۱۳۹۶ تیر ۲۸, چهارشنبه

از روزی که مقاله خاطرات یک کلاهدوز لاهیجانی نوشته ی علی امیری را در سایت اسناد ملی خواندم ، جرات و شجاعتم زیاد شد پیش خودم فکرکردم وقتی مرحوم غلامحسین یزدان بخش قدسیان توانست خاطره بنویسد پس من هم میتونم.


قبلآ درمحل این دومناره یک مناره خشتی سرسفالی بود، فکرمیکنم دهه چهل تخرب شدو این دومناره اسکلت فلزی ساخته شد.
مناره تکی خشتی قدیمی قطورتر و کمی بلندتربود راه پله تنگ با پله های خیلی بلند داشت چندبار از سر شیطنت بازیگوشی از ان بالا رفته بودم ولی به اهل منزل و مادرم چیزی نگفته بودم می ترسیدم دعوایم بکند و یا به پدرم بگوید که واویلا می شد .
از روزی که مقاله خاطرات یک کلاهدوز لاهیجانی نوشته ی علی امیری را در سایت اسناد ملی خواندم ، جرات و شجاعتم زیاد شد پیش خودم فکرکردم وقتی مرحوم غلامحسین یزدان بخش قدسی توانست خاطره بنویسد پس من هم میتونم.

اوایل دهه سی بچه دبستانی بودم می رفتیم بازار چه خومرکلا تنقلات بخریم ،گاهی اتفاقی از جلوی قهوه خانه بزرگ رد میشدیم گاه گاهی آدم هایی روی تخت های بیرونی قهوه خانه برادران محمد آقا و احمد آقای نصیری نشسته بودند با وافور و منقل کوچک حلبی و سینی زیرش تریاک دود میکردند ، آنموقع این چیز ها آزاد بود هنوز قانونی غدقن نشده بود 

آبسی تریاک یا، آب و بسی تریاک صبح نزدیکه پلا موشته بکن بزن تی خیکه ،سید عباس موذن خمیرکلایه پدر ناصر آقا ، درماه رمضان سحرنزدیک اذان صبح از بالای منار خشتی مسجد تکیه خومرکلا چندین بار تکرار میکرد و بعداز مدتی کوتاه اذان صبح میگفت .اذان گفتن سید عباس نجار بدون بلند گو بود اصلآ برق شهری متداول نشده بود وکسی از وجود بلندگوی برقی چیزی نمیدانست.

بچه که بودیم ماه رمضان که میشد چند شبی صحری از صدای رادیو ومناجات سیدجواد ذبیحی بیدار میشدیم و کنجکاو بودیم میخواستیم بدانیم  موقع سحری چه خبر است و چیکار میکنند. اگرهم روز بعدش روزه میگرفتیم پدرم بعداز افطار بما پول نقد میداد و برای ما باصدای بلند دعا میکرد و از ما تعریف میکرد .

اوایل دهه سی بعد از جریان بیست هشت مرداد و بازگشت دوباره محمدرضا شاه ودستگیری مصدق و فراری دادن توده ای ها مردم پول رایج ، سکه و اسکناس رامخفی میکردند ، بجای سکه به ماکوپن مقوایی میدادند که طول و عرض دوسه سانتی داشت پشت روی آن مهر داشت که ارزش آن و اسم آدم های معتبر توضیح کننده نوشته شده بود ..از جمله  اسم و مهرحسن اسلام نظر که آنموقع ساکن محله خمیرکلایه نزدیک بازارچه منجمی بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر