‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای باغ ملی لاهیجان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای باغ ملی لاهیجان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

سردرب باغ ملی را از نو بازسازی کنید_آنموقع خیابانهای لاهیجان پیاده راه بود وسط عکس بنظر میرسد خانمی قلاده بدست با سگش از خیابان میگذرد بسیار جالب و خاطره انگیز است. خلوتی خیابانهای شهر مان رادر این تصویر فقط در خواب و رویا میشود دید گاهی فکر میکنم استفاده از ماشین های شخصی بصورت کنونی در خیابانهای شهر باعث چه خسارتهای غم انگیز و سنگینی میشود. باغ ملی زمانی درفصل بهار محل درس خواندن من و دوستان بود ما هم اونجا درس میخوندیم تا هوا تاریک میشد ،اون موقع خلیل نامی سرایدار باغ ملی بود مارو زورکی بیرون میفرستاد تا دررا ببندد




وسط باغ ملی ساختمان و عمارت نسبتآ بلند با شیروانی حلبی وجود داشت که با نمای خشت های سرخ مربعی شکل که درمحله خمیرکلایه لاهیجان توسط برادران فخاری ساخته میشد . ساختمان یا سالن نمایش یا همان سینمای باغ ملی لاهیجان موقعیت غربی شرقی داشت درب ورودیش تقریبآ وسط سالن بطرف شمال بود و جنوبش دیوار کامل بود درب  نداشت ، قسمت شرقی عمارت قسمتی کوچک و دوطبقه با راه پله و نمایی خشتی سرخ رنگ داشت بنظر میرسید اطاق آپارات خانه بود که زمان درس خواندن ما در باغ ملی خلیل سرایدار باغ ملی با همسرش بیتوته میکرد . شیروانی قسمت آپارات خانه سفالی بود .
بیرون ساختمان قسمت شمالی عمارت کافه  شهرداری لاهیجان  بود ودر محوطه ی روباز میزگردچوبی با صندلی های چوب و تخته در قندان بلوری پایه دار از مشتریان با بستنی ثعلبی با طعم گلاب وشربت البالو پذیرایی میکردند

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

سردر باغ ملی






   آنموقع خیابانهای لاهیجان پیاده راه بود. سردرب باغ ملی را از نو بازسازی کنید. وسط عکس بنظر می رسد خانمی قلاده بدست با سگش از خیابان می گذرد. خلوتی خیابانها بسیار جالب و خاطره انگیزاست.الان این خلوتی خیابانهای شهر مان را فقط در خواب و رویا میشه دید گاهی فکر می کنم استفاده از ماشین های شخصی بصورت کنونی در خیابانهای شهر باعث چه خسارتهای غم انگیز و سنگینی میشود. باغ ملی یک زمانی درفصل بهار محل درس خواندن ما بود.  ما اونجا درس می خواندیم تا هوا تاریک بشه ،اون موقع خلیل نامی سرایدار باغ ملی بود مارو زورکی بیرون می فرستاد تا درب را ببندد. وسط باغ ملی ساختمان و عمارت نسبتآ بلند با شیروانی حلبی وجود داشت که با نمای خشت های سرخ مربعی شکل که درمحله خمیرکلایه لاهیجان توسط برادران فخاری ساخته میشد . ساختمان یا سالن نمایش یا همان سینمای باغ ملی لاهیجان موقعیت غربی شرقی داشت درب ورودیش تقریبآ وسط سالن بطرف شمال بود، قسمت شرقی عمارت بنای  کوچک و دوطبقه با راه پله بیرونی بود بنظر میرسید اطاق آپارات خانه بود .همه ی عمارت نمایی خشتی سرخ رنگ داشت  که زمان درس خواندن ما در باغ ملی  خلیل  سرایدار باغ ملی با همسرش بیتوته میکرد . شیروانی قسمت آپارات خانه سفالی بود. بیرون ساختمان قسمت شمالی عمارت کافه شهرداری لاهیجان بود ودر محوطه ی روباز میزهای گرد چوبی با صندلی های چوب و تخته چیده بود و در قندان بلوری پایه دار از مشتریان با بستنی ثعلبی با طعم گلاب وشربت آلبالو روی بستنی پذیرایی میکردند