سال هاست که با این خانه مأنوس ام؛ خشت خشت آن، نشان هایی روشن از «تاریخ» زادبوم کهنسال مان ـ گیلان ـ را با خود، به همراه دارد و تکه ای بی بدیل از تاریخ ما گیلانیهاست؛تاریخی دور و دراز که یادآور دوران شکوه و شوکت گذشته ی استان یکم است. این خانه، 250 سال قدمت دارد و قدیمی ترین خانه ی شهر زیبا و تاریخی «لنگرود» و یکی از تاریخی ترین بناهای گیلان عزیز و کهنسالمان است. حدود 250 سال پیش، زمانی که «شاه جهان خانم»، سی و پنجمین دختر «فتحعلی شاه قاجار» از همسر پنجاه و سوم اش، به عقد زوجیت خاندان منجم باشی درآمد و در همین خانه ساکن شد، این عمارت به عمارت های دیگری که روزگاری در همین محل، به دست «میرزا مهدی لنگرودی» ـ جد بزرگ خانواده های منجمی و مسیحا و ... ـ احداث شده بود، افزوده شد و از آن تاریخ تا امروز ـ گرچه در زمانه ای خیلی پیش تر از این ها حریقی را نیز از سر گذراند ـ اما خوشبختانه هنوز برجا و پایدار است و همه جوره با زیبایی های بی نظیرش، برایمان طنازی می کند؛ در همین خانه اما زوج فرهیخته ای ساکن اند که در مهربانی و صمیمت، اگر نگویم بی نظیر، کم نظیرند، عبدالباقی معتضد منجمی، حقوقدان مطلع و آگاه گیلانی و از صاحب منصبان پیشین وزارت دادگستری که احاطه ای باورنکردنی بر نسب شناسی و علم الانساب نیز دارد و شرح حال رجال تاریخ معاصر و حتا قبل تر از آن را به خوبی می شناسد و با حافظه ی پویا و ماندگاری که دارد در موارد بسیاری راهنمای من در شناسایی برخی عکس های مربوط به تاریخ گیلان ـ و حتا ایران ـ بوده است و همسرش گیتی خانوم منجمی، فرزند اشرف مشکاتی(شاعره معاصر) و نوه مشکات السلطنه، ساکنان دوست داشتنی این خانه اند و صفا و صمیمت و یکرنگی، همیشه ذر خانه ی شان ، موج می زند و هر بار که به مناسبتی به دیدارشان می روم، تا مدتها خاطرات خوبی هایشان را در ذهنم مرور می کنم ....
ماجرای حمله روسها به گیلان
پاسخ دادنحذفآنطور که از مطالعه تاریخ گیلان بر میآید ;
در پانزدهم ربیع الاول سال ۱۲۲۰هجری قمری ژنرال سیسیانوف فرمانده کل ارتش روسیه در جنگ با ایران، یکی از افسران کارکشته خود موسوم به سرهنگ شفت را مامور تسخیر رشت کرد. کشتی های جنگی روس از طریق تالاب، وارد بندرانزلی شده و در یک حمله برق آسا و غافلگیرکننده این شهر را متصرف شدند. نیروهای نظامی روس پس از اشغال کامل انزلی در اول ژوئیه برابر با چهارم ربیع الثانی همان سال ,پیربازار را نیز به تصرف خود درآورده و درآنجا اقدام به سنگرسازی نموده و در اقدامی ناجوانمردانه شهر رشت و ساکنان بی دفاع و غیرنظامی آن را زیر آتش سنگین توپخانه خود قرار دادند. چون خبر تصرف انزلی و پیربازار به مردم رشت رسید. اهالی رشت درحالیکه با یک دست قرآن و با دست دیگر شمشیر حمل می کردند کفن پوشیده پابرهنه در مساجد و معابر اجتماع نموده و برای جنگ با قوای اشغالگر روس اعلام آمادگی و از حاکم گیلان که میرزا موسی خان منجم باشی لنگرودی بود خواستند که اسباب پیکار را دراختیار آنان بگذارد. میرزا موسی مردم را مسلح نموده و در جنگلهای بین رشت و پیربازار واقع در روستای کنونی پیله داربن به کمین نظامیان روس نشستند. در این هنگام روسها که بی خبر از کمین مجاهدین گیلانی بودند با خیال راحت قصد عبور از پیله داربن و تصرف رشت را داشتند که خود را در محاصره مجاهدین مصمم گیلانی گرفتار یافتند که از هرطرف به سوی آنها آتش می گشودند.
بنابر گزارش ناسخ التواریخ محمد تقی سپهر کاشانی, فقط سرهنگ شفت و عده ای معدود از یارانش از این معرکه جان سالم به در برده به انزلی فرار نموده و با استفاده از کشتی های خود گریختند و بالغ بر هزارتن از نظامیان روس در پیله داربن قتل عام شدند. این جنگ در گیلان به نام جنگ گرده داری نیز معروف شده بود که مردم رشت وپیر بازار تا اوایل دوره مشروطه با لذت و افتخار از آن یاد می کردند.
چندی بعد از این واقعه, ایران ازجنگ اول با روسیه شکست خورد و ماجرای بستن قراردادهای ننگین گلستان وسپس ترکمانچای با روسیه پیش آمد که در پی آن متاسفانه هفده شهرقفقاز از جمله بخش هایی از تالش گیلان از ایران جدا وضمیمه خاک روسیه شدند.
نوشته اند که ; پتر یکم امپراطور نامدار ومقتدرروسیه تزاری درقرن هجدهم میلادی که همواره آرزوی دست یابی به سواحل جنوب وجنوب شرقی دریای کاسپین, یعنی گیلان ومازندران را درسر می پروراند تا از این طریق, به آب های گرم خلیج فارس رسیده و این منطقه را نیز درقلمرو حاکمیت خویش قرار دهد که به آرزویش نرسید وعملی نشد.