شهــــــــــر خاطره ها
شهرمن شهر دل انگیز و پراز خاطره هاست
شهر من شهر فروخفته در حادثه هاست
جنگلش سبز ولی خونباراست
دفترش سرخ بسی پرباراست
شهر من شهر تاریخ کهنسال شمال
شهر ابریشم و مردان گمنام هنرمند
سفال کوچه باغش
همه شعر وعده گاهش
همه عشق پشت هر پنجره ای مهر و صفا می روید
سینه بوته افسرده چای
قصه غمزده توطئه ها
می گوید پای زخمی درون گل و لای
روی خاکستر آتشکده ها می پوید شهر من
شهد شفا شهر من
مهد وفا
عباس فتحی زاده
 |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر