ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۹, شنبه

درگذشت دکتر سید محمد مستوفی پزشک زحمت کش لاهیجان و دوست و همکار را به خانواده محترم مستوفی ها پزشکان و همکاران و دوستانش تسلیت میگوییم

سید محمد را اولین بار زمان جنگ اوایل دهه شصت درمحوطه اداره تقسیم پزشکان در محله الهه کرمانشاه دیده بودم و چنان صمیمی و گرم زود آشنا برخورد داشت که تا همین اواخر هربار ایشانرا میدیدم کلی گپ میزدیم و از ته دل میخندیدیم . سید محمد روحش شاد باشد  .

۱ نظر:

  1. نوشته دکتر بهمن مشفقی در فیسبوک بمناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر سیدمحمدمستوفی .
    درچهلمین روز خاموشی دوست و همکار عزیز، دکتر امیر مستوفی یادش را با کامنتی از او گرامی می دارم...

    ازاین سوی تلفن همه روزه ، بغیراز روز های جمعه شاد مانه خطاب به او می گفتم : " عظیم زاده هستم قربان! ، تعظیم عرض می کنم ! ...بلافاصله با صدایی گرم وشاد پاسخ می داد : معظم زاده ی اردبیلی هستم قربان ! تعظیم متقابل عرض می کنم! ...

    این ها چیزی نیست که از خاطرم برود، همچنان که یاد و خاطرات مخاطب عزیز از دست رفته، دکتر امیر مستوفی ازیاد رفتنی نیست. کامنت زیر درست یک سال پیش در زیر یکی از پست های من در فیس گذاشته بود از یادگار های اوست :

    ....من زائیده و بزرگ شده تهرانم و از زمانی که یاد دارم و از مرحوم پدرمان بیاد دارم میگفتتند که طهران؟ از زمان رضا شاه کبیر ببعد اسفالت شد و در ضمن چون بچه شمیران هستم در دوران تخصیلم که مدرسه ام خیابان سعد آباد نزدبک کاخ اعلحضرت بود روزانه دوبار شاه را می دیدیم که بدون حتی یک محافظ از کاخ سعد آباد به محل کارشان کاخ نیاوران می رفتند و یعضی اوقات هم می شد که کسانی جلوی ماشین ایشان را که معمولا حودشان رانندگی می کردند می گرفتند و نامه و درخواست خود را به ایشان می دادند. وجالب اینکه در قدیم رسم بود که با دوستان شبهای امتحان بیرون از منزل و در خبابان دریند بخاطر اینکه خوابمان نرود می رفتیم و درس می خواندیم که یکی از آن شبها شاه و ملکه فرح که به کاخ برمی گشتند جلوی ما ایستادند و گفتند خسته نباشید بچه ها که ما دور ماشینشان جمع شدیم و ضمن تشکر یکی از دوستانمان که در حال حاضر در آمریکا ست و فوق تخصص جراحی قلب است به ایشان که سئوال کردند چیزی کم ندارید این دوستمان گفت نور خیابان دربند کمه و برای درس خواندن مجبوریم که زیر یک تیرچراغ برق باشیم. خلاصه ایشان فرمودند که چشم میگم تعداد چراغ ها رو بیشتر کنند . باور کنید که از فرداشب آن شب خیابان دربند نور باران شد.29/5/ 1394
    آری ! ازدل نرود "امیر ما " کزدیده برفت. روانت شاد یادت گرامی باد !
    بیست وهفتم امرداد ماه سال 1395 خورشیدی –لاهیجان- دکتر بهمن مشفقی.

    پاسخحذف