۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

آلبوم زور خانه

http://yaranrachehshod.blogspot.com/p/blog-page_30.htmlبرای دیدن عکس های آلبوم زور خانه دیروز و امروز لاهیجان اینجارا کلیک کنید

نمای بیرونی زور خانه زیباتر شد

زنده یاد پهلوان رضا هاشم زاده - از تابلو عکس های نصب شده در زورخانه لاهیجان_مرحوم آرضا پهلوان دوپسر آخری اش با من همکلاس و دوست بودند یکی عطا حکمی حقوق خوانده و وکیل اداره آب است ولی متاسفانه نصرت حکمی که همافر نیروی هوایی بود بعد از باز نشستگی و در سن کم فوت شد نصرت حکمی دروازه بان تیم فوتبال کلاس ما بود ، قد و قواره درشت و غول چماقی داشت و آدم خوش مشرب و خیلی شادی بود یادش گرامی باد مرحوم آ رضا پهلوان یا رضا حکمی در سال چهل و سه چهار یکروز صبح دم دربقعه اردو بازار لاهیجان ودر پیاده رو سکته کرد و فوت شد روحش شاد نصرت پسرش که بامن دوست بود خیلی شبیه پدرش بود،ودرست همین قیافه ! این عکس زیبا را در صفحه سعید مجاوری آرتیست موفق و نقاش لاهیجانی ساکن برلین برداشتم ، آقای مجاوری در کار ترمیم عکس های قدیمی مهارت و تبحر دارد و باید از ایشان تشکر نمود چون خیلی از عکس های قدیمی باقیمانده از لاهیجان را که دراختیار اشخاص مختلف است بخوبی ترمیم کرده اند و خودش هم عشق این کار را دارد


مرحوم آ رضا پهلوان یا رضا حکمی در سال چهل و سه چهار یکروز صبح دم دربقعه اردو بازار لاهیجان ودر پیاده رو سکته کرد و فوت شد روحش شاد نصرت پسرش که بامن دوست بود خیلی شبیه پدرش بود نصرت هم تقریبآ در جوانی فوت شد روحش شاد

زورخانه لاهیجان

مرشد غلامرضا خسروی - زورخانه لاهیجان

۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

کوچه باغ های دل انگیز دیلمان عکس از محمدرضاتوکلی

دیلمان

گل های سفید گلپر دردیلمان

روزهای یخبندان اسپیلی

این عکس رادر"اسپیلی" گرفتم

June 2011,Iran Guilan Espili.

  این عکس رادر اسپیلی گرفتم  

http://www.panoramio.com/user/4966400?with_photo_id=61300709

لاهیجان در دوره شهردار رضا کهالی آبان نود

۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

لاهیجان در دوره شهردار رضا کهالی آبان نود

 تآتر روباز بوستان هنر غرب پارک استخر لاهیجان 

لاهیجان در دوره شهردار رضا کهالی آبان نود

لاهیجان در دوره شهردار رضا کهالی آبان نود

از پله های شیطانکوه لاهیجان هیچوقت به تنهایی عبور نکنید


از پله های شیطانکوه لاهیجان هیچوقت به تنهایی عبور نکنید ، این مسیر امنیت ندارد و اراذل و اوباش وزور گیران در کمین اند تا خودشونو بجای پلیس بشما قالب بکنند و از شما بچاپند ، خصوصآ خانم های جوان و زوج های جوان . من خودم بارها شاید حوادث بد و شوم دراین مسیر بوده ام و همه جور آدم شرور و رذل دیده ام  انگاری پلیس در این مسیرکنترل ندارد

پله های شیطانکوه لاهیجان

پله های شیطانکوه لاهیجان

باغ چای چاهانسر درروزهای برفی لاهیجان

پرنده های روی یخ استخر لاهیجان

مرغابی های استخر لاهیجان

مرغابی های استخر لاهیجان

لاهیجان مسجد اکبریه

لاهیجان مسجد اکبریه

لاهیجان اردوبازار بقعه میر شمس الدین تابستان نود

لاهیجان بقعه جواهر پشته تابستان نود

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

امین دیوان محمد علیخان صفاری ملقب به " امین دیوان " .

