گردید، آقای کاشف السلطنه چای کار، دیروز یک ساعت به ظهر از بوشهر بوسیله  اتوموبیل کمپانی " زیگلر " عازم شیراز گردید و در " کتل ملو "، بین "  دالکی و کنار تخته "، غفلتا اتومبیل پرتشده    و آقای کاشف السلطنه ویک نفر امنیه بلافاصله فوت می نمایند. پسر " موسیو پروتیوا "  که همراه بوده .هم چنین شوفر اتومبیل مجروح می شوند، جنازه ی یک نفر امنیه در " کنار تخته "  دفن و برای حمل جنازه ی کاشف السلطنه از شیرازاتومبیل خواسته شده است. در تعقیب وصول خبر فوق از طرف دولت تعلیمات لازمه برای حمل جنازه داده شده است.
مجلس ترحیم نیز از طرف منسوبین آن مرحوم در مسجدسپهسالار ناصری از بعد از ظهر پنج شنبه پنجم اردی بهشت ماه تا    ظهر جمعه منعقد خواهد بود.
شاهزاده کاشف السلطنه یکی از رجال لایق وعلاقمندی بود که همیشه مساعی ی کاملی در بسط وتوسعه ی امور فلاحت مملکت داشته ودراین موقع که ایشان از طرف دولت برای مطالعات لازمه به چین و ژاپن عزیمت نموده وعلاوه  بر مطالعات شخصی، اقداماتی برای توسعه و بسط زراعت چای به عمل آورده ومقدار زیادی تخم نباتات و ماشین آلات مخصوص عمل آوردن چای وغیره با خود آورده بود. متاسفانه تمام تجربیات و عملیات مقدماتی خود را همراه بردند.
اتومبیل پرت شده متعلق به آقای " زیگلر" بوده که برای فروش به طهران فرستاده می شد. برطبق اظهارات خود آقای  کاشف السلطنه که در بوشهر اظهار کرده انداشیاء فلاحتی و تخم (گیاه ) هایی که همراه آورده بودند به قرار ذیل است :
ماشین آلات فلاحی مخصوص زراعت چای، مقدار زیادی تخم نباتات، 83 صندوق تخم چای مختلف، مقداری تخم نوغان که   سالی نه مرتبه نوغان می دهد. یک قسم تخم نوغان مخصوص که غذای کرم های آن برگ بلوط است ودر نقاطی که درخت بلوط یافت می شود نشو و نما می نماید. سیزده کیسه از یک قسم برنجی که بطور دیم به عمل می آید ومحصول آن با یک باران،     تخمی هشتصد تخم وبا دو باران ، تخمی 1200 تخم وبا سه باران، تخمی ،1600 تخم می دهد.
چهار نفر چای کار های چینی که با اتومبیل دیگریآمده اند، سلامت وارد شیراز گردیده اند که به تهران حرکت نمایند. این واقعه فوق العاده اسفناک وبا عث تحسر عموم است. ما بازماندگان فقید مزبور را نسبت به این مصیبت وارده تسلیت می دهیم.
به دنبال خبر انتشار درگذشت تاثر انگیزشادروان  محمد میرزا چای کار " کاشف السلطنه " در چهل و دومین جلسه ی  مجلس شورای ملی که در روز سه شنبه سوم اردیبهشت ماه سال 1308 شمسی تشکیل گردید، یکی از نمایندگان به نام آقای   قیروزآبادی مطالبی به شرح زیر گفت : امروز صبح خبر فوت مرحوم کاشف السلطنه را درروزنامه دیدم، حقیقتا این خبرخیلی باعث تاسف شد، زیرا ایشان در صدد توسعه ی فلاحت ایران بودند وسال ها قبل  به چین رفتندبرای  امور زراعی چای ونوغان وغیره،متاسفانه در مراجعت  به واسطه ی پرت شدن اتوموبیل فوت کردند و در واقع تمام ایرانی هارا از فقدان خود   متاسف نمودند. چون ما باید از اشخاصی که خدمتگذار هستند قدر دانی کنیم به این ملاحظه کمال تاسف خودم را اظهار میکنم و چون غرض ایشان از توسعه فلاحت، یگانه منبع عایدی ماست، بوده امید وارم دولت هم کاری بکند که نتیجه ی زحمات آن مرحوم از بین نرود
مقداری از آلات فلاحتی وچند نفر متخصص همراه آورده است، از آن اثا ثیه استفاده کرده باعث توسعه ی فلاحت شوند.


موسسه چای کاری

در تعقیب فوت آقای کاشف السلطنه چایکار، " موسیو پرتیوا " به ریاست موسسه ی چایکاری منصوب و قرار است به معیت چهارنفر چینی که اخیرا وارد شده اند برای زراعت چای به لاهیجان حرکت نمایند.
تخم های چای که از چین و ژاپن خریداری شده نیزبرای کاشتن به لاهیجان حمل خواهد شد ویک مقدار از آن نیز بطور امتحان درسایر ا ایالات شمالی کاشته خواهد شد که در صورت امکان چایکاری در کلیه ی نقاط شمالی توسعه یابد.
مقداری تخم برنج هم  که بطور دیم کاشته می شود و مرحوم چایکار (کاشف السلطنه ) همراه آورده بودند از طرف وزارت مالیه به مالیه های ایالات شمالی فرستاده شد که برای امتحان دستور کشت آن داده شود.ماشین های چای خشک کنی هم که مدتی است خریداری شده برای استفاده از آنها به لاهیجان حمل خواهد شد.

                                                  روزنامه اطلاعات- شنبه دهم اردیبهشت ما ه 1308 –ش- 753

محمدرضا شاه با فرح دیبا و سرلشگر ضرغامی و منصوری مدیر کل سازمان چای ، درمحل سازمان چای لاهیجان

محمدرضا شاه با فرح دیبا و سرلشگر علی اکبر ضرغام وزیر دارایی و مرتضی منصوری مدیر کل سازمان چای ، درمحل سازمان چای لاهیجان

حیدر مهرانی

محسن بافکر لیالستانی در صفحه اش در فیسبوک عکس و شعر استادمهرانی را به اشترک گذاشته است

شعری ازاستادحیدر مهرانی
-------------------------------
هرکس که خواند دفتر شعرم را
گفتا که شاعراست وکتابش نیست 
شاعرکه بی کتاب غزل گوید
ماندبه مطربی که ربابش نیست
هرکس خدای هرسخنی باشد
اورا کتاب ساخته ای باید
آری کتاب رونق هرشعراست
اشعاربی کتاب نمی پاید
آری خدای نیز چنین کرده
ازآسمان کتاب فرستاده
تا اینکه خوبتر بشناسندش
اوراق بی حساب فرستاده
آری خدا کتاب فرستاده
ابلیس را .ولیک کتابی نیست
ابلیس شهره تر بود از یزدان
آنجا که سرزمین تبه خویی ست
من کهنه رند لوطی این شهرم
تارم دل است وسینه رباب من
ابلیس را نیاز به شهرت نیست
ابلیسم وگناه کتاب من !
حیدر مهرانی
اسفند 1338-رامسر 

۱۳۹۳ آذر ۱۴, جمعه

از وبلاگ _عکس های قدیم از لاهیجان و لاهیجانی

جواد محجوبی ویولون -غفاری ضرب -شمس سنتور اسماعیل فتوحی فلوت -بیژن مه روخواننده
جواد محجوبی ویلون -مسعود آجیلی ضرب علی بابا شکوری خواننده
http://oldlahijan-pictures.blogfa.com/

از وبلاگ _عکس های قدیم از لاهیجان و لاهیجانی

مهدی محجوبی _ جواد محجوبی
http://oldlahijan-pictures.blogfa.com/

از وبلاگ _عکس های قدیم از لاهیجان و لاهیجانی

اکبر صفابخش درکنار استخر لاهیجان سال 1354
http://oldlahijan-pictures.blogfa.com/

از وبلاگ _عکس های قدیم از لاهیجان و لاهیجانی

  جعفرفتاحی _ هوشنگ خوش سرور_علیرضا فرهومند _ شعاع _شاهپوریگانه_ محمدعلی صفابخش _موسی یگانه  

http://oldlahijan-pictures.blogfa.com/


۱۳۹۳ آذر ۱۱, سه‌شنبه

دکتر رضا رادمنش تحصیل کرده دکتری فیزیک از دانشگاه لایبزیک آلمان بود که پس از بازگشت به ایران قبل از پیروزی کودتای بیست و هشت مرداد به آلمان برگشت و تا آخر عمرش در لایبزیک زندگی و فقط مدت کوتاهی چند ماهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران و لاهیجان امده بود . عکس پروفسور دکتر رضا رادمنش همشهری لاهیجانی ،راهم سید محسن سنجری برایم فرستاده است ، رضا رادمنش و دکتر منوچهر اقبال و دیگران دانشجویان اعزامی دولت وقت به اروپا بودند و این عکس گویا رامنش با هم گروه خودش یادگاری گرفته بود

دکتر رضا رادمنش دکتری فیزیک از دانشگاه لایبزبود که پس از بازگشت به ایران  قبل از پیروزی کودتای انگلیسی آمریکایی بیست و هشت مردا د به آلمان برگشت و تا آخر عمرش در لایبزیک زندگی و فقط مدت کوتاهی چند ماهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران و لاهیجان امده بود 
ایرج اسکندری از حزب توده در سمت چپ عکس و پروفسور فیزیک دکتر رضا رادمنش که مدتی هم نماینده مردم لاهیجان در مجلس شورای ملی بود سمت راست این عکس است نوه میرزا حاج ابوطالب فئودال  و ثروتمند بزرگ لاهیجان است با صفاری ها ،مجتهدی ها  ، صادقی ها ،مطلق ها ،و بسیاری از
 لاهیجانی ها قرابت و فامیلی نزدیک دارد من محمدرضا توکلی بعنوان یک لاهیجانی و دور از مرام سیاسی شان به او افتخار میکنم  
با تشکراز آقا مظقر کمالی که این عکس زیبااز دکتر رضا رادمنش برایم ارسال داشته اند نفر وسط پروفسور رادمنش است بقیه را نمیشناسم اگر آقا مظفر توضیح دادند بعدآ خواهم نوشت 

۱۳۹۳ آذر ۹, یکشنبه

بازی دودو این بازی ساده برای سرگرمی بچه های کوچولو در داخل خانه توسط بزرگترها خصوصا پدر و مادر انجام می گیرفت بدین ترتیب که : بچه در روبروی پدر و مادرو... نشسته در حالی که پدر ومادرو... شانه های بچه را گرفته اند اورابه سمت جلو وعقب حرکت می دهند میگوید دودو دوشان دو دوشان دسته گوله داره امه گاو کولو داره سپس بچه را به سمت چپ وراست حرکت می دهد می گوید قل قل قل این بازی باعث تحرک وشادابی و سرگرمی بچه می شود . این بازی در داخل خانه به علت نیاز به فضای کم انجام میگیرد . دو دو دوشن دو دوكوله ماست دوكوله دو امو اره كشانیم امومرد گالشانیم امو ماسته خوریم دوغه فشانیم قل قل... چه جالب مادرشوهر من برای پسرم میخونه من تا این موقع نشنیده بودم مادرشوهرم از پدر شوهرشون که واسه پسرشون میخوندن یادشون مونده اما کمی تفاوت داره دو دو دوشندو دو گوله ماست دوگوله دوغ امو گالش گالشانیم امو سر گالشانیم امو ماست خوریم دوغ دوشانیم البته اگه اشتباه نکرده باشم و البته این سرودهء کوتاه و رازآلود چیزی بیشتر از یک بازی ساده و کودکانه است و تعابیر کیهان شناختی داره. همچنین روایت های پرشمار‍. در خانوادهء ما: دو دو دوشؤن دو؛ دوگوله ماس دو نیره؛ امو دوپله نوخؤنیم٬ روغن و کره خؤنیم؛ امو ارّه کشؤنیم٬ امو تی پِئرِ خویشؤنیم٬ امو ماستِ خؤنیم دوغِ فیشؤنیم ... سپاس از همراهی دوستان عزیز بستگی به محل زندگی داشته.ولی آهنگ دلنشین یکی است.مثل شعر رعنا به چندین روش خوانده میشود ولی داستان اولش فرق میکند.نوشته من به نظرم مناطق کوهستان میخوانندولی مردم مناطق جلگه مثل دوستمان میخوانند. ممنون لیلا خانم عزیز که جوانهای مارا با اشعار محلی قدیمی آشنا میکند وخاطرات ما را هم زنده گردید