امین دیوان_  این عکس برای لاهیجانی ها میتواند جالب باشد و من به جرات میتوانم ادعا کنم خیلی از صفاری ها هستند که حتی عکس جدشانرا تا اکنون ندیده اند و دسترسی به این عکس را نداشتند . دوست خوب و جوان محقق پر تلاش همشهری جناب آقای علی امیری تحقیقات وسیعی از خاندان صفاری ها نموده و شجره نامه کامل و مفصلی از این خانواده تهیه کرده است و امیدواریم هر چه زودتر به چاپ برسانند . در باره امین دیوان مطالب زیادی میتوان نوشت که بتدریج ارائه خواهم داد . متاسفانه در انترنت هرچقدر بیشتر بگردید در باره این شخصیت کمتر مییابید . در ویکیپدیا فقط خلاصه کرده اند که امین دیوان از فئودال های بزرگ لاهیجان است . بلی تقریبآ میتوان گفت ایشان به یقین بزرگ ترین فئودال لاهیجان بود که نظیری نداشت ملک امین دیوان میتوان گفت شمالآ در یای خزر غربآ کناره های شرقی سپید رود جنوبآ کوههای البرز و شرقآ حدود لنگرود و بیشتر بود . و تمام مراکز تجاری مال امین دیوان بود از حمام زیبای و تاریخی گلشن که قسمت زیادی از آن تخریب شده و میدان ایجاد شده تا پاساژ بقول امروزی ها یا همان کاروانسرای یا بگویش لاهیجانی "کامسرا "ی محمدعلیخانی که هم اکنون هم باین اسم در حال استفاده است و دم در آن از طرف خیابان مغازه دوست قدیمی من آفا رضا پرهیزی است . ودر نزدیک همین محل کاروان سرای بزرگ دیگری بود از قرار معلوم دچار آتش سوزی شده بود واز بین رفته بود وبنام سوخته کاروانسرا یا "بوسته کامسرا " معروف بود و من خودم خرابه های آنرا دیده ام وبیاد دارم بعلت اینکه مجاور خانه اجداد پدری ام یعنی خانه سید احمد میر احسان پسر عموی نازنین ومهربانم که هنوز هم از بلایا و آتش سوزی مجاور مصون مانده است بود . بوسته کامسرا سال ها متروکه وسط شهر بلاتکلیف مانده بود و پوشیده از گیاه و در حقیقت توالت صحرایی وسط شهر بود تا اینکه توسط شهردارفریدون برهانی تبدیل به بازار روز شد . خانه امین دیوان و اعیان و اشراف دوره خودش در شمال مسجد سلیمانیه فعلی یا بعبارتی نزدیک محله خمیر کلایه و شمال محله اردوبازار و نزدیک حمام علی مینویی و مادر آغا کوچه بود. این حمام روزگاری جزو مایملک امین دیوان بود و اطراف خانه امین دیوان مملو از خانه های خشتی و زیبای یک و دو طبقه بود از جمله خانه امین دخت مادر اصغر فیاض و خانه شازده خانم یا کیانوش خانه احمد خان طایفه ، دکتر مجتهدی از جمله بنای زیبای منوچهر خان جهانسوز شاهی وبسیاری دیگر که بعضی از آنها باقی مانده است . وبسیاری از خانه های قدیمی آن محوطه توسط بساز بفروش ها خریداری و ساختمان های چند طبقه امروزی تبدیل شده است که حد اقل برای من جای تاسف است. 
دکترمحمدرضاتوکلی 

عکس های صفحه "نه گل ماند نه گلنار " در همین وبلاگ

http://yaranrachehshod.blogspot.com/p/blog-page_3.html
  این لینک را کلیک کنید

عکس های صفحه " من عاشق چایی ام " در همین وبلاگ این لینک را کلیک کنید

http://yaranrachehshod.blogspot.com/p/blog-page_22.html
عکس های صفحه " من عاشق چایی ام " در همین وبلاگ لینک بالا را کلیک کنید

نمای داخلی مقبره شیخ زاهد گیلان در شیخانبر لاهیجان

نمای داخلی مقبره شیخ زاهد گیلان در شیخانبر لاهیجان



"تشرف"

با خانه ها و خیابانها

کوچه ها و میدانهاش

در آغوش من است.

لاهیجان

ایستاده ام بر مزار شیخ زاهد گیلانی

بوی باغ های چای را می مالم به تنم

شاخه های درخت انار

بر شانه های من است

انگار برگپوش شده ام

در خرقه ای گیاهانه

زنبیلی پر از پیله های ابریشم

دور می شود بر استخوان کتف یک گیله مرد

و پروانه ای در پیله من

این شهر پیر می شود

با رویای ابریشم

استخر لاهیجان

استخر و افسانه

استخر و میعادگاه مرغابی عاشق

ملحفه ایست آبی و خیس

روی تن برهنه مهتاب

نبض کارخانه های برنج

آهسته می زند روی مچ دستهای من

با همین دستهاست که می گویم

-سلام همشهری

و بوی کلوچه می دهد

مردمانی که می گویند"علیک سلام"

از خدا پنهان نیست

چرا پنهانش کنم از تو

آقا شیخ زاهد گیلانی!

سیاهپوش قهوه خانه ای هستم

که در مسیر راه کمربندی

دور لاهیجان روزی مرد.

همین طور سیاه پوش آینه ای

که جیوه اش روزی ریخت

سیاهپوش قالیچه ای

که در مغازه سمساری است
بله آقا،آه،آقا
آقا شیخ زاهد گیلانی. بیژن نجدی

مقبره شیخ زاهد گیلانی درروستای زیبای شیخانبر لاهیجان

مقبره شیخ زاهد گیلانی درروستای زیبای شیخانبردرحاشیه شهر لاهیجان ودر کنار جاده ی قدیم بطرف لنگرود قراردارد ،" خانقاه دراویش طریقت خاکسار" در کنار مجموعه بقعه شیخ زاهد چند سالی است از رونق افتاده است و فقط شب های جمعه برای زیارت قبور وخواندن فاتحه باز است و بسیاری از دراویش سال های اخیر از جمله" شیخ مطهر" آنجا آرمیده اند ، شيخ زاهد گيلاني از صوفيان بزرگ ايران بود. تبار او به شهر سنجان در خراسان مي‌رسيد. طريقت او از طريق سلسله مراتب رهبران صوفيگري که شامل افرادي چون ابونجيب سهروردي و حسن بصري بود به امام علي و محمد پيامبر مي‌رسيد. شيخ صفي‌الدين اردبيلي نياي بنيان‌گذاران دودمان صفوي مدت ?? سال در نزد شيخ زاهد گيلاني گذرانيد و دختر او را به زني گرفت. شيخ زاهد، شيخ صفي را به خلافت و جانشيني خود در طريقت برگزيد. پس از مرگ شيخ زاهد، و به روايتي در همان دوران زندگي وي، صفي‌الدين به اردبيل باز مي‌گردد و طريقتي به نام صفويه در همان جا بنيان مي‌گذارد.
تبار حزين لاهيجي، از سرايندگان اواخر صفوي نيز با فاصله چند نسل به شيخ زاهد گيلاني مي‌رسيد.
ميرزا احمد حکيم تنکابني پزشک فتح‌عليشاه قاجار نيز نسب به شيخ زاهد گيلاني ميرسانده. شمايل او، بقولي، در يکي از تالارهاي کاخ گلستان آويزان است
مقبره شيخ زاهد گيلاني (مربوط به سده هشتم هجري) واقع در جاده لاهيجان به لنگرود و در روستايي به نام شيخانبر واقع شده است.
از نويسندگان نامدار ايران، سعيد نفيسي، کتابي درباره وي نوشته به نام شيخ زاهد گيلان


مزار بیژن نجدی ، معلم شاعر نویسنده، لاهیجان ، شیخانبر وادی مقبره شیخ زاهد گیلانی


مزار بیژن نجدی ، معلم شاعر نویسنده، لاهیجان ، شیخانبر وادی مقبره شیخ زاهد گیلانی

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

این روزهای پاییزی لاهیجان

این روزهای پاییزی لاهیجان



این منظره فقط چند روز در سال در لاهیجان و آخر مهر وآبان ماه دیده میشود، جالب است بدانید وقتی این گل در لاهیجان نمایان میشود همزمان برداشت زعفران درخراسان شروع میشود گل ها شبیه گل زعفران و خود رویش است بیشتر در کوهپایه ها رویش دارد

این روزهای پاییزی لاهیجان

.

تابستان نود لاهیجان پله های شیخ زاهد گیلانی


Posted by Picasa

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

بيژن نجدي؛ شاعر لاهيجان


بيژن نجدي؛ شاعر لاهيجان

 

يادداشتي از مصطفي خلجي

 

یه حبه‌ی قند

خودشو انداخت توی لیوان بلند و بلور

باز شد

ذره ذره تنش بوی چای گرفت

چه صبح تلخ!

چه صبح سوخته و سرد

کنار لیوانی پر از باغ‌های چای

و چقدر گریستیم من و تو

در آنکارا

توکیو

هاید پارک مه گرفته لندن

به خاطر لاهیجان.

مي‌گويند تمام واژه‌ها، صداها، رنگ‌ها و تصويرهای داستان‌ها و شعرهاي بيژن نجدی ته‌لهجه‌ی گيلکی دارد و طعم ماهي و بوي كلوچه‌ مي‌دهد. و اگر نبود لاهيجان و آب و هوا و طبيعتش، هيچ‌گاه با بيژن نجدي شاعر رو‌به‌رو نبوديم:

دستي از من

در آغوش آب

دستي، دور گردن باران است

البته لاهيجان فقط بر شكل آثار نجدي مؤثر نبوده است، و محتواي نوشته‌هاي اين شاعر را هم تحت تأثير قرار داده است. شايد بيژن نجدي بهترين نماينده‌ي طبيعت در شعر معاصر ايران باشد؛ شاعري كه تمام تلاشش پيوند انسان با طبيعت است و گسترش سبزي اين طبيعت:

به كوير خواهم رفت

با سطلي از باران لاهيجان

پيراهني سوغات خواهم برد

از مخمل سبز برنج براي خواهرم شن‌زار

گويي شعرهاي بيژن نجدي در هيچ‌ كجا جز لاهيجان نمي‌توانست «اتفاق» بيفتد. و سرزمين بي‌دريا او را مثل ماهي قرمز داخل تنگ، مردني مي‌كرد. گياهان گيلان، بيژن نجدي را براي زنده ماندن استتار كرده بود.

اما حيف كه دير شناخته شد و زود از ميان رفت. بيژن نجدي وصيت كرده بود در شيخان لاهيجان به خاكش بسپارند؛ جايي كه شيخ زاهد گيلاني آرام گرفته است:

با خانه‌ها و خیابان‌‌ها

کوچه‌ها و میدان‌هاش

در آغوش من است لاهیجان

ایستاده‌ام بر مزار شیخ زاهد گیلانی

بوی باغ‌های چای را می‌مالم به تنم

شاخه‌های درخت انار

بر شانه‌های من است

انگار برگ‌پوش شده‌ام

در خرقه‌ای گیاهانه

زنبیلی پر از پیله‌های ابریشم

دور می‌شود بر استخوان کتف یک گیله مرد

و پروانه‌ای در پیله‌ي من

این شهر پیر می‌شود

با رؤیای ابریشم

استخر لاهیجان

استخر و افسانه

استخر و میعادگاه مرغابی عاشق

ملحفه‌ای‌ست آبی و خیس

روی تن برهنه مهتاب

نبض کارخانه‌های برنج

آهسته می‌زند روی مچ دست‌های من

با همین دست‌هاست که می‌گویم

- سلام همشهری

و بوی کلوچه می‌دهد

هر دهاني كه مي‌گويد: «علیک سلام»

از خدا پنهان نیست

چرا پنهانش کنم از تو

آقا شیخ زاهد گیلانی!

سیاهپوش قهوه‌خانه‌ای هستم

که در مسیر راه کمربندی

دور لاهیجان روزی مرد.

همین طور سیاه‌پوش آینه‌ای

که جیوه‌اش روزی ریخت

سیاهپوش قالیچه‌ای

که در مغازه سمساری است

بله آقا، آه، آقا

آقا شیخ زاهد گیلانی.

  
 

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

هتل فجر _هتل آبشار_آو خانی و یا آب خانی به معنی چشمه آب است که قدیما در گویش لاهیجانی بیشتر بکار میرفت ،دراین مکان چشمه آبی از ارتفاعی به پائین می ریخت که محل تقریبآ مقدسی بود و اهالی برای غسل و استحمام آنجا میرفتند وقبل از لوله کشی شهری حتی از آب اینجا برای نوشیدن بکار میرفت و آب اینجا را با گاری به لاهیجان حمل میکردند من اینجا در کودکی دیده ام وبخوبی بیاد دارم


 


    آوخانی یا آب خانی به معنی چشمه آب است که قدیما در گویش لاهیجانی بیشتر بکار میرفت، دراین مکان چشمه آبی از ارتفاعی  به پائین می ریخت که محل تقریبآ مقدسی بود و اهالی برای غسل و استحمام آنجا میرفتند وقبل از لوله کشی شهری حتی از آب اینجا برای نوشیدن بکار میرفت و آب اینجا را با گاری به لاهیجان حمل میکردند من اینجا در کودکی دیده ام وبخوبی بیاد دارم

خانه صادقی ها در لاهیجان



    •  
        خانه صادقی ها در لاهیجان اولین اداره میراث فرهنگی شهر شده است ، ضمن تبریک و خوش آمد گویی، امید است توسط مسئولین تصمیمی اتخاذ شود تا علاقمندان بتوانند از نقاط مختلف این خانه بازدید داشته باشند

زاکله بر روستای زیبای لاهیجان

 چهل ستون

  روبروی بقعه یا در سرا شیبی  شرقی محوطه بقعه و زیر درختان بلند له و آزاد روی سنگ های بزرگ سکه هایی دیدم که روی آنرا نمک پاشیده بودند و از این منظره که اولین بار بود میدیدم چیزی سر در نیاوردم



روستای زیبای زاکله بر لاهیجان بیست و چهارم تیر نود
 ·  ·  · Share · Edit · 20 July

    • Touradj Parsi با درود دکتر دستت درد نکند که بر برگ های مصور تاریخ می افزایی . با مهر همیشگی تورج پارسی
      20 July at 21:59 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli تشکر جناب پارسی عرض سلام دارم
      20 July at 22:38 · 

    • Mehdi Monajemi Ba tasakor aqie Dr. vali ghounbad Emamzadeh ghara besyar Kooghak ast? Ghorban shoam
      21 July at 06:03 · 

    • Ali Taati Rad سلام ودرود بر جناب دکتر توکلی عزیز :کار های شما به ما قوت میده،عکس ومنظره بسیار زیبا نتیجه سعی وتلاش شماست خسته نباشید.
      21 July at 08:23 ·  ·  1 person

    • Mehregan Fallahkheir دکتر جان، دست مريزاد با اين عکس های خوشگل‌تون. بسيار زاويه‌ی ديد مناسب و متفاوتی انتخاب کرديد و همين امر باعث شد عکس‌تون جذاب بشه. درود.
      21 July at 13:11 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli عرض کنم خدمت جناب دکتر منجمی : آن گنبد و مناره طلایی پشت دیوار در حقیقت صندوق نذورات است برای زوار و رهگذران . خود بقعه چهل ستون آسید ابراهیم نه گنبد دارد نه مناره ! شیروانی حلبی دارد و بعدآ عکش را بزودی تقدیم خواهم نمود
      21 July at 13:34 · 

    • Reza Tavakoli برای جناب طاعتی و مهرگان عرض کنم که فاصله محل این عکس تا شهر فقط چند دقیقه راه است .. از هیاهو شهر درعرض چند دقیقه میرسید به بهشت زاکله بر با طبیعت زیبایش تانفسی تازه کنید
      21 July at 13:42 ·  ·  1 person

    • Mehregan Fallahkheir دکترجان، لطفا مسير طريق را بفرمائيد تا ما هم در سفر به لاهيجان حظی از اين طبيعت ببريم.
      21 July at 14:15 · 

    • Reza Tavakoli از پل غرب کشتارگاه لاهیجان که حالا تبدیل به کارگاه خدمات شهری شده عبور میکنید وبعد از روستای" کوهبنه "به سه راهی آهندان که رسیدید جاده سمت چپ به روستای" زاکله بر" و چهل ستون میرسد تمام مسیر اسفالته است
      21 July at 14:36 ·  ·  3 people

    • Mojdeh Moshfeghi besyar zibast.
      21 July at 18:04 ·  ·  1 person

    • Shahnaz Mahmoodi آقای دکتر کجاها سر میزند
      22 July at 09:26 ·  ·  1 person

    • Reza Tavakoli شهناز خانم سلام ، لاهیجان گردی صفایی دارد همه چیز برای عکاسی سوژه میشود والله !
      22 July at 09:56 ·  ·  2 people

    • Mehregan Fallahkheir به‌به. شهناز خانوم هم در فيس‌بوک تشريف داشتند و من نمی‌دونستم. سلام بر شما.
      23 July at 17:36 ·  ·  2 people

    • Shahnaz Mahmoodi سلام آقای دکتر این انبساط خاطر برشما گوارا باد
      24 July at 12:05 ·  ·  1 person

    • Shahnaz Mahmoodi سلام مهرگان عزیزم منم خوشحال شدم شمارا دیدم میبوسمت
      24 July at 12:07 ·  ·  2 people